عکس| اکبر عبدی ۲۵ سال پیش در نقش «ببولی»؛ هم‌بازی شدن با سیامک انصاری، لیلی رشیدی و نگار جواهریان بهمن ۱۳۸۰

عکس| اکبر عبدی ۲۵ سال پیش در نقش «ببولی»؛ هم‌بازی شدن با سیامک انصاری، لیلی رشیدی و نگار جواهریان بهمن ۱۳۸۰

اکبر عبدی در نمایش «دیوان تئاترال» (تئاتر شهر- ۱۳۸۰) نقش «ببولی» را بر عهده داشت. نمایشی که محمود استادمحمد، نمایشنامه‌نویس و کارگردانش در مورد آن چنین نوشته بود: «... این نمایش ضد عشق است، اهل فراق و هجران نیست، نام عاشقش «داش مش ببول» است، عاشقی که تیشه فراق را بر فرق سر نمی‌کوبد، راهی بیستون می‌شود، بیستون را می‌شکند، قداست فراق عشق را انکار می‌کند و یک دروغ تاریخی را فرو می‌ریزد...»

کد خبر : ۳۰۸۵۹۳
بازدید : ۱۷

«دیوان تئاترال» دومین اثری بود که زنده‌یاد محمود استادمحمد؛ نمایشنامه‌نویس و کارگردان مطرح تئاتر ایران، بعد از بازگشت به ایران روی صحنه برد. او سال ۱۳۸۰، این اثر را که قصدش آشنایی‌زدایی از داستان «شیرین و فرهاد» نظامی گنجوی به عنوان یکی از داستان‌های معروف ادبیات ایران بود در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد. 

2

داستان «دیوان تئاترال» از جایی شروع می‌شود که: «شهر هفت‌دروازه، دچار قحطی شده‌ و چشمه‌ها خشکیده و قنات‌ها از رمق افتاده‌اند. پیران شهر می‌دانند که دشت و دامنه کوه بیستون منطقه‌ای آب‌خیز است و در آن کوه، سنگتراشی به نام فرهاد زندگی می‌کند و باز پیران شهر می‌دانند که در شهر هفت‌دروازه، جوانی هست که سخت به یکی از دختران آبادی عاشق است. پس از فرصت استفاده می‌کنند و عروسی با آن دختر را منوط به آب بیستون می‌کنند؛ جوانک باید برود و با کمک فرهاد قصه‌ها قناتی حفر کند و آب کوه بیستون را به وسیله قنات به شهر هفت‌دروازه برساند....» 

3

محمد استادمحمد در اجرای این اثر نمایشی از حضور اکبر عبدی (ببولی)، آزیتا لاچینی (خانم بالا)، افسانه چهره‌آزاد (بی‌بی‌گلنسا و قاصدک ۲)، سیامک انصاری (میراب)، نگار جواهریان (آفتاب)، لیلی رشیدی (مهتاب)، شراره یوسف‌نیا (سرور و قاصدک ۳)، فرزین صابونی (پهلوان)، فرزین سمیعی (یاقوت)، علیرضا محمدی (فرهاد)، معصومه حسینی (قاصدک ۱)، رضا علوی (وزیر و جارچی)، المیرا عبدی (خواهر سرور)، محمود لاچینی (همسرا) و سعید تهرانی (شاه) روی صحنه بهره برد. محسن شاه‌ابراهیمی طراحی صحنه، مهری عطایی طراحی لباس و سعید تهرانی سرپرستی گروه موسیقی و تنظیم موسیقی نمایش «دیوان تئاترال» را بر عهده داشتند. 

4

رامتین شهبازی، منتقد باسابقه تئاتر درباره اجرای نمایش «دیوان تئاترال» نوشت: «او (محمود استادمحمد) در این اثر («دیوان تئاترال») به سوی داستان‌ها و متل‌های ایرانی می‌رود. داستان‌هایی که اگرچه پیرنگی آشنا و به ظاهر تکراری دارند، اما سینه‌به‌سینه توسط نیاکان ما نقل شده و به ادبیات و هنر امروز راه یافته‌اند.

استادمحمد در این اثر به زبانی نزدیک می‌شود که قبل‌تر بیژن مفید نیز آن را آزموده بود. زبانی که در قالب تمثیل به مسائل کلی انسانی می‌پردازد و همین‌گونه نگاه سبب می‌شود حرف این نمایش از زمان ماضی آغاز و تا به حال امتداد یابد. یکی از مشخصات کلی این‌گونه آثار وابستگی و وفاداری فراوان به داستان و شیوه روایت داستانی است. این‌گونه نمایش -علی‌رغم قدمت خود- می‌رفت که به دست فراموشی سپرده شود، ولی استادمحمد از معدود نویسندگانی است که زبان خاص این‌گونه آثار را به خوبی می‌شناسد و برای هدف خود بدان تمسک می‌جوید.» 

5

محمود استادمحمد در بخشی از یادداشت بروشور این نمایش چنین آورده است: «زمان وقوع اتفاق «دیوان تئاترال» از دوره خسروپرویز است تا عصر گفتمان و در این میان می‌خواهد بگوید: فرهاد پیکرتراش، آن هنرمند کوه‌کن‌شده، هرگز عاشق شیرین نبوده است. نام نخست این نمایش «دیوان تئاترال شیرین و فرهاد» بود، ولی از آوردن نام عاشقان و کلمه عشق در عنوان نمایش ترسیدم و گمان می‌کنم حق داشتم از تداعی نام نمایش‌های عاشقانه و عارفانه بترسم. از طرفی، اگر مراد از کلمه عشق، این معنای متداول باشد، باید بگویم این نمایش ضد عشق است، اهل فراق و هجران نیست، نام عاشقش «داش مش ببول» است، عاشقی که تیشه فراق را بر فرق سر نمی‌کوبد، راهی بیستون می‌شود، بیستون را می‌شکند، قداست فراق عشق را انکار می‌کند و یک دروغ تاریخی را فرو می‌ریزد. به همین دلیل گفتم این نمایش را دوست دارم، اجرایش را، بازیگرانش را دوست دارم و از لحظه لحظه صحنه و پشت صحنه‌اش لذت می‌برم.»

6

منبع: خبرآنلاین

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید