تصاویر| رتبهبندی کیفی ۵ فیلم دنیل کریگ در نقش «جیمز باند» از ضعیفترین به بهترین
به افتخار دوران دنیل کریگ در نقش جیمز باند، در ادامه تمام فیلمهای این دوره مدرن از ضعیفترین تا بهترین رتبهبندی شدهاند. چه او را دوست داشته باشید، چه از او متنفر باشید و چه صرفاً تحملش کنید، برداشت دنیل کریگ از این جاسوس افسانهای تاکنون تعریفکننده چهره جیمز باند در قرن بیستویکم بوده است.
در برخی محافل، اینکه بگویید فقط فیلمهای جیمز باند با بازی دنیل کریگ را دیدهاید، احتمالاً نوعی کفرگویی محسوب میشود. اما بسیاری از مخاطبان امروز تنها ۵ فیلم جیمز باندی را دیدهاند که کریگ نقش مامور ۰۰۷ را در آنها بازی کرده است.
بنابراین، به افتخار دوران دنیل کریگ در نقش جیمز باند، در ادامه تمام فیلمهای این دوره مدرن از ضعیفترین تا بهترین رتبهبندی شدهاند. چه او را دوست داشته باشید، چه از او متنفر باشید و چه صرفاً تحملش کنید، برداشت دنیل کریگ از این جاسوس افسانهای تاکنون تعریفکننده چهره جیمز باند در قرن بیستویکم بوده است.

۵- Quantum of Solace (۲۰۰۸)
شاید بتوان گفت Quantum of Solace تا حدی کمتر از آنچه شایستهاش بوده مورد توجه قرار گرفته است. این فیلم دومین حضور دنیل کریگ در نقش جیمز باند بود و بسیاری آن را نسبت به نخستین فیلم موفق او ناامیدکننده میدانستند؛ و شاید این انتقاد تا حدی درست باشد.
با این حال، مارک فورستر، کارگردان فیلم، تمام تلاش خود را به کار گرفته تا این دنباله از همان لحظه آغاز تا پایان انفجاری و پرتنش خود جذاب باقی بماند. هرچند فیلم گاهی آشفته و ناپخته به نظر میرسد، اما اگر بتوانید از برخی جنبههای اغراقآمیز فیلم را نادیده بگیرید، همچنان اثری سرگرمکننده است. دستکم صحنههای مبارزه فیلم بسیار تماشایی هستند.
Quantum of Solace با مدتزمان تنها ۱۰۶ دقیقه، کوتاهترین فیلم دوران حضور دنیل کریگ در نقش باند است. این فیلم از سبک فیلمبرداری لرزان و پرتنش که در آن زمان توسط مجموعه فیلم Bourne محبوب شده بود استفاده میکند تا وضعیت روحی متزلزل و رو به فروپاشی باند را بهتر به تصویر بکشد.
تدوین بسیار سریع و بیوقفه فیلم برای برخی از تماشاگران خوشایند نبود؛ بهویژه اینکه داستان با سرعت زیادی از یک رویداد مهم به رویدادی دیگر میپرد. با این وجود، فیلم در مجموع پایانبندی موفقی دارد.
علاوه بر این، Quantum of Solace ایدهای را معرفی میکند که بعدها به یکی از ویژگیهای اصلی دوران کریگ تبدیل شد: اینکه هر فیلم جیمز باند ادامه مستقیم و دنباله داستانی فیلم قبلی باشد.

۴- Spectre (۲۰۱۵)
برای بسیاری از مخاطبان، Spectre همان فیلمی بود که انتظار داشتند Quantum of Solace باشد. اینکه مشخص شد سازمان کوانتوم در واقع تمام این مدت تنها یکی از زیرمجموعههای SPECTRE بوده، چندان غافلگیرکننده نبود؛ اما آنچه واقعاً شوکآور بود، افشای این حقیقت بود که شخصیت منفی اصلی فیلم، ارنست بلوفلد با بازی کریستف والتز، در حقیقت برادرخوانده انتقامجوی جیمز باند است. این پیچش داستانی بزرگ واکنشهای متفاوتی به همراه داشت؛ برخی آن را موفق و جذاب دانستند و برخی دیگر از آن متنفر بودند.
از سکانس ابتدایی رژه «روز مردگان» تا پایان پرهیجان و نفسگیر فیلم، Spectre موفق میشود مخاطب را سرگرم نگه دارد؛ حتی اگر به اندازه فیلم قبلی، یعنی Skyfall، که آن هم توسط سم مندس کارگردانی شده بود، قدرتمند نباشد.
چهارمین فیلم دنیل کریگ در نقش جیمز باند با زمان ۱۴۸ دقیقه، سازمان SPECTRE را پس از چند دهه غیبت بهعنوان تهدیدی مدرن بازآفرینی میکند. این سازمان تبهکار از اوایل دهه ۱۹۷۰ دیگر در فیلمهای جیمز باند حضور نداشت و همین بازگشت دوباره، دستاورد مهمی برای فیلم محسوب میشود.
البته Spectre در مقایسه با سایر فیلمهای دوران کریگ ریتم کندتری دارد، اما از نظر احساسی تأثیرگذاری بیشتری نسبت به Quantum of Solace ارائه میدهد. بخشی از این موضوع به معرفی شخصیت مادلین سوان با بازی لئا سیدو مربوط میشود؛ شخصیتی که هرچند در فهرست بهترین «دختران باند» جایگاه چندان بالایی ندارد، اما برای این نسخه از جیمز باند و اتفاقات فیلم پنجم و پایانی دنیل کریگ در نقش ۰۰۷، اهمیتی بسیار زیاد دارد.

۳- No Time to Die (۲۰۲۱)
No Time to Die که پایانبخش حماسی داستان جیمز باندیِ دنیل کریگ است، برای این مجموعه پنجگانه اکشن همان نقشی را دارد که The Dark Knight Rises برای سهگانه بتمن ساخته کریستوفر نولان داشت. هرچند برخی از طرفداران آشکارا از این فیلم جیمز باندی ابراز نارضایتی کردهاند، اما کری فوکوناگا، کارگردان فیلم، کاری تقریباً غیرممکن انجام میدهد و داستان باند را به شکلی به پایان میرساند که دستکم برای مخاطب از نظر احساسی رضایتبخش بود.
از کنار گذاشتن اندوه و زخمهای گذشته گرفته تا رویارویی دوباره با بلوفلد، No Time to Die جیمز باند را با دشوارترین چالشهای زندگیاش روبهرو میکند؛ درست در زمانی که او برای نخستین بار با دخترش، ماتیلد با بازی لیزا-دورا سونت، آشنا میشود. ماتیلد فرزند مادلین است که بین دو فیلم و بدون اطلاع باند به دنیا آمده است.
البته مدت زمان ۱۶۳ دقیقهای فیلم کمی بیش از حد طولانی به نظر میرسد، اما اگر این آخرین حضور دنیل کریگ در نقش جیمز باند باشد، با آن مشکلی نداریم.
برای کسی که پیشینه خاصی با مجموعه ۰۰۷ ندارد، No Time to Die مانند یک خداحافظی قهرمانانه برای مأمور دابل-او است؛ فیلمی که او را وادار میکند به مردی تبدیل شود که هرگز تصور نمیکرد بتواند باشد. باند با یاد گرفتن عشق ورزیدن دوباره، بدون تردید با مرگ روبهرو میشود؛ به شرطی که این کار به نجات کسانی که دوستشان دارد منجر شود.
شاید بهتر بود باند در نهایت بازنشسته میشد و زندگی خوشی را تجربه میکرد، اما فداکاری او بهویژه برای پدران حاضر در میان تماشاگران تأثیر عمیقی دارد. همچنین نباید فراموش کرد که No Time to Die یکی از ترسناکترین شرورهای دوران کریگ را نیز در اختیار دارد؛ لیوتسیفر سفین با بازی رامی ملیک که واقعاً شایسته نام خود است.

۲- Casino Royale (۲۰۰۶)
البته درباره اینکه Casino Royale بهتر است یا فیلم بعدی این فهرست، بحثهای زیادی وجود دارد و این کاملاً قابل درک است. بسیاری هر دو را در جایگاه نخست قرار خواهند داد، بنابراین این دو رتبه نهایی را با کمی اغماض در نظر بگیرید.
Casino Royale که میتوان آن را نسخه جیمز باند از Batman Begins (فیلمی که یک سال پیش از آن اکران شد) دانست، دقیقاً همان چیزی است که اگر برای نخستین بار با جیمز باند آشنا میشوید انتظارش را دارید.
از همان لحظه آغاز فیلم، مخاطب جذب داستان میشود؛ جایی که باند یک توطئه تروریستی را خنثی میکند و درگیر یک بازی مرگبار ورق با لو شیفر با بازی مدس میکلسن میشود. برای یک جاسوس فوقحرفهای بریتانیایی، این تنها بخشی از کارهای روزمره است.
Casino Royale تنها به این دلیل موفق است که جیمز باند را فراتر از کلیشهای که بسیاری از مردم از این شخصیت در ذهن دارند، انسانیتر نشان میدهد. حضور وسپر لیند با بازی اوا گرین به شکل قابل توجهی بر بار دراماتیک داستان میافزاید و تنش را افزایش میدهد.
رابطه عاشقانه میان این دو بهآرامی شکل میگیرد، سپس به اوج میرسد و در نهایت به یک تراژدی کامل ختم میشود. با این حال، همین اتفاق زخمی عمیق بر روح باند بر جای میگذارد که چهار فیلم بعدی طول میکشد تا التیام یابد و در عین حال پایهگذار روایت دنبالهدار و پیوستهای میشود که در تمام فیلمهای بعدی ادامه پیدا میکند.
با وجود این، Casino Royale بهتنهایی نیز کاملاً موفق عمل میکند؛ یک فیلم اکشن سرگرمکننده و در عین حال شاهکاری برجسته در ژانر جاسوسی که میتواند جایگاه ویژهای در مجموعه فیلمهای هر علاقهمند سینما داشته باشد.

۱- Skyfall (۲۰۱۲)
Skyfall را میتوان بهترین فیلم دوران دنیل کریگ در نقش جیمز باند دانست. سم مندس با کارگردانی این فیلم اثری خلق کرد که بسیاری از مخاطبان را شگفتزده کرد. این فیلم به مناسبت پنجاهمین سالگرد مجموعه فیلمهای جیمز باند ساخته شد و به شکلی طراحی شده بود که هم برای مخاطبان تازهوارد و هم برای طرفداران قدیمی جذاب باشد. در این فیلم، باند با بزرگترین دشمن خود تا آن زمان روبهرو میشود؛ رائول سیلوا با بازی خاویر باردم.
زمانی که سازمان MI6 هدف حمله قرار میگیرد و شخصیت M با بازی جودی دنچ تحت فشار است، باند بار دیگر به میدان بازمیگردد تا از سقوط بریتانیا در برابر تهدیدهای تروریستی جلوگیری کند.
Skyfall که از The Dark Knight الهام گرفته است، ابتدا شخصیت باند را کالبدشکافی و تضعیف میکند و سپس او را دوباره به سلاحی کارآمد و قدرتمند تبدیل میکند؛ آن هم دقیقاً در زمانی که به چنین چیزی نیاز است.
این فیلم برخی از زیباترین تصاویر و بهیادماندنیترین صحنههای اکشن کل پنجگانه را در خود جای داده است. Skyfall از آن دسته فیلمهای جاسوسی بینالمللی است که میتوان بارها و بارها آن را تماشا کرد. فیلمی که میتوانست پایان دوران دنیل کریگ باشد، در عین حال به آغاز فصلی تازه برای شخصیت جیمز باند تبدیل شد و زمینه را برای دو فیلم پایانی این مجموعه فراهم کرد.
Skyfall همچنان پرفروشترین فیلم تاریخ مجموعه ۰۰۷ محسوب میشود و بدون تردید یکی از محبوبترین آثار ژانر اکشن مدرن نیز به شمار میرود. این فیلم ضمن حفظ رویکرد واقعگرایانهای که در آثار دنیل کریگ نسبت به جیمز باند شکل گرفته بود، شخصیتهای Q با بازی بن ویشاو و مانیپنی با بازی نائومی هریس را نیز بازآفرینی میکند. در نهایت، Skyfall تقریباً همهچیز را درست انجام میدهد و در کنار آن داستانی بسیار قدرتمند و تأثیرگذار را نیز روایت میکند.
منبع: روزیاتو