ببینید| صحنه هنرنمایی دو اسطوره بازیگری زن و مرد که برای هر دو اسکار به ارمغان آورد
در صحنه رستوران داستین هافمن خودش در لحظه تصمیم گرفت لیوان را به دیوار بکوبد و واکنش حیرتزده مریل استریپ واقعی است، چون از چنین اتفاقی خبر نداشت.
فیلم کریمر علیه کریمر Kramer vs. Kramer ساخته رابرت بنتون در سال 1979 هنوز در کلاسهای سینما و فیلمنامهنویسی تدریس میشود و دلیلش دقیقا تعادل بین فیلمنامه دقیق و کارگردانی هوشمندانه آن است.
یکی از نقاط اوج بازیگری در فیلم صحنه رستوران و لیوان شکستن داستین هافمن است، این سکانس یکی از لحظههای کلیدی فروپاشی درونی مرد یعنی (تد کریمر) است آرام، ناگهانی و بسیار انسانی.
نکته جالب توجه این است که داستین هافمن خودش در لحظه تصمیم گرفت لیوان را به دیوار بکوبد و واکنش حیرتزده مریل استریپ واقعی است، چون از چنین اتفاقی خبر نداشت و در فیلمنامه هم نبوده است.
فیلم کریمر علیه کریمر نامزد ۹ اسکار شد که موفق به دریافت ۵ اسکار شد: بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمنامه اقتباسی، بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) و بازیگر نقش مکمل زن (مریل استریپ).
خلاصه داستان فیلم:
فیلم داستان تد کریمر، مردی شاغل و موفق در نیویورک است که ناگهان همسرش جوانا او را ترک میکند و مسئولیت کامل نگهداری از پسر خردسالشان (بیلی) بر دوش او میافتد. تد که تا پیش از این بیشتر غرق کارش بوده، مجبور میشود بهتدریج نقش پدر بودن را یاد بگیرد، از کارهای ساده خانه گرفته تا ایجاد رابطهای عاطفی با پسرش.
پس از مدتی، جوانا بازمیگردد و برای گرفتن حضانت بیلی وارد یک نبرد حقوقی میشود. دادگاه به میدان تقابل عشق، مسئولیت، خودخواهی و بلوغ عاطفی تبدیل میشود. جایی که هیچکدام از والدین کاملا مقصر یا کاملا بیگناه نیستند. فیلم در نهایت درباره معنای واقعی پدر و مادر بودن، رشد انسان در دل بحران، و هزینه دوست داشتن است.
نکات برجسته فیلم:
کریمر علیه کریمر هنوز مرجع است، چون کاری میکند که در زمان خودش بی سابقه بود و امروز هم همچنان تازه به نظر میرسد. این فیلم برای اولینبار طلاق را نه به عنوان یک ملودرام اغراقشده، بلکه بسان تجربهای روزمره، دردناک و انسانی نشان داد.
هیچکس در فیلم «بد مطلق» نیست. جوانا مادری است که میخواهد خودش را پیدا کند، تد پدری است که دیر یاد میگیرد مسئولیت یعنی چه. همین خاکستری بودن شخصیتها باعث میشود تماشاگر خودش وارد قضاوت شود.
به همین دلیل فیلم فقط دربارهٔ حضانت کودک نیست، درباره بلوغ احساسی انسانها بعد از شکست زندگی مشترک است.
فیلمنامه رابرت بنتون با اینکه ساختار کلاسیک دارد، از دیالوگهای نمایشی و اغراقشده پرهیز میکند. قدرتش در جزئیات روزمره است: مکالمههای ساده، سکوتها، مکثها و موقعیتهایی که شبیه زندگی واقعیاند.
از نظر کارگردانی، رابرت بنتون به جای تاکید بر لحظات بزرگ و نمایشی، روی جزئیات کوچک تمرکز میکند: درست کردن صبحانه، دعواهای آرام، مکثهای طولانی، و انفجارهای ناگهانی. این جزئیات هستند که رابطه پدر و پسر را واقعی و لمسپذیر میکنند.
فیلمنامه کریمر علیه کریمر محکم است، اما کارگردانی آنقدر هوشمندانه است که وقتی لحظهای ناب و پیشبینی نشده مانند شکستن لیوان در رستوران شکل میگیرد، راه را باز میگذارد تا سینما شکل بگیرد.
نقش آفرینی بازیگران:
بازی بازیگران نقش کلیدی دارند، بازیهای داستین هافمن و مریل استریپ در کریمر علیه کریمر از آن جنس اجراهایی است که در تاریخ بازیگری سینما ثبت میشود و برای هر کدام از آنها یک اسکار به همراه دارد.
هافمن در نقش «تد کریمر» تصویری کاملاً تازه از مردی ارائه میدهد که ناگهان مجبور میشود بزرگ شود. بازی او پر از جزئیات ظریف است: دستپاچگی، خشم فروخورده، خستگی و عشق تدریجی به فرزند.
او قهرمان نیست، اشتباه میکند، کم میآورد و دوباره میایستد. همین صداقت باعث شد بازیاش یکی از نمونههای مرجع «بازی رئالیستیِ احساسی» شود. او برای همین نقش، دومین اسکار بازیگری در کارنامهاش را گرفت.
در سوی دیگر، مریل استریپ با حضور نسبتاً کوتاهتر اما فوقالعاده دقیق، نقش «جوانا کریمر» را بازی میکند، مادری که شوهر و فرزندش را ترک میکند، اما بیاحساس یا شرور نیست.
استریپ با کمترین اغراق، زنی را میسازد که بین مادری و هویت فردیاش گیر افتاده. قدرت بازی او در سکوتها و مکثهاست، جایی که تماشاگر همزمان هم با او مخالف است و هم درکش میکند. این نقش برای استریپ هم دومین اسکار بازیگری را به ارمغان آورد برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن.

نکته مهم این است که این دو بازی، مقابل هم قرار نمیگیرند؛ یکدیگر را کامل میکنند. هافمن تصویر فروپاشی تدریجی را میسازد و استریپ تصویر غیبت دردناک را. به همین دلیل کریمر علیه کریمر فقط یک فیلم درباره طلاق نیست، بلکه کلاس درسی است دربارهٔ بازیگریِ صادقانه.
داستین هافمن و مریل استریپ اسکار گرفتند چون هر دو بازیگر، انسانهایی واقعی ساختند؛ نه قهرمان، نه مقصر فقط انسانی با عواطف و احساسات انسانی.
داستین هافمن تصویر تازهای از مردی آسیبپذیر و در حال یادگیری ارائه میدهد، چیزی که در سینمای آن دوران کمتر دیده میشد. مریل استریپ هم مادری را بازی میکند که انتخابش دردناک است، اما قابل فهم.
بنتون به جای تاکید بر صحنههای نمایشی یا دیالوگهای شعارگونه، تمرکز را روی روابط واقعی و واکنشهای طبیعی بازیگران گذاشت، عمداً جاهایی فضا را باز میگذارد تا بازیگر بتواند واکنش انسانی نشان دهد، لحظاتی مثل سکانس رستوران که تد لیوان را به دیوار میکوبد، این لحظه پیشبینی نشده بود، اما به آن اجازه داد بماند و تبدیل به یکی از نقاط اوج احساسی فیلم شد.
به همین دلیل، این فیلم به دانشجویان سینما نشان میدهد: چطور جزئیات کوچک میتوانند عمق شخصیتها را بسازند و اعتماد کارگردان به بازیگر میتواند لحظات ناب و ماندگار خلق کند و اینکه گاهی لحظههای واقعی و خودجوش بیش از هر صحنهٔ برنامهریزیشده، مخاطب را تحت تأثیر قرار میدهند.
کریمر علیه کریمر کلاس درس است درباره سینمایی که «زندگی واقعی شخصیتها» را نشان میدهد و هنوز هم الهامبخش کارگردانها و بازیگران در سراسر جهان است.
منبع: عصر ایران