پانچ و مادر مصنوعیاش؛ داستانی درباره عشق و بقا
در گوشهای از باغوحش ایچیکاوا ژاپن، بچهمیمونی با چشمان غمگین، عروسکی را در آغوش گرفته است. رفتار او با یک عروسک نرم، به ظاهر ساده، اما در حقیقت بازخوانی زندهای از یکی از مهمترین آزمایشهای روانشناسی قرن بیستم است؛ آزمایشی که ثابت کرد محبت، مهمتر از غذاست.
پس از آنکه مادرش او را رها کرد و گروهش نیز او را نپذیرفت، نگهبانان باغوحش برای کاهش اضطراب و تنهایی پانچ، یک عروسک اورانگوتان نرم و بزرگ در اختیارش گذاشتند.
این تصمیم غیرمنتظره، به صحنهای تبدیل شد که میلیونها بار در شبکههای اجتماعی بازنشر شد: پانچ که با تمام وجود به عروسکش چسبیده است، گویی در جستوجوی امنیتی غیرقابل جایگزین است.
بازگشت نظریهای قدیمی در لباسی جدید
رفتار پانچ یادآور آزمایش معروف هری هارلو، روانشناس آمریکایی در دهه ۱۹۵۰ است. او نشان داد که بچهمیمونها مادر نرم و حولهای را به مادر سیمیِ تغذیهکننده ترجیح میدهند. این یافته، طرز فکر آن زمان را متحول کرد؛ زمانی که روانشناسی رفتاری، دلبستگی را صرفاً واکنشی به دریافت غذا و پاداش میدانست. هارلو ثابت کرد که موجود زنده، برای بقا به تماس و محبت نیاز دارد نه فقط تغذیه.
در پژوهشهای او، میمونهایی که از مادر جدا شدند، دچار اختلالهای عاطفی شدید شدند و هرگز نتوانستند روابط طبیعی با همنوعان خود برقرار کنند. نتیجه واضح بود: محرومیت عاطفی، زخمهای ماندگار روانی برجای میگذارد.
پانچ؛ نسخه زنده و بیآزمایشِ یک تئوری عاطفی
داستان پانچ، بدون هیچ برنامه پژوهشی، همان مسیر را طی کرد. او به عروسکی نرم دل بست، نه برای غذا بلکه برای احساس تعلق. همین تصویر ساده، پیام مهمی دارد: محبت، نه تنها نیاز انسانی بلکه نیاز زیستی جهانی است. عشق مادری، نوازش، تماس فیزیکی و گرمای امنیت، در همه گونهها معنا پیدا میکند.
امروزه، آزمونهای مشابه هارلو دیگر مجاز نیستند، اما مشاهده رفتار پانچ یادآور این است که همه ما، انسان یا حیوان، در جستوجوی نرمی و عشق هستیم. پنج دهه پس از آن آزمایشهای دردناک، یک بچهمیمون ژاپنی با چسبیدن به عروسکش، همان پیام را تکرار میکند که هارلو با سالها تحقیق فریاد زد: بدون عشق، رشد معنایی ندارد.
منبع: عصر ایران