کشف «لولهکشی سربی آب» در شهر باستانی
در دل صخرههای سرخفام پترا، جاری شدن آب فقط یک ضرورت نبود؛ بلکه نمادی از قدرت، اعتبار و نبوغ مهندسی نیز به شمار میآمد.
فرادید| یک بررسی باستانشناسی جدید نشان داده که قنات «عین براق» در شهر باستانی پترا، از دید فناوری بسیار جاهطلبانهتر از آن چیزی بوده که پژوهشگران پیشتر گمان میکردند. در بخشی به مساحت ۲۵۰۰ متر مربع از جبلالمذبح، پژوهشگران نه یک، بلکه دو سامانهی مجزای انتقال آب را شناسایی کردند که در دورههای متفاوت و با فناوریهایی کاملاً متفاوت ساخته شده بودند.
به گزارش فرادید، در کانون این کشف، یک خط لولهی سربیِ به طول ۱۱۶ متر قرار دارد؛ یک ویژگی استثنایی و نادر در شرق مدیترانه، بهویژه خارج از فضاهای داخلی بناهای شهری. این یافتهها درک ما را از مهندسی هیدرولیک نبطیان در دوران اوج پترا، در سدههای نخست پیش و پس از میلاد، بهطرز چشمگیری دگرگون میکند.
دو قنات، دو فناوری
«پترا» بهعنوان پایتخت پادشاهی نبطیان شکوفا شد، پیش از آنکه به امپراتوری روم ملحق شود و سرانجام پس از زمینلرزهی سال ۳۶۳ میلادی رو به افول گذارد. در محیطی نیمهخشک، بقاء مستلزم تسلط بر آب بود. اما این شهر به فراتر از بقاء دست یافت؛ حمامها، باغهای تزئینی، تأسیسات آیینیِ مرتبط با آب و مجموعههای عظیم معماری را پشتیبانی میکرد که همگی نیازمند تأمین پیوسته و کنترلشدهی آب بودند.
بررسی جدید نشان داده که قنات «عین براق» در دو مرحلهی اصلی فعالیت داشته: مرحلهی نخست از یک خط لولهی سربیِ تحت فشار استفاده میکرد، لولههایی صاف و جوشخورده که توان تحمل فشار هیدرولیکی چشمگیری را داشتند. برخلاف لولههای سفالی که همواره در سامانههای نبطی به کار میرفت، مجاری سربی میتوانستند بهشکل سیفون معکوس عمل کنند؛ یعنی آب را از زمینهای پرشیب عبور دهند و پس از بالا رفتن، دوباره به پایین سرازیر کنند. این انتخاب هوشمندانه هم از پیچیدگی فنی بالا حکایت دارد و هم از سرمایهگذاری مالی چشمگیر.
اما در مقطعی، سامانهی سربی کنار گذاشته و مسدود شد. بهجای آن، شبکهی دومی از کانالهای روباز و لولههای سفالی ایجاد شد که روی یک زیرسازی سنگیِِ بادقت ساختهشده قرار داشت. این مجاریِ وابسته به شیب طبیعی زمین، آب را به سوی یک جعبهی توزیع کوچک با دو خروجی هدایت میکردند و امکان بازتوزیع کنترلشدهی آب به بخشهای مختلف شهر را فراهم میکردند.
آیا این یک تصمیم اقتصادی بود؟ به احتمال بسیار زیاد. سرب به مواد خام، سوخت، مهارتهای تخصصی و دانش نگهداری نیاز داشت. سفال ارزانتر، آشناتر و تعمیر آن آسانتر بود. اما نصب اولیهی سامانهی سربی داستان دیگری را روایت میکند: مهندسان پترا تنها عملگرا نبودند؛ جاهطلب هم بودند.
احتمال دارد خط لولهی سربی آب را بهسوی بالا، به مخزن «الزنتور» (یک برآمدگی راهبردی که بر مرکز شهر مشرف است) منتقل میکرد. از آنجا، نیروی گرانش میتوانست آب را بهشکل کارآمد به مجموعههای اصلی شهری توزیع کند.
این زیرساخت تصادفی نبود. توالی زمانی نشان میدهد این قنات ممکن است همزمان با پروژههای یادمانی برنامهریزی شده باشد که بهشکل سنتی با دوران حکومت حارث چهارم، یکی از اثرگذارترین فرمانروایان پترا، پیوند داده میشوند.
در عصر او، پترا شاهد گسترش گستردهی شهری بود؛ از جمله ساخت معبد بزرگ و مجموعهی پرجزئیات باغ و استخر، سازههایی که نهتنها برای کارکرد، بلکه برای نمایش نمادین هم به جریان پایدار آب نیاز داشتند. آبِ روان در یک پایتخت بیابانی، نمایشِ تسلط بر طبیعت بود.

لولهی سربی کشفشده در محل
خطوط لولهی سربی در شام، خارج از فضاهای داخلی ساختمانها، نادر هستند. حضور آنها در یک گذرگاه قناتیِ بیرونی، از سطحی از اعتمادبهنفس فناورانه حکایت دارد که با دستاوردهای هیدرولیکی رومیان برابری میکند.
و در عین حال، بازگشت به سفال نکتهای به همان اندازه مهم را نشان میدهد: انعطافپذیری!
مهندسان پترا در گذر زمان، مواد و روشها را تعدیل کردند و میان کارایی و پایداری توازن برقرار کردند. سامانه همپایِ خود شهر تکامل یافت.
در چشماندازی که بارشها غیرقابلپیشبینی و چشمهها محدود بودند، آب تعیینکنندهی اقتدار سیاسی و هویت شهری بود. خط لولهی سربیِ تازه مستندشده و شبکهی پیچیدهای که آن را دربر میگرفت، گواهیست عینی بر اینکه شکوه پترا بر بنیانهایی نامرئی در زیر ماسهسنگ استوار بوده است.
مترجم: زهرا ذوالقدر