تصاویر| وقتی سازنده برج ایفل به کمک مجسمه آزادی آمد
برای گذر از اقیانوس اطلس خود، مجسمه بر روی ناوچه «ایزر» (Isère) به ۳۵۰ قطعه مجزا تقسیم شد و در ۲۱۴ جعبه بستهبندی گردید. کشتی در تاریخ ۱۷ ژوئن ۱۸۸۵ [۲۷ خرداد ۱۲۶۴] وارد بندر نیویورک شد.
در سال ۱۸۶۵ میلادی بود که «ادوار دو لابوله» فرانسوی، ایده اهدای یک هدیه یادبود عظیم از سوی مردم فرانسه به مردم ایالات متحده را مطرح کرد. لابوله که از حامیان سرسخت آمریکا بود، قصد داشت صدمین سالگرد اعلامیه استقلال را گرامی بدارد و همچنین روابط نزدیک بین فرانسه و آمریکا را جشن بگیرد. او به همان اندازه تحت تأثیر لغو اخیر بردهداری در ایالات متحده قرار گرفته بود، امری که آرمانهای آمریکا در زمینه حریت و آزادی را پیش برده بود.
«فردریک آگوست بارتولدیِ» مجسمهساز، هنگام اعلام این پیشنهاد توسط لابوله حضور داشت. بارتولدی که با هدف لابوله همعقیده بود، کار ایدهپردازی و طراحی سازه عظیمی را آغاز کرد که بهزودی با نام «آزادی روشنگر جهان» شناخته شد.
طراحی بارتولدی دربرگیرنده نمادهای بسیاری بود: تاج او نمایانگر نور بود و پرتوهای تیز آن، تداعیگر اشعههای خورشید است که به سوی جهان گسترده میشوند؛ لوحی که تاریخ ۴ جولای ۱۷۷۶ [۱۴ تیر ۱۱۵۵] به اعداد رومی بر آن حک شده، به استقلال آمریکا اشاره دارد؛ و برای نمادسازیِ پایان بردهداری، بارتولدی غل و زنجیری گسسته را در پای مجسمه قرار داد.


تأمین مالی رؤیا
جمعآوری کمکهای مالی و گرد هم آوردن مردم، همواره بخش جداییناپذیر تاریخ بانوی آزادی بوده است. این روند با تلاش برای تأمین هزینههای این پروژه بیسابقه آغاز شد. فرانسه مسئول ساخت مجسمه و مونتاژ آن در ایالات متحده بود، در حالی که مردم آمریکا باید هزینه ساخت پایه را تأمین کرده و آن را بنا میکردند.
برای جمعآوری بودجه در فرانسه، از دریافت کمکهای عمومی، انواع برنامههای سرگرمی و نیز بختآزمایی استفاده شد. در ایالات متحده نیز برای تأمین هزینه پایه، نمایشهای خیریه، نمایشگاههای هنری، حراجها و مسابقات بوکس برگزار شد. «اما لازاروس» شاعر، در سال ۱۸۸۳ غزلواره مشهور خود با عنوان The New Colossus را برای یک حراج هنری و ادبی نوشت.
با وجود این تلاشها، جمعآوری بودجه برای پایه بهکندی پیش میرفت. برای برانگیختن اقدام عمومی، «جوزف پولیتزر» در سال ۱۸۸۵ آگهیای در روزنامه خود، New York World، منتشر کرد و از خوانندگان خواست به این هدف کمک مالی کنند. در مقابل، پولیتزر نام هر اهداکننده را در روزنامه چاپ میکرد. مردم نیز به این فراخوان پاسخ دادند؛ ۱۲۰٬۰۰۰ نفر بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ دلار اهدا کردند و بدینترتیب باقیمانده بودجه مورد نیاز برای ساخت پایه مجسمه تأمین شد.
در همین حال در فرانسه، بارتولدی برای حل مشکلات سازهای مرتبط با طراحی چنین مجسمه عظیم مسی، به کمک یک مهندس نیاز داشت. «الکساندر گوستاو ایفل»، اندکی پیش از ساخت برج مشهورش، مأمور طراحی ستون عظیم آهنی و چارچوب اسکلتی فرعی شد؛ سازهای که به پوسته مسی مجسمه امکان میدهد بهطور مستقل حرکت کند و در عین حال استوار بایستد.
ساخت مجسمه در ژوئیه ۱۸۸۴ در فرانسه به پایان رسید. این پیکره عظیم، بر فراز بامهای پاریس برافراشته بود و در انتظار سفر خود از میان دریا به سر میبرد.
در همان سال در آمریکا، معمار «ریچارد موریس هانت» برای طراحی پایه گرانیتی مجسمه انتخاب شد و عملیات ساخت آغاز گردید.


عبور از اقیانوس اطلس
برای گذر از اقیانوس اطلس خود، مجسمه بر روی ناوچه «ایزر» (Isère) به ۳۵۰ قطعه مجزا تقسیم شد و در ۲۱۴ جعبه بستهبندی گردید. کشتی در تاریخ ۱۷ ژوئن ۱۸۸۵ [۲۷ خرداد ۱۲۶۴] وارد بندر نیویورک شد. در حالی که منتظر ساخت پایه خود بود، مجسمه به صورت قطعهقطعه در جزیرهای که در آن زمان «بِدلو» (Bedloe’s Island) نامیده میشد، باقی ماند. پایه در آوریل ۱۸۸۶ تکمیل شد و سرانجام، در تاریخ ۲۸ اکتبر ۱۸۸۶ [۶ آبان ۱۲۶۵]، «گروور کلیولند» رئیسجمهور، مراسم رونمایی از مجسمه آزادی را در مقابل هزاران تماشاگر برگزار کرد.
داستان مجسمه آزادی و جزیرهاش، داستانی از تغییر بوده است. برای قرنها، این جزیره منبع اصلی غذای مردم بومی «لِناپه» (Lenape) و بعدها مهاجران هلندی بود. در سال ۱۸۰۷، ارتش ایالات متحده این جزیره را به یک پایگاه نظامی تبدیل کرد و قلعهای ۱۱-ضلعی برای محافظت از بندر نیویورک ساخت.
این سازه که بعدها «فورت وود» (Fort Wood) نام گرفت، اکنون بهعنوان پایه مجسمه عمل میکند. معنا و ارتباط خود مجسمه نیز با گذشت زمان تکامل یافته است. شاید قابلتوجهترین نکته، ارتباط آن با استقبال از «تودههای پریشان» باشد. در سال ۱۹۰۳، لوحی کتیبهدار با متن «The New Colossus» در پایه نصب شد. با این اقدام، اهمیت بانوی آزادی بهعنوان الهامبخش مهاجرانی که در مسیر خود به آمریکا از کنار او عبور میکردند، افزایش یافت.

مشعل اصلی مجسمه آزادی
آنطور که بارتولدی در سال ۱۸۷۴ تصور کرده بود، شعله مشعل مجسمه قرار نبود روشن شود؛ بلکه قرار بود از ورقهای مسِ توپر ساخته شده و طلاکاری شود تا در نور روز بهدرخشد. اما در طول نیمقرن اول، این مشعل دستخوش تغییرات متعددی شد. هنگامی که مجسمه در سال ۱۸۸۶ افتتاح شد، دو ردیف دریچه (پورتهول) از بخش مسیِ پایینِ مشعل بریده شده بود تا از درون نورپردازی شود.
شش سال بعد، یک نوار شیشهای ۱۸ اینچی جایگزین ردیف بالایی دریچهها شد و یک نورگیر هشتضلعی هرمی با شیشههای قرمز، سفید و زرد در بالای شعله نصب گردید. تغییرات در سال ۱۹۱۶ ادامه یافت، زمانی که مس در حدود ۲۵۰ نقطه برداشته و با شیشههای کلیسایی به رنگ کهربایی جایگزین شد. در سال ۱۹۳۱، سیستم نورپردازی جدیدی نصب شد که مستلزم ایجاد دو سوراخ به قطر ۱۶ اینچ در کفِ بالکنِ اطراف شعله بود تا دو پروژکتور از آن طریق نصب شوند. تا آن زمان، طرح اصلی بارتولدی بهسختی قابلتشخیص بود.
در دهه ۱۹۸۰، هنگامی که «بنیاد» (مجسمه آزادی) در حال مرمت مجسمه برای جشن صدمین سالگرد آن بود، تیمی از کارشناسان به این نتیجه رسیدند که مشعل اصلی قابلبازسازی نیست. یک قرن اصلاحات، شعله مسیِ توپر بارتولدی را به طور اساسی به شعلهای تبدیل کرده بود که عمدتاً از شیشه ساخته شده بود. نشت باران و خوردگی ناشی از عوامل جوی، بخش بالایی مشعل (بالای دسته) را به حدی آسیب زده بود که قابل تعمیر نبود و سرانجام در ۴ ژوئیه ۱۹۸۴ [۱۳ تیر ۱۳۶۳] از جای خود برداشته شد.
در نوامبر ۱۹۸۵، نسخهای دقیق (رپلیکا) از طرح اصلی بارتولدی بر روی مجسمه نصب شد و به طور رسمی در جشن صدمین سالگرد آزادی (Liberty Weekend) در ۴ ژوئیه ۱۹۸۶ [۱۳ تیر ۱۳۶۵] افتتاح گردید.
امروزه، مشعل اصلی در «گالری الهام» (Inspiration Gallery) در موزه مجسمه آزادی در معرض دید عموم قرار دارد.
منبع: خبرآنلاین