آناکسیمنس؛ فیلسوفی که گفت همه چیز از «هوا» ساخته شده است

آناکسیمنس؛ فیلسوفی که گفت همه چیز از «هوا» ساخته شده است

آناکسیمنس، مردی از شهر پرجنب‌وجوش ملتوس در سواحل غربی آناتولی، به اطراف خود نگاه کرد و گفت: «همه این‌ها را می‌بینید؟ زمین، دریا، آتش، شما و من؟ همه از هوا ساخته شده‌اند.» به همین سادگی. البته موضوع کمی پیچیده‌تر از این بود.

کد خبر : ۳۰۱۰۶۸
بازدید : ۳

فرادید| امروزه این ایده که همه چیز از «هوا» ساخته شده، شاید بسیار ساده یا حتی نادرست به نظر برسد، اما باید توجه داشت که این تنها یک حدس تصادفی نبود. این دیدگاه شیوه‌ای کاملاً تازه برای اندیشیدن به جهان ارائه می‌کرد که اتفاقا تأثیر عمیقی هم بر اندیشه‌های بعدی گذاشت.

به گزارش فرادید؛ برای تصور فضای فکری آن دوران، باید شهر ملتوس در سده ششم پیش از میلاد را در نظر گرفت؛ بندری پررونق و شلوغ در منطقه ایونیا که امروزه بخشی از ترکیه است. در آن زمان، اندیشه‌ها به اندازه کالاهای تجاری در حال جابه‌جایی بودند. مردم کم‌کم در حال زیر سؤال بردن افسانه‌های کهن بودند؛ افسانه‌هایی که رعدوبرق را به خدایان متعدد و طوفان‌ها را به نیروهای فراطبیعی نسبت می‌دادند. آن‌ها می‌خواستند بدانند آیا ممکن است توضیحی طبیعی برای پدیده‌های جهان وجود داشته باشد.

در چنین فضایی آناکسیمنس ظهور کرد. او یکی از سه متفکر بزرگ مکتب ملتوس بود. پیش از او تالس ظهور کرده بود که معتقد بود «آب» سرچشمه همه چیز است و آناکسیمندر که احتمالاً استاد آناکسیمنس بود، از ماده‌ای نامحدود و نامشخص به نام «آپایرون» سخن می‌گفت. اما آناکسیمنس نظری متفاوت ارائه کرد و به جای مفاهیم انتزاعی، به عنصر آشنای هوا اشاره کرد.

او نمی‌گفت که هوا ناگهان و به شکلی جادویی به سنگ تبدیل می‌شود. آناکسیمنس برای نظریه خود سازوکاری مشخص در نظر گرفته بود و همین موضوع ایده او را نوآورانه می‌کرد. او از دو فرایند «تراکم» و «رقیق شدن» سخن می‌گفت. به باور او، وقتی هوا رقیق و پراکنده می‌شود، گرم‌تر شده و به آتش تبدیل می‌شود. در مقابل، هنگامی که هوا فشرده می‌شود، ابتدا به باد تبدیل می‌شود. با تراکم بیشتر، ابرها شکل می‌گیرند، سپس آب پدید می‌آید و در نهایت زمین و سنگ به وجود می‌آیند.

او با مشاهده پدیده‌های طبیعی به این نتیجه رسیده بود. برای مثال، همان‌گونه که بخار بازدم روی شیشه سرد به قطرات آب یا یخ تبدیل می‌شود، آناکسیمنس تصور می‌کرد همه مواد جهان شکل‌های مختلفی از یک ماده واحد هستند. از نظر او تفاوت میان آتش، آب، خاک و سنگ در نوع ماده نبود، بلکه تنها به میزان تراکم هوا بستگی داشت. او تلاش می‌کرد تنوع عظیم جهان را با یک عنصر بنیادین و یک فرایند قابل فهم توضیح دهد.

البته باید پذیرفت که برخی از باورهای او اشتباه بودند. آناکسیمنس تصور می‌کرد زمین صفحه‌ای تخت است که مانند درپوشی بر روی هوا قرار گرفته است. او همچنین ستارگان را اجرامی آتشین می‌دانست که در آسمان شناور هستند. امروزه می‌دانیم که این تصورات درست نیستند. اما تمرکز بر اشتباهات او باعث می‌شود اهمیت واقعی اندیشه‌هایش نادیده گرفته شود.

آناکسیمنس و دیگر فیلسوفان مکتب ملتوس بر جست‌وجوی علت‌های طبیعی تأکید داشتند و نمی‌خواستند همه چیز را با افسانه‌ها و داستان‌های کهن توضیح دهند. در نظریه او نیازی به اساطیر نبود. او تلاش می‌کرد نشان دهد که مواد گوناگون جهان از طریق تغییرات فیزیکی در یک ماده بنیادی پدید می‌آیند. این دیدگاه، هرچند از نظر علمی دقیق نبود، یکی از نخستین گام‌ها در مسیر تفکر علمی به شمار می‌آید.

او به دنبال وحدت در دل گوناگونی‌های جهان بود، برای پدیده‌ها سازوکار طبیعی جست‌وجو می‌کرد و می‌کوشید با مشاهده و استدلال به پاسخ برسد. این گذار از اسطوره به عقلانیت یکی از مهم‌ترین تحولات تاریخ اندیشه بشر بود.

آناکسیمنس در شکل‌گیری این تحول نقش مهمی داشت و راه را برای فصل‌های تازه‌ای در تاریخ علم گشود. هر بار که امروزه از طریق فیزیک یا شیمی در پی فهم جهان هستیم، در مسیری گام برمی‌داریم که متفکران یونان باستان آغاز کرده بودند. در شهرهایی مانند ملتوس بود که تفکر عقلانی به تدریج شکل گرفت و روشی تازه برای نگاه به جهان پدید آمد؛ روشی که مسیر تاریخ را تغییر داد.

بنابراین، دفعه بعد که وزش باد را احساس کردید، ابرها را در آسمان دیدید یا نفسی عمیق کشیدید، شاید بد نباشد لحظه‌ای به آناکسیمنس فکر کنید. او همه پاسخ‌ها را در اختیار نداشت، اما پرسش‌های درستی مطرح کرد و راهی تازه برای یافتن پاسخ‌ها نشان داد. او جرئت کرد تصور کند که جهان مجموعه‌ای از رویدادهای آشفته و تصادفی نیست، بلکه پدیده‌ای است که می‌توان آن را فهمید. حتی پس از گذشت بیش از دو هزار و پانصد سال، این ایده همچنان الهام‌بخش و قدرتمند است.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید