راز مرگ «مومیایی کوهستان» بعد از 500 سال فاش شد

راز مرگ «مومیایی کوهستان» بعد از 500 سال فاش شد

بیش از هفت دهه تصور می‌شد پسر هشت‌ساله‌ای از تمدن اینکا که حدود ۵۰۰ سال پیش در ارتفاعات رشته‌کوه آند قربانی شده بود، بر اثر سرمای شدید و ارتفاع زیاد جان باخته است. اما اکنون یک بررسی علمی جامع این روایت قدیمی را رد کرده و نشان می‌دهد او احتمالاً در جریان یکی از آیین‌های مذهبی اینکاها، با ضربه‌ای عمدی به سر کشته شده است.

کد خبر : ۳۰۷۴۵۵
بازدید : ۴

فرادید| این یافته نه‌تنها راز مرگ یکی از مشهورترین مومیایی‌های طبیعی آمریکای جنوبی را روشن‌تر می‌کند، بلکه تصویری تازه از آیین‌های قربانی و نقش آن‌ها در قدرت سیاسی و باورهای مذهبی امپراتوری اینکا ارائه می‌دهد.

به گزارش فرادید؛ جسد این کودک که با نام «پسر سرو ال پلومو» شناخته می‌شود، سال ۱۹۵۴ در ارتفاع حدود ۵۴۰۰ متری کوه «سرو ال پلومو» در مرکز شیلی کشف شد. پژوهشگران برآورد می‌کنند او در قرن پانزدهم میلادی و در سن هشت یا ۹ سالگی جان باخته است.

پژوهش جدید که به سرپرستی محققان دانشگاه والنسیا انجام و در نشریه Science Advances منتشر شده، با استفاده از سی‌تی‌اسکن، انسان‌شناسی قانونی، بررسی بافت‌ها، مدل‌سازی سه‌بعدی جمجمه، تحلیل ایزوتوپ‌های پایدار و تاریخ‌گذاری رادیوکربنی، علت مرگ این کودک را دوباره بررسی کرده است.

برخلاف فرضیه قدیمی، پژوهشگران هیچ نشانه‌ای از آسیب ناشی از یخ‌زدگی در پوست یا بافت‌های بدن پیدا نکردند. در عوض، سی‌تی‌اسکن وجود یک ضایعه بیضی‌شکل روی پیشانی و شکستگی استخوان پیشانی را آشکار کرد. به گفته پژوهشگران، این آسیب با یک ضربه شدید و هدفمند کاملاً سازگار است و هیچ نشانه‌ای از ترمیم استخوان نیز دیده نمی‌شود؛ موضوعی که نشان می‌دهد ضربه درست هنگام مرگ یا اندکی پیش از آن وارد شده است.

2

شبیه‌سازی‌های رایانه‌ای نشان داد نیرویی در حدود ۲۸۰۰ نیوتن می‌توانسته چنین شکستگی‌ای ایجاد کند. از میان سلاح‌های احتمالی، یک گرز سنگی ستاره‌ای‌شکل بیشترین شباهت را با الگوی جراحت داشت، هرچند پژوهشگران تأکید می‌کنند نمی‌توان نوع دقیق سلاح را با قطعیت مشخص کرد.

بررسی‌های سی‌تی‌اسکن همچنین نشان داد معده کودک هنگام مرگ هنوز حاوی غذا بوده و بقایای غذا روی لباسش نیز دیده می‌شد. پژوهشگران معتقدند او اندکی پیش از مرگ غذا خورده و احتمالاً پس از وارد شدن ضربه به سر دچار استفراغ شده است. پس از مرگ نیز جسدش با دقت در حالت نشسته و شبیه فردی در خواب قرار داده شد، به‌گونه‌ای که محل جراحت پیشانی پنهان بماند. سرمای شدید قله نیز باعث حفظ استثنایی جسد شد؛ نه اینکه عامل مرگ او باشد.

تحلیل شیمیایی تارهای موی کودک نشان داد او در ماه‌های پایانی زندگی مسافتی طولانی را از مناطق مختلف امپراتوری اینکا طی کرده بود. همچنین آثار فرسودگی کف پاها نشان می‌دهد بخش زیادی از این مسیر را پیاده پیموده است. به باور پژوهشگران، صعود به قله تنها آخرین مرحله سفری آیینی بود که احتمالاً چندین ماه طول کشیده بود.

این مراسم که «کاپاکوچا» نام داشت، از مهم‌ترین آیین‌های مذهبی امپراتوری اینکا بود. در این مراسم، کودکان و دختران جوان پس از سفری طولانی به کوه‌های مقدس برده می‌شدند و به عنوان قربانی به خدایان تقدیم می‌شدند؛ آیینی که علاوه بر جنبه مذهبی، ابزاری برای نمایش اقتدار حکومت اینکا نیز به شمار می‌رفت.

پژوهشگران همچنین بقایای دو دختر کشف‌شده در محوطه «سرو اسمرالدا» را دوباره بررسی کردند. برخلاف نظریه‌ای که سال‌ها علت مرگ آن‌ها را خفه شدن می‌دانست، اسکن‌های جدید هیچ نشانه قانع‌کننده‌ای از شکستگی یا آسیب ناشی از فشار طناب بر گردن نشان نداد و این فرضیه را نیز زیر سؤال برد.

به گفته پژوهشگران، نتایج این مطالعه نشان می‌دهد قربانی‌های آیینی اینکاها همیشه به یک شیوه کشته نمی‌شدند و روش مرگ می‌توانست بسته به مراسم و محل برگزاری متفاوت باشد. با این حال، آنچه در همه این آیین‌ها مشترک بود، سفرهای طولانی، آماده‌سازی دقیق قربانی، پوشاندن لباس‌های ویژه و قرار دادن جسد در مکانی مقدس بود؛ سنتی که پیوند میان مذهب، قدرت سیاسی و جغرافیای مقدس امپراتوری اینکا را به نمایش می‌گذاشت.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید