تصاویر| برگی از تاریخ؛ مانی نقاش
در ادبیات فارسی، مانی نگارگر به مراتب برجستهتر از مانی پیامبر بوده است. فردوسی، سعدی، حافظ و بسیاری دیگر به چیره دستی مانی اشاره کرده و کتاب "ارژنگ" او را نمونه عالی زیبایی نقش و رنگ دانستهاند.
مانویان آسیای میانه، به نوبه خود بر جریان هنر دوره اسلامی تاثیر گذاشتند. حتی برخی پژوهشگران، نقاشی مانوی را پایه نگارگری ایرانی-اسلامی میدانند.
در برگی از تاریخ نگاهی به نوشتار رویین پاکباز در کتاب نقاشی ایرانی، از دیرباز تا امروز، در مورد سنت تصویرگری مانوی و آثار او به عنوان پیامبر نقاش میاندازیم. در متن پاکباز آمده است؛ شاید بتوان سرچشمه سنت تصویرگری مانوی را از خود "مانی" دانست. البته هیچ اثر تصویری از مانی برجای نمانده است، اما درباره کتاب مصور "ارتنگ" یا "ارژنگ" و مهارت او در نقاشی و خوشنویسی بسیار نوشتهاند.
در ادبیات فارسی، مانی نگارگر به مراتب برجستهتر از مانی پیامبر بوده است. فردوسی، سعدی، حافظ و بسیاری دیگر به چیره دستی مانی اشاره کرده و کتاب "ارژنگ" او را نمونه عالی زیبایی نقش و رنگ دانستهاند.
میدانیم که مانی در بابل و در یک خانواده اشکانی تبار زاده شد. محتملا، او با سنت نقاشی اشکانی باختری آشنا بوده و شالوده تصویرگریاش را بر همین سنت نهاده است. بعدها پیروان مانی در آسیای میانه با اثرپذیری از سنتهای دیگر، شیوه نقاشی او را تکامل بخشیدند.

تماس نزدیک مانویان با بوداییان باعث نفوذ بسیاری از عناصر هنر بودایی در هنر مانوی شد. اما باید توجه داشت که هنر بودایی آسیای میانه، خود تا اندازهای از سنتهای ایرانی تاثیر گرفته بود.
همچنین شمار زیادی از مانویان به سبب شکنجه و آزار روحانیان زردتشتی، به نواحی خاوری کوچ کردند. آنان در سُغد، اقلیتی مستقل و آزاد را تشکیل دادند و به ترویج آیین خود پرداختند. در میانه سده هشتم میلادی، مانویت در آسیای میانه به اوج گسترس خود رسید و به عنوان مذهب رسمی ترکان اویغور پذیرفته شد.
از میانه سده هفتم میلادی هنر بودایی ترکستان شرقی که تا پیش از این مشخصات بارز سبک "هند و ایرانی" داشت، تحول دیگری را آغاز کرد. این زمانی بود که تحت نفوذ سیاسی و فرهنگی چین، مرکز فعالیت هنریواز "کوچا" به ناحیهای شرقیتر به نام "تورفان" منتقل شد.

در نقاشی بودایی تورفان، تاثیر چینی دوره "تانگ" توام با پیکرنگاری سنخ مغولی غالب آمد. پس از آنکه ترکستان شرقی به دست ترکان اویغور افتاد، دستاورد هنری تورفان در میان پیروان مذاهب مختلف گسترش یافت. بدین سان، مانویان تحت حمایت حاکمان جدید از این دستاورد بهره کافی گرفتند.
"تورفان"، که تا سده یازدهم میلادی نیز همچون منبعی غنی از سنتهای هنری آسیای میانه باقی ماند، از یک سو هنر خاور دور و از سوی دیگر هنر ایرانی-اسلامی را تغذیه کرد.
تقریبا تمامی اسناد نقاشی مانوی، اعم از آنچه بر دیوارها تصویر شده یا بر صفحات کاغذ و طومارهای پارچهایی، از ناحیه تورفان به دست آمده و عمدتا به سده نهم میلادی (قرن سوم هجری قمری) متعلقاند. به گفته پاکباز، بررسی این آثار تا حدی شیوه و اسلوب کار نقاشان مانوی را برای ما روشن کرده است.
به پیروی از آموزه مانی، نقاشی برای مانویان یک وسیله تعلیم و تبلیغ بود. نقاشان مانوی، غالبا مفاهیم نمادین را به مدد نقشمایههای قراردادی بیان میکردند. نگارهها را به طرزی خلاصه با خطوط موزون و رنگهای درخشان میساختند و با نقوش انتزاعی میآراستند.

گزینه رنگی آنها، مشتمل بود بر لاجوردی، آبی روشنفام، نارنجی، سرخ و سبز. همیشه رنگی یکدست (آبی، سبز یا سرخ) را در پس زمینه تصویر به کار می برند. برای اجرای هر طرح، نخست خطوط اصلی را با رنگ قرمز یا سیاه روی صفحه صاف و صیقلی میکشیدند، سپس درون شکلها را با رنگماده یا برگ زر میپوشانیدند، و سرانجام برخی قسمتها را قلمگیری میکردند.
اگر بپذیریم که نقاشی مانوی آسیای میانه ریشه ایرانی اشکانی و ساسانی داشته است، باید شکوفایی آن را بر زمینه فرهنگهای محلی در نظر بگیریم. برخی تاثیرات هنر هندو بر نقاشی مانوی و نیز پیوند این نقاشی با دیوارنگارههای سُغدی قابل ملاحظه است. ولی اثرپذیری آن از هنر بودایی بارزتر به نظر میآید.
غالبا شخصیتهای برگزیده مانوی بر اورنگ گل "لُتوس" (نیلوفر آبی) نشستهاند. هبه کنندگان مانوی شبیه نمونه بودایی تصویر شدهاند. سیمای تمام رخ همچون بَدر کامل، و هالهای بر گردِ سر، همانندی چهرهنگاری مانوی و بودایی را نشان میدهد.
از دیگر ویژگیهای محلی، طراحی پیکرهها بر اساس یک الگوی نژادی (اندام کوتاه و سر بزرگ) است. کاربست خطوط منحنی اهمیت اساسی در پیکرنگاری و جامه پردازی مانوی دارد، و همین نوع خطوط نرم در طراحی جانوران، گلها و گیاهان نیز به کار رفته است. نکته جالب توجه آنکه شیوه پیکرنگاری مانوی با مختصر تغییراتی در نقاشی عهد سلجوقی نیز ظاهر میشود.
بیشک مانویان به پیروی از مانی به کار تصویر و تذهیب کتاب میپرداختند، اما هنر آنها بهخصوص در دربار اویغورها مجال رشد و توسعه یافت. نگارههای مکشوف در تورفان، گرچه تصاویر پاره پارهای بیش نیستند، این نکته را تایید میکنند.

برای کتابنگاران مانوی ایجاد ارتباط صوری و معنایی میان تصویر و متن بسیار مهم بود. در واقع، آنها به پیروی از پیامبرشان خوشنویسی و نگارگری را هنرهای مکمل یکدیگر میدانستند.
هر نسخه مصور میبایست این سخن مانی را به یاد آورد که "برای همه رسولان و برادران من که پیش از من آمدند (به نوشتار در نیاوردند) خرد خویش را چنان که من، و نه به تصویر کشیدهاند خِرد خویش را چنانکه من (کشیدهام)".
سنت کتابنگاری مانوی تا مدتها در آسیای میانه پایدار ماند و سپس توسط سلجوقیان در سراسر ایران گسترش یافت. جوهر زیبایی شناختی مانوی را حتی در نسخههای مصور سدههای بعدتر نیز میتوان بازشناخت.
منبع: ایرنا