کرونایی که به سیاست زد

کرونایی که به سیاست زد

به نظر می‌رسد که اگر هم هشداری داده شده، با توجه به وضعیت موجود، چندان اثر بخش نبوده و چنان که مشاهده می‌کنیم واکنش اکثر رهبران جهان در رابطه با همه گیری ویروس کرونا تقریباً به هم شبیه است.
کد خبر: ۷۹۲۹۵
بازدید : ۴۱۵۶
۲۷ فروردين ۱۳۹۹ - ۲۳:۵۱
کرونایی که به سیاست زد
 
بیل گیتس در سخنرانی خود در سال ۲۰۱۵ با اشاره به جمعیت روزافزون جهان، عنوان کرد که "اگر در دهه‌های آینده میلیون‌ها انسان کشته شوند، این نه به‌واسطه جنگ که به‌واسطه ویروس خواهد بود… ما سرمایه‌گذاری ناچیزی در مواجه‌ها با پاندمی‌ها انجام داده‌ایم".
 
در ادامه این سخنرانی گیتس گفته بود که ویروس ابولا تنها یک هشدار بود تا برای ویروس‌های جدید حاضر شویم. گیتس تنها داده‌هایی را که دانشمندان علوم زیست‌شناسی پیش‌تر در مقاله‌ها گنجانده بودند را عمومی‌کرد.
 
ده سال قبل از این سخنرانی، در پشت درها، جورج بوش پسر از امکان به وجود آمدن یک پاندمی واقعه سخن گفته و اقدامات اولیه‌ای در مواجهه با آن در نظر گرفته بود. در این مقاله تلاش می‌شود که اتفاق‌هایی که در عرصه سیاست و اقتصاد جهان در حال روی دادن است را به صورت اجمالی بررسی کرده و برآیندی از احتمالات پیش رو در عرصه سیاست به دست دهیم.

از مابقی نقاط جهان خبر چندانی در باره اینکه چه سیاستمدارانی پیش‌تر هشداری برای پیشگیری از بیماری داده بودند، مخابره نشده است. اما به نظر می‌رسد که اگر هم هشداری داده شده، با توجه به وضعیت موجود، چندان اثر بخش نبوده و چنان که مشاهده می‌کنیم واکنش اکثر رهبران جهان در رابطه با همه گیری ویروس کرونا تقریباً به هم شبیه است.

تقریباً تمامی رهبران جهان وضعیت موجودی که در آن گرفتار آمده‌اند را به شرایط جنگی همانند دانسته و اقدامات خود را در راستای انجام جنگ قلمداد کرده‌اند؛ جنگی که سربازانش پزشکان و پرستاران هستند. لیکن نه "سربازان" برای جنگ حاضر بودند و نه "فرماندهان". جنگ، اما تبعات خود را خارج از بیمارستان‌ها و در حوزه اقتصاد و سیاست بر جای می‌گذارد.
 
کرونایی که به سیاست زد
اقتصاد
یک‌سوم تولیدات جهانی در چین انجام می‌شود؛ ولی پیدایی این ویروس، تأخیری جدی در تولیدات این کشور به وجود آورد و این اولین ضربه به اقتصاد کشور‌های جهان بود. با گسترش ویروس دامنه این ضربه افزایش یافت و بیشتر کشور‌ها و صنایع جهان را فراگرفت. حتی طلا نیز از این وضعیت جدید اقتصادی بی‌نصیب نماند.
 
بازار نفت یکی از شدیدترین شوک‌های تاریخ خود را تجربه کرد. بازار‌های سهام همه در وضعیت قرمز قرار گرفتند. شرکت‌های چندملیتی تصمیم به تعطیلی برخی از شعب خود و اخراج برخی از کارکنانشان گرفتند. این همه جهان را در یک شرایط جدید اقتصادی فرو برد.

درنتیجه دولت‌ها برای عبور از این شرایط تصمیمات مالی جدیدی اتخاذ کردند. علیرغم این تصمیم‌ها و به خاطر تغییر در نحوه عرضه و تقاضا، برخی از کارخانه مجبور به تعدیل نیرو شدند. صنعت توریسم یکی از شدیدترین ضرر‌ها را تجربه کرد، ضرری که تبعات آن تا دو سال دیگر همچنان ادامه خواهد داشت.
 
این عوامل سبب شد تا بیکاری در همه کشور‌های جهان افزایش یابد، وزارت کار آمریکا در دو هفته آغازین شیوع این بیماری در کشور، بیشترین میزان بیکاری در تاریخ خود را ثبت کرد، حدود ۱۰ میلیون نفر.

بسیاری از کشور‌های درحال‌توسعه مانند ترکیه به خاطر وجود مشکلات اقتصادی‌ای که با آن دست به گریبانند، نتوانستند مقررات جدی و سختی را اتخاذ کنند و اولویت را به تداوم تولید و ادامه حیات اقتصادی دادند.
 
اما کلمبیا که سیستم درمانی ضعیفی دارد تصمیم به قرنطینه ملی گرفت و بار گران فشار اقتصادی را به جان خرید. همچنین، ونزوئلا نیز با وجود اقتصاد بسیار وخیم خود تصمیم به قرنطینه کشور گرفت.

پیش‌بینی‌ها حکایت از آن دارند که رکود بر اقتصاد جهان حاکم خواهد شد و وضعیت اقتصادی شاید حتی به وضعیت بدتری از جنگ جهانی دوم برسد. در این شرایط کشور‌ها تدابیر مختلفی اعم از چاپ پول، تغییر نرخ بهره را اتخاذ می‌کنند.
 
تدابیر سوسیالیستی نیز یکی از گزینه‌های جدی پیش روی دولت‌ها است (حزب چپ‌گرای اسپانیا در حال بررسی طرح پرداخت حقوق پایه به همه افراد کشور است). حتی بولنت گلتکین یکی از اولین کسانی که خصوصی‌سازی را در ترکیه تئوریزه کرد امروز بر آن است که فرایند ملی شدن دوباره صنایع باید اجرا شود.
 
کرونایی که به سیاست زد
نظامی شدن و مسلح شدن
دولت‌ها برای اجرای قرنطینه عموماً از نیرو‌های انتظامی و بعضا نظامی استفاده کردند. این خود ترس و نگرانی را در بخشی از جامعه و آرامش را در میان عده‌ای دیگر به وجود آورد. دولت‌ها دستورات متفاوتی به نیرو‌های نظامی دادند و پلیس نیز این دستورات را با شیوه‌های متفاوتی به اجرا گذاشت، در هندوستان پلیس به‌تندی در مقابل افرادی که قرنطینه را رعایت نمی‌کردند ایستاد، اما نیرو‌های پلیس در اسپانیا با ملایمت مردم را تشویق به خانه‌نشینی کردند. در فیلیپین رئیس‌جمهور دستور شلیک به مردمی که در امور عمومی مداخله می‌کنند را صادر کرد.
 
در مناطقی مانند ایتالیا که قرنطینه‌ها طولانی شده است، نگرانی از پیدایی گنگ‌های خرابکار و مافیا جدی است. ازاین‌رو دولت در مقابل مراکز خرید پلیس مستقر کرده است. این نگرانی، به‌ویژه در شهر‌های بزرگ آمریکا نیز وجود دارد و میزان خرید اسلحه به وضعیت نگران‌کننده‌ای رسیده است.

احتمال آن می‌رود که در چنین جهان نظامی شده‌ای، با بیماری و بیماران به‌مثابه "تروریست" رفتار خواهد شد و برای مقابله با آن‌ها در مکان‌های عمومی دوربین‌های دماسنج نصب خواهد شد. چنان‌که امروز در بسیاری از محل‌های پرتردد از این سیستم استفاده می‌شود و همان گونه که مردم به بازرسی بدنی در فروشگاه‌ها بعد از ۱۱ سپتامبر عادت کردند به این نیز عادت خواهند کرد.
 
در کنار این عمل همچنان که در کره جنوبی و چین شاهد بودیم، برنامه‌های مختلفی برای انتقال اطلاعات بدن به نهاد‌های مختلف در تلفن‌ها و ساعت‌ها تعبیه خواهد شد و این بار نه رفتار که حتی الگوریتمی از واکنش‌های بدن به داده‌ای برای دولت‌ها تبدیل خواهد شد.

جهانی‌شدن، مرز و مهاجرت
"ویروس چینی" لقبی است که بخشی از سیاستمداران آمریکایی به کرونا داده‌اند و حتی ترامپ در نشست جی-۲۰ از احتمال شکایت علیه این کشور خبر داد. دولت چین نیز ارتش آمریکا را به صادرکردن این ویروس متهم کرد.
 
درحالی‌که در میان دولت‌ها بدبینی‌ها نسبت به یکدیگر در حال افزایش است، توده‌های مردم نیز نگرانی‌های خود را به شیوه‌های گوناگونی نشان می‌دهند، و براساس برخی از گزارش‌ها در شهر قونیه ترکیه، شهروند افغانی را با گفتن این‌که "این‌ها ویروس را به کشور می‌آورند" چاقو زدند.

بعد از مشاهده ویروس در ونزوئلا و اعلام قرنطینه ملی، حدود دو میلیون نفر از شهروندان این کشور به سیاست‌های اقتصادی مجدداً معترض شدند و بخشی از آن‌ها در جستجوی غذا، وارد کلمبیا شدند. اما روند مهاجرت در جهان به‌واسطه نبود وسایل نقلیه، بسته شدن و کنترل مرز‌ها رو به کاهش است و همزمان برای دولتمردان ایده مرز نیز برجسته شده است.
 
چنان‌که کشور‌های اروپایی مرز‌های خود را برای مواجه با این ویروس بدون در نظر گرفتن قرارداد‌های قبلی به روی کشور همسایه خود بستند. بسته شدن مرز‌ها در اروپا، اما نشان از مشکلی عمیق‌تر دارد. بعدازآنکه ایتالیا در ابتدای مارس از اتحادیه اروپا تقاضای کمک کرده و جوابی به آن داده نشد، عضو مجلس نمایندگان ایتالیا، فابیو رامپلی، پرچم اتحادیه اروپا را پایین کشید.
 
ماتئو سالوینی نخست‌وزیر پیشین ایتالیا نیز عنوان داشت که "از اتحادیه اروپا متنفر و منزجرم، بیشتر از آنکه یک اتحاد باشد، مأوایی است برای مار‌ها و شغال‌ها. اول ویروس را شکست خواهیم داد و بعد به بازاندیشی رابطه‌مان با اتحادیه خواهم پرداخت".
 
این‌همه در شرایطی است که کشور‌های اروپایی در بحران موجود نتوانستند کمک چندانی به یکدیگر انجام دهند و به‌عنوان‌مثال این روسیه بود که به اسپانیا کمک کرد، چنان‌که چین و حتی مصر به ایتالیا. وضعیت فوق نشان ازامکان پیدایی اتحاد‌های سیاسی جدید دارد.

به نظر می‌رسد که هم‌زمان با اتحادیه اروپا، نهاد‌های جهانی مانند سازمان بهداشت جهانی و اوپک نیز نیاز به بازنگری دارند. سازمان ملل متحد و شورای امنیت به‌عنوان سازمان‌های جهانی که در این وضعیت منفعل‌تر ماندند نیز احتمالاً دچار دگرگونی در رویه‌های خود شوند. اما این امر به وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور‌های عضو بسیار گره‌خورده است و حداقل در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد.

از مجموع این رویداد‌ها نمی‌توان عنوان کرد که تمام ابعاد جهانی‌شدن زیر سؤال رفته یا مرز‌ها تبدیل به سد شده‌اند؛ بلکه "جهانی بودن" به‌واسطه کرونا تبدیل به مسئله‌ای ملموس‌تر شده است. چراکه همه جهان از یک بیماری مشترک در اضطراب است و برای حل آن به دنبال پاسخ. پاسخ هر چه باشد (چه واکسن چه قرص) نیز به‌صورت جهانی مصرف خواهد شد.
 
کرونایی که به سیاست زد
چه نوع سیاستی؟
بعد از موفقیت چین در مهار ویروس و سردرگمی کشور‌های اروپایی و آمریکا در مواجهه با این بحران، یکی از مباحثی که به‌صورت جدی در جهان مطرح شد این است که آیا دموکراسی‌ها در چنین بحران‌هایی بهتر عمل می‌کنند یا دیکتاتوری‌ها.
 
اگرچه نمی‌توان به کمال چین را یک دیکتاتوری دانست، اما بسیاری بر موفقیت آن در کنترل ویروس اذعان داشته‌اند. اما کمتر در مورد موفقیت همسایه این کشور یعنی تایوان، که یک دموکراسی است و توانسته است این ویروس را کنترل کند سخن گفته‌اند. همچنین نحوه عملکرد کره جنوبی به‌عنوان یکی از دموکراسی‌ها موجود جهان بسیار قابل‌توجه بوده است.

جمع کثیری از مفسران بر آن هستند که کمتر حکومتی می‌تواند بدون هزینه سیاسی بر این وضعیت فائق آید. این هزینه‌ها سبب خواهند شد که نوع سیاست موجود تغییر یابد. دو گزینه از همیشه محتمل‌تر است. فرورفتن در دامان راست افراطی و یا در آغوش کشیدن سوسیالیسم.
 
در شرایط فعلی به نظر می‌رسد که راست افراطی برتری دارد چراکه سازمان‌یافته‌تر در میدان سیاسی حضور دارد، اما چپ برای حضور نیاز به اقدامات عملی بیشتری خواهد داشت. نوع حکومت بعد از واقعه کرونا احتمالاً به‌واسطه ذهنیتی اداره خواهد شد که پاسخی به خشم مردم در این دوره داشته باشد و درعین‌حال به محیط‌زیست اهمیت دهد.

فارغ از نوع حکومت، برخی کشور‌ها همانند تاجیکستان به اهمیت عملکرد دولت و لزوم آن پی بردند، اما در بریتانیا و آمریکا در مواقعی ذات این نهاد مورد پرسش قرار گرفت. چراکه مردم زودتر از دستور دولت مدارس را تعطیل کرده و در اینترنت و در محله‌ها برای همبستگی اجتماعی و کمک به یکدیگر پلتفرم‌هایی به وجود آورده بودند.
 
این در حالی بود که دولت برای انجام این کار‌ها مقاومت می‌کرد. این امر در واقع نشان داد که فضای فراهم شده به واسطه اینترنت در برخی از امور می‌تواند عملکرد بهتری از دستگاه دولت نشان دهد؛ دولت‌هایی که گاه با ساخت آمار دروغین سعی در مشروع جلوه دادن عملکرد خود داشته‌اند.

در وضعیت فعلی مسئله آن نیست که این وقایع به راستی تغییری در سیاست جهان به وجود خواهند آورد یا نه، به‌بیان‌دیگر نباید در امکان تغییر شیوه حکمرانی اغراق کرد، تغییرات یک‌باره و قطعی نخواهند بود. اما نباید ازنظر نیز دور داشت که بسیاری از نهاد‌های جمعی هم در ساحت عمل و هم در ساحت نظر زیر سؤال رفته‌اند و تغییر برخی از آن‌ها، ناگزیر است. اما این تغییرات در امتداد ویژگی‌های محلی کشور‌ها خواهد بود.
منبع: بی بی سی
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
از میان اخبار
نگاه
تازه‌‌ترین عناوین