سرقت

  • تیراندازی‌ها همچنان ادامه داشت تا این که در نبش خیابان وحید ۱۵، خودروی سارق با سمند پارک شده برخورد کرد و او دیگر…

    ۱۱۲۱۸
  • من حواسم پرت شد و ماشین را به گاردریل کوبیدم. حالا هم حاضرم خسارت ماشین را بدهم. اما اتهام آدم‌ربایی را قبول ندارم. از…

    ۱۲۰۳۰
  • متهمان به عنوان اقوام ما وارد مجتمع شدند. آن‌ها به همسایه‌ها گفته بودند زنگ در ما خراب است و از شهرستان آمده‌اند و…

    ۱۱۱۵۷
  • برای این کار راننده را به قتل رساندیم و جسدش را در محلی خلوت و کم‌رفت‌وآمد رها کردیم. سپس پول‌ها را برداشتم و خودرو را…

    ۱۱۶۳۶
  • این بار داخل غذا داروی بیهوشی ریختم، اما مقدار دارو را نسبت به قبل خیلی زیاد‌تر کرده بودم. به محض اینکه خانم دکتر و…

    ۱۱۳۸۴
  • در حال شکستن دوربین بودم که فردی به سمتم آمد و خواست مانع کارم شود که باهم درگیر شدیم و او شروع به فریاد زدن کرد. من…

    ۱۰۸۹۶
  • مرد میانسال که مغازه‌دار بود به دفتر آمد و شیلا او را داخل اتاق حبس کرد و بعد از بستن دست و پا و دهانش، یورو‌ها را از…

    ۱۱۶۵۹
  • وقتی سوار ماشین بودیم یک کاغذ به من نشان دادند که کنارش آرم نیروی انتظامی بود و نام من روی آن نوشته شده بود. آن‌ها به…

    ۱۰۷۵۲
  • من هم ماندم که مراقب پیرمرد باشم. در همین حین پویان یک ضربه به شکم مقتول زد که مقتول سیاه شد، اما من کمک کردم او…

    ۱۰۸۲۰
  • من هم قبول کردم سکوت کنم و منتظر بودم هرچه زودتر از ایران برویم. یک روز تورج مرا به خیابان برد. طلاهایم را گرفت تا به…

    ۱۱۱۹۶

تازه‌ها

پربازدید

پرطرفدار