با مشت و لگد کودک 18 ماهه را کشتم!

با مشت و لگد کودک 18 ماهه را کشتم!

ناپدری سنگدل به قتل کودک 18 ماهه با مشت و لگد اعتراف کرد .
کد خبر: ۲۹۵۹۰
بازدید : ۱۹۹۳
۲۷ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۸
ناپدری سنگدل به قتل کودک 18 ماهه با مشت و لگد اعتراف کرد .
 
به گزارش خراسان، فرمانده انتظامی استان خراسان گفت: هجدهم آبان  امسال زن ومردی  دختر بچه 18 ماهه ای را برای مداوا به  بیمارستان امام رضا(ع) بیرجند آوردند که تلاش پزشکان به دلیل شدت جراحات وارده در بیمارستان نتیجه نداد و کودک جان سپرد.
 
سردارشجاع افزود: با توجه به جراحات وارده بر تن دختر بچه پزشکان موضوع را به ماموران مستقر در بیمارستان اطلاع دادند که ماموران برای بررسی دقیق تر موضوع  کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی استان را از موضوع مطلع کردند.
 
وی ادامه داد: با توجه به توضیحات پزشکان و آثار به جا مانده برتن دختر بچه 18 ماهه ظن قتل این کودک برای ماموران قوت گرفت .وی عنوان کرد: (مادر کودک) در بیمارستان به کارآگاهان گفت که فرزندم هنگام بازی داخل جوی آب افتاده و من به همراه همسرم او را سریع به بیمارستان آوردیم اما فرزندم را از دست دادم.
 
فرمانده انتظامی استان  خراسان جنوبی اظهار داشت : با وصول جواب پزشکی قانونی علت فوت کودک 18 ماهه وارد آمدن ضربه های مختلف به  بدن او اعلام شد که بر این اساس دستور دستگیری مادر و پدر کودک  صادر شد.
 
سردارشجاع افزود: مادر کودک در اظهارات خود گفت که کمتر از 9 ماه است که از همسر اولم جدا شده ام و از او دو فرزند دارم، فرزند بزرگم با پدرش زندگی می کند و فرزند کوچکم (مقتول) نیز با من زندگی می کرد. مدتی پیش با همسر دومم ازدواج کردم که او هم از ازدواج اول خود دو فرزند دارد.  
 
او فرزند مرا مانند فرزندان خودش دوست داشت. فرزندم هنگام بازی به داخل جوی آب سقوط کرد و من به همراه شوهرم او را برای مداوا به بیمارستان بردیم .در ادامه بازجویی از شوهر این زن (پدرناتنی مقتول) انجام شد که او هم سخنان مادرمقتول را تکرار کرد.
 
وی اضافه کرد: اما با توجه به مستندات و گواهی پزشکی قانونی در یک بازجویی نفس گیر سرانجام مادر مقتول لب به اعتراف باز کرد و گفت در منزل مشغول کار بودم که یکدفعه صدای گریه  فرزندم بلند شد و وقتی داخل اتاق آمدم او گریه می کرد بنابراین برای ساکت کردنش بیرون رفتم تا از مغازه برای او تنقلات بگیرم . وقتی برگشتم شوهرم در منزل بود و گفت حال بچه خوب نیست فکرکنم تشنج گرفته است که به همراه شوهرم او را به بیمارستان منتقل کردیم.
 
در ادامه ، بازجویی از ناپدری 28 ساله مقتول انجام شد. او که نگاهش به سنگفرش اتاق جنایی دوخته شده بود و نیم نگاهی هم به دستبند قانون می کرد پس از سکوتی طولانی لب به اعتراف گشود وگفت: بچه در آشپزخانه بود و گریه می کرد.
 
مادرش در قسمتی از منزل مشغول کار بود و گریه او امانم را بریده بود. لگدی به پشت او زدم که با سر روی موکت افتاد ، دیگر نمی دانم چرا ادامه دادم . بچه جای خودش را کثیف کرده بود، من او را بلند کردم و روی تشک گذاشتم که مادرش با شنیدن صدای گریه به اتاق آمد و به او گفتم برو از مغازه برایش چیزی بگیر و او رفت.
 
نمی دانم چه شد فقط یادم می آید که یک مشت به شکم بچه کوبیدم که از حال رفت و من هم به در منزل رفتم و مادرش را مطلع کردم و وقتی او را به بیمارستان بردیم ادعا کردیم که او هنگام بازی داخل جوی آب افتاده است.هرگز فکر نمی کردم که بچه کشته شود.
 
شب ها از عذاب وجدان خوابم نمی برد و تصویر بچه جلوی چشمانم است ،نمی دانم چرا طفل معصوم را کشتم ؟سردار «شجاع» در پایان گفت : با حضور بازپرس ویژه قتل ،کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی استان و متهمان ، صحنه جرم بازسازی و سپس  متهمان تحویل مقامات قضایی شدند.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه