درس اقتصادی بازی آرسنال و پاریسنژرمن؛ چرا سرمایهگذاران فریب میخورند؟
نباید اجازه دهید هیجانات لحظهای و نمونههای آماری کوچک، دیدگاه بلندمدت شما را در بورس یا سایر بازارهای مالی مخدوش کند
سه پنالتی در جریان ضربات پنالتی فینال لیگ قهرمانان اروپا بین آرسنال و پاریسنژرمن توسط بازیکنان چپپا خراب شد تا دوباره نظریهای قدیمی مربوط به فوتبال دهه ۶۰ و ۷۰ جان بگیرد.
به گزارش فرارو؛ وقتی ابرهچی ازه و گابریل ماگالاش از آرسنال پنالتیهای خود را از دست دادند و در سوی دیگر نونو مندز، بازیکن پاریسنژرمن نیز نتوانست ضربهاش را تبدیل به گل کند خیلیها ناخودآگاه یاد گذشتههای دور افتادند. سالهایی که گزارشگرهای تلویزیونی و کارشناسان ورزشی در چنین مواقعی باد به غبغب میانداختند و میگفتند چپپاها پنالتیزنهای خوبی نیستند. شاید باور نکنید اما آماتورها نیز دقیقا مشابه همین اشتباه را در مسیر سرمایهگذاری مرتکب میشوند.
تحلیل آمار پنالتیها در بازی آرسنال و پاریسنژرمن؛ اعداد فریبکار!
اگر کمی میان دادهها به جستوجو بپردازیم، در نگاه اول شواهدی پیدا میشود که از این باور قدیمی حمایت میکند. تحلیل آماری یوفا روی ۲۱۱ پنالتی در مسابقات اروپایی نشان داد حدود ۷۵ درصد پنالتیها توسط بازیکنان راستپا زده شده و تنها ۵۱ پنالتی متعلق به بازیکنان چپپا بوده است. نرخ موفقیت راستپاها ۷۸ درصد و نرخ موفقیت چپپاها ۶۳ درصد ثبت شد.
اگر فقط همین آمار را ملاک قرار دهیم، ممکن است تصور کنیم واقعا چپپاها پنالتیزن خوبی نیستند اما علم اقتصاد میگوید حتی عددها هم میتوانند گمراهکننده باشند.
چرا حجم نمونه در فوتبال برای نتیجهگیری کافی نیست؟
وقتی با دادهها کار میکنیم باید به تعداد نمونهها نیز اهمیت دهیم. در پژوهش یوفا فقط ۵۱ پنالتی توسط چپپاها زده شده بود. کاملا مشخص است که این عدد برای ساختن یک قانون قطعی درباره میلیونها فوتبالیست جهان کافی نخواهد بود.
این دقیقا همان اشتباهی است که در بازارهای مالی هم رخ میدهد؛ فرض کنید سه نفر از اطرافیان شما با خرید یک رمزارز سود کرده باشند اما آیا میتوان نتیجه گرفت رمزارز بهترین سرمایهگذاری جهان است؟ قطعا نه ولی مغز انسان عاشق همین خطاهای وسوسهانگیز است.
کمیاب بودن چپپاها؛ عاملی برای قضاوت اشتباه در بازی آرسنال و پاریسنژرمن
مطالعه انجام شده روی بیش از ۱۴۵ هزار نفر نشان داده تنها حدود ۱۶ درصد مردم جهان چپپا هستند. در فوتبال حرفهای این نسبت کمی بیشتر میشود و بعضی تحقیقات مشخص کرد حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد فوتبالیستهای سطح بالا چپپا هستند.
این مورد یعنی چپپاها در فوتبال دقیقا مثل نفت، زمین مرغوب یا حتی برخی فلزات خاص ارزشمند، کمیاب هستند و باشگاهها مجبور میشوند برای مدافعان، وینگرها و هافبکهای چپپا رقابت کنند.
چرا پنالتیهای سوخته بازی آرسنال و پاریسنژرمن در یاد میمانند؟
وقتی تعداد چپپاها کمتر است، اشتباهات آنها بیشتر در ذهن میماند. فرض کنیم موقع زدن ضربات پنالتی ۸ بازیکن راستپا و ۲ بازیکن چپپا داشته باشیم. در این صورت خرابشدن یک پنالتی توسط بازیکن چپپا بیشتر به چشم میآید.
در اقتصاد رفتاری چنین پدیدهای را بهعنوان سوگیری تجربی یا خطای در دسترس بودن میشناسند که یعنی افراد رویدادهای خاص، عجیب یا احساسی را بهتر به خاطر میسپارند.
مشابه همین اتفاق در بازارهای مالی نیز رخ میدهد. به همین دلیل همه سقوط ناگهانی و تراژیک یک شرکت را به خاطر میسپارند اما هزاران شرکتی که آرام و بیسروصدا رشد میکنند معمولا در نظر گرفته نمیشود.

انسانها در فوتبال و اقتصاد دائما تلاش میکنند از چند مشاهده محدود، یک قانون قطعی بسازند
مزیتهای پنهان بازیکنان چپپا؛ فراتر از حواشی بازی فینال لیگ قهرمانان
داستان وقتی پیچیدهتر میشود که بدانیم برخی مطالعات ورزشی نشان دادهاند بازیکنان چپپا در بسیاری از ورزشهای رقابتی میتوانند مزیت تاکتیکی داشته باشند چون حریفان کمتر با آنها روبهرو میشوند و الگوهای حرکتیشان کمتر قابل پیشبینی است.
حتی پژوهش مربوط به جام جهانی ۱۹۹۸ نشان داد بازیکنان چپپا در سطح نخبگان فوتبال تقریبا به همان اندازه راستپاها کارآمد هستند و تفاوت محسوسی در کیفیت فنی آنها دیده نمیشود. در اقتصاد هم بارها چنین چیزی دیده شده است. گاهی همان چیزی که بازار آن را نقطه ضعف تصور میکند، بعدا به مزیت تبدیل میشود.
درسهای مهم بازی آرسنال و پاریسنژرمن برای سرمایهگذاران
این بازی یادآوری کرد که انسانها چقدر راحت میتوانند میان «داستان جذاب» و «واقعیت آماری» اشتباه کنند. داستان جذاب میگوید سه بازیکن چپپا پنالتیشان را خراب کردند پس چپپاها پنالتیزن نیستند. در حالی که واقعیت آماری میگوید برای چنین نتیجهگیری بزرگی باید هزاران داده را مورد بررسی قرار داد.
این همان تفاوتی است که فاصله یک سرمایهگذار حرفهای و یک سرمایهگذار هیجانی را نشان میدهد. گروه دوم معمولا به آخرین اتفاق نگاه میکنند در حالی که سرمایهگذار حرفهای، دادههای بلندمدت را مدنظر قرار میدهد.
پیوند فوتبال و اقتصاد در بازی آرسنال و پاریسنژرمن
فوتبال شباهت عجیبی به اقتصاد دارد و در هر دو حوزه انسانها دائما تلاش میکنند از چند مشاهده محدود، یک قانون قطعی بسازند. با این حال در دنیای واقعی همهچیز متفاوت است. همانطور که سه روز رشد صعودی مداوم بورس تضمینکننده سودآوری تمام سهامداران نیست، سه پنالتی خرابشده توسط بازیکنان چپپا هم نمیتواند ثابت کند همه بازیکنان چپپاها پنالتیزنهای بدی هستند.
شاید سالها بعد همچنان به یاد بیاورید که ابرهچی ازه، گابریل ماگالاش و نونو مندز در بازی آرسنال و پاریسنژرمن پنالتیهایشان را خراب کردند اما دادهها و آمار حافظه بهتری از انسانها دارند و چیزهایی را نشان میدهند که معمولا بر اثر هیجانات لحظهای نادیده گرفته میشوند.