بازخوانی تاریخ بشر؛ از ردپای شکارچیان عصر یخبندان تا رمزگشایی از ژنهای تکامل
برآیند پژوهشهای اخیر در حوزه باستانشناسی نشان میدهد که درک ما از گذشته، از «اشیاء» به سمت «انسانها و فرآیندهای زیستی» در حال حرکت است. این تحول علمی، از کاوشهای میدانی در ترکیه و اتریش تا آزمایشهای آزمایشگاهی بر روی بقایای استخوانی، فصلهای تازهای از شناخت هویت و بقای بشری را گشوده است.
آخرین یافتههای باستانشناسی و پژوهشهای زیستی در سراسر جهان، تصویر جدید و چندبعدی از تاریخ انسان را ترسیم میکنند؛ تصویری که در آن، از مسیرهای مهاجرت در عصر یخبندان و شکوه خیابانهای رومی گرفته تا تلخی جنگهای قرن نوزدهم و نقش پنهان سلامت جسمانی در تکامل، همگی در یک زنجیره پیوسته قرار میگیرند.
برآیند پژوهشهای اخیر در حوزه باستانشناسی نشان میدهد که درک ما از گذشته، از «اشیاء» به سمت «انسانها و فرآیندهای زیستی» در حال حرکت است. این تحول علمی، از کاوشهای میدانی در ترکیه و اتریش تا آزمایشهای آزمایشگاهی بر روی بقایای استخوانی، فصلهای تازهای از شناخت هویت و بقای بشری را گشوده است.
ردپای نخستینها؛ از غارهای ترابزون تا شکوه تروا
در جریان کاوشهای نظاممند در استان ترابزون ترکیه، غار «کوسکارلی» به عنوان یکی از مهمترین گواهان دوران گذار از عصر یخبندان به هولوسن شناخته شده است. یافتههای مربوط به این غار که قدمت آنها به حدود ۱۴ هزار سال میرسد، تنها شامل ابزارهای سنگی از جنس چخماق و ابسیدین نیست؛ بلکه کشف اشیایی نظیر شاخ گوزن شیاردار و دندانهای سوراخشده، نشاندهنده وجود الگوهای پیچیده در زمینه «زیورآلات شخصی» و «هویت اجتماعی» در میان شکارچیان-گردآورندگان است. این محوطه با قرارگیری در مسیر پیوند میان آناتولی و قفقاز، نقش استراتژیک خود را در تحلیل مسیرهای جابهجایی جوامع انسانی در پیرامون دریای سیاه به اثبات رسانده است.
این غار که از سال ۲۰۲۴ با همکاری موزه ترابزون و دانشگاه فنی کارادنیز تحت کاوشهای نظاممند قرار گرفته، به عنوان نخستین محوطه شناختهشده از اواخر دوره پلیستوسن و اوایل هولوسن در منطقه جنوبشرقی دریای سیاه، اهمیت استراتژیک یافته است.

تحلیل زیستباستانشناختی برای بازسازی گذشته
در کنار زیورآلات، کشف بقایای جانوری و صدفهای نرمتن، مسیر تازهای را برای مطالعات زیستباستانشناختی هموار کرده است. پژوهشگران امیدوارند با تحلیل دقیق این بقایا و مواد گیاهی، رژیم غذایی، چگونگی بهرهبرداری از منابع طبیعی و سازگاری این جوامع با تغییرات اقلیمیِ دوره گذار از عصر یخبندان به هولوسن را بازسازی کنند.
این سایت باستانی که پیشتر در مطالعات باستانشناسی حوزهای کمتر شناخته شده بود، اکنون به کانون توجه پژوهشگران تبدیل شده است تا درک عمیقتری از مسیرهای مهاجرتی و پیوندهای فرهنگی در یکی از مهمترین چهارراههای جغرافیایی جهان ارائه دهد. کاوشها و مطالعات آزمایشگاهی در این محوطه همچنان برای رمزگشایی از رازهای زندگی ساکنان آن در ۱۴ هزار سال پیش ادامه دارد.
آشکارسازی خیابان ۲ هزار ساله در شهر باستانی تروا
در سوی دیگر میراث ترکیه، پروژه «میراث به آینده» در شهر باستانی «تروا»، تمرکز خود را بر بازآفرینی بافت شهری قرار داده است. برخلاف روشهای سنتی که تنها بر نمایش تکقطعات اثر تمرکز داشتند، تیمهای باستانشناسی با هدف ارتقای گردشگری فرهنگی، در حال آشکارسازی شبکه منظم خیابانهای دوره روم (از قرن اول پیش از میلاد تا قرن پنجم میلادی) هستند. این رویکرد، شهر تروا را نه به عنوان مجموعهای از ویرانهها، بلکه به عنوان یک واحد شهری پویا و سازمانیافته به نمایش میگذارد که پیوند میان شکوه دوران آگوستوس و میراث جهانی یونسکو را تداوم میبخشد.
کاوشهای باستانشناختی در شهر باستانی «تروا» واقع در استان چاناکقلعه ترکیه، منجر به کشف بخشی از یک خیابان اصلی متعلق به دوره رومی با قدمت حدود ۲ هزار سال شده است؛ کشفی که علاوه بر غنای علمی، چشمانداز جدیدی برای توسعه گردشگری فرهنگی در این محوطه میراث جهانی یونسکو فراهم میکند.

تراژدیهای انسانی؛ بازگشت سربازان از میدان جنگ به خاک
در حالی که کاوشها در ترکیه بر شکوه تمدنها متمرکز است، یافتههای اخیر در ایالت اتریشیا، چهرهای متفاوت و انسانی از تاریخ را روایت میکند. کشف ۹ گور جمعی در منطقه «براونائو آم این» که حاوی بقایای دستکم ۱۲۰ مرد جوان (بین ۱۵ تا ۲۵ سال) است، گواهی بر شکوه و در عین حال تلخی دوران جنگهای ناپلئونی (۱۷۹۲-۱۸۱۵) میباشد.
تحلیلهای اولیه نشان میدهد که این جوانان، احتمالاً قربانیان درگیریهای نظامی یا بیمارستانهای صحرایی آن دوران بودهاند. این کشف که با یافتن یک قطعه استخوان توسط یک کودک آغاز شد، اکنون تحت بررسیهای دقیق دیانای و ایزوتوپی قرار دارد تا خاستگاه جغرافیایی و وضعیت تغذیهای این سربازان را بازسازی کند. این یافتهها، فراتر از یک کشف باستانشناسی، یک سند تاریخی از وضعیت سلامت و مدیریت بحران در دوران نبردهای بزرگ اروپا محسوب میشود.

باستانشناسی زیستی؛ سلامت دهان، کلید گمشده تکامل
در لایه عمیقتر و علمیتر این تحولات، پژوهشهای منتشر شده در مجله Archaeology، نگاهی متفاوت به عاملهای فرگشتی انسان دارند. باستانشناسان زیستی با بررسی بقایای اسکلتی، دریافتند که بیماریهای دهان و دندان، بهویژه التهاب مزمن لثه، تنها یک مشکل موضعی نبودهاند.
این التهابهای سیستمیک میتوانستند با تاثیر بر توان جسمانی، رژیم غذایی و توانایی بقا، مستقیماً بر شانس انتقال ژنها به نسلهای بعدی اثر بگذارند. این یعنی سلامت دهان در جوامع باستانی، میتواند به عنوان یک «فیلتر فرگشتی» عمل کرده باشد که مسیر تکامل انسان را در طول هزاران سال جهتدهی کرده است. این یافتهها، باستانشناسی را از مطالعه «سنگ و استخوان» به مطالعه «زیستشناسی و سلامت» ارتقا داده است.
مجموع این رویدادها نشان میدهد که باستانشناسی مدرن، از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و با تلفیق علوم پزشکی، ژنتیک و مدیریت میراث، در حال بازسازی دقیقتر داستان بقای انسان است؛ داستانی که در آن، هر ابزار سنگی در یک غار، هر خیابان در یک شهر باستانی و هر سلول در یک بافت دندانی، بخشی از پازل بزرگ تاریخ بشریت هستند.
منبع: ایرنا