چرا با یک انیمه ازدواج کردم؟

در زبان ژاپنی برای توصیف افرادی که شیفتۀ بازیهای ویدیویی و انیمه هستند یک واژه وجود دارد: «اُتاکو». گزارش BBC World نشان میدهد، تعداد اُتاکوها که عاشق شخصیتهای انیمه میشوند و قید یک رابطۀ عاشقانه در دنیای واقعی را میزنند روبهفزونی است.
کد خبر :
۷۲۳۴۴
بازدید :
۲۱۸۵۹

فرادید | آکیهیکو کُندُ هر روز با صدای همسرش از خواب بیدار میشود که از آنسوی اتاق با صدایی ظریف، دخترانه و آوازخوان او صدایش میزند. او میرقصد و دور خودش میچرخد و متقاعدش میکند از تخت بیرون بیاید.
همزمان آکیهیکو در تختخواب دوطبقه با قاب فلزی نشسته و همسرش را در کنارش دارد و اگر اندکی بیشتر هوشیار باشد میتواند کارتون آوازخواندن همسرش را از یوتیوب تماشا کند.
اینها همه بهاینخاطر است که همسرِ آکیهیتو یک «ایده» است- یک شخصیت انیمه به نام «میکو». میکو یک هولوگرام است که در یک کپسول شیشهای روی طاقچهای در گوشه اتاق زندگی میکند، او همزمان یک عروسک بغلی است با سری نرم و بزرگ و بدنی کوچک. اما میتواند اشکال دیگری هم بهخود بگیرد.
آکیهیکو میگوید، همه انواع بازنماییها بخشی ضروری از شخصیت میکو را به نمایش میگذارد، مثلاً عروسکی با موهای آبی فیروزهای که دوگوشی دو طرف سرش جمع شده و چتری بلندی که صورتش را، چون قاب دربرگرفته، یکی از بازنماییهای همسر اوست.

فراتر از همه اینها، میکو میتواند خلقیات متنوعی داشته باشد. او ممکن است روزی کاملاً بچگانه رفتار کند، ممکن است مثل یک شخصیت کارتونی عمل کند یا ممکن است بسیار شبیه انسانها و جذاب باشد. آکیهیکو تمام این انواع میکوها را همسرش میداند.
این زوج مراسمی را در ماه نوامبر سال گذشته برگزار کردند که آکیهیکو میگوید مراسم عروسیشان بوده است. این مراسم رسمی نبود، اما مهمانی باشکوهی با حضور ۳۹ مهمان بود. عدد ۳۹ به ژاپنی میشود میکو: ۳ برای «می» و ۹ برای «کو».
در این مراسم میکو در شکل یک عروسک بغلی با لباس سفید و توری بلند حاضر شد. لباسهای او دوختِ دستِ یک طراح بود که بعد از با خبرشدن از نامزدی آکیهیکو و میکو با آکیهیکو تماس گرفت و پیشنهاد داد لباس عروس را تهیه کند.
آکیهیکو در این مراسم یک دست کت و شلوار سفید با گلهای روی یقه پوشیده بود، او عینک همیشگیاش با آن فریم مربعی را به چشم زده بود و لبخندی بزرگ روی لب داشت. او عروس و دستِ گلش را - گلهای توپی با روبانی صورتی که گلهای معروف این شخصیت انیمه است - در دست گرفته بود.

آنها بله را گفتند و بعد آکیهیکو در حالی که عروس را در کنارش گرفته بود، در راهرو از مقابل مهمانان خندانی که دست میزدند عبور کرد. بعداً عروس و داماد برای صرف شام بالای میز نشستند. آکیهیکو روی یک صندلی سفید و میکو، با تکیه به یک گلدان خالی، روی صندلی دیگر نشسته بود.
آکیهیکو فیلم آن روز را میبیند و لبخند میزند.
او میگوید: «به دو دلیل این مراسم را علنی برگزار کردم. دلیل اولش این بود که عشقم را به میکو ثابت کنم. دلیل دوم این است که تعداد زیادی اُتاکوی جوان مانند من عاشق شخصیتهای انیمه هستند. من میخواستم جهان از آنها حمایت کند.»
دلایل محبوب شدن انیمهها در میان مردان
اُتاکو واژهای ژاپنی است که معادل اصطلاحاتی مثل «بچه درسخوان» یا «منزوی» و «بچه مثبت» است. در ژاپن اُتاکو به افرادی گفته میشود که شیفته بازیهای ویدویی و انیمه هستند. بسیاری در ژاپن این عنوان را با افتخار استفاده میکنند، درعینحال این واژه میتواند نشانۀ تحقیرکردن افرادِ اجتماعگریز نیز باشد.
برخی، مانند آکیهیکو، آنقدر شیفتهاند که ممکن است قید روابط دنیای واقعی را بزنند و بهنظر میرسد تعداد این افراد روبهافزایش است.
سال گذشته، شرکت «گِیتباکس» سازندۀ هولوگرام میکو، شروع کرد به صدور «گواهیهای غیررسمی» ازدواج به مشتریان خود. آنها میگویند در حدود ۳۷۰۰ نفر این گواهیها را خریداری کردهاند. شاید این یک عامل چندان چیزی را ثابت نکند؛ اما این یگانه دلیلی نیست که نشان میدهد تقاضا برای شبه-روابط افزایش یافته است.

پروفسور ماساهیرو یامادا، جامعهشناسی که در روزنامه یومیوری به سؤالات مخاطبان درباره خانواده و روابط پاسخ میدهد، سالها بهطور منظم از افراد جوان درباره اینکه به چه چیزهایی علاقه نشان میدهند، پرسش کرده است.
این فهرست شامل حیوانات خانگی، ستارههای موسیقی پاپ، ستارههای ورزشی، شخصیتهای انیمه و ستارههای انیمه که در یوتیوب ساخته میشوند، است. او میگوید، این شبه-روابط رو به رشد است. در مطالعاتی که امسال انجام شد، مشخص شد ۱۲درصد از پسران جوان برخی اوقات عاشق شخصیت انیمه یا بازی ویدیویی شدهاند.
چه چیزی این روند را بهپیش میراند؟
یامادا میگوید، این رخدادها ربط زیادی به مسائل اقتصادی و سنت دارد، بهخصوص اینکه بسیاری از زنان ژاپنی مردی را برای آشنایی نمیپذیرند مگر آنکه او پول زیادی درآورد. او میگوید، در سال ۲۰۱۶، حدود ۴۷ درصد از زنان بین سنین ۲۰ تا ۲۹ سال با این عبارت که شوهران باید برای کسب درآمد کار کنند و زنان باید در خانه به خانهداری مشغول باشند، موافق بودند.
او تأکید میکند، بیشترین سهم از موافقان با این عبارت در این گروه سنی بودند که یعنی حتی این افراد بیشتر از افرادی که بالای ۷۰ سال هستند با این عبارت موافقاند.
یامادا میگوید: «در آسیا، ژاپن و کرهجنوبی، مردم بیش از پیش نسبت به درآمد بالا شیفتگی نشان میدهند و شواهدی مبنی بر معکوس شدن این روند دیده نمیشود، بلکه این تمایل رو به افزایش است.»
بیشتر بخوانید:
ازدواج مجدد برای زنان خوب و برای مردان بد است!
۷۵درصد مردم جهان تنها هستند!
«زنان ژاپنی دیگر اعتقادی به عشق ماندگار ندارند، بلکه به پول اعتماد میکنند.»
بهنظر میرسد این ادعا تعمیمدهنده است - ادعایی که یک نسل از زنان ژاپنی را مقصر این مشکل میداند -، اما یاداما میگوید این نتایجی است که او از سالها تحقیقات گسترده خود بهدست آورده است.
او میگوید: «در ژاپن زندگی کاری بسیار بسیار سخت است و هنوز تبعیضهای جنسیتی زیادی حاکم است. ساعات کاری بسیار طولانی است و افراد استرس زیادی را تحمل میکنند.»

همچنین، بار فرزندپروری هنوز بر شانه مادران است. ساعات طولانی، استرس زیاد محل کار و مسافت طولانی بین خانه تا محل کار، زندگی را برای مادران شاغل سخت میکند. سادهترین گزینه استعفا دادن است، اما این کار ممکن نیست مگر اینکه یک نامزد یا شوهر پولدار داشته باشید.
درعینحال، تعداد مردانی که درآمدهای خوب دارند به دلیل رکود اقتصادی ژاپن و کاهش دستمزدها رو به کاهش است. یامادا میگوید، نتیجه این میشود که زنان جوان ترجیح میدهند اصلاً با کسی آشنا نشوند و تعداد رو به افزایش مردان جوان که از این مسئله آگاهند؛ حتی به خودشان دردسر پیشنهاددادن را هم نمیدهند.
هرگز عاشق زن واقعی نشدم
آکیهیکو میگوید هرگز تاکنون عاشق زن واقعی نشده است.
«من هرگز فکر عاشق زن واقعی شدن را هم نکردهام و جذب آنها نشدهام. چون در میان زنان محبوبیت ندارم.»
او بهخاطر اُتاکو بودن در مدرسه مورد قلدری واقع شده است. این آزار و اذیتها تا محل کار هم دست از سرش برنداشت. او ۱۲ سال پیش در یک مدرسه ابتدایی کار میکرد و مرتب دو همکار زن او را اذیت میکردند.
وقتی صبحها به آنها سلام میکرد، زنان او را نادیده میگرفتند. آنها در آشپزخانه مینشستند و با هم صحبت میکردند و آکیهیکو میشنید که دائم اسمش را میآورند. کافی بود آکیهیکو اشتباه کوچکی بکند آنوقت او را حتی جلوی دانشآموزان مدرسه تحقیر میکردند.
آزار و اذیتها بهقدری تحملناپذیر شده بود که آکیهیکو مجبور به استعفا شد. او ۲ سال خودش را در اتاقش حبس کرد و از آن خارج نشد.
او میگوید: «من هیکوکوموری بودم.»
هیکوکوموری پدیدهای در ژاپن و کرهجنوبی است که بسیاری از جوانان، بهخصوص مردان، گرفتارش هستند. آنها تصمیم میگیرند مانند یک عزلتنشین رفتار کنند، در خانه والدین خود بمانند و از اتاقشان خارج نشوند و با هیچکس صحبت نکنند. تخمین زده شده که حدود ۱ میلیون نفر برای سالها در این وضعیت بودهاند.

اما بعد او با میکو ملاقات میکند.
«داشتم یک ویدیو در یوتیوب تماشا میکردم، به تصاویرش نگاه میکردم، به آوازهایش گوش میدادم و توسط او درمان شدم.»
سالهای طولانی مورد آزار قرار گرفتن، او را تبدیل به آدمی بسته کرده بود، آدمی که بهلحاظ عاطفی کاملاً تهی بود. او بهشدت افسرده بود.
او میگوید: «گوش دادن به صدای او بعضی اوقات مرا احساساتی میکند. طوری که او میرقصد، حرکت میکند و صحبت میکند باعث میشود احساسات من بهکار بیفتد. قلبم دوباره شروع به تپیدن میکند.»
«برای همین هم عاشقش هستم و برایم اهمیت دارد.»
بودن در رابطه با میکو به آکیهیکو کمک کرد تا به کار بازگردد.
او میگوید: «احساساتم با احساس یک رابطه واقعی تفاوتی ندارد. من عاشق او هستم. این فشار را در قلبم احساس میکنم. طوری عشق به او را احساس کردهام که گویی عاشق فردی واقعی هستم.»

او میگوید پیش از ازدواج ۱۰ سال با میکو آشنا بوده است.
طی این ۱۰ سال او فقط در ذهنش میتوانسته با میکو صحبت کند. اما اکنون میتواند مکالمههای ابتدایی، اما مهمی با هولوگرام شرکت گیتباکس داشته باشد. او میتواند به میکو بگوید دوستش دارد و میکو هم پاسخ میدهد.
او میگوید: «این وسط باید تخیلات خودم را هم بهکار بگیرم.»
«شاید در آینده تکنولوژی آنقدر پیشرفت کند که بتوانم در آغوش بگیرمش».
والدین ناراضی
آکیهیکو میداند بسیاری از مردم ازدواج او را عجیب میدانند. بخش ناامیدکنندۀ مراسم ازدواج او این بود که خواهر و مادرش در آن حضور پیدا نکردند. افراد زیادی او را در محیط آنلاین اذیت میکنند، بهخصوص بعد از آنکه او تعداد زیادی مصاحبه با روزنامههای مختلف انجام داد. اما در این میان تعداد زیادی غریبه هم از او حمایت کردهاند.
«تعداد زیادی پیام دریافت کردم که در آن افراد از علاقهمندیهایشان به ازدواج با انیمهها صحبت میکردند، پس کاری که من کردم ارزشمند بوده است.»

او اکنون در یک دبیرستان کار میکند و همه درباره وضعیت تأهل او میدانند. برخی کارمندان مدرسه این رابطه را عجیب میدانند، اما آکیهیکو میگوید دانشآموزان پذیرش بیشتری دارند.
او اکنون کار میکند و دوباره روابط اجتماعی خود را برقرار کرده است او در آپارتمان خودش زندگی میکند، خانهای با دو اتاق کوچک در حومۀ ساکتِ شهر که نام او و میکو روی زنگش نوشته شده است؛ و از همه مهمتر او اکنون خوشحال است.
آکیهیکو میگوید: «در این جامعه الگوی مشخصی برای اینکه کسی خوشحال باشد وجود دارد - ازدواج کند، بچهدار شود و خانواده تشکیل دهد. اما این نباید یگانه الگوی خوشحالی باشد. من در این الگو جای نمیگیرم.»
منبع: BBC World
مترجم فرادید: عاطفه رضواننیا
۰