بهترین فیلمهای «تاریخی و ماجراجویانه» در قرن بیست و یکم
در اینجا فهرستی از هشت فیلم را معرفی میکنیم که هر یک به شیوهای متفاوت، تاریخ را با ماجراجویی، بقا، جنگ یا سفر درآمیختهاند.
فرادید| در سینمای قرن بیستویکم، ترکیب تاریخ و ماجراجویی به یکی از جذابترین گونههای سینمایی تبدیل شده است. این فیلمها با نمایش نبردهای خونین و سفرهای اکتشافی، تماشاگر را به دورههایی میبرند که فاصله زیادی با جهان امروز دارند. جذابیت آنها نیز فقط به صحنههای اکشن محدود نمیشود؛ بسیاری از این آثار تلاش میکنند فضای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی دوره خود را نیز بازسازی کنند.
به گزارش فرادید؛ در میان فیلمهای تاریخی و ماجراجویانه قرن بیستویکم، آثاری وجود دارند که بهدلیل داستان، بازیگری، طراحی صحنه و لباس، فیلمبرداری یا تأثیرگذاری بر سینما ماندگار شدهاند. فهرست زیر هشت فیلم را معرفی میکند که هر یک به شیوهای متفاوت، تاریخ را با ماجراجویی، بقا، جنگ یا سفر درآمیختهاند؛ البته میزان وفاداری تاریخی آنها یکسان نیست و برخی بیشتر به تخیل سینمایی تکیه دارند.
۸. میهنپرست – ۲۰۰۰

فیلم میهنپرست به کارگردانی رولاند امریش، یک حماسه جنگی پرهیجان درباره انقلاب آمریکا است. مل گیبسون در نقش بنجامین مارتین کهنهسرباز جنگ فرانسه و سرخپوستان ظاهر میشود؛ مردی که پس از کشته شدن پسرش به دست یک افسر بیرحم بریتانیایی، زندگی آرام خود را کنار میگذارد و وارد مبارزه علیه نیروهای بریتانیا میشود.
فیلم از نظر تاریخی چندان قابل اتکا نیست و بارها به دلیل تحریف رویدادها و سادهسازی شدید درگیریهای انقلاب آمریکا مورد انتقاد قرار گرفته است. با این حال، صحنههای نبرد، موسیقی جان ویلیامز و ریتم داستانی پرتحرک، آن را به یک فیلم سرگرمکننده و تماشایی تبدیل کردهاند. میهنپرست بیشتر یک ماجراجویی تاریخی هالیوودی است تا بازسازی دقیق تاریخ.
۷. شهر گمشده زد – ۲۰۱۶

شهر گمشده زد یکی از ماجراهای تاریخی کمتر شناختهشده سینمای معاصر را روایت میکند. چارلی هانام در نقش پرسی فاوست کاوشگر بریتانیایی ظاهر میشود که در اوایل قرن بیستم راهی جنگلهای آمازون میشود تا شواهدی از وجود شهری باستانی و ناشناخته پیدا کند. فاوست در یکی از سفرهای خود در آمازون ناپدید شد و سرنوشت او همچنان یکی از معماهای مشهور تاریخ اکتشافات است.
فیلم بیش از آنکه بر اکشن مداوم تکیه کند، بر وسواس تدریجی فاوست برای کشف ناشناختهها تمرکز دارد. فضای جنگل، خطرهای سفر و کشمکش میان جاهطلبی علمی و زندگی خانوادگی، به داستان حالوهوایی جدی و تأملبرانگیز میدهد. شهر گمشده زد فیلمی نسبتاً آرام است، اما داستان واقعی و عجیب آن، همراه با بازی هانام، رابرت پتینسون و تام هالند، ماجراجویی آن را جذاب میکند.
۶. آپوکالیپتو – ۲۰۰۶

مل گیبسون در آپوکالیپتو از بازیگری فاصله گرفت و پشت دوربین رفت تا داستانی خشن و نفسگیر را در فضای تمدن مایا روایت کند. فیلم درباره شکارچی جوانی به نام جاگوار است که پس از حمله گروهی مهاجم به قبیلهاش اسیر میشود و در سرزمینی آکنده از خشونت، بیماری و مرگ برای زنده ماندن تلاش میکند.
آپوکالیپتو از نظر بصری بسیار چشمگیر است و طراحی صحنه، گریم، لباسها و فیلمبرداری آن فضای خشن و بیرحم داستان را تقویت میکنند. با این حال، تصویر فیلم از تاریخ و فرهنگ آمریکای میانه با واقعیت تاریخی فاصله قابل توجهی دارد و برخی عناصر دورههای مختلف را با یکدیگر ترکیب میکند. بنابراین ارزش اصلی آن بیشتر در تجربه سینمایی پرتنش و ماجراجویانهای است که ارائه میدهد تا دقت تاریخی.
۵. مرد شمالی – ۲۰۲۲

رابرت اگرز در مرد شمالی سراغ یکی از دورههای کمتر استفادهشده در سینمای جریان اصلی یعنی عصر وایکینگها رفته است. الکساندر اسکاشگورد نقش آملث، شاهزادهای وایکینگ را بازی میکند که پس از کشته شدن پدرش، زندگی خود را وقف انتقام میکند. داستان فیلم به افسانه آملث در اثر تاریخی گستا دانوروم نوشته ساکسو گراماتیکوس ارتباط دارد؛ افسانهای که بعدها یکی از سرچشمههای داستان هملت شد.
مرد شمالی در کنار خشونت و نبرد، بر باورهای اسطورهای و فضای فرهنگی وایکینگها نیز تأکید دارد. فیلمبرداری در مناظر طبیعی، طراحی لباس و صحنه و بازی اسکاشگورد، جهان سرد و خشن فیلم را باورپذیر کردهاند. اگرچه داستان کاملاً تاریخی نیست و عناصر افسانهای فراوانی دارد، مرد شمالی از نمونههای برجسته تلاش سینمای معاصر برای ساخت یک ماجراجویی حماسی با الهام از جهان وایکینگهاست.
۴. ببر خیزان، اژدهای پنهان – ۲۰۰۰

آنگ لی در ببر خیزان، اژدهای پنهان داستانی در چین امپراتوری قرن هجدهم را با هنرهای رزمی، ماجراجویی، درام و عشق ترکیب میکند. میشل یئو و چو یونفات در نقش دو مبارز ماهر ظاهر میشوند که در جستوجوی شمشیری ارزشمند و مرموز هستند؛ شمشیری که توسط دزدی ناشناس به سرقت رفته است.
اهمیت فیلم تنها به داستان آن محدود نمیشود. ببر خیزان، اژدهای پنهان با طراحی مبارزات، حرکات آکروباتیک و استفاده خلاقانه از سیم و کابل، جلوه تازهای به سینمای هنرهای رزمی داد و این نوع سینما را بیش از گذشته به مخاطبان غربی معرفی کرد. موفقیت گسترده فیلم نیز نشان داد که یک فیلم رزمی چینی میتواند همزمان به اثری جهانی و تحسینشده تبدیل شود و تأثیر قابل توجهی بر سینمای ماجراجویانه ابتدای قرن بیستویکم بگذارد.
۳. بازگشته – ۲۰۱۵

الخاندرو گونسالس اینیاریتو در «بازگشته» داستانی خشن درباره بقا، انتقام و زندگی در مرزهای ناشناخته آمریکای اوایل قرن نوزدهم را به تصویر میکشد. لئوناردو دیکاپریو در نقش هیو گلس، شکارچی و ردیاب، پس از حمله مرگبار یک خرس به شدت زخمی میشود و همراهانش او را در طبیعت رها میکنند. گلس با وجود جراحات شدید تلاش میکند خود را به تمدن برساند و از مردی که به او خیانت کرده انتقام بگیرد.
فیلم در بازسازی فضای سرد و بیرحم زندگی مرزنشینان آن دوره بسیار تأثیرگذار است. طبیعت یخزده، رودخانهها، جنگلها و شرایط دشوار زندگی، بخش مهمی از روایت را تشکیل میدهند و فیلمبرداری طبیعی اثر به این فضا شدت بیشتری میدهد. داستان واقعی هیو گلس در فیلم با تخیل و تغییرات فراوان همراه شده است، اما بازگشته همچنان یکی از نمونههای برجسته سینمای بقا و ماجراجویی تاریخی معاصر محسوب میشود.
۲. گلادیاتور – ۲۰۰۰

ریدلی اسکات در گلادیاتور به سراغ امپراتوری روم رفت و داستان ماکسیموس سردار رومی را روایت کرد. راسل کرو در نقش ماکسیموس پس از آنکه کومودوس، امپراتور جدید، خانوادهاش را به قتل میرساند و او را به بردگی میفروشد، به یک گلادیاتور تبدیل میشود و در میدانهای مبارزه برای بقا و انتقام میجنگد. واکین فینیکس نیز در نقش کومودوس یکی از شخصیتهای اصلی فیلم را بازی میکند.
گلادیاتور ترکیبی از نبردهای بزرگ، مبارزات گلادیاتوری، درام خانوادگی و سیاست امپراتوری است و با طراحی صحنه و جلوههای بصری گسترده، تصویری باشکوه از روم باستان ارائه میدهد. البته داستان و برخی جزئیات تاریخی فیلم با واقعیت فاصله دارند، اما موفقیت گسترده آن و دریافت پنج جایزه اسکار، از جمله بهترین فیلم و بهترین بازیگر مرد برای راسل کرو، آن را به یکی از مهمترین فیلمهای تاریخی جریان اصلی در آغاز قرن بیستویکم تبدیل کرد.
۱. ناخدا و فرمانده: آن سوی جهان – ۲۰۰۳

«ناخدا و فرمانده: آن سوی جهان» ماجراجویی خود را به دریاهای اوایل قرن نوزدهم میبرد؛ زمانی که جنگهای ناپلئونی بخش بزرگی از اروپا و دریاها را درگیر کرده بود. راسل کرو در نقش ناخدا جک اوبری، فرمانده کشتی اچاماس سورپرایز، مأمور میشود یک کشتی جنگی فرانسوی را در آبهای نزدیک آمریکای جنوبی تعقیب کند و از میان خطرهای متعدد دریایی به مأموریت خود ادامه دهد.
یکی از نقاط قوت اصلی فیلم، توجه چشمگیر آن به جزئیات زندگی در نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا است؛ از فضای تنگ کشتی و انضباط سختگیرانه گرفته تا شرایط دشوار زندگی ملوانان و شیوه نبردهای دریایی. فیلم در کنار دقت تاریخی، یک داستان ماجراجویانه پرتنش و شخصیتهایی قابلباور ارائه میدهد و به همین دلیل توانسته است تجربه حضور در یک کشتی جنگی قرن نوزدهم را به شکلی ملموس به تماشاگر منتقل کند.