تصاویر| ۱۰ شخصیت منفور تاریخ تلویزیون؛ از جافری تا تیبگ
در تاریخ تلویزیون، شخصیتهایی وجود دارند که سالها پس از پایان پخش سریالشان، هنوز نامشان با انزجار به زبان آورده میشود؛ از پادشاهان روانی و قاتلان سریالی گرفته تا مادران سمی و خائنان دوستنما.
در دنیای سریالهای تلویزیونی، بعضی شخصیتها آنقدر خوب نوشته و اجرا میشوند که تماشاگر نه فقط از کارهایشان، بلکه از خودِ حضورشان روی صفحه نمایش هم متنفر میشود. این حس نفرت، برخلاف تصور، نشانه ضعف یک اثر نیست؛ بلکه دقیقاً برعکس، نشان میدهد نویسنده و بازیگر آنقدر توانمند بودهاند که توانستهاند واکنش احساسی شدیدی را در مخاطب برانگیزند.
در تاریخ تلویزیون، شخصیتهایی وجود دارند که سالها پس از پایان پخش سریالشان، هنوز نامشان با انزجار به زبان آورده میشود؛ از پادشاهان روانی و قاتلان سریالی گرفته تا مادران سمی و خائنان دوستنما.

در این مطلب قصد داریم ۱۰ مورد از منفورترین شخصیتهای تاریخ سریالهای تلویزیونی را بررسی کنیم؛ شخصیتهایی که شاید از دیدنشان روی صفحه، مشتتان را گره کرده باشید یا از شدت عصبانیت فریاد زده باشید.
توجه داشته باشید که «منفور» بودن لزوماً به معنای «بد» بودن یک شخصیت از نظر هنری نیست؛ برخی از این نامها اتفاقاً جزو بهترین شرورهای تاریخ تلویزیون هستند که به دلیل بازی درخشان بازیگرانشان، برای همیشه در ذهن ما حک شدهاند.
پس با ما همراه باشید تا از رتبه ۱۰ تا ۱، این شخصیتهای نفرتانگیز را مرور کنیم.
رتبه ۱۰: نینا مایرز (Nina Myers) – سریال ۲۴

نینا مایرز، با بازی سارا کلارک، در فصل اول سریال ۲۴ یکی از قابلاعتمادترین اعضای واحد مبارزه با تروریسم (CTU) به نظر میرسید؛ همکار نزدیک جک بائر و حتی معشوقه سابق او. اما در یکی از شوکهکنندهترین پیچشهای داستانی تلویزیون، مشخص شد که نینا یک خال نفوذی و جاسوس دشمن است. او نهتنها اطلاعات حیاتی را به تروریستها میفروخت، بلکه در نهایت مسئول قتل ترزا بائر، همسر جک، شد. این خیانت، تماشاگران را به شدت خشمگین کرد؛ چون نینا دقیقاً از درون خانه به قهرمان داستان ضربه زد.
نفرت از نینا فقط به خاطر خیانت او نبود؛ بلکه به این دلیل بود که او تا لحظه آخر سعی میکرد خود را قربانی و بیگناه نشان دهد. لبخند سرد و دروغهای ماهرانهاش باعث شد مخاطب نتواند هیچ همدلیای با او پیدا کند. سارا کلارک با بازی دقیق و کنترلشدهاش، نینا را به یکی از منفورترین خائنان تاریخ سریالهای اکشن تبدیل کرد و نام او را برای همیشه در فهرست شخصیتهایی ثبت کرد که از دیدنشان واقعاً حالمان بد میشود.
رتبه ۹: لیویا سوپرانو (Livia Soprano) – سریال سوپرانوها

لیویا سوپرانو، مادر تونی سوپرانو با بازی بازیگر فقید نانسی مارچند، نمونه کامل یک مادر سمی و خودشیفته است. او در ظاهر پیرزنی ضعیف و بیمار است، اما در باطن یک نابغه دستکاری عاطفی است که از احساس گناه دادن به پسرش لذت میبرد. لیویا هرگز عشق واقعی به تونی نشان نمیدهد و در عوض با جملههای منفعلانه و پر از کنایه، او را تحقیر میکند. بدترین لحظه او زمانی است که مخفیانه تلاش میکند پسر خودش را به قتل برساند؛ اقدامی که حتی برای دنیای خشن مافیا هم غیرقابل بخشش است.
چیزی که لیویا را واقعاً منفور میکند، ترکیب ترسناک ضعف ظاهری و شرارت درونی است. او از نقش «مادر پیر و رنجور» برای فرار از مسئولیت استفاده میکند و هرگز حتی یک لحظه پشیمانی واقعی نشان نمیدهد. بازی مارچند آنقدر قدرتمند بود که حتی پس از مرگ او در میانه سریال، سایه لیویا همچنان بر زندگی تونی و کل داستان سنگینی میکرد. لیویا سوپرانو ثابت کرد که لازم نیست یک شخصیت دست به اسلحه ببرد تا به یکی از منفورترین مادران تاریخ تلویزیون تبدیل شود؛ کافی است فقط حرف بزند.
رتبه ۸: وارن میرز (Warren Mears) – سریال بافی قاتل خونآشامها

در میان انبوه شرورهای ماوراءالطبیعه سریال بافی، شاید هیچکدام به اندازه وارن میرز، با بازی آدام بوش، اینقدر زمینی (قابل درک و قابل فهم) و در عین حال نفرتانگیز نبودند. وارن عضوی از گروهی موسوم به «تریو» بود؛ سه جوان نرد و عقدهای که با استفاده از دانش فنی خود سعی در کنترل و آزار دیگران داشتند. اما وارن از همه بدتر بود: او یک زنستیز واقعی بود که حتی یک ربات زن مطیع برای خودش ساخت تا بتواند او را کنترل کند. اوج شرارت او زمانی رقم خورد که در یک لحظه خشونتآمیز، تارا مکلی، یکی از محبوبترین شخصیتهای سریال، را به قتل رساند.
نفرت از وارن فقط به خاطر قتل تارا نبود؛ بلکه به دلیل شخصیت ترسو، خودخواه و بهشدت واقعگرایانهاش بود. او برخلاف خونآشامها و دیوها، یک انسان معمولی بود که از روی انتخاب، شرارت میکرد. همین عادی بودن، ترس و انزجار مخاطب را چند برابر میکرد. طرفداران بافی تا مدتها از این شخصیت به عنوان یکی از منفورترین آدمهای شرور دنیای سریال یاد میکردند و مرگ تارا به دست او، یکی از تلخترین لحظات تاریخ سریالهای تلویزیونی فانتزی محسوب میشود.
رتبه ۷: کای وین (Kai Winn) – سریال پیشتازان فضا

کای وین، با بازی لوئیز فلچر، رهبر مذهبی سیاره باجور در سریال پیشتازان فضا، یکی از منفورترین شخصیتهای دنیای علمی-تخیلی است. او در ظاهر یک راهبه آرام و مقدسنماست، اما در باطن به شدت قدرتطلب، حسود و ریاکار است. وین همیشه با لحنی ملایم و لبخندی مصنوعی، سعی میکند خود را برتر از دیگران نشان دهد و در عین حال از هر فرصتی برای تخریب مخالفانش استفاده میکند. او حتی حاضر میشود با دشمنان قسمخورده مردم باجور همکاری کند تا به قدرت بیشتری برسد.
نفرت از کای وین از آنجا ناشی میشود که او دقیقاً همان کسی است که در دنیای واقعی هم میشناسیم: فردی که پشت نقاب مذهب و اخلاق، بدترین کارها را انجام میدهد و هیچکس نمیتواند او را محکوم کند چون ظاهرش معصوم است. بازی بینقص فلچر (که پیشتر با نقش پرستار راچد در فیلم دیوانه از قفس پرید برنده اسکار شده بود) باعث شد کای وین به یکی از منفورترین چهرههای تاریخ Star Trek تبدیل شود. دیدن تکبر و خودخواهی او در هر صحنه، اعصاب تماشاگر را خرد میکند.
رتبه ۶: چاک مکگیل (Chuck McGill) – سریال بهتره با سال تماس بگیری

چاک مکگیل، برادر بزرگتر جیمی مکگیل (سال گودمن آینده) در سریال بهتره با سال تماس بگیری، با بازی مایکل مککین، یک وکیل موفق و محترم است که از بیماری حساسیت الکترومغناطیسی رنج میبرد. در ظاهر، او یک قربانی است و جیمی باید از او مراقبت کند، اما در طول سریال مشخص میشود که چاک بدترین دشمن برادر خودش است. او به شدت به موفقیت و استعداد ذاتی جیمی حسادت میورزد و از هر راهی برای جلوگیری از پیشرفت او استفاده میکند؛ حتی اگر این کار به قیمت نابودی زندگی برادرش تمام شود.
نفرت از چاک به این دلیل است که او خود را همیشه برحق و اخلاقمدار میداند، در حالی که در باطن پر از کینه و خودخواهی است. جمله معروف او به جیمی، یعنی همان «تو مهم نیستی» یکی از دردناکترین و در عین حال منفورترین لحظات دنیای برکینگ بد است. چاک نماد کسی است که به جای حمایت از خانواده، از موقعیت خود برای تخریب او استفاده میکند. تماشاگران در عین درک بیماری او، نمیتوانند رفتارهای ریاکارانه و قضاوتهای ظالمانهاش را ببخشند و به همین دلیل چاک مکگیل در فهرست منفورترین شخصیتهای تلویزیونی جایگاه ویژهای دارد.
رتبه ۵: اسکایلر وایت (Skyler White) – سریال برکینگ بد

اسکایلر وایت، همسر والتر وایت در سریال برکینگ بد با بازی آنا گان، یکی از بحثبرانگیزترین و منفورترین شخصیتهای تاریخ تلویزیون است. در ابتدای سریال، او زنی خانهدار و باردار است که شوهرش به سرطان ریه مبتلا میشود و زندگیشان زیر و رو میشود. اما وقتی اسکایلر از فعالیتهای غیرقانونی والتر باخبر میشود، رفتار او به شدت تغییر میکند؛ از همکاری اجباری گرفته تا خیانت به همسرش با رئیساش. بسیاری از طرفداران، اسکایلر را به عنوان مانعی در مسیر هیجان داستان میدیدند و از غر زدنها، بداخلاقیها و تصمیمهای متناقض او نفرت پیدا کردند.
البته باید منصف بود: اسکایلر قربانی شرایطی است که والتر ایجاد کرده و واکنشهای او تا حدی قابلدرک است. اما نحوه نوشتن شخصیت و بازی آنا گان باعث شد تا در زمان پخش سریال، موج عظیمی از نفرت اینترنتی به سمت او روانه شود. این پدیده حتی باعث شد آنا گان در مصاحبهها از آزار و اذیتهای آنلاین صحبت کند. صرفنظر از بحثهای اخلاقی، نمیشود انکار کرد که اسکایلر وایت به یکی از منفورترین همسران تاریخ سریالهای درام تبدیل شده است؛ شخصیتی که خیلیها هنگام تماشای برکینگ بد از دیدنش خسته میشدند.
رتبه ۴: نگان (Negan) – سریال مردگان متحرک

نگان، رهبر گروه نجاتدهندگان در سریال مردگان متحرک با بازی جفری دین مورگان، با ورودش در فصل ششم، یکی از شوکهکنندهترین و منفورترین لحظات تاریخ سریالهای زامبیمحور را رقم زد. او با چوب بیسبال سیمیاش به نام «لوسیل»، دو تن از محبوبترین شخصیتهای سریال یعنی گلن و آبراهام را به طرز فجیعی به قتل رساند. نگان مردی است که با لبخند و شوخطبعی، وحشت را بر دیگران تحمیل میکند و از خود یک دیکتاتور تمامعیار ساخته است. او زنان را به زور به عنوان «همسر» میگیرد و هر مخالفتی را با قساوت سرکوب میکند.
نفرت از نگان در ابتدا به حدی بود که طرفداران زیادی خواهان مرگ او بودند. اما نکته جالب این است که نویسندگان مردگان متحرک در فصلهای بعد سعی کردند لایههای پیچیدهتری به شخصیت او بدهند و حتی گاهی او را در موقعیت ضدقهرمان قرار دهند. با این حال، خاطره کشتن گلن و آن لبخند خونآلود، برای همیشه در ذهن مخاطب باقی مانده است. نگان نمونه کامل یک شخصیت منفور اما کاریزماتیک است؛ کسی که از او متنفریم، ولی نمیتوانیم چشم از صفحه برداریم.
رتبه ۳: تئودور «تیبگ» بگول (T-Bag) – سریال فرار از زندان

تیبگ، با بازی رابرت نپر، یکی از چندشآورترین و منفورترین شخصیتهای تاریخ سریالهای تلویزیونی است. او در سریال فرار از زندان، رهبر یک گروه نژادپرست در زندان فاکس ریور است که به جرم قتل، تجاوز و آدمربایی محکوم شده است. تیبگ با آن لهجه جنوبی خاص در زبان اصلی (و البته دوبله فارسی ماندگار تورج مهرزادیان)، حرکات زبانی عجیب و نگاه شوماش، از همان قسمتهای اول به عنوان یک درنده بالفطره معرفی میشود. او هیچ خط قرمزی نمیشناسد و برای رسیدن به خواستههایش، حتی کودکان را هم تهدید میکند.
چیزی که تیبگ را از دیگر شرورهای تلویزیونی متمایز میکند، تلفیق وحشیگری با نوعی جذابیت بیمارگونه است. رابرت نپر با بازی خیرهکنندهاش، شخصیتی ساخت که تماشاگر از او منزجر است، اما در عین حال نمیتواند منتظر صحنههای بعدی او نباشد. تیبگ با گذشته دردناکش شاید کمی ترحمبرانگیز باشد، اما کارهای هولناک او از قتلهای بیرحمانه تا آزار و اذیتهایش، هرگونه همدلی را از بین میبرد. او بدون شک یکی از منفورترین زندانیان تاریخ تلویزیون است.
رتبه ۲: رمزی بولتون (Ramsay Bolton) – سریال بازی تاج و تخت

رمزی بولتون، پسر نامشروع روس بولتون در سریال بازی تاج و تخت، با بازی ایوان ریون، یکی از بیرحمانهترین و سادیستیترین شخصیتهای تاریخ تلویزیون است. او از شکنجه دادن دیگران لذت واقعی میبرد؛ از پوست کندن زنده دشمنانش تا شکار انسانها با سگهای شکاری. بدنامترین جنایت او، تبدیل تئون گریجوی به موجودی شکسته و ترسو به نام «ریک» است که از نظر روانی کاملاً نابود شده. رمزی همچنین با تجاوز به سانسا استارک در شب عروسی و قتل پدر و نامادریاش، ثابت کرد که حتی از جافری براتیون هم بیرحمانهتر است.
نفرت از رمزی به دلیل ترکیب شرارت محض با ظاهری آرام و لبخندی جذاب است. او برخلاف جافری، یک آدم ترسو و بیعرضه نیست؛ رمزی باهوش، حیلهگر و در شکنجه استاد است. ایوان ریون با بازی فوقالعادهاش، چنان وحشتی در دل مخاطب ایجاد کرد که صحنههای حضور رمزی برای بسیاری غیرقابل تحمل بود. مرگ او در نهایت توسط سگهای خودش، یکی از رضایتبخشترین لحظات سریال بود، اما خاطره شرارتهایش هرگز از ذهن طرفداران پاک نمیشود.
رتبه ۱: جافری براتیون (Joffrey Baratheon) – سریال بازی تاج و تخت

در صدر فهرست منفورترین شخصیتهای تاریخ سریالهای تلویزیونی، بدون هیچ شکی جافری براتیون قرار میگیرد؛ پادشاه نوجوان و سادیستی سریال بازی تاج و تخت با بازی جک گلیسون. جافری از همان قسمتهای اول با رفتارهای گستاخانه، ظالمانه و لوسمآبانهاش، نفرت تماشاگران را برانگیخت. او نه قدرت بدنی دارد، نه هوش سیاسی، نه هیچ ویژگی مثبتی؛ فقط یک پسر نوجوان خودکامه است که از آزار دیگران لذت میبرد. دستور قتل ند استارک، تحقیر سانسا و تیراندازی به زنان بیدفاع، تنها بخشی از جنایات اوست.
چیزی که جافری را به منفورترین شخصیت تاریخ تلویزیون تبدیل کرده، عدم وجود حتی یک ذره حس همدردی نسبت به اوست. او نه گذشته غمانگیزی دارد، نه دلیل موجهی برای شرارتش؛ فقط یک موجود خودخواه و روانی است که قدرت را به ارث برده است. جک گلیسون آنقدر این نقش را باورپذیر بازی کرد که پس از ترک سریال، از آزار و اذیتهای طرفداران خسته شد و برای مدتی از بازیگری فاصله گرفت. مرگ جافری در فصل چهارم، یکی از لذتبخشترین لحظات تاریخ تلویزیون بود؛ لحظهای که میلیونها نفر در سراسر جهان از خوشحالی فریاد زدند. جافری براتیون نهفقط یک شخصیت منفور، بلکه نماد کامل شرور تلویزیونی است.
نتیجهگیری

از خائنان دوستنما مانند نینا مایرز تا پادشاهان روانی مانند جافری براتیون، تاریخ سریالهای تلویزیونی پر است از شخصیتهایی که فقط برای برانگیختن خشم و انزجار ما خلق شدهاند.
نکته مهم این است که نفرت ما از این شخصیتها در واقع ادای احترام به نویسندگان و بازیگرانی است که توانستهاند چنین واکنش قدرتمندی را در ما ایجاد کنند. اگر شخصیتی را واقعاً منفور میدانیم، یعنی اثر هنری در مأموریت خود موفق بوده است.
این فهرست ۱۰ نفره نشان میدهد که شرورهای تلویزیونی فقط با اسلحه و خشونت فیزیکی منفور نمیشوند؛ گاهی یک مادر سمی مانند لیویا سوپرانو یا یک برادر حسود مانند چاک مکگیل میتوانند به همان اندازه یا حتی بیشتر از یک قاتل زنجیرهای در دل مخاطب ایجاد انزجار کنند. در نهایت، این شخصیتهای منفور هستند که به سریالها عمق میدهند و تماشای داستان را به یک تجربه احساسی فراموشنشدنی تبدیل میکنند.
منبع: گیمفا