چرا کهکشان ما میچرخد؟

از این به بعد هر وقت ماه در آسمان بود، به یاد داشته باشید برای یافتن بخشی از جواب این سوال که «چرا کهکشان ما میچرخد؟» باید به ماه نگاه کنیم.
جرج گاموفف فکرمیکرد که شاید شرایط ابتدایی کیهان ما که بسیار آشوبناک بوده، چرخشی اولیه به ذرات گاز بخشیده که تا کنون دوام آورده است. اما تحقیقات بعدی نشان داد که چنین چیزی ناممکن است، کیهان اولیه محیطی بسیار همگن و بدون آشوب بوده است.
فرد هویل در سال ۱۹۴۹ پیشنهاد دیگری مطرح میکند. یکی از فرضهایی که در ابتدا مطرح کردیم صحیح نیست: گازی که نهایتا قرار است تبدیل به کهکشان شود یک سیستم بسته» نیست و با گازهای اطراف که قرار است کهکشانهای همسایه را تشکیل دهند در حال تعامل گرانشی است. گشتاوری که از طریق این تعامل گرانشی روی گاز در حال سقوط اثر میکند، نهایتا باعث ایجاد چرخش در کهکشان نهایی میشود.

جیمز پیبلز، در سال ۱۹۶۹ اولین محاسبات را بر مبنای همین تصویر هویل انجام داد. پیبلز از پیشروان نظریه تشکیل ساختارهای کیهانی است، نظریهای که تصویری دقیق از نحوه شکل گرفتن کهکشانها و خوشههای کهکشانی به دست میدهد، ابزارهای ریاضی و مفاهیم فیزیکی که به کمک پیبلز توسعه یافته بودند چنین محاسباتی را ممکن میساخت (در واقع ۵۰ سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۹، پیبلز به خاطر سهمی که در پیشبرد کیهانشناسی داشت برنده جایزه نوبل فیزیک شد).
این نظریه گرچه در توضیح منشا اولیه چرخش کهکشانها نسبتا موفق است، اما توضیحی برای تحول چرخش کهکشانها (یعنی تغییرات چرخش در طی زمان) ندارد. در تصویر نظریه گشتاور کشندی، چرخش کهکشانها بعد از تشکیل شدن آنها تغییر نمیکند چرا که اندازه آنها بسیار کوچک شده و تعامل گرانشی موثری با ماده اطراف خود ندارند و چرخش آنها ثابت میماند.
واقعیت این است که محاسبات نظریه گشتاور کشندی تنها برای زمانی قابل اعتماد است که چگالی ماده هنوز بسیار کوچک باشد. اگر چگالی ماده کهکشان نسبت به چگالی کیهان بزرگ باشد محاسبات بسیار پیچیده میشود. این زمانی است که اثرات غیر خطی غالب شده اند و این دقیقا همان زمانی است که کهکشان تشکیل شده است. معمولا محاسبه اثرات غیر خطی بسیار مشکل و در بسیاری موارد حتی غیر ممکن است. همین امر باعث شده که ارائه تصویر دقیقی از تغییر و تحول چرخش کهکشانها مشکل شود.

اما اثر دیگری هم هست که تا کنون به طور جدی در نظر گرفته نشده است، همان اثری که باعث شده ما همیشه یک روی ماه را ببینیم: اثر قفل گرانشی. قفل گرانشی در منظومه شمسی بسیار متداول است، غیر از ماه که به دلیل قفل گرانشی همیشه فقط یک سمت آن رو به زمین است، قمرهای گالیلهای مشتری و بیشتر قمرهای زحل نیز به سیاره خودشان قفل شده اند و همیشه یک سمت آنها رو به سیاره مادرشان است.
در مورد کهکشانها ما شاهد چنین قفل دقیقی نیستیم، در واقع کهکشانهایی که در مدار دایرهای دور یکدیگر بگردند مثل سیارات بسیار نادر اند و با گذشت زمان نیز با یکدیگر ادغام خواهند شد. اما وقتی دو کهکشان از کنار یکدیگر عبور میکنند، با مکانیزمی مشابه میتوانند سرعت چرخش یکدیگر را تغییر دهند بدون این که با هم ادغام شوند. معمولا سالهای بسیاری طول میکشد تا سرعت چرخش سیارات درصد قابل توجهی تغییر کند، اما ابعاد بسیار بزرگتر و بافت بسیار رقیقتر کهکشانها باعث میشود حتی یک بار عبور از کنار هم نیز موجب تغییر قابل ملاحظهی چرخش کهکشانها شود.

از این به بعد هر وقت ماه در آسمان بود، به یاد داشته باشید برای یافتن بخشی از جواب این سوال که «چرا کهکشان ما میچرخد؟» باید به ماه نگاه کنیم.