تصاویر| جابز فولکسواگنش را برای ساخت اولین کامپیوتر اپل فروخت؛ دو سال بعد، میلیونر شد
استیو جابز برای خرید قطعات نخستین نمونه کامپیوتر اپل مجبور شد فولکسواگنش را بفروشد. دو سال بعد میتوانست صاحب مجموعهای از خودروهای لوکس شود.
اگر سرنوشت اپل به فروش یک مینیبوس فولکسواگن و یک ماشینحساب گره نمیخورد، شاید امروز این شرکت اصلا وجود نداشت. اواسط دههی ۱۹۷۰، استیو جابزِ بیستوچندساله پول چندانی نداشت، اما به ایدهای ایمان آورده بود که آن زمان بیشتر شبیه خیالپردازی به نظر میرسید؛ اینکه کامپیوتر نباید ابزار شرکتهای بزرگ و آزمایشگاهها باقی بماند و هر آدم معمولی باید بتواند یکی از آنها را روی میز خانهاش داشته باشد. مشکل اینجا بود که جابز، مثل بسیاری از کارآفرینان نوپا، سرمایهی کافی برای عملیکردن رویایش نداشت.
جابز راهی جز ریسک نداشت. او مینیبوس فولکسواگن شخصیاش را فروخت و استیو وزنیاک، نابغهی مهندسی و شریک فنیاش، از ماشینحساب برنامهپذیر HP-65 دل کند؛ دستگاهی که آن زمان یکی از پیشرفتهترین ابزارهای مهندسی به حساب میآمد. مجموع این فداکاریها ۱۳۰۰ دلار سرمایهی اولیه فراهم کرد؛ پولی که صرف خرید قطعات نخستین نمونهی کامپیوتر اپل شد. نتیجه، تولد Apple I در اول آوریل ۱۹۷۶ بود؛ تاریخی که به «دروغ آوریل» معروف است، اما اینبار داستان کاملا جدی بود.
سرنوشت اپل به فروش یک فولکسواگن و یک ماشینحساب گره خورده است
طبق روایتهایی که بعدها در زندگینامهی رسمی جابز به قلم والتر آیزاکسون و همچنین گزارشهای اولیهی مجلهی Byte منتشر شد، Apple I بیشتر شبیه یک برد الکترونیکی آماده بود تا یک محصول مصرفی کامل. نه کیس داشت، نه مانیتور و نه حتی صفحهکلید. بااینحال، همان هم برای جلب توجه کافی بود.
کمی بعد، فروشگاه محلی Byte Shop سفارشی ۵۰ هزار دلاری برای ۱۰۰ دستگاه ثبت کرد؛ سفارشی که به گفتهی وزنیاک، «همهچیز را تغییر داد». این اولین نشانهی واقعی بود که اپل میتواند از یک پروژهی گاراژی به یک کسبوکار جدی تبدیل شود.
این موفقیت اولیه، سرمایهی لازم برای توسعهی Apple II را فراهم کرد؛ کامپیوتری که در سال ۱۹۷۷ با طراحی یکپارچه، صفحهکلید داخلی و گرافیک رنگی معرفی شد و بسیاری از مورخان فناوری آن را نخستین کامپیوتر شخصی واقعی بازار انبوه میدانند. Apple II نهتنها در خانهها، بلکه در مدارس و کسبوکارهای کوچک جا باز کرد و تنها یک سال پس از عرضه، فروش آن به حدود ۳ میلیون دلار رسید. از این نقطه به بعد، دوران فروختن داراییهای شخصی برای زنده نگهداشتن شرکت خیلی زود به پایان رسید.
از ترک دانشگاه تا ثروت ۱۰ میلیارد دلاری
برخلاف تصور رایج، علاقهی جابز به فناوری در کلاسهای دانشگاه شکل نگرفت. او خیلی زودتر مسیرش را پیدا کرده بود. در ۱۲سالگی، دفترچهی تلفن را برداشت، شمارهی بیل هیولت، همبنیانگذار HP، را پیدا کرد و مستقیم به او زنگ زد تا برای ساخت یک شمارندهی فرکانس، قطعه بگیرد. این تماس غیرمنتظره، به گفتهی خود جابز، یکی از لحظات تعیینکنندهی زندگیاش بود. هیولت نهتنها قطعات را در اختیارش گذاشت، بلکه یک دورهی کارآموزی تابستانی در HP هم به او پیشنهاد داد؛ جایی که جابز بهطور اتفاقی با استیو وزنیاک آشنا شد.
اولین همکاری جدی این دو نفر، اپل نبود. آنها اوایل دههی ۱۹۷۰ با ساخت و فروش «بلو باکس»ها وارد دنیای کسبوکار شدند؛ دستگاههایی غیرقانونی که امکان تماس راه دور رایگان را فراهم میکرد. جابز بعدها بارها گفت که همین تجربه، به او یاد داد چگونه فناوری، طراحی و بازار را کنار هم ببیند؛ ترکیبی که او را بعدها در مسیر تأسیس اپل قرار داد و به DNA این شرکت تبدیل شد.
چنین تجربههایی قدرت ایدهها را به ما یاد داد. اگر بلو باکسها را نمیساختیم، اپلی هم در کار نبود.جابز مدتی بعد وارد کالج رید در پورتلند شد، اما دانشگاه برایش ایستگاه موقتی بود. پس از تنها یک ترم انصراف داد، هرچند بهصورت آزاد در کلاسهایی مثل خوشنویسی شرکت میکرد؛ تجربهای که به گفتهی خودش، سالها بعد مستقیماً روی طراحی فونتها در مکینتاش تأثیر گذاشت. او در ۱۸سالگی به آتاری پیوست و بهعنوان تکنسین و طراح بازی کار کرد؛ آخرین شغلی که تحت نظر فردی دیگر داشت. تنها دو سال بعد، Apple I وارد بازار شد و مسیر تازهای در زندگیاش آغاز شد.
جابز برای یک دهه تنها یک دلار در سال از اپل حقوق میگرفت
پنج دهه بعد، اپل به یکی از ستونهای اصلی صنعت فناوری تبدیل شده است: دومین شرکت باارزش جهان، رتبهی چهارم Fortune 500، بیش از ۳ میلیارد آیفون فروختهشده و جامعهای متشکل از بیش از ۱۰۰ میلیون کاربر مک در سراسر دنیا. وقتی استیو جابز در سال ۲۰۱۱ درگذشت، ثروت خالص او حدود ۱۰٫۲ میلیارد دلار برآورد میشد؛ عددی که در گزارشهای Forbes و Bloomberg بارها به آن اشاره شده است.
پنج دهه بعد، اپل به یکی از ستونهای اصلی صنعت فناوری تبدیل شده است؛ شرکتی که در مقاطعی عنوان باارزشترین برند جهان را به دست آورده، در جمع بالانشینان Fortune 500 قرار دارد، بیش از ۳ میلیارد آیفون فروخته و اکوسیستمی با دهها میلیون کاربر مک در سراسر دنیا ساخته است. وقتی استیو جابز در سال ۲۰۱۱ درگذشت، ثروت خالص او حدود ۱۰٫۲ میلیارد دلار برآورد میشد؛ با اینحال، پس از بازگشت به اپل در سال ۱۹۹۷، برای یک دهه تنها یک دلار در سال از اپل حقوق میگرفت. جابز در مصاحبهها به شوخی به این حقوق نمادین اشاره و آن را بهعنوان «۵۰ سنت برای حضور و ۵۰ سنت برای عملکرد» توصیف میکرد.
استیو جابز خیلی زود پس از تاسیس اپل میتوانست صاحب مجموعهای از خودروهای لوکس شود، اما فروش همان ون فولکسواگن ساده، تصمیمی بود که نهتنها آغاز راه اپل را ممکن کرد، بلکه مسیر رسیدن به قلههای صنعت فناوری را هم هموار ساخت.