تصاویر| ۵ سلاح هایپرسونیک جدید ایالات متحده در رقابت برای پیروزی در نبردهای آینده
یکی از رایجترین تصورات اشتباه درباره سلاحهای هایپرسونیک این است که هر موشکی که سریعتر از ۵ ماخ حرکت کند، هایپرسونیک محسوب میشود. در واقع، بسیاری از موشکهای بالستیک در بخشهایی از مسیر پرواز خود به سرعتهای هایپرسونیک میرسند. آنچه یک سلاح هایپرسونیک واقعی را از یک موشک بالستیک متعارف متمایز میکند، توانایی آن در انجام مانورهای غیرقابل پیشبینی هنگام حرکت با سرعت بسیار بالا است.
سالهاست که سلاحهای هایپرسونیک بهعنوان انقلاب بعدی در عرصه جنگ معرفی میشوند. این تسلیحات که قادرند با سرعتی بیش از ۵ ماخ حرکت کنند و همزمان در طول پرواز مانور دهند، بهگونهای طراحی شدهاند که زمان واکنش دشمن را به حداقل برسانند و از بسیاری از سامانههای دفاع موشکی معمول عبور کنند.
با این حال، یکی از رایجترین تصورات اشتباه درباره سلاحهای هایپرسونیک این است که هر موشکی که سریعتر از ۵ ماخ حرکت کند، هایپرسونیک محسوب میشود. در واقع، بسیاری از موشکهای بالستیک در بخشهایی از مسیر پرواز خود به سرعتهای هایپرسونیک میرسند. آنچه یک سلاح هایپرسونیک واقعی را از یک موشک بالستیک متعارف متمایز میکند، توانایی آن در انجام مانورهای غیرقابل پیشبینی هنگام حرکت با سرعت بسیار بالا است.

این فناوری به یکی از محورهای اصلی رقابت نظامی میان ایالات متحده، چین و روسیه تبدیل شده است. در حالی که مسکو و پکن هماکنون سامانههای هایپرسونیک عملیاتی در اختیار دارند، ایالات متحده سالها با تأخیرها، شکستهای آزمایشی و تغییر اولویتها دستوپنجه نرم کرده تا بتواند نسل جدیدی از این تسلیحات را وارد خدمت کند.
امروزه چندین برنامه هایپرسونیک آمریکایی به مرحله عملیاتی نزدیک شدهاند. برخی در حال گذراندن آزمایشهای پیشرفته هستند، برخی دیگر به آستانه استقرار رسیدهاند و تعدادی نیز مفاهیم بلندپروازانهای را نمایندگی میکنند که میتوانند آینده جنگ را شکل دهند.
در ادامه با پنج سلاح هایپرسونیک آشنا میشویم که آینده ارتش آمریکا را شکل میدهند.

۱. Dark Eagle
اگر قرار باشد تنها یک سلاح بهعنوان نزدیکترین مسیر آمریکا برای دستیابی به یک توانایی هایپرسونیک عملیاتی معرفی شود، آن سلاح Dark Eagle است. این سامانه که بهطور رسمی با نام Long-Range Hypersonic Weapon (LRHW) شناخته میشود، یک برنامه تحت رهبری ارتش آمریکاست که از طراحی «بوست-گلاید» استفاده میکند و یک گلایدر هایپرسونیک مانورپذیر را به پرواز درمیآورد؛ گلایدری که میتواند با سرعتی بیش از ۵ ماخ حرکت کند.
این سلاح برای هدف قرار دادن اهداف بهشدت محافظتشده در فاصله بیش از ۱,۷۰۰ مایل (حدود ۲,۷۳۶ کیلومتر) طراحی شده و به فرماندهان این امکان را میدهد که داراییهای باارزش دشمن را در عمق مناطق مورد مناقشه هدف قرار دهند. برخلاف موشکهای بالستیک سنتی، گلایدر این سامانه در طول پرواز قادر به مانور است و همین موضوع پیشبینی و رهگیری آن را دشوارتر میکند.
پس از سالها تأخیر و مشکلات آزمایشی، Dark Eagle اخیراً بهواسطه آزمایشهای موفق پروازی و قراردادهای تولیدی جدید شتاب گرفته است. هرچند این سامانه هنوز در مسیر رسیدن به استقرار عملیاتی قرار دارد، اما بهطور گسترده بهعنوان بالغترین سلاح هایپرسونیک در حال توسعه ایالات متحده شناخته میشود.

۲. Conventional Prompt Strike
پاسخ نیروی دریایی آمریکا به جنگافزارهای هایپرسونیک، برنامه Conventional Prompt Strike یا CPS است؛ پروژهای که برای فراهم کردن توانایی حملات هایپرسونیک دوربرد برای ناوها و زیردریاییها طراحی شده است.
همانند Dark Eagle، این سامانه نیز از یک گلایدر هایپرسونیک مشترک استفاده میکند که بهطور مشترک توسط ارتش و نیروی دریایی آمریکا توسعه یافته است. پس از پرتاب، گلایدر از بوستر جدا میشود و با سرعت هایپرسونیک و در حالی که در مسیر مانور میدهد، به سمت هدف حرکت میکند. پنتاگون این سلاحها را راهحلی بالقوه برای عبور از سامانههای پیشرفته پدافند هوایی کشورهای رقیب مانند چین و روسیه میداند.
نیروی دریایی آمریکا قصد دارد سامانه CPS را روی ناوشکن USS Zumwalt و در آینده روی زیردریاییهای کلاس Virginia مستقر کند. اگرچه این سامانه همچنان در مرحله آزمایش و یکپارچهسازی قرار دارد، اما آزمایشهای اخیر پرتاب از دریا نقاط عطف مهمی را در مسیر عملیاتی شدن آن رقم زدهاند.

۳. HACM
در حالی که بیشتر برنامههای هایپرسونیک آمریکا بر فناوری «بوست-گلاید» متکی هستند، موشک Hypersonic Attack Cruise Missile یا HACM رویکرد متفاوتی را دنبال میکند.
این موشک از یک موتور اسکرمجت بهره میبرد که به آن اجازه میدهد بهجای سر خوردن بدون پیشران پس از پرتاب، سرعت هایپرسونیک خود را درون جو زمین حفظ کند.
نیروی هوایی آمریکا HACM را یکی از توانمندیهای کلیدی آینده میداند؛ زیرا ابعاد کوچکتر آن امکان حمل و شلیک از طیف گستردهای از هواگردها، از جمله بمبافکنها و جنگندهها را فراهم میکند.
این موشک که توسط RTX و Northrop Grumman توسعه یافته است، برای هدف قرار دادن اهداف بهشدت محافظتشده یا اهداف حساس به زمان طراحی شده و در عین حال زمان واکنش دشمن را به شکل چشمگیری کاهش میدهد.
این برنامه همچنان در حال توسعه است و با تأخیرهایی در جدول زمانی خود مواجه شده، اما نیروی هوایی آمریکا پس از مشکلات برنامههای هایپرسونیک پیشین، همچنان آن را در اولویت قرار داده است. در صورت موفقیت، HACM میتواند به نخستین سلاح هایپرسونیک عملیاتی هواپرتاب نیروی هوایی آمریکا تبدیل شود.

۴. AGM-183 ARRW
سامانه AGM-183 Air-Launched Rapid Response Weapon یا ARRW زمانی قرار بود نخستین سلاح هایپرسونیک عملیاتی آمریکا باشد. اما در عوض، به یکی از آشکارترین شکستهای پنتاگون در حوزه توسعه تسلیحات هایپرسونیک تبدیل شد.
این سامانه بوست-گلاید بهگونهای طراحی شده بود که توسط هواگردهایی مانند بمبافکن B-52 حمل شود و توانایی انجام حملات سریع و دوربرد علیه اهداف دوردست را فراهم کند.
با این حال، مجموعهای از شکستهای آزمایشی و چالشهای توسعهای بارها برنامه را به تعویق انداخت و در نهایت باعث شد نیروی هوایی آمریکا تمرکز خود را به پروژههای جدیدتری مانند HACM معطوف کند.
با وجود سابقه پرچالش خود، ARRW نقش مهمی در پیشبرد تحقیقات هایپرسونیک آمریکا ایفا کرد. برخی گزارشها نشان میدهند که نیروی هوایی همچنان علاقهمند به حفظ فناوریهای توسعهیافته در این برنامه است.
اگرچه تمرکز اصلی نیروی هوایی به سمت HACM تغییر کرده، اما بخشهایی از فناوری ARRW همچنان بر برنامههای هایپرسونیک جدید و مفاهیم نسل بعدی تأثیرگذار هستند.

فراتر از برنامههای پیشرو امروز
این چهار برنامه مهمترین پروژههای تسلیحات هایپرسونیک هستند که در حال حاضر آینده ارتش آمریکا را شکل میدهند.
پروژههای دیگری از جمله موشک HALO متعلق به نیروی دریایی و طرح Mako شرکت Lockheed Martin نیز همچنان در حال توسعه هستند، اما هنوز به سطح مشابهی از بلوغ یا توجه عمومی دست پیدا نکردهاند.
در همین حال، برنامههایی مانند OpFires متعلق به DARPA به پایان رسیدهاند، در حالی که فناوریهایی نظیر Common Hypersonic Glide Body (C-HGB) همچنان بهعنوان پایه و زیربنای چندین سلاح هایپرسونیک مورد استفاده قرار میگیرند و خود بهتنهایی یک سلاح محسوب نمیشوند.

در مجموع، این برنامهها واقعیتی گستردهتر را نشان میدهند: ایالات متحده پس از سالها تأخیر و ناکامی، بهتدریج در حال ساخت توانمندیهایی است که امیدوار است شکاف هایپرسونیک خود با چین و روسیه را کاهش دهد.
منبع: روزیاتو