تصاویر| ۱۰ شاهکار بزرگ سینمای اکشن در ۱۰۰ سال اخیر
از تریلرهای جاسوسی واقعگرایانه گرفته تا نبردهای اپرایی علمی–تخیلی و روایتهای مینیمالیستی انتقام، این فیلمها به این دلیل برجستهاند که بهجای دنبالکردن ترندها، مرزها را جابهجا میکنند. آنها ریتم، فیزیک و پیامد را درک میکنند و باعث میشوند هر مشت، تعقیبوگریز یا انفجار، کاملاً موجه و بهجا به نظر برسد.
سینمای اکشن در طول یک قرن گذشته دگرگونی چشمگیری را تجربه کرده است؛ از ماجراجوییهای شمشیرزنی و حماسههای جنگی گرفته تا نمایشهای پرجزئیات و دقیق طراحیشدهای که با روایتهای انفجاری پیش میروند.
آنچه یک شاهکار واقعی اکشن را تعریف میکند، صرفاً مقیاس عظیم یا تعداد کشتهها نیست، بلکه تلاقی بینقصِ مهارت فنی، تعلیق و داستانگویی است. بهترین آثار این ژانر، در عین ارائه هیجان، تعریف تازهای از آنچه اکشن میتواند باشد ارائه میدهند.
از تریلرهای جاسوسی واقعگرایانه گرفته تا نبردهای اپرایی علمی–تخیلی و روایتهای مینیمالیستی انتقام، این فیلمها به این دلیل برجستهاند که بهجای دنبالکردن ترندها، مرزها را جابهجا میکنند. آنها ریتم، فیزیک و پیامد را درک میکنند و باعث میشوند هر مشت، تعقیبوگریز یا انفجار، کاملاً موجه و بهجا به نظر برسد. رتبهبندی فیلمهای اکشن در بازهای صدساله ذاتاً امری سلیقهای است، اما این انتخابها نماینده لحظاتی هستند که ژانر به اوج خلاقیت خود رسیده است.
Mission: Impossible – Fallout (2018)

«مأموریت: غیرممکن – فالاوت» را میتوان اوج مدرن فیلمسازی اکشن مبتنی بر جلوههای عملی دانست. این فیلم به کارگردانی کریستوفر مککوری، تمام مسیری را که این مجموعه از زمان بازآفرینیاش در «مأموریت: غیرممکن – پروتکل شبح» طی کرده بود، به نقطه کمال میرساند. چیزی که «فالاوت» را از دیگر بلاکباسترها جدا میکند، تعهد کاملش به واقعگرایی فیزیکی است.
پرشهای ارتفاع بالا (هالو)، تعقیبوگریزهای نفسگیر روی پشتبامها و صحنههای مبارزهای که واقعاً درد را منتقل میکنند، با دقتی مثالزدنی طراحی شدهاند. بخش مهمی از این موفقیت به تام کروز برمیگردد که بدلکاریهایش را خودش انجام میدهد. ایتن هانتِ او انسانیتر از بسیاری از قهرمانان اکشن است؛ مدام خسته، زخمی و تحت فشار.
در این فیلم، اکشن صرفاً نمایش نیست؛ هر سکانس بزرگ نتیجه یک انتخاب اخلاقی است و پیامد دارد. در دورهای که جلوههای کامپیوتری افراطی رایج شدهاند، «فالاوت» نشان میدهد اکشن واقعگرا همچنان میتواند فوقالعاده هیجانانگیز باشد.
The Bourne Identity (2002)

«هویت بورن» بیسروصدا سینمای اکشن را متحول کرد. این فیلم به کارگردانی داگ لایمن، بهجای زرقوبرقهای همیشگی و ابزارهای عجیبوغریب جاسوسی، روی واقعگرایی، دوربین روی دست و مبارزات نزدیک تمرکز کرد. جیسون بورن یک جاسوس شیک و همیشه مسلط نیست؛ او سردرگم، واکنشی و دائماً در حال دفاع از خود است.
همین ویژگی باعث میشود هر صحنه اکشن حس فوریت و اضطراب واقعی داشته باشد. تعقیبوگریز معروف پاریس بهجای انفجارهای اغراقآمیز، بر هوش و بداههپردازی تاکتیکی تکیه میکند. بازی فیزیکی مت دیمون شخصیتی میسازد که خودش هم دقیق نمیداند چه سیستمی او را ساخته است؛ و همین، عمق روانی خاصی به فیلم میدهد.
تأثیر «هویت بورن» گسترده بود؛ حتی مجموعه «جیمز باند» و بسیاری از فیلمهای ابرقهرمانی بعد از آن، رویکردی واقعگرایانهتر پیدا کردند. این فیلم ثابت کرد اکشن بدون اغراق هم میتواند نفسگیر باشد.
Aliens (1986)

«بیگانهها» به کارگردانی جیمز کامرون نمونهای کمنظیر از دنبالهای است که هم دنیای فیلم اول را گسترش میدهد و هم هویت ژانری آن را تغییر میدهد. اگر «بیگانه» فیلمی ترسناک بود، «بیگانهها» به اکشنی تمامعیار تبدیل میشود، بدون اینکه تعلیق و فضای سنگین خود را از دست بدهد.
کامرون بهآرامی قدرت نظامی را وارد داستان میکند، اما نشان میدهد این قدرت در برابر تهدیدی عظیم چقدر شکننده است. صحنههای نبرد در مقیاسی بزرگ اجرا میشوند و در عین حال حس خفقان و ترس را حفظ میکنند. سیگورنی ویور در نقش الن ریپلی یکی از ماندگارترین قهرمانان زن اکشن تاریخ را خلق میکند؛ قهرمانی که با استقامت تعریف میشود، نه شکستناپذیری.
هر تیراندازی و هر انفجار در خدمت داستان و تم فیلم است. «بیگانهها» الگوی بسیاری از آثار علمی–تخیلی و حتی بازیهای ویدیویی شد.
Seven Samurai (1954)

«هفت سامورایی» ساخته آکیرا کوروساوا یکی از تأثیرگذارترین فیلمهای تاریخ سینماست. نبرد پایانی آن شیوه طراحی و تدوین صحنههای اکشن را برای همیشه تغییر داد. کوروساوا با استفاده از جغرافیا، باران، گلولای و حرکت جمعیت، هرجومرجی طبیعی خلق میکند.
هر ضربه شمشیر معنا دارد و هر فداکاری وزن دراماتیک دارد. این فیلم ساختار «جمعکردن یک تیم برای مأموریتی بزرگ» را تثبیت کرد؛ الگویی که بعدها در وسترنها، آثار کوئنتین تارانتینو و حتی فیلمهای گروهی ابرقهرمانی دیده شد.
با وجود گذشت دههها، «هفت سامورایی» همچنان پرتحرک و زنده به نظر میرسد. اکشن این فیلم فقط نمایش نیست؛ درباره شرافت، همبستگی و بقاست.
John Wick (2014)

«جان ویک» فقط باعث احیای حرفهی کیانو ریوز نشد؛ بلکه انتظارات از طراحی اکشن مدرن را بهطور اساسی بازتعریف کرد. این فیلم به کارگردانی، چاد استاهلسکی و دیوید لیچ، خشونت را همچون نوعی رقص به تصویر میکشد؛ ترکیبی هماهنگ از هنرهای رزمی، اسلحهکشی و حرکت که به یک زبان بصری یکپارچه تبدیل میشود.
سبک مشهور «گان-فو» که امروز به امضای مجموعه بدل شده، بر دقت تأکید دارد و اجازه میدهد صحنههای اکشن در برداشتهای طولانی و خوانا اجرا شوند؛ بهگونهای که تماشاگر بتواند ضرباهنگ و جریان حرکت را کاملاً دنبال کند. آنچه «جان ویک» را فراتر از مهارت فنی میکند، تعهدش به لحن منحصربهفرد و جهانسازی اسطورهای است. فیلم دنیای زیرزمینیای را خلق میکند که بر پایه قوانین و آیینهای خاص خود اداره میشود و به انتقام بیامان ویک، پشتوانهای احساسی و روایی میبخشد.
تعهد فیزیکی ریوز باعث میشود هر ضربه و هر برخورد باورپذیر جلوه کند. او شخصیتی میسازد که هم شکستناپذیر به نظر میرسد و هم آسیبپذیر. «جان ویک» نشان داد که حتی در ژانری اشباعشده نیز میتوان نوآوری کرد؛ موجی از تقلیدها را به راه انداخت، اما خود همچنان بهعنوان یک کلاسیک مدرن در روایت اکشنِ پرتحرک جایگاه ویژهای دارد.
The Raid: Redemption (2011)

«یورش: رستگاری» نمونهای خالص از سینمای اکشن است؛ فیلمی جمعوجور، خشن و بیوقفه مؤثر. اثر شاخص گرث ایوانز روایت را تا حد عناصر کاملاً ضروری خلاصه میکند و موقعیتی شبیه دیگِ تحت فشار میسازد؛ جایی که پاکسازی هر طبقه از ساختمان بیشتر حس زندهماندن میدهد تا پیشرفت.
آنچه «یورش» را به یک شاهکار تبدیل میکند، تعهدش به وضوح فیزیکی و تشدید تدریجی خشونت است. طراحی مبارزات رزمی که ریشه در هنر رزمی «سیلات» دارد، با دقت و وسواس فیلمبرداری شده است. همین دقت باعث میشود تماشاگر سرعت، درد و فرسودگی هر درگیری را کاملاً حس کند. برخلاف بسیاری از فیلمهای اکشن که هنگام برخورد ضربهها کات میزنند، «یورش» مخاطب را وادار میکند با هر مشت و هر ضربه روبهرو شود و اثر آن را ببیند.
راما با بازی ایکو اویس یک نیروی ابرانسانی نیست؛ او خسته میشود، زخمی میشود و مدام مجبور است خودش را با شرایط وفق دهد. تأثیر «یورش» بر سینمای اکشن غیرقابلانکار است و شکل مبارزات تنبهتن مدرن را در سراسر جهان تغییر داده است. کمتر فیلمی چنین حس شتاب و پیشروی مداومی را منتقل میکند؛ انگار کل فیلم یک سقوط نفسگیر و بیامان به دل خشونت است.
The Dark Knight (2008)

«شوالیه تاریکی» تعریف تازهای از آنچه یک فیلم اکشن ابرقهرمانی میتواند به آن دست پیدا کند ارائه داد. کریستوفر نولان اکشن در مقیاس بزرگ را با تنشهای فلسفی ترکیب کرد و سکانسهایی ساخت که به همان اندازه که تماشایی و هیجانانگیزند، از نظر فکری هم درگیرکنندهاند. از سرقت بانک در ابتدای فیلم گرفته تا تعقیبوگریز معروف واژگونی کامیون در خیابانهای گاتهام، فیلم بر جلوههای ویژه عملی و فیزیک واقعی تأکید دارد و اکشن را در واقعیت و پیامدهای ملموس ریشهدار میکند.
آنچه «شوالیه تاریکی» را به سطحی بالاتر میبرد، این است که صحنههای اکشن صرفاً برای هیجان نیستند، بلکه تم و شخصیتها را پیش میبرند. برتری فیزیکی بتمن مدام با هرجومرج و ذهنیت بیثبات جوکر به چالش کشیده میشود و هر رویارویی به جای یک درگیری ساده، به یک آزمون اخلاقی تبدیل میشود. جوکر با بازی خیرهکننده هیث لجر سطح خطر در سینمای اکشن را تغییر داد و نشان داد ایدئولوژی یک شرور میتواند بسیار خطرناکتر از نیروی بدنی او باشد.
تأثیر این فیلم فراتر از سینمای ابرقهرمانی رفت. «شوالیه تاریکی» سطح انتظار از عمق روایی در فیلمهای اکشن را بالا برد و ثابت کرد حتی اقتباسهای کمیکبوکی هم میتوانند تحسین گسترده منتقدان را به دست آورند. این فیلم علاوه بر سرگرمکنندگی کامل، جلوه و عظمت بصری را بهعنوان شکلی جدی از داستانگویی تثبیت کرد.
Raiders Of The Lost Ark (1981)

«مهاجمان صندوقچه گمشده» استاندارد طلایی اکشن ماجراجویانه است. کارگردانی استیون اسپیلبرگ حس حرکت و شتاب بینظیری به فیلم میدهد، بهطوری که هر سکانس بزرگ بهطور طبیعی و روان به سکانس بعدی منتقل میشود. اکشن فیلم هم بازیگوشانه و هم خطرناک است و بر زمانبندی، موقعیت جغرافیایی و واکنش شخصیتها استوار است، نه صرفاً تخریب و انفجار.
ایندیانا جونز شکستناپذیر نیست؛ او مدام در موقعیتهای دشوار قرار میگیرد و تنها با هوش، شانس و اراده زنده میماند. همین آسیبپذیری باعث میشود اکشن فیلم زنده، غیرقابلپیشبینی و هیجانانگیز به نظر برسد. روایت بصری اسپیلبرگ آنقدر دقیق است که بسیاری از سکانسها بدون دیالوگهای زیاد پیش میروند و تنها با حرکت و قاببندی داستان خود را روایت میکنند.
از صحنه فرار از تختهسنگ عظیم گرفته تا تعقیب کامیون، «مهاجمان صندوقچه گمشده» الگویی برای سینمای اکشن-ماجراجویی مدرن ایجاد کرد. تأثیر آن را میتوان در آثاری مانند آنچارتد و مومیایی دید. دههها بعد، این فیلم همچنان سرگرمکننده و جذاب است و ثابت میکند که اکشنی که از شخصیتها تغذیه میکند، هیچگاه کهنه نمیشود.
Die Hard (1988)
«جانسخت» فرمول اکشن را با محدود کردن داستان به یک فضای بسته به کمال رساند. جان مککلین یک ابرقهرمان عضلانی نیست؛ او خسته، زخمی و در حال بداههپردازی در دل هرجومرج است. همین همذاتپنداری است که «جانسخت» را ماندگار کرده است.
فیلم برج ناکاتومی را به یک زمین بازی عمودی تبدیل میکند و از فضا بهصورت خلاقانه برای ایجاد تنش و استراتژی استفاده میکند. هر گلوله شلیکشده و هر پنجره شکسته پیامد دارد و تعهد فیلم به علت و معلول را تقویت میکند. هانس گروبر با بازی آلن ریکمن یکی از پیچیدهترین و هوشمندانهترین ضدقهرمانهای اکشن تاریخ را خلق میکند و مککلین را با هوش خود به چالش میکشد، نه صرفاً با زور.
ریتم و زمانبندی «جانسخت» بینقص است؛ طنز، تعلیق و انفجارها بهطور هماهنگ در کنار هم قرار دارند و هرگز شتاب فیلم از دست نمیرود. این فیلم زیرژانری کامل به نام «یک مرد در یک مکان» ایجاد کرد و کمتر فیلم اکشنی را میتوان یافت که چنین منسجم و همیشه قابل بازدید باشد.
Terminator 2: Judgment Day (1991)

«نابودگر ۲: روز داوری» یک نقطه عطف در تاریخ سینمای اکشن است که فناوری پیشگامانه را با روایت احساسی بهطور استادانهای ترکیب میکند. جیمز کامرون عظمت و هیجان را در مقیاسی وسیع ارائه میدهد، بدون اینکه مسیر تکامل شخصیتها را از دست بدهد. صحنههای اکشن، از تعقیبوگریز در کانال گرفته تا محاصره شرکت سایبرداین، با دقتی بینظیر طراحی شدهاند و جلوههای عملی و CGI اولیه بهطور هماهنگ استفاده شدهاند، نه به شکل افراطی.
آنچه واقعاً «نابودگر ۲» را متمایز میکند، هسته احساسی آن است. پیوند در حال تکامل تی-۸۰۰ برنامهریزیشده با جان کانر، انسانی غیرمنتظره به داستان میبخشد و باعث میشود اکشن فراتر از تخریب و انفجار با مخاطب ارتباط برقرار کند. لیندا همیلتون در نقش سارا کانر یکی از تاثیرگذارترین قهرمانان زن اکشن تاریخ سینما را خلق میکند؛ زنی سختکوش و مصمم که از دل تراژدی و آسیبها سربرآورده است.
«نابودگر ۲» همچنین ابعاد فلسفی اکشن را بالا میبرد و مفاهیمی مثل سرنوشت، مسئولیت و فداکاری را بررسی میکند. این فیلم هم از نظر تکنیکی جلوهای نوآورانه در اکشن ایجاد کرد و هم ثابت کرد که بلاکباسترها میتوانند همزمان از نظر احساسی غنی، هوشمندانه و هیجانانگیز باشند. بسیاری آن را بزرگترین فیلم اکشن تاریخ میدانند.
منبع: گیمفا