تصاویر| سرنوشت رهبران ژاپنی در جنگ جهانی دوم چه شد؟؛ دادگاههای جنایات جنگی توکیو
بین سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵، جنگ جهانی دوم در اروپا، آفریقا، آسیا و اقیانوس آرام شعلهور بود. ژاپن از سال ۱۹۳۷ در آسیا جنگی تجاوزکارانه به راه انداخته بود و به دلیل جنایات مرتکبشده علیه غیرنظامیان، بدنام بود.
بسیاری از مردم با «دادگاههای نورنبرگ» که برای بررسی جنایات نازیها پس از جنگ جهانی دوم تشکیل شد، آشنا هستند؛ اما چه بر سر رهبران ژاپنی آمد که مرتکب جنایات مشابهی شده بودند؟
بین سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵، جنگ جهانی دوم در اروپا، آفریقا، آسیا و اقیانوس آرام شعلهور بود. ژاپن از سال ۱۹۳۷ در آسیا جنگی تجاوزکارانه به راه انداخته بود و به دلیل جنایات مرتکبشده علیه غیرنظامیان، بدنام بود.
در کنفرانس تهران در سال ۱۹۴۳، قدرتهای متفقین (بریتانیا، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی) توافق کردند که تنها تسلیم بیقید و شرط قدرتهای محور (آلمان، ایتالیا و ژاپن) پذیرفته خواهد شد. این توافق، زمینه را برای تحقیقات واقعی و مجازات کسانی که هدایت قدرتهای محور را برعهده داشتند، فراهم کرد. چه تصمیمی برای رهبران ژاپنی که مرتکب جنایات جنگی علیه سربازان و غیرنظامیان متفقین شده بودند، گرفته میشد؟ آیا عدالت برقرار میشد؟

پوستری که تجاوز ژاپن به چین را در طول دومین جنگ چین و ژاپن نشان میدهد؛
جنگی که در سال ۱۹۳۷ آغاز شد.
منبع: مؤسسه هوور (Hoover Institution)
جنگ چین و ژاپن
ژاپن از زمان پیروزی غیرمنتظرهاش در جنگ روسیه و ژاپن (۱۹۰۵-۱۹۰۴)، به قدرت غالب در آسیا و اقیانوس آرام تبدیل شده بود. طی پنج سال پس از آن، ژاپن شبهجزیره کره را به عنوان مستعمره خود تصرف کرد و به دنبال گسترش بیشتر بود. ژاپن که دیگر از اتحاد جماهیر شوروی هراسی نداشت، در سپتامبر ۱۹۳۱ و تحت عنوانِ ظاهریِ نیاز به حفاظت از داراییهای ژاپنی در منطقه، شروع به تصرف بخشهایی از منچوری (شمال شرقی چین) کرد. پس از یک دوره کوتاه از آرامش نسبی، ژاپن در ژوئیه ۱۹۳۷ تهاجم دیگری را برای تصرف خاک بیشتر از چین آغاز کرد. این واقعه آغازگر دومین جنگ چین و ژاپن بود و تلفات وحشتناکی به همراه داشت.
ناظران از جنایات ژاپن علیه غیرنظامیان و سربازان اسیر چینی وحشتزده بودند. بدنامترینِ این جنایات، «کشتار نانجینگ» بود که با نام «تجاوز به نانجینگ» نیز شناخته میشود؛ رویدادی که در دسامبر ۱۹۳۷ شاهد اعدام خشونتآمیز حدود ۳۰۰ هزار غیرنظامی در شهر نانجینگ چین بود.
افکار عمومی بهشدت علیه ژاپن تغییر جهت داد؛ کشوری که به عنوان یک متجاوز وحشی شناخته میشد. ایالات متحده، بریتانیا و هلند شروع به تحریم تجاری علیه ژاپن کردند تا با اعمال فشار اقتصادی، این کشور را وادار به پایان دادن به جنگ در چین کنند. اما در عوض، ژاپن به دنبال راههایی برای دسترسی به منابع مورد نیاز خود، بدون نیاز به خرید آنها، گشت.

تصویری از نیروهای ژاپنی در حال انجام عملیات تهاجمی علیه نیروهای شوروی در مغولستان در سال ۱۹۳۹،
در جریان یک جنگ مرزیِ اعلامنشده.
منبع: موزه ملی جنگ جهانی دوم – نیواورلئان
امپریالیسم ژاپن
ژاپن تصمیم گرفت جنگ خود در آسیا را گسترش دهد تا به منابعی دست یابد که به دلیل تحریمهای تجاری غرب، از دسترسش خارج شده بودند. در سال ۱۹۳۹، ژاپن به سمت شمال و غرب، یعنی به سوی مغولستان پیشروی کرد که منجر به درگیری با اتحاد جماهیر شورویِ همسایه شد. این جنگ مرزیِ اعلامنشده حدود چهار ماه به طول انجامید و به شکستی غیرمنتظره برای ژاپن منجر شد؛ چراکه شوروی از تاکتیکهای زرهیِ نوآورانهای استفاده کرد که بسیار مؤثرتر از عملکرد روسیه در جنگ پیشین روسیه و ژاپن بود. سپس، جنگ جهانی دوم در اروپا شعلهور شد و فرانسه بهسرعت و به طور غیرمنتظرهای توسط آلمان نازی فتح گردید.
این وضعیت باعث شد مستعمرات فرانسه در جنوب شرقی آسیا، که مجموعاً به نام «هند و چینِ فرانسه» شناخته میشدند، عملاً بدون دفاع باقی بمانند. ژاپن به عنوان یکی از قدرتهای محور و متحد آلمان نازی، توانست توافقی (اجباری) با دولت ویشی فرانسه (که تحت سلطه نازیها بود) منعقد کند و آن مستعمرات را اشغال نماید. ژاپن به قلمروهای تحت استعمار خود، از منچوری تا تایلند، نام «حوزه رفاه مشترک آسیای شرقی بزرگ» را داده بود. با این حال، رفاه چندانی نصیب مناطق اشغالی نمیشد؛ چراکه آنها با برخوردهای خشن و غارت منابعشان جهت ارسال به ژاپن مواجه بودند.

طرحی از «راهپیمایی مرگ باتان» بدنام در فیلیپین در سال ۱۹۴۲، اثر بن استیل، بازمانده آمریکایی.
منبع: دانشگاه ایلینوی جنوبی (SIU)
۱۹۴۱-۴۲: تجاوز ژاپن به ایالات متحده و بریتانیا
جنگ جهانی دوم در دسامبر ۱۹۴۱ با حمله گسترده ژاپن به قلمروهای آمریکا، بریتانیا و هلند در اقیانوس آرام شعلهور شد. حمله هفتم دسامبر ژاپن به پایگاه دریایی «پرل هاربر» در هاوایی، ایالات متحده را به گرداب جنگ جهانی دوم کشاند و حمله هشتم دسامبر ژاپن به سنگاپور (که به دنبال آن به هنگکنگ نیز حمله شد)، بریتانیا را هم وارد درگیریهای اقیانوس آرام کرد. در جنوب، ژاپنیها به «هند شرقی هلند» که امروزه اندونزی نامیده میشود، یورش بردند. آلمان و ایتالیا نیز که پیشتر با بریتانیا در جنگ بودند و هلندیها را در اروپا شکست داده بودند، بیدرنگ علیه ایالات متحده اعلام جنگ کردند و بدین ترتیب، جنگی تمامعیار در سراسر جهان شکل گرفت.
پیروزیهای اولیه ژاپن بهسرعت به جنایاتی علیه نیروهای بریتانیایی و آمریکایی، و همچنین متحدان استعماری این کشورها منجر شد. سربازان بریتانیایی که بسیاری از آنها در جریان تسلیم سنگاپور و هنگکنگ به اسارت درآمده بودند، به دلیل رفتار خشن نگهبانان و شرایط اسفناک اردوگاههای اسرای جنگی در جنگل، با بدرفتاریهای هولناکی مواجه شدند. نیروهای آمریکایی نیز در بهار ۱۹۴۲، پس از تصرف فیلیپین (که در آن زمان مستعمره آمریکا بود) توسط ژاپنیها، «راهپیمایی مرگ باتان» را تجربه کردند که بسیار مرگبار بود. بدرفتاری وحشتناک با سربازان بریتانیایی، آمریکایی و متفقین توسط ژاپنیها، بهسرعت حمایت عمومی را برای ادامه جنگ تا تسلیم بیقیدوشرط ژاپن، مستحکم کرد.

تصویری از تلفات نیروهای آمریکایی در ساحل، در جریان نبرد «تاراوا» در نوامبر ۱۹۴۳؛
این نبرد، نخستین عملیات بزرگ در کارزار «جزیرهبهجزیره» بود.
منبع: فرماندهی تاریخ و میراث نیروی دریایی
۱۹۴۳: استراتژی «جزیرهبهجزیره» و کنفرانس تهران
متأسفانه، عدالت برای عاملان «کشتار نانجینگ»، بمباران «پرل هاربر»، اشغالکنندگان سنگاپور و هنگکنگ، و نگهبانان بیرحم «راهپیمایی مرگ باتان»، به این زودیها محقق نشد. تا تابستان ۱۹۴۲، ژاپن در وضعیت تهاجمی بود و قلمروهای متفقین را یکی پس از دیگری تصرف میکرد. با این حال، نبرد «میدوی» در ژوئن ۱۹۴۲ جریان جنگ را تغییر داد؛ چراکه متفقین، بهویژه ایالات متحده، از چنان توان صنعتی برخوردار بودند که میتوانستند تلفات و خسارات خود را جبران کنند، در حالی که ژاپنیها حتی به گرد پای این توانایی هم نمیرسیدند. پس از نبرد میدوی، ژاپن بهتدریج به سمت جزایر اصلی خود عقب رانده شد.
راهبرد متفقین برای پایان دادن سریعتر از حد انتظار به جنگ، استراتژی «جزیرهبهجزیره» بود. در حالی که ژاپن برای دفاع از تقریباً تمام جزایر تصرفشده آماده میشد، ایالات متحده تنها جزایری را بازپس میگرفت که برای ایجاد پایگاههای هوایی و دریایی جهت نزدیکتر شدن به ژاپن نیاز داشت.
نخستین نبرد بزرگ در این کارزار «جزیرهبهجزیره»، نبرد «تاراوا» در نوامبر ۱۹۴۳ بود. ژاپن نتوانست جلوی ایالات متحده را در ساخت پایگاهها در نزدیکیِ بیشتر به جزایر اصلی بگیرد؛ موضوعی که سرانجام به حملات هوایی مداوم به شهرهای ژاپن تا بهار ۱۹۴۵ انجامید. ژاپن با نگاهی هولناک، خود را برای تهاجم اجتنابناپذیر به خاک اصلی آماده میکرد؛ تهاجمی که میتوانست بیش از یک میلیون کشته و مجروح برجای بگذارد.

هری ترومن، رئیسجمهور ایالات متحده، در حال خواندن توافقنامه ۱۴ اوت ۱۹۴۵ [۲۳ مرداد ۱۳۲۴]
ژاپن مبنی بر تسلیم بیقیدوشرط.
منبع: آرشیو ملی ایالات متحده
۱۹۴۵: تسلیم بیقیدوشرط ژاپن
ایالات متحده که امیدوار بود از پیشبینیِ یک میلیون تلفات جلوگیری کند، تصمیم گرفت ابرسلاح مخفی خود، یعنی بمب اتمی را بر سر ژاپن فرود آورد تا این کشور را به تسلیم بیقیدوشرط وادارد. نبرد «اوکیناوا» که چهار ماه پیش از آن رخ داده بود، چنان خونین بود که متفقین را متقاعد کرد اکثر ژاپنیها تا پای مرگ خواهند جنگید. در ۶ اوت ۱۹۴۵ [۱۵ مرداد ۱۳۲۴]، بمب اتمی «پسر کوچک» (Little Boy) توسط یک بمبافکن بی-۲۹ بر فراز هیروشیمای ژاپن پرتاب شد. این انفجارِ مهیب، حدود پنج مایل مربع از شهر را ویران کرد و جهان را در بهت و حیرت فرو برد.
دو روز بعد، اتحاد جماهیر شوروی در راستای عمل به توافق خود در «کنفرانس تهران» در اواخر سال ۱۹۴۳، علیه ژاپن اعلام جنگ کرد. بلافاصله تهاجم گستردهای در سراسر مغولستان و منچوری آغاز شد و نیروهای باتجربه شوروی را که از جنگ طولانی علیه نازیها پیروز بیرون آمده بودند، در برابر ارتش غافلگیرشده «کوانتونگ» ژاپن قرار داد.
پس از آنکه ژاپن به نخستین بمب اتمی واکنشی نشان نداد، چند روز بعد دومین بمب بر روی شهر ناگازاکی پرتاب شد. این دو بمب اتمی، در کنار آغاز جنگ میان شوروی و ژاپن و پیشرویهای سریع نیروهای شوروی، سرانجام ژاپن را متقاعد کرد که در ۱۵ اوت ۱۹۴۵ [۲۴ مرداد ۱۳۲۴] به تسلیم بیقیدوشرط تن دهد.

تصویری از کارکنان دادگاه و قضات در «دادگاه نظامی بینالمللی خاور دور»
(ردیف بالا در مقابل پرچم کشورهای متفق، با ردای تیره).
منبع: ارتش ایالات متحده
دادگاه نظامی بینالمللی خاور دور
برنامهریزی برای مجازات رهبران ژاپنی به دلیل ارتکاب جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، در کنفرانس پوتسدام در ژوئیه ۱۹۴۵ آغاز شده بود. با محاکمه جنایتکاران جنگی نازی، بهویژه در ارتباط با «هولوکاست» که در اکتبر ۱۹۴۵ با «دادگاه نظامی بینالمللی» (IMT) — که به طور عامیانه با عنوان «دادگاههای نورنبرگ» شناخته میشود — آغاز شده بود، سابقهای [حقوقی] ایجاد شد. در ۲۶ دسامبر ۱۹۴۵ [۵ دی ۱۳۲۴]، کنفرانس مسکو مبنای قانونی برای ایجاد «دادگاه نظامی بینالمللی خاور دور» را تعیین کرد. این دادگاه در آوریل ۱۹۴۶ کار خود را آغاز کرد و ژنرالها و شخصیتهای سیاسی ژاپنی را که مرتکب جنایات جنگی شده بودند، محاکمه کرد.
یازده کشور متحد، قضات «دادگاه نظامی بینالمللی خاور دور» را که در توکیو برگزار میشد، تعیین کردند. دادستانی گاه با دشواری روبهرو بود، چراکه ژاپنیها تلاش کرده بودند شواهد جنایات جنگی را از بین ببرند. ژنرال داگلاس مکآرتور، فرمانده نیروهای اشغالگر متفقین در ژاپن، مقرر کرد که روند رسیدگی در این دادگاه مشابه دادگاههای آلمان باشد. به دلیل ویرانی بخشهای زیادی از توکیو بر اثر بمباران، ناگزیر از سه طبقه ساختمانِ سابق ستاد ارتش امپراتوری ژاپن برای برگزاری دادگاه استفاده شد. در ۳ مه ۱۹۴۶ [۱۳ اردیبهشت ۱۳۲۵]، دادستانها ارائه استدلالهای خود را آغاز کردند.

پرترهای از کوکی هیروتا، نخستوزیر پیشین ژاپن که در سال ۱۹۴۸ به دلیل جنایات ژاپن
در دومین جنگ چین و ژاپن اعدام شد.
منبع: گالری ملی پرتره، واشینگتن دیسی
رهبران مجازاتشده در دادگاههای جنایات جنگی توکیو
در مجموع ۲۸ متهم در دادگاه اولیه توکیو محاکمه شدند و در دادگاههای پس از آن، متهمانی با رتبه و جایگاه پایینتر تحت پیگرد قرار گرفتند. برخی از ژاپنیهای متهم به جنایات جنگی نیز، با درجات مختلفی از رسمیت، در کشورهایی که تحت اشغالشان بود، بهویژه چین، محاکمه شدند. پس از دادگاه اولیه توکیو، کشورهای متفق، افراد مظنون به جنایات جنگی را به صورت انفرادی محاکمه کردند؛ در این میان، هلند، ایالات متحده و چین بیشترین تعداد متهمان را محاکمه کردند. درمجموع، حدود ۵۵۰۰ ژاپنی توسط نیروهای متفق محاکمه شدند که ۵۱۰ نفر از آنان به اعدام محکوم گشتند.

تصویری از هیدکی توجو، نخستوزیر پیشین ژاپن (مرکز تصویر، با هدفون)
در «دادگاه نظامی بینالمللی خاور دور».
منبع: مؤسسه امور بینالملل استرالیا
برجستهترین رهبرانی که محاکمه شدند، دو نخستوزیر بودند: هیدکی توجو که حمله گسترده دسامبر ۱۹۴۱ را آغاز کرده بود، و کوکی هیروتا که در دهه ۱۹۳۰ جنگی تجاوزکارانه را علیه چین دنبال کرده بود. توجو و هیروتا هر دو، به همراه چهار ژنرال دیگر، به اعدام محکوم شدند: کنجی دویهارا که در چین جنگیده بود؛ سیشیرو ایتاگاکی، وزیر جنگ در اواخر دهه ۱۹۳۰؛ هیتارو کیمورا که در برمه جنگیده بود؛ و آکیرا موتو که در «کشتار نانجینگ» و «کشتار مانیل» در سال ۱۹۴۵ (همزمان با بازپسگیری فیلیپین توسط ایالات متحده) دست داشت. تمامی این متهمان با طناب دار اعدام شدند.

تصویری از امپراتور هیروهیتوی ژاپن (سوار بر اسب سفید) در سال ۱۹۴۵،
که توسط «دادگاه نظامی بینالمللی» (IMT) به هیچ جرمی متهم نشد.
منبع: پیبیاس (PBS)
رهبرانی که (ظاهراً) از چنگ عدالت در دادگاهها گریختند
برخلاف «هولوکاست» در اروپا که توسط نازیها بهدقت برنامهریزی شده بود، بسیاری از جنایات جنگی ژاپنیها نسبتاً فاقد برنامهریزی از پیش تعیینشده بودند. این مسئله، تعیین دقیق مسئولیت [جنایات] را پس از جنگ دشوار میساخت. ممکن است برخی از ژنرالهای ژاپنی بهاشتباه به تشویق رفتارهای وحشیانه علیه غیرنظامیان متهم شده باشند، در حالی که برخی دیگر ممکن است واقعاً چنین کرده و از پیگرد قضایی گریخته باشند. برخی از پیگردهای قضاییِ مدنظر نیز به دلیل کمبود مدارک به نتیجه نرسیدند. بسیاری از افسران ردهپایین نیز به دلایل اجرایی از محاکمه گریختند: زمان و بودجه کافی برای محاکمه آن همه افراد وجود نداشت.
در حالی که بسیاری از «ماهیهای کوچک» (مهرههای ردهپایین) به زعم بسیاری از مجازات متفقین برای جنایات جنگی گریختند، بزرگترین «ماهی» (مهره) در میان آنها نیز به همین سرنوشت دچار شد: امپراتور هیروهیتو. امپراتور ژاپن که رسماً حاکم ژاپنِ امپراتوری بود، در دادگاههای توکیو یا هیچیک از دادگاههای بعدی محاکمه نشد؛ امری که باعث ناخشنودی و حیرت بسیاری از آمریکاییها گشت.
علت اصلی محاکمه نشدن هیروهیتو، اهمیت نقش او در حفظ آرامش در دوران اشغال ژاپن بود. اگر متفقین هیروهیتو را برکنار میکردند، احتمال داشت غیرنظامیان با خشم دست به مقاومت بزنند. علاوه بر این، اینکه خودِ هیروهیتو تا چه حد از جنایات جنگی ژاپنیها اطلاع داشت یا آن را تأیید میکرد، جای بحث دارد. اگرچه دفتر او قطعاً چنین اقداماتی را تأیید کرده بود، اما مشخص نیست که خود امپراتور تا چه حد از این مسائل آگاهی داشته است.

تصویری بدون تاریخ از اعضای «واحد ۷۳۱»، واحد بدنام تحقیقات سلاحهای بیولوژیکی ژاپن
که جنایات فجیعی علیه غیرنظامیان مرتکب شدند.
منبع: مؤسسه آموزش جنایات اقیانوس آرام (Pacific Atrocities Education)
جنجالها: عفوهای واحد ۷۳۱
برخی از جنایتکاران جنگی ژاپنی از پیگرد قضایی گریختند، زیرا اطلاعات ارزشمندی در اختیار داشتند که برای متفقین مطلوب و سودمند بود. این اطلاعات به برنامههای جنگ شیمیایی و جنگ بیولوژیک مربوط میشد؛ برنامههایی که توسط واحد بدنام ۷۳۱ ارتش امپراتوری ژاپن مورد آزمایش قرار گرفته بودند.
واحد ۷۳۱، مشابه آنچه نازیها در اردوگاههای کار اجباری اروپا انجام میدادند، آزمایشهای انسانی را بر روی غیرنظامیان اسیر و نیروهای متفقین انجام میداد. دادههای حاصل از این آزمایشها برای ایالات متحده مفید بود، زیرا این کشور به توسعه برنامه تسلیحات بیولوژیک خود علاقهمند بود.
در ازای مصون ماندن از تعقیب قضایی (و تحویل داده نشدن به اتحاد جماهیر شوروی)، ژنرال شیرو ایشی اطلاعات مربوط به تسلیحات بیولوژیک و آثار آنها را در اختیار ایالات متحده قرار داد. ایشی بعدها به ژاپن بازگشت و در سال ۱۹۵۹، در حالی که هرگز محاکمه نشده بود، به عنوان فردی آزاد درگذشت.
دیگر اعضای واحد ۷۳۱ نیز از مصونیت قضایی برخوردار شدند. با این حال، ایالات متحده شماری از نظامیان ژاپنی را به دلیل انجام آزمایشهای انسانی، ازجمله کالبدشکافی انسانهای زنده (ویویسکشن)، تحت پیگرد قرار داد.
به همین ترتیب، برخی از نازیهایی که گفته میشد با هولوکاست ارتباط داشتهاند نیز به دلیل تواناییشان در کمک به پژوهشهای فنی آمریکا، در چارچوب عملیات پیپرکلیپ، از محاکمه گریختند.

نقشهای از نیروهای نظامی ژاپن در اوت ۱۹۴۵ که پس از تسلیم ژاپن خلعسلاح، بسیجزدایی و منحل شدند.
منبع: ارتش ارتش ایالات متحده
پیامدها: ژاپنِ غیرنظامیشده
دادگاههای توکیو به حذف رهبران دوران جنگ ژاپن و از میان بردن امکان احیای ملیگرایی افراطی کمک کردند. این روند، کشور را به اندازهای آرام و باثبات کرد که اشغال و خلعسلاح آن امکانپذیر شود. هرچند پس از جنگ جهانی دوم هم آلمان و هم ژاپن خلعسلاح شدند، اما ژاپن تا حد زیادی این وضعیت را حفظ کرد؛ امری که در قانون اساسی پس از جنگ این کشور نیز تثبیت شد. تفاوت اصلی میان دو کشور عمدتاً ناشی از آغاز جنگ سرد بود؛ زیرا اتحاد جماهیر شوروی تمرکز بسیار بیشتری بر اروپا داشت و درنتیجه، آلمانِ بازتسلیحشده به متحدی ارزشمند برای غرب تبدیل شد. در مقابل، ژاپن در آن زمان به عنوان سدی راهبردی در برابر گسترش نفوذ شوروی تلقی نمیشد.
اگرچه اشغال رسمی ژاپن توسط ایالات متحده در سال ۱۹۵۲ پایان یافت، اما حدود ۷۰ سال دیگر طول کشید تا این کشور فراتر از حفظ یک نیروی نظامی صرفاً دفاعی بیندیشد. این تغییر رویکرد اخیر احتمالاً با رشد سریع توان نظامی چین، تداوم تهدیدهای هستهای کره شمالی و همچنین تهاجم اخیر روسیه به اوکراین مرتبط است.
ژاپن، به عنوان یکی از نزدیکترین متحدان ایالات متحده، در صورت وقوع هرگونه درگیری نظامی میان آمریکا و چین یا آمریکا و کره شمالی، احتمالاً یکی از اهداف ثانویه خواهد بود. با این حال، هر کشوری که در آینده دست به جنگ بزند، باید به تجربه دادگاههای دادگاههای نورنبرگ و دادگاههای توکیو بنگرد...
منبع: خبرآنلاین