تصاویر| ۱۰ فیلم برای دوستداران اساطیر یونان
جذابیت این آثار آشکار است: اسطورههای یونانی قهرمانان بزرگتر از زندگی، خدایانی انتقامجو و مأموریتهای افسانهای را به تصویر میکشند که هزاران سال است مخاطبان را شیفته خود کردهاند. از مدوسای استاپ-موشن تا انیمیشنی پرانرژی از دیزنی و یک بازآفرینی طنزآمیز مدرن، نویسندگان و فیلمسازان همواره از این روایتهای کهن برای ساخت آثار طلایی سینما استفاده کردهاند.
اساطیر یونان در قالب فیلمها چیزی درون خود دارند که مقاومت کردن در برابرشان را نشدنی میکنند. داستانهایی سرشار از درامهای نفسگیر، جلوههای فراطبیعی و درونمایههای کهن قهرمانی، خیانت و سرنوشت.
وارون حماسههای تاریخی به مانند Alexander سال ۲۰۰۴ ساخته الیور استون یا 300 سال ۲۰۰۷ به کارگردانی زک اسنایدر که رویدادهای تاریخی را به نمایش میکشند، فیلمهای اسطورهای بدون هیچ درنگی وارد جهانی میشوند که در آن خدایان، هیولاها و فانیها روی پرده نقرهای سینما با یکدیگر برخورد میکنند.
جذابیت این آثار آشکار است: اسطورههای یونانی قهرمانان بزرگتر از زندگی، خدایانی انتقامجو و مأموریتهای افسانهای را به تصویر میکشند که هزاران سال است مخاطبان را شیفته خود کردهاند. از مدوسای استاپ-موشن تا انیمیشنی پرانرژی از دیزنی و یک بازآفرینی طنزآمیز مدرن، نویسندگان و فیلمسازان همواره از این روایتهای کهن برای ساخت آثار طلایی سینما استفاده کردهاند.
اکنون هم که نوبت به The Odyssey کریستوفر نولان رسیده است تا توجه هالیوود و جهانیان را دوباره به اساطیر یونان باستان جلب کند، بهترین فرصت است تا نگاهی دوباره به تاریخ پرفراز و نشیب اسطورهها و افسانههای یونانی در چهارچوب سینما بیندازیم. از برگردانهای وفادار به منبع اقتباس گرفته تا بازآفرینیهای جسورانه و نوآورانه، در ادامه به سراغ فیلمهایی میرویم که جان تازهای به این اساطیر یونان بخشیدهاند.
خطر اسپویل: این نوشتار بخشهایی از داستانهای هر مورد لیست را بازگو میکند. اگر نمیخواهید چیزی از داستانها لو رود، از خواندن همه متن صرف نظر کنید.
Antigone سال ۱۹۶۱
کمتر داستانهایی هستند که به اندازه Antigone سنگینی خردکننده تقدیر را به تصویر میکشند. به کارگردانی یورگوس تزاولاس، این اقتباس سیاه و سپید و یونانیزبان از تراژدی بیامان سوفوکل، منهای یک تفاوت چشمگیر، یکی از وفادارترین برگردانهای این اثر به شمار میآید.
داستان این فیلم در شهر باستانی تبس و به عنوان بخشی از چرخه تبسیِ سوفوکل قرار دارد که ستارهای همچون ایرنه پاپاس، بازیگر افسانهای سینمای یونان را در یکی از ماندگارترین نقشآفرینیهای دوران حرفهایش در خود جای داده است. این روایت ماجرای آنتیگونه را دنبال میکند که در برابر فرمان شاه کرئون مبنی بر ممنوعیت دفن برادرش، پولونیکس، سر به نافرمانی برمیدارد تا یک زنجیره از رویدادهای تراژیک را رقم بزند که مرزهای وظیفه، قدرت و پایبندی به اصول اخلاقی را به چالش میکشند.

فیلم Antigone در یک تغییر جسورانه نسبت به نمایشنامه اصلی، سرنوشت کرئون را دگرگون میکند: به جای آن که فقط با شرمساری به کاخ خود بازگردد، از فرمانروایی خود کنارهگیری میکند و خودش را به تبعید میفرست تا سقوط او تکاندهندهتر نمود پیدا کند. مانوس کاتراکیس با وقاری مثالزدنی در جایگاه این پادشاه رنجکشیده به ایفای نقش میپردازد، ولی این ایرنه پاپاس است که با صلابت خاموش و اراده تزلزلناپذیر، بیچون و چرا در طول نمایش فرمانروایی میکند.
تماشای این اثر برای دوستداران این تراژدی یونانی، شیفتگان سینمای کلاسیک و هر کسی که از مواجهه با دوراهیهای ژرف اخلاقی در یک مقیاس حماسی لذت میبرد ضروری محسوب میشود.
Jason and the Argonauts سال ۱۹۶۳
اگر قرار بود از اساطیر یونان یک آلبوم «بهترین آثار» تهیه شود، بیشک Jason and the Argonauts برجستهترین اثر آن در نظر گرفته میشد. به کارگردانی دان چفی و با بهرهگیری از تکنیکالر باشکوه، این فیلم کلاسیک سرشار از ماجراجویی، داستان سفر پرمخاطره جیسون در راه به دست آوردن پشم زرین افسانهای از سرزمین دوردست کولخیس را روایت میکند. در این مسیر او باید از آبهای خروشان، خشم خدایان و مجموعهای از موجودات اساطیری جان سالم به در ببرد و عبور کند.
این فیلم با الهام آزاد از منظومه حماسی «آرگوناتیکا» آپولونیوس رودیوس در سده سوم پیش از میلاد ساخته شده است و در روایت خود آزادیهای خلاقانه فراوانی به خرج میدهد. آشکارترین آنها حذف سویههای تاریک اعمال مدئا از جمله قتل هولناک برادرش است. اما با این که Jason and the Argonauts از نظر وفاداری کم میگذارد، با شگفتی سینمایی چندین برابر جبران میکند.

ستاره راستین این اثر؟ جادوگر افسانهای جلوههای ویژه، ری هریهاوزن است که انیمیشنهای استاپ-موشن پیشگامانه او هنوز هم در این روزها شگفتی میآفرینند. از تالوس، غول عظیمالجثه برنزی، گرفته تا نبرد فراموشنشدنی جیسون با هفت جنگجوی اسکلتی (که از دندانهای هیدرا سر برمیآورند)، این سکانسهای نوآورانه استانداردی طلایی را برای فیلمهای فانتزی در زمان خود تعریف کردند.
در کنار بازیگران کاریزماتیکی چون تاد آرمسترانگ، نانسی کواک و آنر بلکمن و موسیقی پرشور برنارد هرمن، Jason and the Argonauts در جایگاه یکی از آثار ضروری برای عاشقان اساطیر، علاقهمندان به سینمای کلاسیک و هر کسی است که از یک ماجراجویی جسور و رمانتیک لذت میبرد.
Iphigenia سال ۱۹۷۷
فیلم Iphigenia ساخته مایکل کاکویانیس یکی از قدرتمندترین فیلمهای تاریخ سینمای یونان به شمار میآید. به عنوان واپسین بخش از تریلوژی تراژدیهای یونانی او، این فیلم بر اساس نمایشنامه سوزان «ایفیژنیا در آولیس» اثر اوریپید ساخته شده است و یکی از دردناکترین دوراهیهای اخلاقی اساطیر یونان را به تصویر میکشد. هنگامی که آگاممنون به ایزدبانو آرتمیس توهین میکند، با گزینشی بسیار سخت رو به رو میشود: یا دخترش ایفیژنیا را قربانی کند، یا ناوگانش را محکوم کند که گرفتار شوند و به تروا نرسند. با افزایش تنشها، سرنوشت دختری بیگناه به یک آزمون بیرحمانه از وظیفه، ایمان و پایداری انسانی تبدیل میشود.
تاتیانا پاپاموسخو سیزده ساله (در اولین ایفای نقش خود در قالب فیلم) اجرایی شایسته تحسین از آسیبپذیری تسخیرکننده ایفیژنیا را ارائه میدهد. در حالی که کوستاس کازاکوس با تنشی تراژیک در جایگاه آگاممنونی عذابکشیده قرار میگیرد. در همین حال نیز بار دیگر ایرنه پاپاس با بازی مسحورکننده خود خشم و دلشکستی بیپردهای را به ایفای نقش کلوتمنسترای اندوهناک و جسور میافزاید.
عنوان Iphigenia که نامزد بهترین فیلم خارجی جوایز آکادمی شد، همچنان یکی از برجستهترین آثار تاریخ سینمای یونان به حساب میآید. کاکویانیس دست به برخی دگرگونیهای جسورانهای زده است. برای نمونه، اودیسئوس و کالخاس را تبدیل به کاراکترهای کاملی میکند ولی به شکلی هوشمندانه پایان تسخیرکننده و رازآلود نمایشنامه منبع اقتباس را دستنخورده باقی میگذارد. این وزن احساسی حیرتانگیز است.
فیلم Iphigenia در جایگاه یک اثر تماشایی برای هواداران درامهای تاریخی و تراژدیهای یونانی قرار میگیرد که روایت داستانش خیلی پس از این که تیتراژ پایان آن به نمایش در میآید در یادها خواهد ماند.
Clash of the Titans سال ۱۹۸۱
برای بسیاری از کسانی که با سینمای دهههای گذشته بزرگ شدهاند، Clash of the Titans اورجینال چیزی کمتر از یک کالت کلاسیک از جنس طلا نیست. یک اثر با حال و هوای اغراقآمیز اما در همین حال در قالب یک ماجراجویی دوستداشتنی، این حماسه اسطورهای قدیمی به افسانه پرسئوس با افکتهای استاپ-موشن درخشان و حضور گروهی از برجستهترین بازیگران کلاسیک بریتانیا (لارنس اولیویه در نقش زئوس، مگی اسمیت در نقش تتیس و سیان فیلیپس در نقش کاسیوپیا) جان میدهد.
این فیلم به کارگردانی دزموند دیویس، ماجرای پرسئوس (با بازی هری هملین) را به نمایش میکشد که یک مآموریت پرخطر را آغاز میکند. او با گورگون نفرینشده، مدوسا، میجنگد، شاهزاده آندرومدا را نجات میدهد و در برابر کراکن نیرومند میایستد (یک هیولای دریایی اسکاندیناوی که جایگزین کتوس یونانی شده است). پگاسوس را نیز نباید فراموش کرد، اسب بالدار افسانهای که در یک نقش پررنگ به پرواز در میآید.
یک بار دیگر، برجستهترین بخش یک فیلم اساطیری یونانی جلوههای ویژه استادانه ری هریهاوزن است که موجودات استاپ-موشن دستساز او همه چشمها را به خود معطوف میکنند. از سکانس نفسگیر و دلهرهآور مدوسا گرفته تا کرکس اسکلتی وهمآلودی که قفس آندرومدا را حمل میکند، همگی باعث شدهاند تا منتقد سرشناسی به سان راجر ایبرت، فیلم Clash of the Titans را شاهکار دوران حرفهای ری هریهاوزن توصیف کند.

با اکران در دوره Star Wars با پیشرفتهای خود که در آن نبردهای فضایی با ماکتهای عظیم و جلوههای مکانیکی ساخته میشدند، شاید Clash of the Titans حتی در همان زمان خود نیز اندکی رترو به نظر میرسید ولی جذابیت و مهارت به کار رفته در این عنوان باعث تبدیل شدنش به یک اثر کالت در گذر زمان شده است. Clash of the Titans اورجینال علاوه بر موفقیت تجاری چشمگیر در رتبه یازدهمین فیلم پرفروش سال ۱۹۸۱ قرار گرفت و هنوز هم جایگاه ویژهای در دل علاقهمندان سینمای فانتزی و اسطورهای دارد.
ولی اگر سخن درباره بازسازی سال ۲۰۱۰ که بیش از اندازه بر جلوههای ویژه رایانهای تکیه داشت (و دنباله ناامیدکنندهاش در سال ۲۰۱۲) باشد، تنها میشود گفت که هرچند تلاش خود را کرد اما هرگز نتوانست جادوی موجودات دستساز هریهاوزن را دوباره بیافریند. نسخه اصلی سال ۱۹۸۱ همچنان یکی از آثار ضروری برای دوستداران سینمای کلاسیک ماجراجویانه به شمار میآید.
The Odyssey سال ۱۹۹۷
اثر «اودیسه» هومر بیتردید یکی از بزرگترین داستانهای ماجراجویانه تاریخ ادبیات جهان است و این مینیسریال دو اپیزودی سال ۱۹۹۷ به شکل تحسین برانگیزی به این ماجرا جان داده است. با ایفای نقش آرماند آسانته در نقش اودیسئوس زیرک و خسته از نبرد، ماجرای سفر یک دههای این کاراکتر در راه بازگشت به خانه پس از پایان جنگ تروجان به روایت درمیآید که در آن با خدایان، هیولاها و ضعفهای مرگبار خود رو به رو میشود. از فرار نفسگیرش از چنگ سیکلوپ گرفته تا افسونهای اغواگرانه کیرکه، تقریبا تمام رویدادهای مهم منظومه هومر در این اقتباس گنجانده شدهاند تا آن را به یکی از وفادارترین نگارشهای نمایشی «اودیسه» تبدیل کند.
این مجموعه به کارگردانی آندری کونچالوفسکی در لوکیشنهای نفسگیر مدیترانهای مثل مالت و ترکیه فیلمبرداری شده است و با وجود این که یک سریال محسوب میشود اما مقیاس روایی و بصری بلندپروازانه و سینمایی را هدف خود قرار داده است. گروه بازیگران نیز تعدادی چهره پراستعداد را در بر میگیرد که شامل گرتا اسکاکی در نقش پنلوپه رنجکشیده، ایزابلا روسلینی، برنادت پیترز و ایرنه پاپاس سرشناس در نقش آنتیکلیا، مادر اودیسئوس میشود.

هر چند ساخت این عنوان با چهارچوب بودجه یک سریال تلویزیونی انجام شده است ولی با بهرهگیری از جلوههای ویژه میدانی و خلاقانه این کمبود جبران میشود که به لطف کارگاه موجودات جیم هنسن ممکن شده است تا بسیاری از موجودات افسانهای را با جادویی ویژه به زندگی بیاورد. با نزدیک به سه ساعت محتوا، این سریال برنده جایزه امی انتخابی ایدهآل برای کسانی است که به دنبال اقتباسی وفادار، جامع و بیپیرایه از حماسه هومر هستند.
Hercules سال ۱۹۹۷
به عنوان تنها انیمیشن حاضر در این لیست، Hercules محصول استودیوی دیزنی با رنگ و لعابی پرنشاط، یک پیچش کمدی را به سرشناسترین قهرمان اساطیر یونان وارد میکند و پر است از شوخطبعی، احساس و موسیقی الهامگرفته از سبک گاسپل. هرچند Hercules سال ۱۹۹۷ آزادی عمل فراوانی به خرج میدهد (تا آنجا که در یونان عنوان آن را به Beyond the Myth of Heracles تغییر دادند) ولی این اثر انیمیشنی کمک میکند تا کودکان (و بزرگسالان نوستالژیک) با دنیای خدایان المپ با استفاده از شخصیتهای بزرگتر از زندگی و انرژی سرزنده خود آشنا شوند.
داستان درباره هرکول (با صداپیشگی تیت داناوان) است، یک نیمهخدای جوان که برای بازپسگرفتن جایگاه خود در کوه المپ باید ثابت کند که یک قهرمان واقعی است. در این مسیر، او با مگارای (با صداپیشگی سوزان ایگان) پر نیش و کنایه و در عین حال دوستداشتنی و یک ساتیر پرحرف به اسم فیلوکتتس (با صداپیشگی دنی دویتو) در جایگاه مربیاش همراه میشود. در سوی دیگر، هادس (با صداپیشگی جیمز وودز) قرار دارد که با با تندزبانی، موهای شعلهور و شرارتش، صحنههای را مال خود میکند تا به عنوان یکی از به یاد ماندنیترین اجراها در آثار انیمیشنی دیزنی شناخته شود.

با الهام گرفتن از سبک انیمیشنی عجیب و غریب جرالد اسکارف، شوخیهای هوشمندانه و ترانههای هیجانانگیزی به مانند Go the Distance، فیلم انیمیشنی Hercules حتی پس از نزدیک به سه دهه همچنان یکی از آثار محبوب باقی مانده است. شاید این عنوان از دیدگاه وفاداری به منبع اقتباس فاصله زیادی گرفته باشد اما به عنوان برداشتی سرزنده و سرشار از طنز از اساطیر یونان، تجربهای بسیار سرگرمکننده قلمداد میشود.
O Brother, Where Art Thou? سال ۲۰۰۰
به برادران کوئن بسپارید تا «اودیسه» هومر را به یک فیلم جادهای در دوران رکود بزرگ آمریکا تبدیل کنند که سرشار از موسیقی بلوگرس، طنزی سوررئال و حال و هوای غیرمعمول آمریکا است. فیلم O Brother, Where Art Thou? ماجراجوییهای نافرجام اولیسس اورت مکگیل (با ایفای نقش برازنده جرج کلونی) را دنبال میکند.
او یک زندانی فراری خوشزبان است که از گروه کار اجباری میگریزد و همراه با دو همسفر دست و پا چلفتی خود (با بازی جان تورتورو و تیم بلیک نلسون) راهی سفری برای یافتن یک گنج پنهان در جنوب ژرف آمریکا میشود. در طول مسیر آنها با یک فروشنده تکچشم انجیل (اشارهای هوشمندانه به سیکلوپ)، یک سیاستمدار فاسد و سه سایرن اغواگر برخورد میکنند.

هر چند این فیلم در اقتباس از حماسه هومر آزادانه عمل میکند، با این وجود المانهای کلیدی اساطیری را از دریچه نگاه ویژه برادران کوئن در تار و پود روایت خود میتند. موسیقی متن برنده جایزه گرمی نیز به جذابیت O Brother, Where Art Thou? با مجموعهای درخشان از موسیقی فولک و گاسپل میافزاید که به شکل دور از انتظاری به یک پدیده فرهنگی تبدیل میشود.
عنوان O Brother, Where Art Thou? با دو نامزدی جوایز اسکار خود، اثری است که نه فقط طرفداران برادران کوئن بلکه هر علاقهمندی به یک بازآفرینی مدرن و غیرمتعارف از اساطیر یونان نباید آن را از دست بدهند. این ساختهای است که در آن جهان اسطورهها با دنیایی عجیب در هم میآمیزد.
Tory سال ۲۰۰۴
عنوان Troy ساخته ولفگانگ پترسن، اثر «ایلیاد» هومر را به یک حماسه جنگی باشکوه برای تماشاچیان مدرن تبدیل میکند که پر است از نبردهای نفسگیر و گروهی از ستارگان درخشان سینما. آشیل مغرور و جنگدیده برد پیت، هکتور نجیب اریک بانا و پاریس عاشقپیشه اورلاندو بلوم کمک میکنند تا به جنگی تراژیک جان بخشند که شهر تروآ را محکوم به نابودی کرد. اگر چه که Troy تغییرات قابلتوجهی نسبت به خاستگاه خود دارد (از همه برجستهتر، حذف دخالتهای خدایان) ولی به جایش نمایشی باشکوه و درامی انسانی و تأثیرگذار ارائه را میدهد.
با فیلمبرداری حیرتآور، صحنههای غولآسا و موسیقی هیجانانگیز جیمز هورنر، فیلم Troy به ادای احترامی دیدنی به دوران طلایی فیلمهای حماسی شمشیر و صندل (همچون Quo Vadis و Ben-Hur و Spartacus و امثال آنها) تبدیل میشود. دوئل بین آشیل و هکتور در بیرون دیوارهای شهر شاهکاری از کرئوگرافی مبارزات به شمار میرود. از سوی دیگر، بازی اندوهآور پیتر اوتول در نقش شاه پریام که با التماس خواستار بازگرداندن پیکر مثلهشده پسرش میشود از تأثیرگذارترین لحظات فیلم است.

شاید طرفداران سرسخت اساطیر از رویکرد تاریخی و واقعگرایانه این فیلم خشنود نباشند ولی در هر صورت Troy همچنان اثری الزامی برای دوستداران نبردهای در مقیاس عظیم، فیلمهای حماسی تاریخی و داستانهای کلاسیک درباره افتخار و خونخواهی است.
Immortals سال ۲۰۱۱
فیلم Immortals ضیافتی بصری است که اسطورههای یونان را با خشونتی اغراقآمیز و سبکی منحصر به فرد به تصویر میکشد. این حماسه دیدنی به کارگردانی تارسم سینگ، داستان تسیوس (با بازی هنری کویل) را دنبال میکند که از ریشهای فروتنانه برخاسته و در برابر شاه بیرحم هایپریون (با بازی میکی رورک) قرار میگیرد. هایپریون در جست و جوی کمان افسانهای اپیروس است تا تایتانها را آزاد کند و خدایان المپ را سرنگون سازد. در حالی که زئوس (با بازی لوک ایوانز) دخالت مستقیم خدایان را ممنوع کرده است، سرنوشت بشریت تنها به تسیوس گره میخورد.
همان گونه که از سبک بصری خاص تارسم سینگ انتظار میرود، Immortals همانند یک نقاشی رنسانسی متحرک به نظر میرسد. هر فریم فیلم با دقت فراوان طراحی شده است و هر نبرد با شکوهی اپرایی به نمایش درمیآید. سکانسهای مبارزه اسلو-موشن، طراحیهای صحنه چشمگیر و اتمسفر وهمآلود و رویاگونه، این اثر را از بسیاری از اقتباسهای سنتی اسطورههای یونانی جدا میکند.

فیلم Immortals در روایت افسانههای تسیوس، مینوتور و جنگ تایتانها آزادیهای بیپروایانهای به خرج میدهد اما در مقابل با اکشن قدرتمند و جلوههای بصری خیرهکننده، دست به جبران میزند. طرفداران فیلم 300 با حال و هوای Immortals احساس نزدیکی خواهند کرد، ولی کسانی که به دنبال اقتباسی وفادارانه هستند شاید باید به دنبال گزینههای دیگر بگردند.
اگر چه منتقدان هنگام اکران واکنشهای ضد و نقیضی نسبت به Immortals داشتند اما این اثر در سالهای بعد به اثری کالت تبدیل شد و بسیاری آن را یکی از دستکم گرفتهشدهترین فیلمهای دهه خود میدانند. این فیلم، انتخابی ایدهآل برای دوستداران فیلمهای پرانرژی و سرشار از صحنهسازیهای خیرهکننده است.
The Return سال ۲۰۲۴
به عنوان سومین اقتباس از «اودیسه» در این فهرست، The Return رویکردی کاملا متفاوت نسبت به حماسه هومر دارد. این فیلم به کارگردانی اوبرتو پازولینی، به بخش پایانی سفر اودیسه میپردازد و روایت خود را از بسیاری از عناصر مربوط به خدایان، هیولاها و جلوههای افسانهای دور میکند و به جای آن بر یک درام پالیده انسانی متمرکز میشود.
فیلم The Return کم و بیش به طور کامل در لوکیشنهای یونانی، از جمله کورفو و پلوپونز، فیلمبرداری و بخشهایی از آن نیز در ایتالیا ساخته شده است. برخلاف دیدگاه سنتی فانتزی، The Return رویکردی طبیعیگرایانه و نزدیک به یک درام تاریخی دارد. رالف فاینز در نقش اودیسئوسی خسته و جنگدیده، پس از سالها گم شدن در دریا سرانجام راه به خانه مییابد. در آن سمت هم ژولیت بینوش قرار دارد که نقش پنلوپه را بازی میکند، ملکهای وفادار که سالها در انتظار بازگشت او مانده است. این دو بازیگر پس از همکاری در عنوان The English Patient سال ۱۹۹۶ بار دیگر در کنار هم قرار میگیرند تا ایفای نقشهای استادانهای را ارائه کنند.

فیلمنامه The Return توسط اوبرتو پازولینی، جان کولی و ادوارد باند نوشته شده و تلاش میکند زرق و برق رایج اقتباسهای هالیوودی را حذف کند تا به جایش بر تأثیر روانی جنگ، تبعید و حس دلتنگی برای خانه متمرکز شود. این فیلم برای کسانی که به دنبال اکشنهای چشمنواز و هیولاهای افسانهای هستند ساخته نشده است. در عوض، اثری آرام و شخصیتمحور بر اساس تمهای بنیادین «اودیسه» است: بازگشت به خانه، سرنوشت و هویت. برای کسانی که به داستانگویی کاراکترمحور و فیلمسازی مینیمالیست علاقه دارند، فیلم The Return تجربهای تسخیرکننده و درگیرکننده خواهد بود.
اشارههای افتخاری فیلمهای اساطیر یونان
این فیلمها در لیست اصلی قرار نگرفتند ولی همچنان برای دوستداران اساطیر یونان ارزشمند خواهند بود.
Oedipus Rex سال ۱۹۶۷: اقتباس پیر پائولو پازولینی از تراژدی سوفوکل یک برداشت بصری خیرهکننده و بسیار روانشناختی از این افسانه کلاسیک به حساب میآید. با ترکیب فضاهای مدرن و باستانی، Oedipus Rex داستان ایدیپوس را روایت میکند که بدون آن که بداند سرنوشت شوم پیشگوییشده کشتن پدرش و ازدواج با مادر خود را به واقعیت میرساند. کسانی که از سینمای تجربی و تراژدیهای یونان خوششان میآید باید به سراغ تماشای این اثر بروند.
Medea سال ۱۹۶۹: یکی دیگر از اقتباسهای پازولینی، این بازگویی تاریک و تأثیرگذار از اوریپید، تنها حضور سینمایی ماریا کالاس، خواننده افسانهای اپرای یونان را در خود جای داده است. تیره، سنگین و از دیدگاه بصری خیرهکننده، Medea داستان خیانت جیسون به به این جادوگر و انتقام هولناک این زن را دنبال میکند. با مناظر وهمآلود و تصویری بیرحمانه از خشم مدئا، تماشای این ساخته برای کسانی واجب است که از داستانگویی جسورانه و آوانگارد لذت میبرند.
Percy Jackson & The Olympians: The Lightning Thief سال ۲۰۱۰: یک ورودی مدرن و پرهیجان به اساطیر یونان، فیلم Percy Jackson & The Olympians: The Lightning Thief سرنوشت پرسی جکسون را دنبال میکند، یک نوجوانی که متوجه میشود پسر نیمهخدای پوزئیدون است. هر چند این اثر نسبت به رمان منبع الهام محبوب سال ۲۰۰۵ خود که نوشته ریک ریوردن است آزادی عمل به خرج میدهد، ولی همچنان مسیری سرگرمکننده و در دسترس برای مخاطبان جوانتر برای ورود به جهان خدایان المپ ارائه میدهد. دومین کتاب از مجموعه ریک ریوردن با نام Percy Jackson & The Olympians: The Sea of Monsters (چاپ سال ۲۰۰۶) نیز در سال ۲۰۱۳ با عنوان Percy Jackson: Sea of Monsters به یک فیلم تبدیل شد. از سال ۲۰۲۳ هم کلکسیون کتابهای پرسی جکسون ریک ریوردن تحت عنوان Percy Jackson and the Olympians در قالب یک سریال قرار گرفتند.
سخن پایانی درباره فیلمهای اساطیر یونان
هر کس به دلیل متفاوتی میتواند به ماجراهای اساطیر یونان علاقه پیدا کند. شماری به دنبال نبردهای هیجانانگیز آنها هستند. تعدادی از پدیدهها و موجودات ماورایی افسانههای یونان باستان خوششان میآید. برخی نیز به جنبههای انسانی، اخلاقی و فلسفی آنها علاقهمند میشوند. در اقتباسها و برگردانهای نمایشی این آثار هم تمام این سلیقهها مد نظر قرار گرفتهاند تا هر فردی به تماشای سبکی بنشیند که از آن لذت میبرد.
منبع: ویجیاتو