نقد فیلم سینمایی Mortal Kombat 2؛ لطفا دیگر نسازید!

نقد فیلم سینمایی Mortal Kombat 2؛ لطفا دیگر نسازید!

پس از موفقیت نسبی سری اول Mortal Kombat به کارگردانی سایمون مک‌کوید، این کارگردان با بودجه‌ای هشتاد میلیون دلاری، تصمیم به ساخت ادامه‌ای برای آن اقتباس گرفت. اثری که شاید در گیشهٔ بین‌المللی فروش مطلوبی داشته، اما آن‌گونه که شایسته بود، روی پردهٔ سینما ظاهر نشد.

کد خبر : ۳۰۳۳۲۲
بازدید : ۰

برداشت‌های آزاد از بازی‌های ویدیویی این روزها در سینمای هالیوود، طرفداران بسیاری پیدا کرده‌اند. در میان این نسخه‌های سینمایی، می‌توان بازی‌های کودکانه‌ای همچون Pink Panther یا آثاری با رده‌بندی سنی M، مانند Resident Evil را یافت.

پس از موفقیت نسبی سری اول Mortal Kombat به کارگردانی سایمون مک‌کوید، این کارگردان با بودجه‌ای هشتاد میلیون دلاری، تصمیم به ساخت ادامه‌ای برای آن اقتباس گرفت. اثری که شاید در گیشهٔ بین‌المللی فروش مطلوبی داشته، اما آن‌گونه که شایسته بود، روی پردهٔ سینما ظاهر نشد. در این متن به نقد و بررسی این اثر پرداخته و نقاط قوت و ضعف آن را مشخص می‌کنیم.

همین ابتدا، این نکته که نویسندگی فیلم‌نامهٔ این قسمت بر عهدهٔ جرمی اسلاتر، نویسندهٔ Fantastic Four و Moon Knight بوده، قابل توجه است. داستان نسخهٔ دوم با کاراکترهایی ناآشنا آغاز شده و به مخاطب این‌گونه القا می‌کند که مسیر اثر بر اساس سرگذشت یکی از افراد کمتر شناخته‌شدهٔ این مجموعه شکل خواهد گرفت. اما برخلاف این آغاز، بیش از ۷۰ درصد فیلم دربارهٔ جانی کیج، شخصیت مشهور Mortal Kombat که نخستین‌بار در سال ۱۹۹۲ وارد بازی شد، است.

این دوگانگی میان کاراکترهایی که اساساً ارتباطی با یکدیگر ندارند را صرفاً با یکسان بودن زاویهٔ تصاویر و ملاقات آن دو در پایان اثر نمی‌توان توجیه کرد. فیلم‌نامهٔ Mortal Kombat 2 در این زمینه نه‌تنها گامی به جلو برنداشته، بلکه به نظر می‌رسد با قصه‌های موازی ناهماهنگ و تعدد نقش‌ها، چند پله عقب‌تر از نسخهٔ نخست خود قرار گرفته است.

از دیگر مشکلات فیلم‌نامه می‌توان به ساده‌انگاری کاراکترها اشاره کرد. موجوداتی خشن و بی‌رحم، هنگامی که با نقش‌های اصلی فیلم مواجه می‌شوند، بسیار ضعیف و آسیب‌پذیر شده و به‌آسانی از حریف خود شکست می‌خورند. این شکل از شکست‌ناپذیر در نظر گرفتن نقش‌های کلیدی، به بدنهٔ اثر آسیبی جدی وارد می‌کند.

ایراد بعدی، عمق کم شخصیت‌ها است. هیچ‌یک از کاراکترها، به‌جز کیتانا، در Mortal Kombat 2 پیشینه‌ای کامل و قابل اتکا ندارند. فیلم با این نقص، نه‌تنها بینندگان را به نقش‌ها نزدیک نمی‌کند، بلکه در صحنه‌های مهم و تأثیرگذار نیز نمی‌تواند توجه آن‌ها را به دست آورد.

هشدار اسپویل

از نمونه‌های این ضعف می‌توان به این مورد اشاره کرد: تا یک ساعت و پانزده دقیقه پس از آغاز فیلم، هیچ‌یک از چهار کاراکتر اصلی Mortal Kombat 2 آسیبی نمی‌بینند. اما با رسیدن به این زمان، جکس، یکی از نقش‌های مکمل اثر، در صحنه‌ای دراماتیک، توسط شائوکان کشته شده و از روایت حذف می‌شود. این سکانس صرفاً برای درگیر کردن احساسات بیننده طراحی شده بود؛ اما به‌دلیل پرداخت ناکافی نقش‌ها در فیلم‌نامه، از همراهی مخاطب بی‌بهره می‌ماند.

21

در ادامه، می‌توان به سایمون مک‌کوید، خالق اثر، پرداخت. کارگردانی مک‌کوید در سری دوم Mortal Kombat نیز افتی محسوس داشته است. او نسبت به نسخهٔ اول، قاب‌های سینمایی بیشتری برگزیده و این‌گونه به نظر می‌رسد که تمرکز خود را بر سایر بخش‌ها کاهش داده است. نماهای نزدیکِ بی‌دلیل و متعدد، کات به نماهای نامرتبط و سرعت بالای بازیگران در سکانس‌های مبارزه، نشان‌دهندهٔ هدایت ضعیف او در دومین تجربهٔ اکشن خود است. تنها نکتهٔ مثبت در عملکرد مک‌کوید، بهبود روند نبردها است. البته بخشی از ایرادات بخش کارگردانی نیز به ضعف بازیگران بازمی‌گردد.

از بازیگران Mortal Kombat 2 می‌توان به کارل اربن، ادلین رودولف، جسیکا مک‌نامی و مارتین فورد اشاره کرد. اربن که با حضور درخشان خود در سریال The Boys به شهرت رسید، در جدیدترین نقش‌آفرینی خود، کلیشه‌ای ظاهر می‌شود. کاراکتر او تا پایان فیلم هرگز به شخصیتی کامل تبدیل نمی‌شود و در حد یک تیپ پرزرق‌وبرق باقی می‌ماند.

سرعت بالای دیالوگ‌گویی و بیان جملات تکراری نیز از دیگر ایرادات او به شمار می‌آیند. برخلاف او، رودولف عملکردی به‌مراتب بهتر داشته است. او که در فیلم Hellboy بازی نسبتاً ضعیفی از خود ارائه کرده بود، در Mortal Kombat 2 آرام، دقیق و مسلط بر نقش است. تنها مشکل او، بازی و واکنش کودکانه‌اش در پلان‌های پرتنش می‌باشد.

مارتین فورد نیز بازی قابل قبولی از خود در فیلم به نمایش گذاشته است. او با تسلط بر حرکات بدن و کیفیت بیان دیالوگ، توانسته باورپذیرتر از سایر بازیگران به ایفای نقش خود بپردازد. از ضعیف‌ترین بازی‌ها نیز می‌توان به هیرویوکی سانادا اشاره کرد. سانادا با سابقهٔ درخشان خود در Ringu، Wolverine و سری چهارم John Wick، در این فیلم برای ایفای نقش اسکورپین انتخاب شده است. برخلاف حضور او در آثار یادشده، سانادا در Mortal Kombat 2 فاقد تأثیرگذاری لازم است و نمی‌تواند مخاطب را حتی برای لحظه‌ای کوتاه به کاراکتر خود نزدیک کند.

22

گریم و جلوه‌های ویژه نیز از نکات منفی جدیدترین ساختهٔ مک‌کوید به شمار می‌آیند. امبر آدامز، با پیشینهٔ حضور در Furiosa و The Fall Guy در مقام طراح گریم و کارگردان هنری، در سری دوم Mortal Kombat دچار افراط و تفریط شده است. گریم برای کاراکترهایی همچون شائوکان و باراکا، به‌قدری سنگین و مملو از جزئیات اضافی است که مخاطب، برخلاف تصمیم آدامز، از پذیرش آن نقش سر باز می‌زند.

در مقابل این شدت، گریم و جلوه‌های ویژهٔ نقش‌های اصلی اثر بسیار محدود هستند. جلوه‌های ویژه، از جمله غبار روی چهرهٔ کاراکترها و زخم‌ها، بسیار ناچیز بوده و در برخی سکانس‌ها اساساً وجود ندارند. این تناقض، موجب کاهش باورپذیری اثر نزد بیننده می‌شود. این نکته که بخشی از مشکلات و نقص‌های موجود در جلوه‌های ویژهٔ گریم، ناشی از CGI فیلم است، حائز اهمیت خواهد بود.

جلوه‌های ویژهٔ بصری به سرپرستی کریس گادفری، که دومین همکاری خود را با سایمون مک‌کوید پس از سری اول Mortal Kombat تجربه کرده، در این نسخه فاقد انسجام و یکپارچگی است. جلوه‌های ویژه گاهی خیلی‌خوب و گاهی بسیار ضعیف، سطحی و کلیشه‌ای به نظر می‌رسند.

هشدار اسپویل

به‌عنوان نمونه، می‌توان سکانس نبرد لیو کانگ و کونگ لائو را مطرح کرد. در آن سکانس، جلوه‌های ویژهٔ بصری دارای نکات مثبتی چون پس‌زمینهٔ مبارزه و نورپردازی‌ها است. اما این بخش در نمایش توانایی لیو کانگ و پرتاب آتش، یا کشته شدن کونگ لائو توسط کلاه خودش، عملکرد قابل قبولی ندارد. آتش‌ها، حرکت تیغه‌های کلاه و خون‌ها مصنوعی بوده و به نمونه‌هایی، برداشت شده از فوتیج‌های موجود در وبگاه‌های اینترنتی شباهت دارند. این ایراد برای توانایی کنترل صاعقهٔ رِیدِن (Raiden) نیز صدق می‌کند.

موسیقی متن Mortal Kombat، ساختهٔ بنجامین والفیش، فانتزی و نامتناسب است. والفیش که آهنگ‌سازی آثاری مانند It، Alien: Romulus و نسخهٔ اول Mortal Kombat را بر عهده داشته، در آخرین اجرای خود تلاش کرده تا با الهام از موسیقی ویلبرت روگت، آهنگ‌ساز بازی Mortal Kombat، تمی پرهیجان ارائه دهد. اما این سبک، به‌دلیل اقتباس از یک بازی ویدیویی، با سکانس‌های پرتنش ناهماهنگ بوده و آن‌ها را به درگیری‌هایی کمیک، کمدی و فانتزی تبدیل می‌کند. موسیقی، حتی با استفاده از سازهای زهی و الکتریکی نیز توفیق چندانی نداشته و نتوانسته بیننده را به تماشای اثر ترغیب کند.

تنها فیلم‌برداری و تدوین قسمت دوم Mortal Kombat تا حدودی قابل دفاع هستند. استیون اف. ویندن، مدیر فیلم‌برداری این اثر است. عموم مخاطبان سینمای بین‌الملل ویندن را با فیلم‌برداری مجموعهٔ Fast and Furious می‌شناسند. ویندن در نخستین همکاری خود با مک‌کوید، از قاب‌های سینمایی بهره برده و با حرکت دادن درست و به‌موقع دوربین، تصاویری چشم‌نواز خلق کرده است.

در کنار او، اسوارت لوی نیز در مقام تدوینگر عملکرد مناسبی داشته است. لوی که مونتاژ فیلم Foxcatcher را در کارنامهٔ خود دارد، با کات‌های دقیق و اسلوموشن‌های متناسب با موقعیت‌ها، توانسته فیلم را تا حدی از یکنواختی و رخوت خارج کند. تنها نکتهٔ منفی در تدوین اسوارت لوی، تعدد اسلوموشن‌ها و طولانی بودن آن‌ها، به‌ویژه در سکانس‌های دراماتیک است.

در جمع‌بندی این نکات، می‌توان Mortal Kombat 2 را اثری ضعیف و بی‌ارزش ارزیابی کرد. فیلمی که با وجود ۱۲۸ میلیون دلار فروش، نتوانست رضایت بخش قابل توجهی از تماشاگران را جلب کند. مشخصا سایمون مک‌کوید در دومین فیلم اکشن خود، صرفاً ظاهری چشمگیر ساخته و عمق لازم را برای آن در نظر نگرفته است. این فقدان پرداخت، در‌ابعاد یک فیلم پرهزینه، پذیرش آن توسط بیننده را دشوار و حتی ناممکن می‌سازد. به نظر می‌رسد بهترین تصمیم برای او، فاصله گرفتن از تولید آثاری با چنین رویکردی باشد.

منبع: گیمفا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید