بازسازی اقتصاد در دو تابلو

بازسازی اقتصاد در دو تابلو

یکی از مهم‌ترین آسیب‌های اقتصاد ایران در دهه ۶۰ و دوران جنگ، وابستگی بالا به نفت بود که با کاهش درآمد نفتی در میانه جنگ، کشور با رکود عمیقی مواجه شد

کد خبر : ۲۹۶۸۱۲
بازدید : ۲

در زمان جنگ، اقتصاد پایه اصلی قدرت هر کشور به حساب می‌آید. تاب‌آوری اقتصادی نشان می‌دهد که یک کشور تا چه حد می‌تواند فشارها و شوک‌های شدید را تحمل کند. در شرایط جنگی، اقتصاد با اختلال در تولید، کاهش سرمایه‌گذاری، بی‌ثباتی مالی و محدودیت در تجارت روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل، توانایی سازگاری و بازگشت به وضعیت عادی حیاتی است.

بررسی جنگ هشت‌ساله نشان می‌دهد که اقتصاد ایران، با وجود فشارهای سنگین، مسیر خود را ادامه داد. بعد از پایان جنگ، تنها در مدت حدود دو سال‌ونیم، تولید بدون نفت به سطح پیش از جنگ بازگشت. این موضوع از ظرفیت قابل‌قبول ایران برای بازیابی اقتصادی حکایت دارد؛ اما این تجربه، ضعف‌های جدی را هم آشکار کرد.

وابستگی شدید به نفت، در میانه جنگ به یک نقطه‌ضعف بزرگ تبدیل شد. کاهش درآمدهای نفتی، رکودی عمیق ایجاد کرد و توان مالی کشور را پایین آورد.

امروز اما ساختار اقتصاد ایران به سمت صنایع بزرگ سرمایه‌بر و انرژی‌بر رفته است. تمرکز تولید در چند بنگاه بزرگ، آسیب‌پذیری را افزایش داده و وابستگی به نفت همچنان پابرجاست. این شرایط، اقتصاد را در برابر شوک‌های خارجی حساس نگه داشته است.

برای افزایش تاب‌آوری، تنها افزایش منابع کافی نیست، باید ساختار تولید تغییر کند. وابستگی به نفت کمتر شود و اقتصاد به سمت تنوع، انعطاف‌پذیری و پراکندگی حرکت کند. تنها در این صورت می‌توان در برابر بحران‌های آینده دوام آورد و پایداری بلندمدت را حفظ کرد.

اقتصاد، زیربنای اصلی قدرت ملی در دنیای مدرن محسوب می‌شود؛ به‌گونه‌ای که توان نظامی، نفوذ سیاسی و حتی انسجام اجتماعی، در نهایت بر ظرفیت‌های اقتصادی یک کشور استوار است. در این چارچوب، مفهوم «تاب‌آوری اقتصادی» به توان یک اقتصاد برای مواجهه با شوک‌های شدید و حفظ کارکردهای حیاتی اشاره دارد که می‌توان آن را بر سه مؤلفه اساسی توضیح داد: نخست، مقاومت در برابر شوک‌های جنگ؛ دوم، سازگاری و تعدیل ساختارها در جریان بحران و سوم، توان بازیابی و بازگشت به مسیر رشد پس از اختلال.

یکی از مهم‌ترین این آسیب‌پذیری‌ها، وابستگی بالای اقتصاد به درآمدهای نفتی بود که به‌مثابه «پاشنه آشیل» عمل کرد. با کاهش درآمدهای نفتی در میانه جنگ، به‌ویژه از سال 1365، اقتصاد ایران وارد رکود عمیقی شد و آثار انباشته جنگ به‌طور ملموس‌تری نمایان گردید؛ به‌گونه‌ای که طی سه سال پس از آن، تولید ناخالص داخلی بدون نفت حدود ۲۲ درصد کاهش یافت.

با این حال، داده‌ها نشان می‌دهد که سطح تولید ناخالص داخلی بدون نفت در پایان جنگ در مجموع حدود ۱۷ درصد کمتر از ابتدای آن بود و اقتصاد ایران توانست طی حدود دو سال و نیم پس از پایان جنگ، تا سال ۱۳۶۹، این فاصله را جبران کرده و به سطح پیش از جنگ بازگردد. این امر بیانگر وجود ظرفیت بازیابی در اقتصاد است، هرچند این بازیابی در میان بخش‌های مختلف یکنواخت نبود.

در دوره جنگ، تولید صنعتی ایران نه‌تنها دچار افت نشد، بلکه در مجموع حدود ۳۵ درصد رشد کرد؛ این در حالی است که موجودی سرمایه صنعتی، که بخش عمده آن را ماشین‌آلات تشکیل می‌دهد، حدود ۳۲ درصد کاهش یافت. این واگرایی معنادار میان رشد تولید و کاهش سرمایه، نشان‌دهنده افزایش کارآیی در استفاده و تخصیص سرمایه موجود است.

در مقابل، ساختار صنعتی کنونی ایران به‌طور فزاینده‌ای به سمت صنایع سرمایه‌بر و انرژی‌بر متمایل شده است؛ به‌گونه‌ای که این صنایع اکنون بیش از ۵۰ درصد تولید صنعتی را در اختیار دارند. این صنایع، به دلیل تمرکز تولید در تعداد محدودی بنگاه بزرگ و وابستگی شدید به زیرساخت‌های حیاتی، در برابر شوک‌های جنگی و اختلالات خارجی آسیب‌پذیرترند.

وابستگی به منابع طبیعی به‌ویژه نفت، همواره یکی از مهم‌ترین چالش‌های ساختاری در کاهش تاب‌آوری اقتصادی محسوب می‌شود. در حال حاضر نیز بیش از نیمی از صادرات ایران به نفت وابسته است که نشان‌دهنده استمرار این آسیب‌پذیری ساختاری است.

منبع: دنیای اقتصاد

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید