ماندگارترین فیلم‌های «هیولایی» در تاریخ سینما؛ از گودزیلا تا مومیایی

ماندگارترین فیلم‌های «هیولایی» در تاریخ سینما؛ از گودزیلا تا مومیایی

در فهرست پیش رو، ۱۰ فیلم برجسته از دوره‌های مختلف سینما را مرور می‌کنیم که هرکدام به شیوه‌ای متفاوت، تعریف سینمایی از «هیولا» را گسترش داده‌اند.

کد خبر : ۳۱۹۳۵۳
بازدید : ۲

فرادید| فیلم‌های هیولایی از نخستین سال‌های تاریخ سینما تاکنون یکی از جذاب‌ترین راه‌ها برای به تصویر کشیدن ترس‌های انسان بوده‌اند. گاهی هیولا موجودی فراطبیعی است که از دل افسانه‌ها بیرون آمده، گاهی جانوری غول‌آساست که نظم زندگی انسان‌ها را برهم می‌زند و گاهی موجودی بیگانه که از جهانی ناشناخته به زمین قدم می‌گذارد. این آثار، با تکیه بر جلوه‌های ویژه، طراحی موجودات عجیب و فضاسازی دلهره‌آور، مرز میان خیال و واقعیت را کمرنگ می‌کنند.

به گزارش فرادید؛ با این‌حال، ماندگاری بهترین فیلم‌های هیولایی تنها به ظاهر ترسناک موجودات آن‌ها وابسته نیست. بسیاری از این آثار، ترس‌های عمیق‌تری مانند تنهایی، خشونت انسان، پیامدهای فناوری، وحشت از ناشناخته‌ها و حتی همدلی با موجوداتی را بررسی می‌کنند که جامعه آن‌ها را تهدیدی برای خود می‌داند. در فهرست پیش رو، ۱۰ فیلم برجسته از دوره‌های مختلف سینما را مرور می‌کنیم که هرکدام به شیوه‌ای متفاوت، تعریف ما از هیولا را گسترش داده‌اند.

۱. نوسفراتو؛ سمفونی وحشت (Nosferatu, 1922)

کارگردان: فریدریش ویلهلم مورنائو

10

فیلم صامت نوسفراتو یکی از تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینمای وحشت است که تصویری متفاوت و هولناک از خون‌آشام ارائه می‌دهد. داستان درباره کارگزاری جوان است که برای انجام معامله‌ای به قلعه کنت اورلوک سفر می‌کند؛ مردی مرموز که خیلی زود مشخص می‌شود موجودی معمولی نیست. ورود این خون‌آشام به شهر، بیماری و مرگ را با خود به همراه می‌آورد و ساکنان را با تهدیدی روبه‌رو می‌کند که در برابر آن تقریباً ناتوان‌اند.

آنچه نوسفراتو را ماندگار کرده، بیش از هر چیز طراحی چهره و بدن اورلوک، سایه‌های کشیده و فضای کابوس‌وار فیلم است. ماکس شرک با حرکات خشک، چهره استخوانی و انگشتان بلندش، خون‌آشامی ساخت که با تصویر اشرافی و جذاب این موجود در بسیاری از آثار بعدی تفاوت داشت. فیلم با وجود گذشت بیش از یک قرن، همچنان نمونه‌ای برجسته از این است که چگونه نور، سایه و میزانسن می‌توانند بدون اتکا به جلوه‌های ویژه مدرن، وحشتی عمیق ایجاد کنند.

۲. فرانکنشتاین (Frankenstein, 1931)

کارگردان: جیمز ویل

9

فیلم فرانکنشتاین بر اساس رمان مشهور مری شلی ساخته شده و داستان دانشمندی را روایت می‌کند که می‌کوشد با استفاده از روش‌های علمی، موجودی زنده را از اجزای بدن مردگان پدید آورد. آزمایش او موفق می‌شود، اما نتیجه نه آن موجود کاملی است که انتظارش را داشت و نه هیولایی که بتوان به‌سادگی مهارش کرد. موجود تازه‌متولدشده، به دلیل ظاهر ترسناک و رفتارهای ناشی از ناآگاهی، از سوی انسان‌ها طرد می‌شود و به‌تدریج به موجودی بدل می‌شود که همه از او می‌ترسند.

بوریس کارلوف با بازی فیزیکی و چهره‌پردازی به‌یادماندنی خود، هیولای فرانکنشتاین را به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های فرهنگ عامه تبدیل کرد. نقطه قوت فیلم این است که هیولا را صرفاً موجودی شرور نشان نمی‌دهد؛ او در بسیاری از لحظات، بیشتر از آنکه ترسناک باشد، موجودی تنها و درمانده است که قربانی رفتار دیگران می‌شود. این برداشت، پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: آیا هیولا از ابتدا شرور است یا جامعه و خالقش او را به چنین سرنوشتی سوق می‌دهند؟

۳. کینگ‌کنگ (King Kong, 1933)

کارگردانان: مریان کوپر و ارنست شودساک

8

گروهی از ماجراجویان به جزیره‌ای دورافتاده سفر می‌کنند؛ مکانی ناشناخته که در آن جانوران ماقبل تاریخ و موجودات عظیم‌الجثه زندگی می‌کنند. آن‌ها در این جزیره با کینگ‌کنگ، گوریلی غول‌آسا، روبه‌رو می‌شوند و تصمیم می‌گیرند او را به شهر نیویورک منتقل کنند تا به نمایش بگذارند. اما کنگ که از زیستگاه طبیعی خود جدا شده، سرانجام از بند رها می‌شود و شهر را به آشوب می‌کشاند؛ ماجرایی که به رویارویی تراژیک او با دنیای انسان‌ها می‌انجامد.

کینگ‌کنگ با استفاده پیشگامانه از پویانمایی عروسکی و جلوه‌های ویژه، استاندارد تازه‌ای برای نمایش هیولاهای عظیم در سینما ایجاد کرد. حرکت‌های کنگ و واکنش‌هایش به محیط، به او شخصیتی فراتر از یک جانور مهاجم می‌بخشند. فیلم همچنین درباره برخورد انسان با طبیعت و میل او به تصاحب و نمایش هر چیزی است که برایش ناشناخته یا شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد. کنگ نه فقط یک هیولا، بلکه موجودی است که با اسارت و طمع انسان‌ها به سوی نابودی رانده می‌شود.

۴. گودزیلا (Godzilla, 1954)

کارگردان: ایشیرو هوندا

7

در این فیلم ژاپنی، آزمایش‌های هسته‌ای موجودی عظیم و باستانی را از خواب بیدار می‌کند. گودزیلا که قدرت تخریب فوق‌العاده‌ای دارد، به سوی شهرهای ژاپن حرکت می‌کند و ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها را نابود می‌سازد. نیروهای نظامی برای متوقف کردن او وارد عمل می‌شوند، اما سلاح‌های متعارف در برابر این موجود کارایی چندانی ندارند.  یک دانشمند به روشی برای مقابله با هیولا دست یافته است، ولی استفاده از آن می‌تواند پیامدهایی هولناک داشته باشد.

گودزیلا فراتر از داستان مبارزه انسان با یک جانور غول‌آساست. این فیلم که کمتر از یک دهه پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی ساخته شد، ترس جامعه ژاپن از سلاح‌های هسته‌ای و ویرانی‌های جنگ را بازتاب می‌دهد. تصاویر شهرهای ویران‌شده و مردمی که با پیامدهای حمله دست‌وپنجه نرم می‌کنند، به اثر بُعدی تلخ و انسانی می‌بخشند. گودزیلا در این روایت، تجسم نیرویی است که انسان با دخالت‌های خود بیدار کرده، اما دیگر قادر به کنترل آن نیست.

۵. آرواره‌ها (Jaws, 1975)

کارگردان: استیون اسپیلبرگ

6

در جزیره‌ای ساحلی به نام آمیتی، حملات مرگبار یک کوسه سفید بزرگ آرامش ساکنان و گردشگران را برهم می‌زند. رئیس پلیس محلی که نگران امنیت مردم است، می‌خواهد ساحل‌ها را تعطیل کند، اما فشارهای اقتصادی و مخالفت مسئولان شهر، تصمیم‌گیری را دشوار می‌سازد. با افزایش حملات، او همراه یک زیست‌شناس دریایی و شکارچی باتجربه کوسه راهی دریا می‌شود تا پیش از قربانی شدن افراد بیشتر، این تهدید را از میان بردارد.

آرواره‌ها نمونه‌ای درخشان از ایجاد وحشت با نمایش محدود هیولاست. مشکلات فنی کوسه مکانیکی باعث شد اسپیلبرگ بارها به‌جای نشان دادن مستقیم جانور، از نماهای زیر آب، حرکت دوربین و موسیقی دلهره‌آور جان ویلیامز استفاده کند. همین انتخاب، حضور کوسه را تهدیدآمیزتر کرد؛ زیرا تماشاگر اغلب نمی‌داند موجود خطرناک دقیقاً کجاست و چه زمانی حمله خواهد کرد. فیلم علاوه بر تعلیق استادانه، تقابل میان امنیت عمومی، منافع اقتصادی و خطرهای طبیعی را نیز به تصویر می‌کشد.

۶. بیگانه (Alien, 1979)

کارگردان: ریدلی اسکات

5

خدمه یک سفینه فضایی در مسیر بازگشت به زمین، پیامی ناشناخته دریافت می‌کنند و برای بررسی آن به سیاره‌ای دوردست می‌روند. یکی از اعضای گروه در آنجا با موجودی ناشناخته تماس پیدا می‌کند و پس از بازگشت به سفینه، اتفاقاتی رخ می‌دهد که همه را در معرض خطری مرگبار قرار می‌دهد. موجود بیگانه در محیط بسته سفینه رشد می‌کند و به شکار خدمه می‌پردازد؛ درحالی‌که اعضای گروه به‌تدریج درمی‌یابند راه فراری آسان از این کابوس وجود ندارد.

بیگانه با ترکیب وحشت فضایی، طراحی موجودات و فضایی صنعتی و خفقان‌آور، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ سینما پیدا کرد. طراحی زیست‌مکانیکی اچ. آر. گیگر، موجودی را به نمایش گذاشت که هم از نظر شکل و هم از نظر شیوه شکار، با تصورات آشنای تماشاگر تفاوت داشت. سیگورنی ویور نیز در نقش ریپلی، شخصیتی مقاوم و هوشمند خلق کرد که در شرایط بحرانی توانایی تصمیم‌گیری خود را حفظ می‌کند. فیلم با تبدیل سفینه به فضایی بسته و ناامن، ترس از ناشناخته‌ها را به تجربه‌ای ملموس و نفس‌گیر بدل می‌سازد.

۷. یک گرگینه آمریکایی در لندن (An American Werewolf in London, 1981)

کارگردان: جان لندیس

4

دو دوست آمریکایی هنگام سفر در مناطق روستایی انگلستان، در شبی تاریک مورد حمله موجودی ناشناخته قرار می‌گیرند. یکی از آن‌ها کشته می‌شود و دیگری پس از نجات یافتن، به‌تدریج متوجه تغییراتی عجیب در جسم و رفتار خود می‌شود. او درمی‌یابد که در شب‌های ماه کامل ممکن است به گرگینه‌ای خطرناک تبدیل شود؛ موجودی که کنترلش را از دست می‌دهد و می‌تواند به انسان‌های بی‌گناه حمله کند. تلاش برای فهمیدن این وضعیت، زندگی او را به کابوسی فزاینده تبدیل می‌کند.

این فیلم با تلفیق وحشت و طنز سیاه، روایتی متفاوت از افسانه گرگینه‌ها ارائه می‌دهد. یکی از مشهورترین بخش‌های آن، صحنه دگرگونی شخصیت اصلی است که با جلوه‌های گریم و عروسک‌سازی ریک بیکر ساخته شد و تحولی مهم در جلوه‌های عملی سینما به شمار می‌رود. تغییر شکل در اینجا نه فرایندی جادویی و باشکوه، بلکه تجربه‌ای دردناک و جسمانی است. فیلم در کنار لحظات طنزآمیز، ترس از ازدست‌دادن کنترل بدن و هویت را به موضوع اصلی خود تبدیل می‌کند.

۸. موجود (The Thing, 1982)

کارگردان: جان کارپنتر

3

در یک پایگاه تحقیقاتی دورافتاده در قطب جنوب، گروهی از دانشمندان با موجودی بیگانه روبه‌رو می‌شوند که می‌تواند شکل هر جانداری را به خود بگیرد. پس از ورود این موجود به پایگاه، اعضای گروه دیگر نمی‌توانند مطمئن باشند چه کسی واقعاً انسان است و چه کسی جای خود را به موجودی بیگانه داده است. با قطع ارتباط با جهان بیرون و افزایش سوءظن میان افراد، هر تصمیم می‌تواند به مرگ همه منجر شود و اعتماد به یکدیگر به مسئله‌ای حیاتی تبدیل می‌شود.

موجود به دلیل فضای بدبینانه، تعلیق روان‌شناختی و جلوه‌های ویژه عملی خود شهرت دارد. راب باتین با طراحی تغییر شکل‌های هولناک و غیرقابل‌پیش‌بینی، موجودی خلق کرد که بدنش پیوسته به ترکیبی از اندام‌ها، دهان‌ها و زوائد عجیب تبدیل می‌شود. اما ترس اصلی فیلم تنها از ظاهر هیولا ناشی نمی‌شود؛ مسئله این است که هیچ‌کس نمی‌تواند هویت واقعی اطرافیانش را تشخیص دهد. این بی‌اعتمادی، گروه را از درون متلاشی می‌کند و نشان می‌دهد که گاهی وحشتناک‌ترین تهدید، نه قدرت هیولا، بلکه فروپاشی اعتماد میان انسان‌هاست.

۹. لرزش‌ها (Tremors, 1990)

کارگردان: ران آندروود

2

در شهری کوچک و بیابانی در ایالت نوادا، ساکنان با مجموعه‌ای از حوادث عجیب و مرگبار روبه‌رو می‌شوند. دو کارگر محلی پس از مشاهده نشانه‌هایی غیرعادی، درمی‌یابند موجوداتی عظیم زیر زمین حرکت می‌کنند و با احساس لرزش، طعمه‌های خود را شناسایی می‌کنند. این جانوران که بعدها گرا‌بوی نام می‌گیرند، زندگی مردم را به خطر می‌اندازند و ساکنان باید با استفاده از هوش، همکاری و شناخت محیط راهی برای زنده ماندن پیدا کنند.

لرزش‌ها با وجود داستان ساده‌اش، یکی از سرگرم‌کننده‌ترین فیلم‌های هیولایی دهه ۱۹۹۰ است. فیلم به‌جای تکیه صرف بر ترس، از طنز و شخصیت‌پردازی برای ایجاد تعادل میان دلهره و سرگرمی استفاده می‌کند. هیولاها نیز با ترکیبی از عروسک‌های دستی، ماکت‌ها و جلوه‌های مکانیکی جان گرفته‌اند و همین روش، حضور فیزیکی و ملموسی به آن‌ها می‌بخشد. استقبال از فیلم پس از انتشار خانگی، زمینه ساخت چندین دنباله را فراهم کرد و جایگاه آن را به‌عنوان اثری محبوب در میان دوستداران هیولاهای سینمایی تثبیت کرد.

۱۰. مومیایی (The Mummy, 1999)

کارگردان: استیون سامرز

1

گروهی از ماجراجویان در جست‌وجوی گنجینه‌ای باستانی به مصر سفر می‌کنند و ناخواسته نیرویی تاریک را از خواب چند هزارساله بیدار می‌سازند. ایمهوتپ، کاهن مومیایی‌شده‌ای که باستان‌شناسان آرامگاهش را گشوده‌اند، به دنبال بازگشت به قدرت و احیای گذشته خود است. با آغاز رویدادهای فراطبیعی و گسترش خطر، ماجراجویان باید پیش از آنکه قدرت این موجود کامل شود، راهی برای متوقف کردن او بیابند.

مومیایی محصول سال ۱۹۹۹، بیش از آنکه فیلمی ترسناک به معنای سنتی باشد، ماجراجویی پرتحرکی با عناصر وحشت و خیال‌پردازی است. جلوه‌های رایانه‌ای در کنار گریم و طراحی صحنه، موجودی باستانی را به تصویر می‌کشند که می‌تواند هم تهدیدی هولناک باشد و هم نیروی محرک یک داستان ماجراجویانه. حضور برندان فریزر و ریچل وایس نیز به فیلم انرژی و جذابیت می‌بخشد. با وجود دنباله‌هایی که بعدها ساخته شدند، فیلم نخست همچنان به دلیل ترکیب موفق ماجراجویی، طنز، افسانه‌های مصر باستان و لحظات ترسناک، یکی از آثار شاخص این ژانر محسوب می‌شود.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید