چرا صندوقهای بازنشستگی به مرز بحران رسیدهاند؟
گسترش بازنشستگیهای پیش از موعد و تعهدات سنگین صندوقها به یکی از مهمترین چالشهای پیشروی اقتصاد ایران تبدیل شده است
درحالیکه سن بازنشستگی اخیرا مورد بازبینی قرار گرفته و طبق مصوبههای جدید به ۶۲سال افزایش یافته، همچنان بازنشستگان در سنین پایینتر بازنشسته میشوند. پایین بودن سن بازنشستگی موثر، عمدتا ریشه در بازنشستگیهای پیش از موعد و سنوات ارفاقی کارکنان دارد؛ امری که بار مالی قابلتوجهی را بر منابع عمومی تحمیل میکند.
بر اساس لایحه بودجه ۱۴۰۵، سهم صندوقهای بازنشستگی از بودجه دولت، ۲۰ درصد است. برخی معتقدند که سیستم پرداخت مستمری نباید به صورت نظام بازتوزیعی اداره شود و مستمریها نباید از محل حق بیمه شاغلان پرداخت شوند. با این حال، بررسیها نشان میدهد نزدیک به نیمی از بازنشستگان تامین اجتماعی با بیمه مشاغل سخت و زیانآور بازنشسته میشوند. اتفاقی که در عمل، میانگین سن واقعی بازنشستگی را کاهش میدهد و میتواند منابع صندوقهای بازنشستگی را با چالش روبهرو کند.
یکی از مسائلی که بار مالی بر دوش سازمان تامین اجتماعی را افزایش میدهد، بازنشستگیهای زودهنگام است. طبق اعلام مقامات سازمان تامین اجتماعی، سهم بازنشستگان پیش از موعد از ۱۴ درصد در سال ۹۱ به ۵۲ درصد در پایان سال ۱۴۰۱ رسیده است که آماری تکاندهنده محسوب میشود.
همچنین بیش از ۲۰۰ هزار نفر از مستمریبگیران این سازمان، در سنین زیر ۴۰ سالگی بازنشسته شدهاند. از سوی دیگر، مدیرکل مستمریهای سازمان تامین اجتماعی اعلام کرد که میانگین سن بازنشستگان مشاغل سخت و زیانآور در پایان سال ۱۴۰۱ اندکی کمتر از ۵۰ سال بوده است.
به نظر میرسد که استفاده از سنوات ارفاقی و بازنشستگی پیش از موعد، اکنون به یک مزیت شغلی تبدیل شده است. علاوه بر این، برخی از موقعیتهای شغلی غیرمرتبط، از سوی کارگاههای متخلف در رده مشاغل سخت ثبت میشوند. همچنین از نظر کارشناسان، طی سالهای اخیر، به دلیل دستکاری تدریجی قوانین بیمه و بازنشستگی و رایزنی اتحادیهها، قوانین بازنشستگی از استانداردهای بینالمللی دور شدهاند.
بررسیها نشان میدهد که در بسیاری از کشورها، بازنشستگی پیش از موعد رخ میدهد، اما اختلاف سن بازنشستگان زودهنگام با سن قانونی بازنشستگی، معمولا کمتر از ۵ سال است. در ایران این اختلاف به حدود ۱۲ سال میرسد. به بیان دیگر، سالهای اشتغال موثر در ایران حدود ۱۲ سال کمتر از سالهای اشتغال قانونی است.
در حال حاضر بخش بزرگی از صندوقهای بازنشستگی ایران، بهویژه صندوق بازنشستگی کشوری و لشکری، عملا بدون کمک مستقیم دولت قادر به پرداخت مستمری نیستند و وابستگی تقریبا کامل به بودجه عمومی پیدا کردهاند.
برآوردهای نشان میدهد که ارزش مبلغ مستمری که یک فرد و بازماندگانش دریافت میکنند، بهطور متوسط بیش از هشت برابر ارزش فعلی حق بیمهای است که او در دوران اشتغال پرداخت کرده است. این فاصله عظیم یعنی منابع ورودی صندوقها با تعهدات خروجی تناسب ندارد و صندوقها ناچارند کسری را از منابع دیگر جبران کنند.
در کنار این مسائل، سرمایهگذاری صندوقها نیز بازدهی لازم را نداشته است. در بسیاری از کشورها بخشی از حقوق بازنشستگان از سود سرمایهگذاری داراییهای صندوقها تامین میشود، اما در ایران به دلیل بیثباتی اقتصاد کلان، ضعف بازار سرمایه و ورود صندوقها به بخشهای نامولد، بازدهی اقتصادی بسیار پایین بوده است. در حال حاضر، سود حاصل از سرمایهگذاری صندوقها سهم بسیار کمی از تعهدات مستمری را پوشش میدهد.
منتقدان هشدار میدهند این سیاست تعهدی دائمی برای دولت ایجاد میکند که با رشد دستمزدها و تعداد بیمهشدگان، بار مالی آن نیز افزایش خواهد یافت.
منبع: دنیای اقتصاد