نفرین واقعی فیلم «مومیایی»: روایتهای پشت پرده از اتفاقات عجیبی که برای بازیگران افتاد
سالها پیش از اینکه هالیوود برای چنین صحنههایی به جلوههای ویژه کامپیوتری متکی باشد، ساخت فیلم مومیایی (Mummy) به معنای بردن گروه فیلمبرداری به دل صحرای بزرگ آفریقا و تحمل شرایطی بسیار سخت بود. از حوادثی که میتوانستند به مرگ منجر شوند گرفته تا رویارویی با حیوانات خطرناک، اتفاقات پشت صحنه آنقدر زیاد بود که اعضای گروه به شوخی میگفتند شاید فراعنه باستان واقعاً فیلم را نفرین کردهاند.
سالها پیش از اینکه هالیوود برای چنین صحنههایی به جلوههای ویژه کامپیوتری متکی باشد، ساخت فیلم مومیایی (Mummy) به معنای بردن گروه فیلمبرداری به دل صحرای بزرگ آفریقا و تحمل شرایطی بسیار سخت بود. از حوادثی که میتوانستند به مرگ منجر شوند گرفته تا رویارویی با حیوانات خطرناک، اتفاقات پشت صحنه آنقدر زیاد بود که اعضای گروه به شوخی میگفتند شاید فراعنه باستان واقعاً فیلم را نفرین کردهاند.
با وجود تمام این مشکلات، مومیایی به موفقیتی بزرگ تبدیل شد و نقش مهمی در مطرح کردن برندن فریزر و ریچل وایس، دو بازیگر اصلی فیلم، داشت. محبوبیت این فیلم در ادامه به ساخت دو دنباله مستقیم و یک فیلم فرعی موفق در فاصله ۹ سال پس از اکران آن منجر شد. حالا ۲۵ سال پس از نخستین اکران، این فیلم محبوب قرار است برای چهارمین قسمت بازگردد، فیلمی که طبق برنامه در اکتبر سال آینده اکران خواهد شد و برندن فریزر و ریچل وایس نیز بار دیگر در آن حضور دارند.
تصاویر جدیدی از ریچل وایس در نقش اِوالین اوکانل، کتابدار سابقی که به یک قهرمان اکشن تبدیل میشود، منتشر شده. او در این تصاویر همچنان ظاهر جذاب خود را در ۵۶ سالگی حفظ کرده است. با این حال، هفت اتفاق خطرناک از پشت صحنه قسمت نخست نشان میدهند که فیلمبرداری مومیایی از نظر خطرات، چندان با داستان پرحادثه خود فاصله نداشته است.

حادثه خطرناک برندن فریزر با طناب دار
در ابتدای فیلم، شخصیت ریک اوکانل در آستانه اعدام قرار میگیرد، اما چیزی که روی پرده میبینیم، چندان هم بازی و نقش نبود. برندن فریزر برای گرفتن یک نمای نزدیک، روی نوک پاهایش ایستاده بود و طنابی واقعی دور گردنش قرار داشت.
وقتی بدلکار کمی بیش از حد طناب را کشید، فشار ناگهان راه تنفس فریزر را بست و او از هوش رفت. فریزر بیهوش شد و زمانی به هوش آمد که تیم هماهنگکننده بدلکاری در حال سیلی زدن به صورتش بود تا او را به هوش بیاورد. واکنش اعضای گروه برای دلداری دادن به او هم جالب بود:
به باشگاه خوش آمدی؛ همین اتفاق برای مل گیبسون در فیلم شجاعدل (Braveheart) هم افتاده بود.
برندن فریزر که نامزد اسکار شده است، در برنامه کلی کلارکسون درباره این اتفاق میگوید، در حالی که طناب دور گردنش قرار داشت، روی نوک پاهایش ایستاده بود و کارگردان از او خواست طوری بازی کند که خفگیاش واقعیتر به نظر برسد. او توضیح میدهد که بعد از آن دیگر چیزی به یاد نمیآورد تا اینکه ناگهان متوجه شد آرنجش کنار گوشش قرار گرفته، دنیا را از زاویهای عجیب میبیند و شن و ماسه داخل دهانش رفته است.
مارهای سمی
فیلمبرداری در صحرای مراکش به معنای قرار گرفتن گروه در محیط زندگی برخی از خطرناکترین جانوران بود. عقرب، عنکبوتهای سمی و مارهای خطرناک بارها وارد چادر و حتی داخل چکمه افراد میشدند. شدت این خطر به حدی بود که گروه تولید، هلیکوپترهای پزشکی را به صورت شبانهروزی در حالت آمادهباش نگه میداشت تا قربانیان احتمالی را هرچه سریعتر از صحرا خارج کرده و برای دریافت پادزهر به مراکز درمانی منتقل کنند.

برندن فریزر خودش از نیش این حیوانات در امان ماند، اما در گفتوگو با Entertainment Weekly از یکی از اتفاقات عجیب آن دوران گفت. به گفته او، گروه پیش از فیلمبرداری یادداشتی درباره نوع خاصی از یک مار دریافت کرده بود، ماری که روی بدنش نقاط زردی وجود داشت. در این یادداشت گفته شده بود که اگر کسی چنین ماری را دید، نباید نزدیک آن برود، چون گزش آن در بهترین حالت ممکن است به قطع عضو منجر شود. فریزر تعریف میکند که یک روز در حال دستشویی کردن کنار یک صخره بود که ناگهان متوجه شد همان مار با نقاط زرد درست مقابلش قرار دارد. او بلافاصله پا به فرار گذاشت.
بیمه برای احتمال ربوده شدن بازیگران
فیلمبرداری در نزدیکی مناطق مرزی ناآرام در شهر ارفود مراکش، مشکلات امنیتی خاص خودش را داشت. شرکت یونیورسال پیکچرز آنقدر نگران هدف قرار گرفتن بازیگران اصلی بود که برای آنها بیمه ربوده شدن و درخواست باج تهیه کرد. برندن فریزر درباره این موضوع میگوید جیم جکس، تهیهکننده فیلم، به آنها اعلام کرده بود که برای هرکدامشان بیمه یک میلیون دلاری در برابر آدمربایی گرفته است. بازیگران هم با شوخی از او پرسیده بودند که آیا در واقع برای سرشان جایزه تعیین کرده؟ جیم جکس نیز پاسخ داده بود که میتوان اینطور هم به موضوع نگاه کرد.

علاوه بر این، پادشاه مراکش نیز نیروهای نظامی را برای حفاظت از گروه فیلمبرداری در اختیار آنها قرار داده بود و بازیگران در حالی صحنههای خود را اجرا میکردند که سربازان مسلح اطرافشان حضور داشتند.
شکستگیها و آسیبهای برندن فریزر
بازی در نقش یک قهرمان اکشن هزینه جسمی سنگینی برای برندن فریزر داشت، چرا که او مُصر بود بسیاری از بدلکاریهایش را شخصاً انجام دهد. تا پایان ساخت مجموعه، فریزر دچار آسیبهای مختلفی شده بود که از جمله آنها میتوان به آسیب دیسک ستون فقرات و ترک خوردن دنده اشاره کرد. این آسیبها در سالهای بعد به جراحیهای متعدد نیاز داشتند. او در گفتوگو با مجله Vogue درباره شرایط جسمی خود هنگام ساخت قسمت سوم مومیایی در چین میگوید که بدنش را با چسب و کمپرس یخ سرپا نگه میداشته و هر روز برای خودش نوعی محافظ بیرونی از تجهیزات مختلف ایجاد میکرده است.
فریزر همچنین درباره تأثیر طولانیمدت بدلکاریها بر بدنش به تلگراف میگوید که بدلکاریها روزبهروز سختتر میشدند و بدنش دیگر توان تحمل آنها را نداشت. برندن فریزر در تلاش بود انتظاراتی را که از او داشتند برآورده کند، اما در نهایت بدن انسان هم حد و مرزی دارد.

اقدامات لازم برای جلوگیری از کمآبی بدن
فیلمبرداری در گرمای طاقتفرسای صحرای بزرگ آفریقا در حال انجام بود و به همین دلیل، حفظ سلامت بازیگران و اعضای گروه اهمیت زیادی داشت. برای مقابله با خطر کمآبی شدید و گرمازدگی، تیم پزشکی تولید نوشیدنی مخصوصی حاوی الکترولیت آماده کرده بود که چندان خوشمزه به نظر نمیرسید. تمام بازیگران و اعضای گروه موظف بودند هر دو ساعت یکبار از این نوشیدنی مصرف کنند تا احتمال غش کردن، گرمازدگی و از حال رفتن آنها کاهش پیدا کند.
طوفانهای شن و توقف فیلمبرداری
در کنار گرمای شدید و حیوانات خطرناک، شرایط آبوهوایی صحرا هم بارها فیلمبرداری را با مشکل مواجه کرد. شهر Hamunaptra درون دهانه یک آتشفشان خاموش ساخته شده بود و همین محل باعث چالشهای بسیاری در فیلمبرداری میشد. آبوهوای صحرا نیز بارها برنامه تولید را مختل کرد. ظهور طوفانهای شن غیرقابل پیشبینی در محل فیلمبرداری و توقف کار، اعضای گروه و بازیگران را مجبور میکرد برای در امان ماندن از آنها پناه بگیرند.

کوین جی اکونر، بازیگر نقش بنی گابور، درباره این شرایط به Entertainment Weekly میگوید گاهی یک ابر سیاه کوچک در آسمان ظاهر میشد و در ابتدا کسی نمیدانست قرار است چه اتفاقی بیفتد. اما همان ابر کوچک خیلی زود به طوفان شنی تبدیل میشد که جلو دید همه را میگرفت و تجهیزات فیلمبرداری را به اطراف پرتاب میکرد.
منبع: روزیاتو