تصاویر| ۱۰ بازیگر که در قرن بیستویکم با بازآفرینی حرفهشان درخشیدند
تعدادی بازیگر هالیوودی موفق شدند در قرن بیست و یکم حرفه خودشان را از نو بازسازی کنند.
در قرن بیستویکم، چندین بازیگر مشهور با تلاش بسیار توانستند مسیر حرفهای خود را بازآفرینی کنند. از سال ۲۰۰۰ تا امروز، هالیوود شاهد دگرگونیهایی بوده که بعضی از آنها در نوع خود بیسابقهاند. این تحولات شامل بازگشتهایی به ظاهر غیرممکن و همچنین تغییر مسیرهایی است که باعث شد بازیگران از قالبهای تکراری خود خارج شوند. برخی از این تغییرات بازگشتهایی بودند از حرفههایی که به پایان رسیده به نظر میرسید، و برخی دیگر شامل تغییر کامل در نوع نقشهایی بود که هالیوود به آنان میداد.
اصطلاحی مخصوص این روند وجود دارد: McConaissance، که نام خود را از بازیگر متیو مککانهی گرفته است؛ یکی از کسانی که در قرن جدید خود را از نو ساخت. بررسی مسیر بازیگرانی که مانند مککانهی عمل کردند، نشان میدهد چگونه فردی از محبوبیت بین جمعیتی خاص به نامزد اسکار تبدیل میشود. این بازآفرینیها اغلب شامل تغییر جهت بازیگرانی است که یا همیشه در یک تیپ نقش گیر کرده بودند، یا از نظر شغلی طرد شدند، یا حتی بازنشسته بودند.
این تحولات هر کدام داستانی متفاوت دارند. برخی به موفقیتهای در حد جوایز بزرگ ختم شدهاند و برخی با بازگشت بازیگرانی همراه بودهاند که در فیلمهایی کاملاً متفاوت از گذشته خود ظاهر شدند.
در این میان حتی یکی از این بازیگران پس از چند دهه بازنشستگی بازگشت تا برای ایفای نقش خود برنده اسکار شود. اگرچه واژه McConaissance برای یک نفر ساخته شد، اما روند احیای حرفهای بازیگران بسیار فراتر از اوست و نشان از هیجانی دارد که در بازتعریف دوباره خود در دنیای سینما نهفته است.
کالین فارل

کالین فارل ابتدا با چهرهای جذاب و نقشهای اصلی در فیلمهایی مانند فیلم Phone Booth، فیلم Daredevil و فیلم S.W.A.T شناخته شد. بااینحال، آن نقشهای اولیه با مسیر تازهای که در قرن جدید برای خود انتخاب کرد، بسیار متفاوت بودند. پس از شکست سنگین فیلم Alexander (2004)، فارل تصمیم گرفت مسیرش را تغییر دهد.
او به همکاری با فیلمسازان مستقل مانند مارتین مکدونا روی آورد و با فیلم In Bruges (2008) برنده گلدن گلوب شد. سپس با یورگوس لانتیموس و سوفیا کوپولا همکاری کرد و از یک ستاره جذاب به بازیگری جدی با اعتبار هنری تبدیل شد. در فیلم The Batman با نقشی کاملاً متفاوت ظاهر شد و با فیلم The Banshees of Inisherin دومین گلدن گلوبش را گرفت.
جیمی لی کرتیس

جیمی لی کرتیس با مجموعه فیلمهای ترسناک Halloween به شهرت رسید؛ جایی که از دختری نوجوان به مادربزرگی تبدیل شد که حالا باید از نوهاش در برابر مایکل مایرز محافظت کند. اما دهه ۲۰۰۰ ثابت کرد که او چیزی فراتر از یک ستاره فیلمهای وحشت است.
در سال ۲۰۱۹ با حضور در فیلم Knives Out ساخته ریان جانسون، نمایشی جدی ارائه داد و نگاهها را به خود جلب کرد. این نقش باعث شد تا در فیلم منحصربهفرد Everything Everywhere All At Once (2022) حضور یابد و برای آن برنده اسکار شود. جیمی لی کرتیس از ملکه جیغ و ستاره کمدی به بازیگری تحسینشده و برنده جایزه تبدیل شد.
بن افلک
بن افلک در ابتدای مسیر خود، اسکار را برای فیلمنامهنویسی مشترک فیلم Good Will Hunting برد، اما خیلی زود دوران افول فرا رسید. شکستهای پیاپی در گیشه، از جمله فیلم Pearl Harbor و فاجعه فیلم Gigli، او را تا مرز نابودی حرفهای برد.
اما او با تصمیمی جسورانه مسیرش را به دست خود گرفت و پشت دوربین رفت. نخستین تجربه کارگردانیاش، فیلم Gone Baby Gone (2007)، با تحسین منتقدان روبهرو شد و پس از آن با فیلم سرقتی The Town (2010) خودش را تثبیت کرد. در نهایت با فیلم Argo (2012) اسکار دیگری کسب کرد و دوباره در اوج قرار گرفت. ایفای نقش بتمن تنها مهر تأییدی بود بر بازآفرینی موفق او در هالیوود.
نیکول کیدمن

نیکول کیدمن در دهه ۱۹۹۰ بازیگری معتبر بود، اما زندگی شخصیاش گاهی بر حرفهاش سایه میانداخت. نقطه عطف، حضور در موزیکال Moulin Rouge! بود که با صدا و بازی احساسی خود همه را غافلگیر کرد.
از آن پس دوران تازهای برای او آغاز شد. در فیلم ترسناک The Others (2001) بازی درخشانی داشت و سپس برای فیلم The Hours برنده اسکار بهترین بازیگر زن شد. در سالهای بعد با نقشآفرینیهای متنوع در تلویزیون مانند سریال Big Little Lies، سریال Nine Perfect Strangers و فیلمها، از جمله بازی قابلتوجهش در فیلم Babygirl (2024)، مسیر حرفهایاش را بازآفرینی کرد و موفقیتهای بینظیری در قرن بیستویکم بهدست آورد.
برندن فریزر
در دهه ۱۹۹۰، برندن فریزر بازیگری محبوب برای طرفداران خاص بود، اما نقشهایی که جدی گرفته شوند دریافت نمیکرد. مسیر کاری او زمانی تغییر کرد که نقش ریک اوکانل را در سهگانه The Mummy بهدست آورد؛ نقشی که برای چند سال روی آن پیش رفت و باعث شد هالیوود او را از یک بازیگر کمدی به چهرهای قابل اتکا در ژانر اکشن تبدیل کند. بااینحال زمانی که درباره آزار پشت صحنه صحبت کرد، در هالیوود با مشکلاتی روبهرو شد.
سالها طول کشید تا دوباره اوج بگیرد، اما وقتی این اتفاق افتاد، فریزر با ظاهری کاملاً متفاوت بازگشت. او در فیلم جنایی No Sudden Move (2021) نقشآفرینی کرد، در سریال Doom Patrol صداپیشه یک ضدقهرمان رباتی بود و در سریال تلویزیونی Trust (2018) یک نقش مهم داشت. این سه نقش بسیار متفاوت، مسیر را برای اجرای برنده اسکار او در فیلم The Whale (2022) هموار کردند. فریزر برای اولینبار مورد توجه جدی جشنوارهها قرار گرفت و احیای حرفهایاش به داستانی الهامبخش تبدیل شد.
نیکلاس کیج
نیکلاس کیج همیشه همان کاری را کرده که خودش میخواسته است. او با نقشهای کوچک شروع کرد و برای اینکه به خانوادهاش (کوپولاها) متکی نباشد، نامش را به کیج تغییر داد. بااینحال خیلی زود به موفقیت بزرگی رسید و برای فیلم Leaving Las Vegas (1995) اسکار گرفت؛ موفقیتی که تکرارش دشوار به نظر میرسید. سپس با بازی در فیلمهای اکشن مانند Face/Off و The Rock به ستاره این ژانر تبدیل شد. اما کیفیت فیلمهایش در سالهای بعد افت کرد و در دهه ۲۰۰۰ بیشتر به بازیگر فیلمهای ویدئویی بدل شد.
این روند در اواخر دهه ۲۰۱۰ تغییر کرد؛ زمانی که فیلمهای کوچکترش توسط کارگردانان مستقل و آیندهدار ساخته شدند و بهواسطه حضور او دیده شدند. فیلمهایی مانند فیلم Mandy (2018)، فیلم Color Out of Space (2019) و فیلم Pig (2021) آثاری مستقل اما مورد تحسین بودند. کیج اکنون خود را بهعنوان بازیگری محبوب در میان طرفداران خاص بازتعریف کرده؛ کسی که حضورش تضمینکننده تجربهای منحصربهفرد است. با فیلمهای تازهای مانند فیلم The Unbearable Weight of Massive Talent (2022)، فیلم Dream Scenario (2023) و فیلم Longlegs (2024)، او تبدیل به یکی از جذابترین بازیگران امروز هالیوود شده است.
کیانو ریوز

کیانو ریوز در دهه ۱۹۸۰ با نقشآفرینی در مجموعه Bill & Ted شخصیتش را به بهترین شکل ارائه داد. به همین دلیل شگفتیبرانگیز بود که در دهه ۱۹۹۰ به ستاره اکشن تبدیل شد؛ آن هم با دو فیلم بسیار محبوب Point Break (1991) و Speed (1994). اما مشابه نیکلاس کیج، نقشآفرینیهای او در فیلمهای اکشن و علمیتخیلی کمکم کمرمق شدند و نامش در هالیوود رو به فراموشی رفت.
همهچیز با فیلم The Matrix تغییر کرد؛ جایی که بزرگترین موفقیتش را تجربه کرد. اما او در قرن بیستویکم بار دیگر خود را از نو ساخت. ریوز با بازی در مجموعه اکشن John Wick مسیر تازهای آغاز کرد و مهمتر از همه، شخصیت مهربان و رفتار فروتنانهاش باعث شد به چهرهای محبوب خارج از نقشهایش تبدیل شود. همین موضوع او را در دهه ۲۰۲۰ به یک نماد فرهنگی بزرگتر از سینما تبدیل کرد.
کی هوی کوان
کی هوی کوان یکی از دلگرمکنندهترین نمونههای احیای حرفه در هالیوود قرن بیستویکم است. او در دهه ۱۹۸۰ با دو نقش کودکانه مشهور شد: شورت راند در فیلم Indiana Jones and the Temple of Doom و دیتا در فیلم The Goonies. او برای هر دو نقش تحسین شد، اما چون این نقشها بر پایه کلیشهها بودند، با بزرگ شدنش فرصتهای بازیگری از بین رفت و او عملاً از بازیگری کنار رفت.
همهچیز وقتی تغییر کرد که یکی از دوستانش فرصتی برای تست بازیگری در یک فیلم فانتزی آسیایی برایش جور کرد؛ همان فیلم Everything Everywhere All at Once (2022). کوان نقش ویموند وانگ را گرفت و برای آن اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برد. سخنرانی اسکار او و ویدئوهای احساسی دیدارش با هریسون فورد نشان داد که چطور دوباره به صحنه بازگشته است. او پس از آن نقش اصلی فیلم Love Hurts (2025) را بازی کرد و در انیمیشن Zootopia 2 (2025) نیز صداپیشه شد.
متیو مککانهی
مککانهی از نخستین نامهایی است که با موضوع احیای حرفه در هالیوود به ذهن میرسد؛ بهویژه با اصطلاح McConaissance که برای توصیف همین روند ساخته شده است. او در دهه ۱۹۹۰ نقشهای چشمگیری داشت، اما در دهه ۲۰۰۰ به چهره ثابت فیلمهای عاشقانه کمدی تبدیل شد. پس از یک دهه حضور پررنگ در این ژانر، مککانهی احساس کرد نیاز به فاصله گرفتن دارد و ۲۰ ماه از بازیگری دور شد. بازگشت او با فیلم درام The Lincoln Lawyer (2011) رقم خورد.
متیو سپس نقشهای مختلفی را در ژانرهای گوناگون پذیرفت، از جمله در فیلم Magic Mike (2012)، فیلم Killer Joe (2012)، فیلم Mud (2012) و فیلم Dallas Buyers Club (2013). آخرین مورد، همه نگاهها را نسبت به او تغییر داد؛ تغییری جسمی و بازی ماندگاری که اسکار بهترین بازیگر مرد را برایش به همراه آورد. با حضور در سریال True Detective نیز مککانهی طی تنها دو سال انتظارات هالیوود از خود را کاملاً دگرگون کرد.
رابرت داونی جونیور

هیچکس مانند رابرت داونی جونیور از قعر سقوط دوباره به اوج نرسید. او در دهه ۱۹۹۰ بازیگری رو به رشد بود و برای فیلم Chaplin (1992) تا مرز اسکار پیش رفت. اما مشکلات او با مواد مخدر باعث دستگیری و حتی زندان رفتنش شد. پس از آزادی در سال ۲۰۰۰، تقریباً هیچکس حاضر نبود ریسک همکاری با او را بپذیرد. این وضعیت با کمک شین بلک تغییر کرد.
نقش مهم بازگشت رابرت داونی جونیور در فیلم اکشن کمدی Kiss Kiss Bang Bang (2005) رقم خورد و سپس دیوید فینچر او را برای فیلم Zodiac (2007) انتخاب کرد. بهنظر میرسید داونی جونیور آرامآرام مسیرش را بازمییابد تا اینکه سال ۲۰۰۸ فرا رسید. او با نقشآفرینی در دنیای سینمایی مارول بهعنوان مرد آهنی، از بازیگری غیرقابلاعتماد و پرمسئله به پردرآمدترین بازیگر هالیوود برای چندین سال تبدیل شد. او اکنون یکی از نمادهای بزرگ احیای حرفه در قرن بیستویکم به شمار میآید.
منبع: گیمفا




