معمای پروندههای مرگی که با خوردن قارچ جنگلی گره خورده است؛ نوبرانههایی با احتمال مرگ
قارچ های غیرخوراکی روییده شده میان جنگل و پای کوهها، سالانه جان شماری از انسانها را میگیرد. انسانهایی که بیخبر از ساختار سمی و غیرسمی بودن قارچها، از آنها به عنوان خوراکی استفاده میکنند.
مقدار سموم قارچ که به خونشان راه یافته، بیشتر از ۷ میلیگرم بوده و تجویز زغال فعالشده و مایعات وریدی، پنیسیلین و آنتیاکسیدانها مؤثر واقع نشد. علائم درد شکمی و تهوع که در ساعات و روز نخست بستری داشتند، بهتدریج به نارسایی کبد و کلیه رسید و دستآخر، این مرگ بود که برای ۴ نفر از اعضای خانوادهای سمنانی اتفاق افتاد.
پزشکان، علت فوت آنها را مسمومیت با قارچهای سمی اعلام کردند. قارچها را یکی از اعضای همان خانواده چیده بود از حوالی آبشار پلکانی روستایشان در دهستان رضوان، بخش کالپوش شهرستان میامی استان سمنان تا چاشنی متفاوتی برای غذای روزشان شود؛ غافل از اینکه چاشنیای با طعم مرگ چیده است.
قارچهای سمی در جغرافیای ایران پراکندهاند اما بیشتر در نواحی جنگلی و مرطوب شمالی و کوهستانی و کوهپایهای مانند غرب کشور به سبب آب و هوای گرم و مرطوب، تراکم دارند؛ تراکمهایی اغلب، نزدیک به مناطق مسکونی روستایی و شهری و نیز میان بافتهای طبیعی گردشگری که سال گذشته به واسطه همین دسترسیپذیری و البته ناآگاهی افراد، تنها در ۲ماه اول سال ۱۴۳ نفر مسموم شدند و یک نفر هم به کام مرگ رفت.
گردشگری و وعده قارچهای جذاب
در هوای پاییز نه فقط قارچهای خوراکی مانند صدفی، دکمهای و چتری که قارچهای جنگلی و کوهی هم حسابی رشد میکنند؛ قارچهایی که میانشان گونههای سمی و وحشی کم نیست؛ گونههایی با شکل و شمایل وسوسهانگیز ولی کشنده. این را علی جمشیدی، عکاس و قارچشناس میگوید که تاکنون بیش از ۴۰ هزار فریم عکس از انواع قارچها در جنگلهای شمالی، بهویژه جنگل کهنسال هیرکانی، برداشتهاست: «پرتره قارچها رو دوست دارم. خیلیساله که ازشون عکاسی میکنم. برای همین تقریبا گونههای گوناگونشون رو میشناسم. ولی خب، حواسم هست که هوس گاززدن کدوم قارچ رو داشته باشم. معمولا هم یه بسته جاذب شارکول یا زغال فعال بهعنوان داروی اولیه رفع مسمومیت، همرام هست.»
جمشیدی از برگزاری تورهای تخصصی قارچشناسی نیز میگوید: «تعدادی از راهنماها و آژانسای گردشگری فقط دنبال سودن. یه اسم جذاب و مشتریجذبکن میذارن روی تورشون؛ مثلا تور قارچخوری در هیرکانی یا در جستوجوی گرانترین قارچ جهان. بعد یه سری گردشگر رو که خبر از تنوع قارچا ندارن، میبرن تا دم مرگ. درصورتیکه تورای قارچ، جزو تورهای علمی و آموزشیان که باید با حضور کارشناس و قارچشناس برگزار شن.» در هر جنگلی که گشتوگذار کند از سیاهکل تا هزارپله با یک نگاه، قارچهای قاتل را شناسایی میکند؛ بولت شیطان، آمانیتا، مجیکماشروم و لیپوتا.
فصل بلاگری با قارچ
این روزها، از قارچها جز اخبار مرتبط با مرگ ۴ عضو یک خانواده سمنانی، محتواهای دیگری نیز در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود؛ عکس و فیلمهایی که در هر یک از آنها، دهها قارچ رنگارنگ به سبدی پلاستیکی یا حصیری ریخته شده و آقا یا خانم بلاگر هم از فصل قارچپزان گیلانیها خبر میدهد. دختری جوان، یکی از همین بلاگران در آخرین پست به اشتراکگذاشته، طرز تهیه بریانی قارچ را آموزش میدهد: «این قارچا رو یه ساعت پیش، بابابزرگم از جنگل چیده. به زبون محلی بهشون میگیم میتاکه...»
پایان ویدئو، درحالیکه از دیس بریانی قارچ که مقابلش گذاشته، بخار بلند میشود به ماجرای مرگ ۲ خواهر بر اثر خوردن قارچ سمی اشاره میکند و اینطور میگوید: «قارچای سمی خیلی بلا هستن؛ اونقدری که گاهی حتی ما بومیای این منطقه هم درست نمیتونیم تشخیصشون بدیم و ممکنه اشتباهی اونا رو بچینیمشون...» مشابه حرفهای او را محمد خضری، قارچفروش یکی از بازارروزهای مازندران در گفتوگو با همشهری میگوید: «اگه مسافری، خودت نرو قارچچینی...» خضری را محلیها به دکتر قارچ میشناسند و او را قارچشناسی تجربی و ماهر میدانند: «ببین، این کلاهک و رنگش مثل قارچ میش، قارچ بومی جنگلهای شمالی میمونه ولی میش نیست... خوب نگا کن؛ با چاقو، قاچ که میزنمش، جاش آبی میشه! این سمیئه...» او این روزها با مسافران زیادی که قارچ بهدست میپرسند «من از این خوردم؛ حالم یه جوریه... سمیئه؟ نکنه بمیرم؟» مواجه است.
همیشه پای شکم در میان است
با چیدن دنبلان یا همان قارچ ترافل(گرانقیمتترین قارچ جهان)، میخواهند یکشبه، ره صدساله را بروند؛ این گفته میثم آبکناری است که تورهای تخصصی سواحل شمالی برگزار میکند. او به همشهری میگوید: «دنبلان زاگرسی، ارزونتر از دنبلان البرزیه. دنبلان هیرکانی هم که نگم براتون؛ خیلی خوشعطره. برای همینه که قاچاقش از هیرکانی زیاده. از هر ۱۰ گردشگری که میبرم هیرکانی، ۵ نفرشون حالا از سر شوخی یا کنجکاوی، سراغ ترافل رو میگیرن.»
آبکناری با جمله سرراست «همیشه پای شکم در میان است»، سعی دارد بدون تعارف حرف بزند: «بهنظر من عامل اصلی مرگومیر با قارچای سمی فقط شکمدوستیه وگرنه چرا باید قارچی رو که مطمئن نیستی خوراکیه، بخوری!» به باورهای غلط گردشگرانش درباره قارچهای سمی اشاره میکند: «فکر میکنن که سم قارچ با پختوپز از بین میره... یا به خیالشون، با یکی دو گاز قارچخوردن طوریشون نمیشه و تَهتهش، حالت تهوع و آمپوله.»
از نوبر قارچ، بگذر
مجید حیدری، مربی باشگاه قارچشناسی ایران از روشهای شناسایی قارچهای قاتل میگوید: «برای شناسایی اولیه قارچها، باید مجموعهای از نشانههای ظاهری و درنهایت، ویژگیهای دیانای آنها را کنار هم قرار داد؛ محل رویش، بستر، کلاهک، تیغه یا منفذ، ساقه و پایه، تغییر رنگ، نقش هاگ و ترکیبات شیمیایی.»
حیدری تأکید میکند شناسایی گونههای قارچ، کاری علمی و آزمایشگاهی است که افراد غیرمتخصص نباید درصدد انجام آن به شیوههای تجربی و غیررسمی برآیند: «مواردی بوده که افراد بومی محدودههای جنگلی و کوهستانی، در ارتباط با تشخیص قارچهای خوراکی و سمی دچار اشتباههای جبرانناپذیر شدهاند. شاید بعضی افراد فکر کنند که آمار مرگ در مسمومیت ناشی از قارچهای سمی، انگشتشمار است. به این افراد باید متذکر شد آن بخش از آمار مسمومیتها که به مرگ منتهی نشده هم به میزان بخش آمار مرگ، خطرناک است؛ چراکه عامل مسمومیت در آنها شاید کسی را از بین نبرده باشد ولی زمینهساز بروز بیماریهای سخت گوارشی شده است.»
توصیه آخر این مربی قارچشناس، چنین است: «خوردن قارچهای عجیب و غریب، هدف شما از سفر به جنگل و کوه نیست. تماشای آنها فقط میتواند حاشیه جالب و هیجانانگیز سفرتان باشد؛ نه نقطه پایان سفر و حتی عمرتان.»
منبع: همشهری