از «پاچهخار» تا «تیرتپر»؛ فرهنگ اصطلاحات سریالهای پربیننده سیما
«پاچهخار» به عنوان یک واژه شناختهشده در گفتار روزمره، یکی از کلمات و اصطلاحات آشنایی به شمار میآید که از سریالهای پربیننده تلویزیون در دهههای گذشته، به گفتار عموم مخاطبان اضافه شده است.
در روزهای گذشته ویدیویی از مهراب قاسمخانی، فیلمنامهنویس حوزه کمدی در برنامه «بفرمایید جام» در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد که در آن طراحی واژه «پاچهخار» که برای نخستین بار در سریال «پاورچین» به کار رفت، روایت میشود. در این گفتگو همچنین گفته میشود که این واژه به لغتنامه دهخدا راه یافته، هرچند بررسیها نشان میدهد این ادعا هنوز قابل مشاهده نیست.
با وجودی که واژه «پاچهخار» در ادبیات محاورهای جایگاه ویژهای دارد و با گذشت افزون بر دو دهه از پخش سریال «پاورچین»، همچنان در گفتار مردم کوچه و بازار شنیده میشود، اما جستجو در وبسایت رسمی «موسسه لغتنامه دهخدا» وابسته به دانشگاه تهران که از سال ۱۳۹۹ نسخه برخط و معتبر این فرهنگنامه را در دسترس عموم قرار داده، نشان میدهد که این واژه در لغتنامه دهخدا وجود ندارد.
تصویر واژهنامه مورد نظر نیز که همراه با این ویدیو در شبکههای اجتماعی وایرال شده، در واقع از بخش واژهنامه آزاد سایت «واژهیاب» برداشت شده و به بخش لغتنامه دهخدا در این سایت، ارتباطی ندارد. واژهنامه آزاد فضایی است که کاربران به صورت داوطلبانه واژگان پیشنهادی خود را در آن وارد میکنند و این واژهنامه، بخشی از لغتنامه دهخدا محسوب نمیشود.

واژگان تازه سریالهای سیما برای مخاطبان
نگاهی به تاریخچه صداوسیما در ایران نشان میدهد که «پاچهخار» تنها موردی نیست که از قاب تلویزیون به بطن جامعه نفوذ کرده. در دهههای گذشته، سریالهای تلویزیونی فراتر از یک سرگرمی، به کارخانههای تولید تکیهکلام تبدیل شده بودند و برخی عبارات استفادهشده در این آثار، آنچنان با گوش مردم آشنا میشدند که گویی از دیرباز در ادبیات فارسی حضور داشتند.
مشابه واژه «پاچهخار» که پیش از پخش سریال «پاورچین» وجود نداشت، برخی از سریالهای دیگر تلویزیون نیز واژگانی هرچند بیمعنا به افواه عموم افزودند که از آن جمله میتوان به «تیرتپر» از سریال «این چند نفر» و «ببیتی» از سریال «کوچه اقاقیا» اشاره کرد.

ردپای اصطلاحات سریالی در حافظه جمعی
طی ایام پخش سریالهای پربیننده تلویزیونی، شماری از عبارتهای دارای معنا نیز از این محصولات به زبان رایج میان مخاطبان تلویزیون راه یافت. یکی از قدیمیترین این موارد را میتوان متعلق به «دایی جان ناپلئون» دانست که عبارت «کار، کار انگلیسیهاست» را به نمادی برای توصیف توهم توطئه در ذهن عامه تبدیل کرد.
با گذشت زمان، این سنت در دهههای ۷۰ و ۸۰ به اوج رسید. «مجید جان، دلبندم» از سریال «مجید دلبندم» یا «بزنم تو مخت؟» از سریال «زیر آسمان شهر» نشان داد که دیالوگهای نمایشی چقدر سریع در محاورات خیابانی جای خود را باز میکنند. از همین سریال «پاورچین»، دیالوگ «من چیکاره بیدم؟» نیز به زبان مردم کوچه و بازار راه یافت.
در سالهای اخیر با پربازدید شدن بریدهای کوتاه از سریال «خانه بهدوش»، اتفاقی مشابه برای دیالوگ «چرا قیمهها رو میریزی تو ماستا؟» افتاد.

این روند در سالهای اخیر نیز ادامه یافته. از «واقعا؟»های بامزه «خانم شیرزاد» در «ساختمان پزشکان» تا عباراتی چون «قمپز» و «لغز» در سریال «دودکش» یا «اینجی کلش واس ماس» در مجموعه «در حاشیه» بخشی از همین میراث شفاهی بودند که از دل تلویزیون به دهان مردم کوچ کردند.
مجموعه پربیننده «پایتخت» نیز طی هفت فصل، با انبوهی از تکیهکلامها همچون «مگه داریم، مگه میشه؟»، «حساس نشو»، «الکی میگی» «ناهار نخردم»، «ناپلئونی رو بیارم؟»، «فدایی داری» و... ثابت کرد که نبض زبان مردم در دست سریالهای پربیننده است.

در حالی که اغلب این اصطلاحات یادشده، از محصولات طنز رسانه ملی به فرهنگ عامه میآمد، درام پربیننده «ستایش»، اصطلاح «افتاد؟» را با لحن خاص داریوش ارجمند هنرپیشه نقش «حشمت فردوس» به افواه عموم آورد.

به نظر میرسد پدیده «وایرال شدن» در دنیای امروز، شباهتهای قابل توجهی به همهگیری عبارتها و واژگان مورد استفاده شخصیتهای تلویزیونی در سالهای گذشته دارد و به نوعی نسخه دیجیتالی همان تاثیرگذاری به شمار میآید. همانطور که در دهههای قبل، یک سریال موفق میتوانست یک عبارت را در فرهنگ عامه جاودانه کند، امروزه محتواهای فضای مجازی همین کارکرد را دارند و بسیاری از اصطلاحات آشنای مردم از ویدیوهای بسیار فراگیر شبکههای اجتماعی میآیند.
منبع: ایسنا