روایت جنگلبانی که زیر باران موشک از خاک و درخت دفاع میکند؛ جان میدهیم تا زاگرس زنده بماند
در روزهایی که جنگ بر آسمان ایران سایه انداخته، مردان بی ادعا، بدون هیچ چشمداشتی در دل جنگلها مشغول پاسداری از ثروتهای طبیعی هستند. یکی از آنها «پرویز سلیمانی» است؛ جنگلبان نمونه کشور با ۴۰ سال سن و ۱۵ سال سابقه خدمت در یگان حفاظت منابع طبیعی لرستان. مردی که مثل دیگر جنگلبانان، لباس نظامی بر تن دارد اما سلاحش عشق و مسئولیت است. عشق به سرزمین و حفاظت از ثروت ملی در دل جنگلهای زاگرس.
«پرویز سلیمانی»، جنگلبان نمونه کشور با ۴۰ سال سن و ۱۵ سال سابقه خدمت در یگان حفاظت منابع طبیعی لرستان در میان بمباران دشمن، با عشق به سرزمین سرگرم حفاظت از ثروت ملی در دل جنگلهای زاگرس است.
در روزهایی که جنگ بر آسمان ایران سایه انداخته، مردان بی ادعا، بدون هیچ چشمداشتی در دل جنگلها مشغول پاسداری از ثروتهای طبیعی هستند. یکی از آنها «پرویز سلیمانی» است؛ جنگلبان نمونه کشور با ۴۰ سال سن و ۱۵ سال سابقه خدمت در یگان حفاظت منابع طبیعی لرستان. مردی که مثل دیگر جنگلبانان، لباس نظامی بر تن دارد اما سلاحش عشق و مسئولیت است. عشق به سرزمین و حفاظت از ثروت ملی در دل جنگلهای زاگرس.
او که حالا پس از سالها خدمت در عرصههای لرستان، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی شهرستان سلسله است، روز و شب را در راه حفاظت از جنگلهای زاگرس سپری میکند. جایی که هر درختش یادگار هزاران سال حیات و امید است. او مدرک فوقلیسانس منابع طبیعی دارد و مثل هزاران جنگلبان از کمترین حقوق و مزایا در میان کارکنان دولتی برخوردار است، اما بر این باور است که آنچه او را در این مسیر نگه داشته، عشق به جنگل و احساس مسئولیت برای حراست از سرزمین است.
سلیمانی تاکید میکند: «جنگلبانی شب و روز نمیشناسد. ما مامور حفاظت از جنگل در برابر سودجویان، متصرفان و تخریبگران منابع طبیعی هستیم. خیلیها شاید خبر نداشته باشند، اما حتی در روزهایی که ایران زیر حملات وحشیانه دشمن است، ما هم مثل دیگران و نظامیانی که در خط مقدم دفاع از کشور هستند، در خطر هستیم اما با جان و دل به کارمان ادامه میدهیم.»
او خاطرهای از روزهای اخیر را بازگو میکند و ادامه میدهد: «در جنگ دوازده روزه با رژیم صهیونیستی، تجربه اصابت موشک در نزدیکی محلی که برای گشت مستقر بودیم را داشتم. چند روز پیش هم همراه یکی از همکارانم مشغول سرکشی از عرصه جنگلی خرگوش ناب در شهرستان سلسله بودم که در راه برگشت، پرتابهای به نزدیکی ما در همان منطقه که غیر نظامی بود اصابت کرد و چند نفر از مردم آسیب دیدند و تعدادی هم جانباز شدند.»
سلیمانی جنگل را بخشی از هویت و فرهنگ لرستانیها میداند و میگوید: «زاگرس برای مردم لرستان مثل جان است. این خاک و درختان ریشه ما هستند. اگر لازم باشد، جان میدهیم تا زاگرس بماند.»
خانوادهاش نگرانند، اما پس از سالها به خطرات این شغل عادت کردهاند. او میگوید: «خون من از مردم و شهیدانی که چه در این روزهای پرالتهاب و چه در ایام دفاع مقدس برای ایران جان دادن رنگینتر نیست. اگر روزی در جریان حملات شهید شوم، افتخار بزرگی است که مرگم در راه حفاظت از منابع طبیعی و زاگرس عزیز باشد. برای کسی که دلش با خاک و درخت گره خورده، مرگ در این راه شیرین است.»
سلیمانی و همکارانش شبها در گشتهای چندنفره، زیر نور ماه و صدای گاه و بیگاه انفجار، از عرصههای طبیعی لرستان مراقبت میکنند. او میگوید: «ما هم لباس نظامی بر تن داریم، مثل سربازانی که در خط مقدم هستند. فقط میدان نبرد ما جنگل است و دشمن ما سودجویانی که به درخت و خاک رحم نمیکنند.»
فرمانده یگان حفاطت منابع طبیعی سلسله (الشتر) غم از بین رفتن درختان و عرصههای طبیعی را تحمل نمیکند. در این روزها غمگینتر از همیشه است. غمگین از شنیدن صدا موشکهایی که هر بار بخشی از درختان و رویشگاهها ی زاگرس را نابود میکند: «هر بار که صدای انفجار میآید، انگار بخشی از تنم زخمی میشود. جنگل برای من مثل خانواده است. ساکت و آرام، اما زنده و مقدس.»
در روزهایی که بسیاری به دنبال پناهگاه هستند، جنگلبانان در لرستان و سراسر ایران در خط مقدم حفاظت از طبیعت ایستادهاند. آنها شاید در سایه بمانند، اما نوری که از تعهد و عشقشان به طبیعت، نسلهای آینده و سرزمین میتابد، امید فردای زاگرس و ایران است. خستگی و خطر برایشان معنا ندارد، چون باور دارند، طبیعت همیشه باید زنده بماند حتی اگر بهای آن جانشان باشد.
منبع: همشهری