«سدهای عظیم 4500 ساله» که در زیر شنهای صحرا در اطراف «هرم سرخ» مدفون شدهاند
دو سازه عظیم که زیر شنهای صحرای دهشور و در نزدیکی هرم سرخ مصر مدفون شدهاند، شاید آنگونه که باستانشناسان سالها تصور میکردند جاده یا رمپ انتقال سنگ نبوده باشند. پژوهشی تازه نشان میدهد این سازهها احتمالاً بخشی از یک سامانه پیشرفته مدیریت آب بودهاند؛ سامانهای که برای مهار سیلاب، تهنشین کردن رسوبات و شاید کمک به اجرای یکی از بزرگترین پروژههای ساختمانی مصر باستان طراحی شده بود.
فرادید| به گفته پژوهشگران، این مجموعه از دو سد بزرگ، یک مخزن ذخیره آب، کانالی برای هدایت جریان و احتمالاً نوعی سرریز مثلثی تشکیل میشده است؛ سازهای که در صورت تأیید، قدیمیترین نمونه شناختهشده از چنین فناوری هیدرولیکی در مصر باستان خواهد بود.
به گزارش فرادید؛ این سازهها در عرض وادی دهشور و در جنوبغربی هرم سرخ قرار دارند و احتمال میرود به آغاز دوران پادشاهی کهن، حدود ۴۵۰۰ سال پیش، تعلق داشته باشند. هرچند تاریخ دقیق ساخت آنها هنوز مشخص نیست، اما ابعاد چشمگیر و طراحی مهندسیشان احتمال ارتباط با پروژههای ساختمانی دوران فرعون سنفرو را تقویت میکند.
دو سد در دل یک دره
هر یک از این دو سازه حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ متر طول دارند و تمام عرض وادی دهشور را میپوشانند. آنها در دو سوی دره به دامنهها متصل شدهاند و مقطع ذوزنقهای پهنی دارند که بسیار به سدهای خاکی و سنگی شباهت دارد.

بر اساس بازسازی توپوگرافی پژوهشگران، عرض پایه این سازهها بین ۱۵ تا ۳۰ متر و ارتفاع باقیمانده آنها حدود ۶ تا ۷ متر است، هرچند بخش بزرگی از محوطه اکنون زیر شن مدفون شده است.
مهمترین نکته، محل قرارگیری این دو سازه است. آنها بهجای پیروی از مسیر طبیعی عبور در دره، درست مسیر جریان آب را قطع کردهاند؛ دقیقاً همان جایی که انتظار میرود یک سد ساخته شود. به همین دلیل، پژوهشگران معتقدند این دو سازه نه جاده، بلکه اجزای یک سامانه هماهنگ برای مدیریت آب بودهاند.
مهار سیلاب با فناوری پیشرفته
به باور پژوهشگران، سد بالادست نقش رسوبگیر را داشته است؛ یعنی سرعت سیلاب را کاهش میداده تا سنگ، شن و رسوبات تهنشین شوند. سپس آب نسبتاً زلالتر به سد دوم میرسیده که احتمالاً مخزن اصلی بوده است.
فضای میان دو سد نیز مانند یک حوضچه موقت عمل میکرده و شدت جریان را کاهش میداده است. چنین طراحیای از فرسایش کانالهای پاییندست جلوگیری میکرد و مانع از انباشته شدن سریع رسوبات میشد؛ موضوعی که در منطقه دهشور، با سیلابهای ناگهانی و زمینهای نرم آهکی، اهمیت زیادی داشته است.
برآوردها نشان میدهد این مخزن حدود ۸٫۵ هکتار وسعت و دستکم ۲۳۰ هزار مترمکعب ظرفیت داشته است. از آنجا که بخشی از آن زیر شن مدفون شده، ظرفیت واقعی احتمالاً بسیار بیشتر و شاید تا دو برابر این مقدار بوده است.
شاید جالبترین بخش این مجموعه، سازهای مثلثی در مرکز سد غربی باشد. تصاویر ماهوارهای و عکسهای هوایی قدیمی نشان میدهند این بخش با الگوی جاده یا رمپ سازگار نیست، اما کاملاً با یک سرریز هیدرولیکی مطابقت دارد.
پژوهشگران آن را نمونهای احتمالی از سرریز «منقار اردکی» میدانند؛ طرحی که با افزایش طول لبه سرریز، امکان عبور حجم بسیار بیشتری از آب را فراهم میکند، بدون آنکه سطح آب پشت سد به شکل خطرناکی بالا برود. محاسبات نشان میدهد این طراحی میتوانسته بیش از دو برابر یک سرریز مستقیم با همان عرض، آب را تخلیه کند و خطر سرریز شدن و شکست سد را بهشدت کاهش دهد.
اگر این تفسیر درست باشد، دهشور یکی از قدیمیترین نمونههای شناختهشده این اصل مهندسی در جهان را در خود جای داده است.

ارتباط احتمالی با ساخت هرم سرخ
پژوهشگران همچنین احتمال میدهند این سامانه به کانالی حدود یک کیلومتر طول متصل بوده که از کنار هرم سرخ عبور میکرده و در نهایت به شبکه آبراهههای مرتبط با نیل میپیوسته است.
این کانال آنقدر مرتفع نبود که کشتیها را مستقیماً از نیل به پای هرم برساند، اما ممکن است پس از رسیدن آب به فلات، جابهجایی سنگهای سنگین با بارجهای کوچک یا سورتمههای آبی را آسانتر کرده باشد. همچنین میتوانسته آب مورد نیاز کارگران، حیوانات و تهیه ملات را تأمین کند و از تأسیسات اطراف هرم در برابر سیلاب و رسوبات محافظت کند.
البته پژوهشگران تأکید میکنند که این فرضیه به معنای ساخته شدن هرم با کمک نیروی آب نیست، بلکه تنها نشان میدهد مدیریت آب احتمالاً بخشی از سامانه گسترده تدارکات پروژه بوده است.
شواهد اقلیمی نیز نشان میدهد دهشور در ۴۵۰۰ سال پیش بسیار مرطوبتر از امروز بوده و درههای خشک کنونی گاه سیلابهای شدیدی را تجربه میکردهاند. به باور پژوهشگران، شاید آب از حوضه بزرگتر وادی طفله نیز به این سامانه هدایت میشده و مساحت حوضه آبگیر را از چند کیلومتر مربع به بیش از ۱۰۰ و حتی ۴۰۰ کیلومتر مربع میرسانده است. در نتیجه، بارندگیهای فصلی و سیلابهای ناگهانی به منبعی قابل کنترل تبدیل میشدند.
با این حال، همه این نتایج هنوز در حد فرضیه است. این سازهها تاکنون کاوش باستانشناسی نشدهاند و بخش زیادی از محوطه نیز در منطقهای نظامی قرار دارد. بنابراین پژوهش حاضر بر پایه تصاویر ماهوارهای، نقشههای تاریخی، عکسهای هوایی، مدلهای توپوگرافی و محاسبات هیدرولیکی انجام شده است.