«پول» چگونه اروپای قرون وسطی را متحول کرد؟
تا قبل از قرن دوازدهم میلادی سکههای ارزشمند در تعداد نسبتا کم ضرب میشدند اما از آن زمان به بعد سکههای فراوان و کم ارزش وارد زندگی روزمره شدند؛ این اتفاقی بود که نقش «پول» را در زندگی روزمره پررنگتر کرد.
فرادید| با گسترش تجارت، بانکها تاسیس شدند و تولید ارز افزایش یافت و اروپای قرون وسطی تحول بزرگی را تجربه کرد: ناگهان، پول در همه جای زندگی روزمره وجود داشت. اگرچه توسعه اقتصادی به برخی پاداش داد، اختلافات قابلتوجهی باقی ماندند که موجب ابهامات اخلاقی جدید شدند.
به گزارش فرادید، نمایشگاه جدیدی در کتابخانه و موزه مورگان در نیویورک با عنوان «پول قرون وسطایی، بازرگانان و اخلاق» بحثهای اخلاقی و الهیاتی برآمده از نقش رو به گسترش پول در زندگی اروپای قرون وسطی را دنبال میکند.
دییِردری جکسون، متصدی نمایشگاه به جیمز بارون از نیویورک تایمز گفته است: «نکته جالب در مورد پول این است که هر چیزی در جامعه را هدف قرار میدهد. بیشتر مردم، حتی فقرا در اقتصاد پولی جدید گرفتار شده بودند.»
یکی از نخستین نمایشهای این نمایشگاه روی سکههای کمارزش متمرکز است که در این دوره به زندگی روزمره مردم راه یافت.
«پیش از آن، ضرابخانهها سکههای کمی تولید میکردند و این سکهها از ارزش بالایی برخوردار بودند. این وضعیت نمیتوانست ضامن رشد در تمام سطوح اقتصاد باشد. پس از سال ۱۱۰۰، سکههای بیشتری از جمله سکههای کمارزشتر تولید شدند که برای نفوذ در بازار و زندگی روزمره مردم عادی ضروری بود.»
سکههایی که در مورگان در معرض نمایش گذاشته شدند، کسلکننده و تا حدودی فاقد درخشندگی هستند و تضاد شدیدی با موزههای براق نقره و طلای معمول دارند.

سنت فرانسیس از کالاهای دنیوی چشمپوشی میکند: فرانسیس لباسهای مجللی را که از طریق تجارت نساجی خانوادهاش خریداری کرده بود درآورده و به جای آن یک ردای ساده بر تن میکند. موزه هنر فیلادلفیا
جکسون گفته است: «ما این کار را انجام میدهیم تا اثبات کنیم سکههای کمارزش در تعداد زیاد ضرب میشدند.» جکسون میگوید شاید این سکهها از نظر بصری کمتر تأثیرگذار باشند، اما به اقتصاد کمک کردند.
با وجود اینکه پول نقد در تمام جنبههای زندگی نفوذ کرده بود، اما حضور آن موجب ایجاد نگرانیهای اخلاقی در فرهنگ قرون وسطی شده بود.
برای نمونه، در این نمایشگاه، نقاشی قرن پانزدهم هیرونیموس بوش به نام مرگ و خسیس به نمایش گذاشته شده که در آن، مردی در بستر مرگ در حال رویارویی با انتخاب بین خیر و شر به تصویر کشیده شده است: فرشتهی سمت راست به سمت نجات اشاره میکند. در سمت چپ، موجودی دیومانند یک کیسه پول فریبنده در دست دارد. بخیل در حال مرگ در لحظهای از بلاتکلیفی میان سود مادی و رستگاری معنوی گرفتار میشود و این بازتابی از بحثهای مهم در مورد خطرات طمع و ایدهآلهای مسیحی فقر و نیکخواهی است.

جعبه محکم فولادی نمادی از ثروت بزرگی است که برخی توانستند آن را به دست آورند، در حالی که برخی دیگر در فقر باقی ماندند. موزه هنر متروپولیتن
مصنوع دیگری که منعکسکننده شکاف شدید بین فقیر و غنی است، یک جعبه محکم فولادی ۸۰۰ پوندی است که برای ذخیره پول (در مقادیر زیاد) در خانه استفاده میشده است. در جای دیگری از نمایشگاه، نقاشی مربوط به سال ۱۵۰۰ سنت فرانسیس را به تصویر کشیده در حالی که لباسهای مجلل خریداری شده از طریق تجارت پارچه خانوادهاش را درآورده است و به جای آنها یک عبای ساده میپوشد.
جکسون میگوید: «او اخلاقیات جامعهای را زیر سوال میبرد که در آن چنین نابرابری در ثروت و دسترسی به منابع وجود داشته است. برای آن زمان، این کار واقعاً رادیکال بود.»

«دیدار و بارش سکه» از کتاب «ساعتها» از سر جورج تالبوت یکی از چندین نسخه خطی قرون وسطایی از مجموعه کتابخانه و موزه مورگان است که در نمایشگاه به نمایش گذاشته شده است
از آنجا که ثروت جی. پیرپونت مورگان، عمارتی را که موزه در آن قرار دارد ساخته، اینها پرسشهای مناسبی هستند که باید در این فضای خاص بررسی شوند. کلکسیون دستنوشتههای قرون وسطایی او، بخش بزرگی از نمایش را تشکیل میدهد. برای برخی، او کاپیتان صنعت بود، برای برخی دیگر، یکی از بارونهای دزد بدنام. مانند قرون وسطی، در عصر طلایی نیز پرسشهای اساسی در مورد عادلانه بودن سرمایهداری مطرح شده است.
مترجم: زهرا ذوالقدر