داستان گرگ‌هایی که یک اکوسیستم را نجات دادند

داستان گرگ‌هایی که یک اکوسیستم را نجات دادند

بیش از ۳۰ سال از بازگشت گرگ‌ها به پارک ملی یلواستون می‌گذرد و تحقیقات جدید نشان می‌دهد که گرگ‌ها با کاهش جمعیت و حذف حیوانات ضعیف و بیمار، به ایجاد گله‌های مقاوم گوزن‌های شمالی کمک کرده‌اند.

کد خبر : ۲۹۹۷۶۳
بازدید : ۹

بشر سال‌ها پیش با بی‌توجهی و عدم آگاهی از اهمیت تنوع زیستی دست به نابودی گروهی از گرگ‌ها زد که نتایجی فاجعه‌بار به همراه داشت و پس از آن مجبور به بازگرداندن همان شکارچیان به محل زندگیشان شد و بی‌شک درسی مهم از این تجربه گرفت. به مناسبت «روز جهانی تنوع زیستی» به روایت ماجرای قتل عام و احیای دوباره گرگ‌های پارک یلواستون می‌پردازیم.

بیش از ۳۰ سال از بازگشت گرگ‌ها به پارک ملی یلواستون می‌گذرد و تحقیقات جدید نشان می‌دهد که گرگ‌ها با کاهش جمعیت و حذف حیوانات ضعیف و بیمار، به ایجاد گله‌های مقاوم گوزن‌های شمالی کمک کرده‌اند. اگرچه به تازگی خطری جان این گرگ‌های نجات‌بخش را تهدید کرده است.

زمستان یلواستون سال‌ها بود ساکت مانده بود؛ سکوتی سنگین، بدون زوزه گرگ‌ها. گوزن‌ها بی‌وقفه در دشت‌ها می‌چریدند، درختان جوان پیش از قد کشیدن خورده می‌شدند و رودخانه‌ها آرام‌آرام چهره عوض می‌کردند؛ گویی چیزی نامرئی از قلب طبیعت حذف شده بود. اما با بازگشت چند گرگ خاکستری در دهه ۹۰، اتفاقی رخ داد که دانشمندان هنوز هم از آن با شگفتی یاد می‌کنند: درختان دوباره رشد کردند، پرندگان برگشتند، سگ‌های‌آبی‌ سد ساختند و حتی مسیر برخی رودخانه‌ها تغییر کرد. گویی تنها چند زوزه در تاریکی کافی بود تا یک اکوسیستم دوباره بیدار شود.

بیش از ۳۰ سال از بازگشت گرگ‌های خاکستری به پارک ملی یلواستون می‌گذرد و شکارچیانی که برخی می‌ترسیدند گوزن‌های شمالی را از بین ببرند، در عوض به یک نیروی تثبیت‌کننده تبدیل شده‌اند. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که با کاهش جمعیت و حذف حیوانات ضعیف و بیمار، گرگ‌ها به ایجاد گله‌های مقاوم‌تر گوزن‌های شمالی کمک کرده‌اند.

تعداد گوزن‌های شمالی در بزرگترین گله پارک، به جای چرخه‌های شدید رونق و رکود به دلیل نوسانات آب و هوایی، بین حدود ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ ثابت مانده است.

کریس ویلمرز، بوم‌شناس حیات وحش در دانشگاه کالیفرنیا، سانتا کروز، می‌گوید: گوزن‌های شمالی دیگر از گرسنگی نمی‌میرند.

در طول سال‌های مختلف با میزان معمول باران و برف، گرگ‌ها عمدتا گوزن‌های نر مسن‌تر را می‌کشند، زیرا شکار آنها آسان‌تر است. اما ویلمرز مطالعه‌ای را رهبری کرد که نشان داد در سال‌های خشکسالی زمانی که علف‌ها، درختچه‌ها و گل‌های وحشی به سرسبزی سابق نیستند، گرگ‌ها به شکار گاوهای نر روی می‌آورند. این نرهای تنومند در پاییز زیاد غذا نمی‌خورند و در عوض به یکدیگر سر می‌کوبند. تمام این تلاش‌ها کالری می‌سوزاند و آنها را در زمستان ضعیف می‌کند. در سال‌های خشک، تعداد آنها حتی کمتر هم می‌شود.

8

گرگ‌ها به عنوان شکارچیانی سازگار و باهوش، یاد گرفته‌اند که این شرایط را تشخیص دهند و ترجیح می‌دهند یک گاو نر ۷۵۰ پوندی دچار سوءتغذیه را به یک گاو ۴۵۰ پوندی ترجیح دهند. بنابراین با هدف قرار دادن گاوهای نر در سال‌های کمبود غذا، به گاوها فرصتی برای تولید مثل می‌دهند و در نتیجه جمعیت را حفظ می‌کنند.

اما مهمتر از همه، طبق این مطالعه، گرگ‌های منطقه یلواستون که اکنون تعدادشان بین ۳۰۰ تا ۳۵۰ راس است، می‌توانند به گله‌های گوزن شمالی کمک کنند تا از خطرات آب و هوای ناپایدارتر جان سالم به در ببرند. به عنوان مثال، گله‌های گوزن شمالی که تعدادشان ثابت است، به جای اینکه تعدادشان مدام بالا و پایین برود، می‌توانند خشکسالی‌های مکرر را بهتر تحمل کنند و این یکی از تأثیرات تغییرات اقلیمی است که در حال حاضر در منطقه در حال وقوع است.

داگ اسمیت، زیست‌شناس ارشد حیات وحش یلواستون، می‌گوید: در آینده‌ای که بسیار غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود، ما به یک حائل در برابر مرگ و میر دسته جمعی نیاز داریم و توانایی گرگ‌ها در متعادل نگه داشتن گله‌های گوزن شمالی می‌تواند این نقش را از طریق شکار و شیوه‌های مدیریتی ایفا کند. انسان‌ها نیز به تثبیت جمعیت گوزن‌های شمالی کمک می‌کنند، اما آنها همان کاری را که گرگ‌ها انجام می‌دهند، انجام نمی‌دهند.

یافتن تعادل

ویلمز، اسمیت و همکارانش بیش از هزار گوزن شمالی مرده را در یلواستون واقع در ایالت‌های وایومینگ، مونتانا و آیداهو برای بیش از ۲۰ سال تجزیه و تحلیل کردند. دانشمندان حدود یک ماه در آغاز و پایان هر زمستان، سه دسته گرگ را ردیابی کردند، هر گوزن شمالی را که گرگ‌ها کشته بودند، پیدا کردند؛ سن و جنس حیوان مرده را ثبت کردند؛ و یک نمونه مغز استخوان از آن گرفتند که وضعیت جسمی گوزن شمالی را قبل از مرگ تعیین می‌کرد. سپس این گروه از داده‌های ماهواره‌ای برای محاسبه میزان حیات گیاهی موجود برای تغذیه گوزن‌های شمالی در هر سال استفاده کردند، که این مقدار به ذوب برف و بارندگی بستگی دارد.

ترکیب تمام این داده‌ها نشان داد که گرگ‌ها در سال‌های فقیر بودن پوشش گیاهی، گاوهای نر را هدف قرار می‌دهند و درک روشن‌تری از چگونگی تغییر رفتار شکارچیان توسط تغییرات اقلیمی ارائه می‌دهند.

این امر به ویژه برای مدیریت و حفاظت از گرگ‌ها مفید است، چرا که پس از بیش از یک قرن آزار و اذیت، هنوز در حال بازسازی تعداد خود هستند. قبل از دهه ۱۹۰۰، شکارچیان یلواستون مانند خرس‌های گریزلی، خرس‌های سیاه، گرگ‌ها و شیرهای کوهی در کنار جمعیت‌های قوی گاومیش آمریکایی، گوزن شمالی، گوزن قاطر، گوزن شاخ‌چنگالی و گوسفند شاخ‌بلند آمریکایی رشد می‌کردند.

9

اما یک کمپین هماهنگ توسط دولت فدرال تقریبا تمام آن شکارچیان و گاومیش‌ها را از منطقه ریشه‌کن کرد. آخرین گله گرگ شناخته شده در یلواستون در سال ۱۹۲۶ کشته شد و سگ‌ها نیز در بیشتر محدوده تاریخی خود در بیشتر ۴۸ منطقه پایینی از بین رفتند و در چند جمعیت در اطراف دریاچه‌های بزرگ باقی ماندند.

با از بین رفتن گرگ‌ها و کاهش شدید خرس‌ها و شیرها، جمعیت گوزن‌های شمالی به شدت افزایش یافت. بین سال‌های ۱۹۳۲ تا ۱۹۶۸، سازمان پارک‌های ملی ایالات متحده و ایالت مونتانا بیش از ۷۰ هزار گوزن شمالی را با کشتن یا ارسال آنها به سراسر کشور به مناطقی که در آنجا از بین رفته بودند، از گله خود در یلواستون شمالی حذف کردند.

هنگامی که پارک در سال ۱۹۶۸ کشتن گوزن‌ها را متوقف کرد، تعداد آنها دوباره از حدود ۵۰۰۰ به نزدیک ۲۰ هزار افزایش یافت. برای چند دهه بعدی، گوزن‌ها همراه با نوسانات آب و هوایی، دوره‌های رونق و فروپاشی جمعیت را پشت سر گذاشتند. زمستان‌های سخت، زمین را پر از صدها لاشه گوزنی کرد که از گرسنگی مرده بودند. سپس، بین سال‌های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷، مقامات حیات وحش ۴۱ گرگ را دوباره به یلواستون برگرداندند.

خرس‌های گریزلی و شیرهای کوهی که از گوزن‌های شمالی نیز تغذیه می‌کنند، به دلیل حمایت‌های بیشتر ایالت‌ها و دولت فدرال افزایش یافتند. جمعیت گوزن‌های شمالی کاهش یافت و در نهایت افزایش‌ها و کاهش‌ها را جبران کرد.

داستان گرگ‌های یلواستون نشان می‌دهد تنوع زیستی فقط به معنای «وجود حیوانات مختلف» نیست؛ بلکه درباره تعادل پیچیده‌ای است که میلیون‌ها سال طول کشیده تا شکل بگیرد. در طبیعت، هر گونه شکارچی که انسان آن‌ها را خطرناک یا بی‌فایده می‌داند، نقشی حیاتی دارد.

وقتی انسان در اوایل قرن بیستم گرگ‌ها را از یلواستون حذف کرد، تصور می‌کرد طبیعت آرام‌تر و کنترل‌شده‌تر خواهد شد. اما حذف یک شکارچی رأس هرم غذایی، کل اکوسیستم را از تعادل خارج کرد.

10

با ناپدید شدن گرگ‌ها، جمعیت گوزن‌های شمالی به شدت افزایش یافت. گوزن‌ها بی‌وقفه از درختان جوان و پوشش گیاهی تغذیه کردند؛ جنگل‌ها ضعیف شدند، زیستگاه بسیاری از پرندگان و حیوانات از بین رفت و حتی رودخانه‌ها تغییر شکل دادند. در زمستان‌های سخت نیز هزاران گوزن از گرسنگی تلف می‌شدند، چون طبیعت دیگر توان حفظ این جمعیت عظیم را نداشت.

این اتفاق نشان داد انسان وقتی بخشی از چرخه طبیعت را حذف می‌کند، معمولا فقط یک گونه را از بین نمی‌برد؛ بلکه زنجیره‌ای از پیامدهای پیش‌بینی‌نشده را آغاز می‌کند. گرگ‌ها فقط شکارچی نبودند؛ آن‌ها جمعیت گوزن‌ها را کنترل می‌کردند، به پوشش گیاهی فرصت رشد می‌دادند و به بقای ده‌ها گونه دیگر کمک می‌کردند.

داستان یلواستون یادآوری می‌کند که طبیعت یک ماشین ساده نیست که انسان بتواند قطعاتش را حذف یا جایگزین کند. هر «گونه»، بخشی از شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته است و دستکاری شتاب‌زده آن می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که دهه‌ها بعد آشکار شوند.

اسمیت می‌گوید، به عنوان مثال، در زمستان ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱، گوزن‌های شمالی در مقایسه با مرگ و میر دسته جمعی مشاهده شده در زمستان‌های مشابه در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، در طول برف و سرمای غیرعادی شدید، وضعیت نسبتاً خوبی داشتند.

درس‌هایی برای سایر ایالت‌ها

محققان از داده‌های بیش از ۳۰ ساله برای پیش‌بینی آنچه ممکن است در صورت بازگشت شکارچیان به هر ایالت دیگری در ایالات متحده رخ دهد، استفاده می‌کنند. این بدان معناست که مکان و تعدادی از گرگ‌ها که بازگردانده می‌شوند و تحمل انسان‌ها در برابر حضور آنها، همگی چالش‌های بالقوه‌ای هستند.

شیوع بیماری در میان گرگ‌ها

با وجود اثرات مثبت حضور گرگ‌ها در پارک ملی یلواستون، به تازگی خبر نگران‌کننده‌ای از شیوع بیماری میان آنها منتشر شده است.

12

شعله ور شدن یک بیماری که به طور خاص برای توله‌های گرگ‌ها کشنده است، در سال ۲۰۲۵ به تعداد گرگ‌های وایومینگ و پارک ملی یلواستون آسیب رسانده و تعداد آنها را به سطحی کاهش داده که زیست‌شناسان آخرین بار زمانی که گرگ‌ها پس از بازپروری تاریخی این گونه در سال‌های ۱۹۹۵-۱۹۹۶ تجربه کردند، شاهد آن بودند.

کن میلز، زیست‌شناس گرگ‌ها در اداره شکار و ماهیگیری وایومینگ، می‌گوید که این کمترین تعداد گرگ در ۲۰ سال اخیر است. همه نشانه‌ها حاکی از آن است که هاری دلیل اصلی کاهش جمعیت گرگ‌های وایومینگ در سراسر ایالت به حداقل تعداد ۲۵۳ گرگ و ۱۴ جفت زادآور در پایان سال ۲۰۲۵ بوده است.

در حالی که گرگ‌های بالغ می‌توانند از این ویروس مسری که در سگ‌ها بیماری‌ شبیه سرخک ایجاد می‌کند، جان سالم به در ببرند، اما برای توله‌ها «کاملاً کشنده» است و طبق گزارش نظارت بر گرگ‌ها در سال ۲۰۲۵، تنها «۳۱ تا ۳۴» توله از ۸۷ توله متولد شده ثبت شده تا پایان سال زنده ماندند که میزان بقای آنها را تنها به ۳۷ درصد می‌رساند.

میلز می‌گوید که وقتی بیماری میان گرگ‌های یلواستون شیوع پیدا می‌کند، این رویداد یک سال طول می‌کشد و سپس بهبودی حاصل می‌شود. تعداد کلی گرگ‌های یلواستون دو بار قبل، در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۸، به ۸۰ عدد کاهش یافته است. اما با معیارهای دیگر، سال ۲۰۲۵ سال سختی بود که جمعیت پارک از زمان دوران معرفی مجدد، تجربه نکرده بود. محققان همچنان در حال بررسی گرگ‌ها هستند و امیدوارند که این روند متوقف شده و بازیابی مجدد گرگ‌ها صورت بگیرد.

اکنون در سوی دیگر این چرخه، هاری آرام اما پیوسته جان موجوداتی را تهدید می‌کند که روزی به ‌دست انسان از زیستگاه‌هایشان رانده یا نابود شدند. انسان امروز برای بقای گونه‌هایی تلاش می‌کند که روزی با بی ‌رحمی یا بی ‌توجهی حذفشان کرد.

این‌بار اما تجربه‌های تلخ گذشته نشان داده که حذف یک گونه یا برهم‌زدن تعادل طبیعت، پیامدهایی گسترده‌تر از تصور دارد. به همین دلیل، تلاش برای کنترل هاری و حفاظت از حیات‌وحش، فقط یک اقدام بهداشتی نیست، بلکه بخشی از بازسازی تنوع زیستی است که زمانی نادیده گرفته شد.

انسان حالا در موقعیتی است که هم مسئول بخشی از آسیب‌های گذشته است و هم تنها نیرویی است که می‌تواند از تکرار آن جلوگیری کند؛ فرصتی برای جبران، پیش از آن‌که چرخه دوباره از تعادل خارج شود.

منبع: ایسنا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید