تصاویر| ترسناک‌تر از خود فیلم: ۱۰ تراژدی واقعی پشت صحنه که هالیوود را لرزاند

تصاویر| ترسناک‌تر از خود فیلم: ۱۰ تراژدی واقعی پشت صحنه که هالیوود را لرزاند

«فیلم‌های نفرین‌ شده» (Cursed Movies) اصطلاحی است که برای آثاری به کار می‌رود که تولیدشان با حوادث مرگبار، بیماری‌های ناگهانی، آتش‌سوزی‌های بی‌دلیل و تراژدی‌های تکان‌دهنده همراه بوده است.

کد خبر : ۳۰۳۰۲۴
بازدید : ۳

دنیای سینما همیشه با جادو و تخیل گره خورده است، اما گاهی این جادو به شکلی تاریک و توجیه‌ناپذیر تغییر ماهیت می‌دهد. تصور کنید در حال ساختن فیلمی درباره نیروهای شیطانی هستید و ناگهان متوجه می‌شوید که این نیروها نه در فیلمنامه، بلکه در پشت صحنه و در زندگی واقعی عوامل رسوخ کرده‌اند.

«فیلم‌های نفرین‌ شده» (Cursed Movies) اصطلاحی است که برای آثاری به کار می‌رود که تولیدشان با حوادث مرگبار، بیماری‌های ناگهانی، آتش‌سوزی‌های بی‌دلیل و تراژدی‌های تکان‌دهنده همراه بوده است.

در این مقاله، به اعماق تاریخ سینما سفر می‌کنیم تا ۱۰ اثری را معرفی کنیم که فراتر از یک سرگرمی ساده، به نظر می‌رسد توسط نیرویی شوم احاطه شده بودند؛ آثاری که تماشای آن‌ها هنوز هم لرزه بر اندام مخاطبان می‌اندازد.

۱. جن‌گیر (The Exorcist – 1973)

31_11zon

شاهکار ویلیام فریدکین نه تنها یکی از ترسناک‌ترین فیلم‌های تاریخ است، بلکه یکی از بدنام‌ترین پشت‌صحنه‌ها را نیز دارد. در طول ساخت این فیلم، ۹ نفر از عوامل و نزدیکان آن‌ها به دلایل مختلف جان خود را از دست دادند. عجیب‌ترین اتفاق، آتش‌سوزی مرموزی بود که کل دکور خانه «ریگن» را خاکستر کرد، در حالی که تنها اتاق خواب او که محل جن‌گیری بود، به طرز معجزه‌آسایی سالم ماند. این اتفاقات باعث شد تا فریدکین از یک کشیش واقعی بخواهد تا لوکیشن فیلم‌برداری را تطهیر کند.‌

تنش در پشت صحنه به قدری بالا بود که بازیگران واقعاً احساس وحشت می‌کردند. الن برستین در یکی از صحنه‌ها به دلیل نقص فنی در تجهیزات حفاظتی، دچار آسیب‌دیدگی شدید ستون فقرات شد که فریادهای واقعی او در فیلم نهایی استفاده شد. بسیاری معتقدند که باز کردن پای نیروهای اهریمنی به سینما در چنین ابعاد وسیعی، دریچه‌ای را گشود که به راحتی بسته نشد و سایه سنگین این نفرین تا سال‌ها بر زندگی عوامل فیلم باقی ماند.

اما نکته کمتر گفته‌شده این است که کشیش مشاوری که برای تطهیر لوکیشن آمده بود، اندکی بعد درگذشت. همچنین، صحنه هولناک «راه رفتن عنکبوتی ریگن» از نسخه اصلی حذف شده بود و زمانی که ویلیام فریدکین آن را در نسخه کارگردان گنجاند، عوامل تدوین گزارش دادند که تجهیزاتشان در زمان کار روی آن صحنه مدام دچار نقص فنی می‌شد و حس سنگینی در اتاق تدوین موج می‌زد.

۲. طالع نحس (The Omen – 1976)

32_11zon

اگر بخواهیم به معنای واقعی کلمه از «نفرین» صحبت کنیم، هیچ فیلمی به پای «طالع نحس» نمی‌رسد. همه چیز با اصابت صاعقه به هواپیمای حامل گریگوری پک (بازیگر اصلی) و چند روز بعد، اصابت صاعقه به هواپیمای نویسنده فیلم شروع شد. اما فاجعه‌بارترین اتفاق، تصادف وحشتناک مسئول جلوه‌های ویژه فیلم، جان ریچاردسون بود. او که صحنه گردن زدن یکی از شخصیت‌ها را طراحی کرده بود، در یک تصادف رانندگی مشابه، دستیار خود را به همان شیوه از دست داد؛ جالب اینجاست که این اتفاق در کیلومتر ۶۶.۶ جاده رخ داد!

اتفاقات به همین جا ختم نشد؛ سگ‌های وحشی که در فیلم استفاده می‌شدند به مربیان خود حمله کردند و یکی از بدلکاران در صحنه‌ای که قرار بود کاملاً ایمن باشد، به شدت آسیب دید. حتی هتلی که کارگردان در آن اقامت داشت توسط ارتش جمهوری‌خواه ایرلند بمب‌گذاری شد. به نظر می‌رسید هر کسی که در ساخت این فیلم درباره «ضدمسیح» مشارکت داشته، هدف یک انتقام متافیزیکی قرار گرفته است که فراتر از هرگونه تصادف منطقی به نظر می‌رسید.

تاریخ اکران فیلم هم عمداً ۶/۶/۱۹۷۶ (ششمین روز از ششمین ماه) انتخاب شده بود که جمع اعدادش ۶۶۶ می‌شد و استودیو از این حربه تبلیغاتی استفاده کرد. پس از سقوط هواپیمای گریگوری پک و نویسنده، یک هواپیمای شخصی که عوامل تولید را جابجا می‌کرد نیز دچار سانحه شد. همچنین، رات داگلاس، بازیگر نقش کودک دیمین، درست در روز فیلمبرداری صحنه حمله به مادرش در بیمارستان، در واقعیت دچار یک حمله عصبی شدید شد و پزشک سر صحنه حاضر بود.

۳. ارواح خبیثه یا پولترگایست (Poltergeist – 1982)

33_11zon

سه‌گانه «پولترگایست» بیش از آنکه به خاطر داستانش مشهور باشد، به خاطر مرگ‌های زودهنگام و غم‌انگیز بازیگران جوانش شناخته می‌شود. شایعه شده است که نفرین این فیلم از آنجا آغاز شد که تهیه‌کنندگان برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها، به جای اسکلت‌های پلاستیکی، از اسکلت‌های واقعی انسان در صحنه استخر استفاده کردند. مدت کوتاهی پس از اکران فیلم اول، دومینیک دان (بازیگر نقش خواهر بزرگتر) توسط نامزد سابقش به قتل رسید.

بزرگترین ضربه به این پروژه، مرگ هدر ارورک، ستاره خردسال و چهره اصلی فیلم بود که در سن ۱۲ سالگی و درست قبل از اکران قسمت سوم به دلیل بیماری ناگهانی درگذشت. علاوه بر این، دو بازیگر دیگر مجموعه نیز در طول سال‌های تولید جان خود را از دست دادند. این زنجیره از مرگ‌های نابهنگام باعث شد تا بسیاری بر این باور باشند که استفاده از بقایای واقعی انسان در صحنه فیلم‌برداری، خشم نیروهای نادیدنی را برانگیخته و بهایی سنگین از بازیگران بی‌گناه گرفته است.

جالب است بدانید ویل سمپسون، بازیگر نقش تیلور (شمن سرخپوست) در قسمت دوم، یک درمان‌گر بومی واقعی بود. او به درخواست عوامل، مراسم تطهیر کامل سر صحنه اجرا کرد تا اتفاقات بد را متوقف کند. اما طعنه تلخ ماجرا اینجاست که خودش چند سال بعد بر اثر نارسایی شدید کلیه درگذشت. همچنین، جولیان بک (بازیگر نقش کین در قسمت دوم) در حین فیلمبرداری بر اثر سرطان معده جان سپرد و چهره واقعاً بیمار و نحیفش در فیلم گواه آن بود.

۴. کلاغ (The Crow – 1994)

34_11zon

تراژدی «کلاغ» یکی از تلخ‌ترین و مستقیم‌ترین حوادث پشت صحنه تاریخ سینماست. براندون لی، فرزند بروس لی بزرگ، در حالی که تنها ۲۸ سال داشت و در آستانه تبدیل شدن به یک ستاره جهانی بود، در جریان فیلم‌برداری یکی از صحنه‌ها با شلیک گلوله‌ای که قرار بود مشقی باشد، کشته شد. به دلیل اشتباه تیم تدارکات، تکه‌ای از یک گلوله واقعی در لوله تفنگ باقی مانده بود و هنگام شلیک گلوله مشقی، با همان قدرت به شکم براندون اصابت کرد.

این اتفاق به قدری تکان‌دهنده بود که تولید فیلم برای مدتی متوقف شد. نکته عجیب اینجاست که پدر او، بروس لی نیز در شرایطی مرموز جان باخته بود و برخی معتقد بودند نفرینی خانوادگی گریبان‌گیر آن‌هاست. فیلم کلاغ که درباره مردی است که از دنیای مردگان بازمی‌گردد تا انتقام بگیرد، با مرگ قهرمانش در دنیای واقعی، هاله‌ای از غم و وحشت دائمی به خود گرفت و به یکی از تاریک‌ترین آثار کالت سینما تبدیل شد.

صحنه‌ای که براندون لی در آن کشته شد، دقیقاً فلاش‌بکی به نحوه مرگ شخصیتش اریک دراون بود. او داشت از روی میز به زمین پرت می‌شد و هدف گلوله قرار می‌گرفت. پس از مرگ، نامزدش الیزا هوتن شکایت کرد و بر اساس حکم دادگاه، فیلم نگاتیو آن صحنه نابود شد تا هرگز دیده نشود. مایکل ماسی، بازیگری که شلیک کرد، تا پایان عمر زیر بار عذاب وجدان ماند و یک سال تمام بازیگری را کنار گذاشت.

۵. بچه رزماری (Rosemary’s Baby – 1968)

فیلمی که درباره تولد فرزند شیطان ساخته شد، زندگی کارگردانش، رومن پولانسکی را به شکلی باورنکردنی ویران کرد. یک سال پس از اکران فیلم، همسر باردار پولانسکی، شارون تیت، توسط فرقه «منسون» در خانه‌اش به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسید. این حادثه شباهت عجیبی به فضای رعب‌آور و فرقه‌گرایانه فیلم داشت و هالیوود را در شوکی فرو برد که هرگز کاملاً از آن خارج نشد.

علاوه بر این، ویلیام کستل، تهیه‌کننده فیلم، نامه‌های تهدیدآمیز بی‌شماری دریافت کرد که در آن‌ها نوشته شده بود او «بذر شیطان» را کاشته است. او مدتی بعد دچار نارسایی شدید کلیوی شد و در تخت بیمارستان فریاد می‌زد: «رزماری، به خاطر خدا چاقو را زمین بگذار!». آهنگساز فیلم نیز بر اثر سقوط از صخره دچار لخته شدن خون در مغز شد و درگذشت؛ دقیقاً به همان شیوه‌ای که یکی از شخصیت‌های فیلم جان خود را از دست داده بود.

جالب است بدانید نمای بیرونی آپارتمان، ساختمان بدنام «داکوتا» در نیویورک است؛ جایی که سال‌ها بعد جان لنون در مقابل در ورودی‌اش به قتل رسید. انگار این لوکیشن تاریخی، همچنان به جذب تراژدی ادامه داد.

۶. سوپرمن (Superman – Series)

35_11zon

نفرین سوپرمن شاید مشهورترین نفرین در میان طرفداران فیلم‌های ابرقهرمانی باشد. این باور وجود دارد که هر کسی که نقش این ابرقهرمان شکست‌ناپذیر را بازی کند، در زندگی واقعی دچار سرنوشتی شوم می‌شود. جورج ریوز، اولین سوپرمن تلویزیونی، به طرز مشکوکی با شلیک گلوله کشته شد (که خودکشی اعلام شد اما تردیدهای زیادی پیرامون آن وجود داشت). اما فاجعه‌بارترین مورد، کریستوفر ریو بود که در اوج شهرت، بر اثر سقوط از اسب فلج شد و سال‌ها در رنج زندگی کرد.

این نفرین فقط به بازیگران اصلی محدود نشد؛ مارگو کیدر (بازیگر نقش لوئیس لین) دچار اختلالات شدید روانی و بی‌خانمانی شد و بازیگران دیگری نیز به بیماری‌های نادر یا حوادث ناگوار دچار شدند. بسیاری معتقدند خالقان این شخصیت (سایگل و شوستر) به دلیل اینکه حقوق معنوی شخصیت سوپرمن از آن‌ها گرفته شد، این اثر را نفرین کرده‌اند تا هر کسی که از آن سود می‌برد، تقاص پس دهد.

بنابر همین رویه لی کویگلی، نوزادی که در نقش کال-ال در کشتی فضایی در فیلم ۱۹۷۸ بازی کرد، در ۱۴ سالگی بر اثر سوءمصرف حلال‌های شیمیایی جان باخت. همچنین، دو نفر از بازیگرانی که در سریال قدیمی «ماجراهای سوپرمن» نقش لوئیس لین (فیلیس کوتس) و پری وایت را بازی می‌کردند نیز به شکل عجیبی دچار سانحه رانندگی و خانه‌نشینی دائمی شدند. حتی کرک آلین (اولین سوپرمن سینمایی) نیز در فقر و گمنامی درگذشت.

۷. جادوگر شهر از (The Wizard of Oz – 1939)

36_11zon

پشت چهره رنگارنگ و فانتزی این کلاسیکِ محبوب، داستانی از آزار، حوادث و جراحات نهفته است. بادی ابسن، بازیگر اصلی نقش «مرد حلبی»، به دلیل حساسیت شدید به پودر آلومینیوم که در گریمش استفاده شده بود، دچار مسمومیت ریوی شد و تا دم مرگ پیش رفت. بازیگر نقش «ساحره خبیث غرب» نیز در صحنه ناپدید شدن در دود و آتش، دچار سوختگی درجه دو و سه در صورت و دستانش شد.

شرایط برای مارگارت همیلتون (ساحره) به قدری بد بود که او هفته‌ها در بیمارستان بستری شد. حتی سگ کوچک فیلم (توتو) هم از حوادث در امان نماند و در جریان فیلم‌برداری پایش شکست. فشارهای روانی وارده به جودی گارلند نوجوان در این پروژه، آغازگر مسیر خودتخریبی و اعتیاد او بود که در نهایت منجر به مرگ زودهنگامش گشت. جادوگر شهر اوز ثابت کرد که گاهی پشت یک لبخند سینمایی، دنیایی از درد و رنج پنهان شده است.

همچنین «برفی» که در صحنه معروف به خواب رفتن دوروتی در دشت خشخاش روی بازیگران می‌بارید، در حقیقت پودر آزبست (پنبه نسوز) خالص و سرطان‌زا بود. آنها در این گرد و غبار سمی غوطه‌ور می‌شدند. همچنین، جودی گارلند ۱۶ ساله مجبور می‌شد برای حفظ اندامش رژیم غذایی مرگباری شامل سوپ و سیگار داشته باشد و توسط مدیران استودیو قرص‌های آمفتامین دریافت می‌کرد. این آغاز تراژدی اعتیاد او بود.

۸. نوسفراتو (Nosferatu – 1922)

37_11zon

این فیلم صامت کلاسیک، اولین اقتباس غیررسمی از دراکولا است و اتمسفر آن به قدری سنگین است که شایعات عجیبی را برانگیخت. بزرگترین شایعه این بود که ماکس شرک، بازیگر نقش کنت اورلوک، در واقع یک خون‌آشام واقعی بوده است! چهره او و حرکاتش چنان غیرطبیعی و رعب‌آور بود که عوامل فیلم در طول تولید از او دوری می‌کردند.

داستان‌های پشت صحنه روایت می‌کنند که شرک هرگز در حال خوردن یا آشامیدن دیده نشد و فقط شب‌ها از اتاقش خارج می‌شد. اگرچه این‌ها ممکن است تکنیک‌های بازیگری متد باشند، اما فضای سنگین لوکیشن‌های فیلم‌برداری در قلعه‌های متروکه و مرگ‌های مشکوک برخی از عوامل در سال‌های بعد، به این افسانه دامن زد که نوسفراتو چیزی بیش از یک فیلم داستانی بوده و ریشه‌ای در تاریکی مطلق داشته است.

خود فیلم هم مانند یک خون‌آشام «نمُرد»! بیوه برام استوکر به دلیل کپی‌رایت، حکم نابودی تمام نسخه‌ها را گرفت، اما چند نسخه به صورت زیرزمینی پنهان و تکثیر شدند و به این ترتیب نوسفراتو از میان شعله‌های اجاق قضایی زنده بیرون خزید و تا امروز جاودانه ماند. همچنین، فریدریش ویلهلم مورنائو (کارگردان) یک هفته قبل از اکران فیلم جدیدش، در یک سانحه رانندگی مرموز کشته شد و تنها جسدش در تابوت به هالیوود رسید.

۹. تسخیر (The Possession – 2012)

38_11zon

در دوران مدرن نیز فیلم‌های نفرین‌شده وجود دارند. در طول ساخت فیلم «تسخیر» که درباره یک جعبه «دیبوک» (جعبه‌ای که طبق باورهای یهودی روح خبیث در آن زندانی است) بود، اتفاقات غیرقابل توضیحی رخ داد. چراغ‌های صحنه بدون هیچ دلیلی می‌ترکیدند و جریان هوای سرد ناگهانی در اتاق‌های بسته حس می‌شد. اما نقطه اوج زمانی بود که کل انبار نگهداری وسایل صحنه، از جمله جعبه اصلی، در یک آتش‌سوزی مشکوک سوخت.

بررسی‌های آتش‌نشانی هیچ دلیلی برای شروع حریق پیدا نکرد؛ نه اتصال برقی وجود داشت و نه مواد اشتعال‌زا. جفری دین مورگان، بازیگر اصلی فیلم که فردی شکاک بود، اعتراف کرد که پس از آن حوادث واقعاً ترسیده بود و ترجیح می‌داد دیگر درباره آن صحبت نکند. او معتقد بود که با بازی کردن با ایده جعبه دیبوک، آن‌ها چیزی را بیدار کرده بودند که نمی‌بایست.

جعبه دیبوک واقعی که فیلم از آن الهام گرفته، همین حالا هم وجود دارد و مالک قبلی‌اش «جیسون هاکستون» قسم می‌خورد که آن جعبه باعث سکته مغزی، کهیرهای خون‌ریزی‌دهنده و نشت بوی نامطبوع (گندیدگی) بدون منبع مشخص در خانه‌اش شده است. او در نهایت مجبور شد جعبه را در یک صندوق مخفی که با طلا و نقره پوشانده شده، جایی نامعلوم دفن کند و سوگند یاد کرده دیگر به سراغش نرود.

۱۰. فاتح (The Conqueror – 1956)

39_11zon

این فیلم نه به خاطر اجنه و ارواح، بلکه به خاطر یک اشتباه انسانی مرگبار نفرین شد. لوکیشن فیلم‌برداری در ایالت یوتا، در نزدیکی محل آزمایش‌های بمب هسته‌ای ارتش آمریکا قرار داشت. گرد و غبار رادیواکتیو در تمام منطقه پخش شده بود و عوامل فیلم ماه‌ها در این محیط سمی کار کردند. نتیجه فاجعه‌بار بود: از ۲۲۰ نفر از عوامل فیلم، ۹۱ نفر دچار سرطان شدند و ۴۶ نفر از جمله ستاره فیلم، جان وین، جان خود را از دست دادند.

این «نفرین اتمی» یکی از تلخ‌ترین نمونه‌های نادیده گرفتن ایمنی در هالیوود است. حتی خانواده‌های عواملی که در صحنه حضور داشتند (مانند فرزندان جان وین) نیز به سرطان مبتلا شدند. تماشای جان وین در نقش چنگیزخان، در حالی که می‌دانیم او و همکارانش در حال تنفس غبار مرگبار بودند، تجربه‌ای تکان‌دهنده است که مرز بین واقعیت تلخ و درام سینمایی را از بین می‌برد.

هاوارد هیوز، میلیاردر منزوی و تهیه‌کننده فیلم، از این فاجعه چنان عذاب وجدانی گرفت که تمام نسخه‌های موجود فیلم را به قیمت ۱۲ میلیون دلار خرید و تا ۱۷ سال از اکران عمومی آن جلوگیری کرد. او در تنهایی خود بارها و بارها فیلم را تماشا می‌کرد و به گفته اطرافیانش، با دیدن جان وین گریه می‌کرد. همچنین خاک محل فیلمبرداری آنقدر آلوده بود که باد آن را تا مناطق مسکونی نیز برده بود و کودکان محلی هم دچار سرطان شدند.

نتیجه‌گیری: آیا واقعاً نفرینی در کار است؟

40_11zon

تاریخ سینما پر است از حوادثی که عقل سلیم قادر به توضیح کامل آن‌ها نیست. آیا تمام این اتفاقات تصادفات آماری هستند یا اینکه برخی داستان‌ها نباید هرگز روایت شوند؟ شاید هم این خودِ ما هستیم که با قدرت باورمان، به این حوادث معنای «نفرین» می‌دهیم. هر چه که باشد، این فیلم‌ها فراتر از آثار هنری، به یادبودهایی از بهای سنگین جاه‌طلبی انسان در مواجهه با ناشناخته‌ها تبدیل شده‌اند.‌

منبع: گیمفا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید