تصاویر| ۱۰ انیمیشن فانتزی که زیباترین جلوههای بصری را دارند
در این مقاله نگاهی داریم به ۱۰ انیمیشن فانتزی که زیباترین جلوههای بصری را به مخاطبان ارائه میدهند.
انیمیشنها را میتوانیم یکی از زیباترین جلوههای سینما تلقی کنیم. هرچند تماشای نمایی از مکانهای واقعی یا صحنههایی با دکورهای پیچیده همیشه تحسینبرانگیز است، اما قدرت تخیل یک هنرمند میتواند منبعی بیپایان از شگفتیهای بصری باشد، زیرا او محدود به مرزهای واقعیت نیست. در انیمیشن، میتوان شکلها، رنگها و بافتها را تغییر داد یا اغراقآمیز کرد تا تصاویری خلق شوند که در ذهن مخاطب باقی میمانند.
بهترین نمونههای جلوههای بصری در دنیای انیمیشن معمولاً در ژانر فانتزی قرار دارند؛ جایی که جادو و موجودات خیالی خود زمینهای بیمرز برای تخیل فراهم میکنند و در نتیجه طیفی وسیع از خلاقیتهای هنری شکل میگیرد. در اینجا به تعدادی از زیباترین و تأثیرگذارترین آثار فانتزی در بین انیمیشنهای سینمایی میپردازیم؛ فیلمهایی که ثابت میکنند در این زمینه، بیرقیب است.
۱- The Last Unicorn / محصول سال ۱۹۸۲

اسب تک شاخی (با صدای میا فارو) هنگام عبور دو شکارچی، گفتگوی آنها را میشنود و فکر میکند شاید تنها اسب تک شاخ باقی مانده در جهان باشد. او پس از گفتگو با پروانهای سخنگو (با صدای رابرت کلاین) درمییابد که سایر اسبهای تک شاخ به دست گاو سرخ غولپیکری به سوی دریا رانده شدند. اسب تک شاخ داستان در مسیر تعقیب این موجود تا سرزمین پادشاه هاگارد (با صدای سِر کریستوفر لی)، متوجه میشود که دنیا تقریباً وجود اسبهای تک شاخ را از یاد برده است. با این حال، او در این سفر یاران غیرمنتظرهای، از جمله جادوگری دست و پا چلفتی به نام شمندریک (با صدای آلن آرکین) و زن راهزنی به نام مالی گرو (با صدای تمی گرایمز)، پیدا میکند.
فیلم The Last Unicorn حاصل همکاری استودیوی Rankin/Bass (سازندهی ویژه برنامههای تعطیلات) با Topcraft است؛ استودیویی که بعدها باعث شکلگیری Ghibli شد. بنابراین، جای تعجب ندارد که جلوههای بصری فیلم انقدر چشمنواز است. سبک هنری این انیمیشن مانند نقاشی زندهای است که در برابر چشمان مخاطب حرکت میکند؛ این مسئله با پسزمینههایی دقیق و سبک خاص طراحی کاراکترها همراه شده است. این ترکیب به فیلم حالوهوایی رویایی میبخشد که به خوبی با مضامین غم، جاودانگی و قدرت خاطرات، هماهنگ است.
۲ – The Secret of NIMH / محصول سال ۱۹۸۲

خانم بریزبی (با صدای الیزابت هارتمن)، موش صحرایی بیوهای میباشد که با مشکلی بزرگ روبهرو است؛ پسر کوچکترش، تیمی (با صدای اینا فرید)، به علت ابتلا به یک بیماری سخت نمیتواند از جایش بلند شود، آن هم در حالی که مزرعهدار، آقای فیتزگیبونز، میخواهد به زودی زمین را شخم بزند و خانه آنها را نابود کند. با ناامیدی، خانم بریزبی سراغ جغد پیر و دانایی (با صدای جان کارادین) میرود که ظاهراً از گذشته شوهر مرحومش، جاناتان، آگاه است. جغد به او توصیه میکند موشهایی را که در بوته رز مزرعه زندگی میکنند، پیدا کند. این کار نهایتاً رازهای شگفتانگیزی را از گذشته همسرش آشکار میسازد.
دن بلوس ، انیماتور سابق دیزنی، انیمیشن The Secret of NIMH را ساخت تا به مخاطبان یادآوری کند انیمیشن چقدر میتواند قدرت هنری و احساسی داشته باشد؛ البته در رسیدن به این هدف هم کاملاً موفق بود. جزئیات انیمیشن شخصیتها آنقدر دقیق است که میتوان از روی حرکت لبها فهمید چه میگویند. بلوس و تیمش با استفاده از تکنیکهایی مشابه آنچه در انیمیشن سفیدبرفی و هفت کوتوله به کار رفته بود، جلوههای چشمگیری آفریدند که ویژگیهای فانتزی فیلم را تقویت میکرد. در این اثر، دنیای روزمره به نوعی فانتزی مدرن بدل میشود؛ جغدی خردمند جای اژدهایی اسطورهای را گرفته، یک گربه نقش شرور داستان را بازی میکند و رفتن خانم بریزبی به درون بوته رز، همچون سفری قهرمانانه به دنیای پریان یا جهان مردگان است.
۳- The Thief and the Cobbler / محصول سال ۱۹۹۳

تَک (با صداپیشگی استیو لایولی و متیو برودریک) کفاشی است که در شهر طلایی شاه ناد (با صداپیشگی آنتونی کوایلی و کلایو رویل) زندگی میکند. بعد از درگیریای با یک دزد (اِد ای کارول و جاناتان وینترز)، تَک به صورت تصادفی به وزیر اعظم، زیگزگ (با صدای وینسنت پرایس)، آسیب میزند.
شاهزاده یومیوم (با صدای سارا کرو، بابی پیج و جنیفر بیلز) برای به تعویق انداختن اعدام تَک، عمداً یکی از کفشهایش را خراب میکند تا او مجبور به تعمیر آن شود؛ در این فاصله، کمکم بین او و تَک صمیمیتی شکل میگیرد. در همین حین، دزد یواشکی وارد قلعه میشود تا هرچه گنج و جواهر هست را بدزدد، زیگزگ به دوراز چشم همه نقشه کشیده کنترل شهر را به دست بگیرد، همچنین ارتش یک جنگسالار بیرحم به نام «وانآی» (کریستوفر گرینر / کوین دورسی) نیز در حال حرکت به سوی شهر است.
انیمیشن The Thief and the Cobbler نتیجه پروژه جذابی از انیماتور افسانهای، ریچارد ویلیامز، است. هرچند از نظر روایی کمی آشفته و به هم ریخته به نظر میرسد، اما از نظر انیمیشن، یک کلاس درس تمامعیار میباشد. ویلیامز تعدادی از بهترین انیماتورهای عصر طلایی انیمیشن مانند آرت ببیت، گریم ناتویک و روی نایزبت را به پروژه آورد؛ ترکیب این تیم با کمالگرایی خود او باعث شد تقریباً در هر صحنه، یکی از نرمترین و روانترین انیمیشنها و عجیبترین تصاویر ممکن را ببینیم. از سکانسهای برجسته فیلم میتوان به تعقیب و گریز تَک و دزد در کاخ، حضور دزد داخل ماشین جنگی وانآی و تقریباً همه صحنههایی که زیگزگ در آنها ظاهر میشود، اشاره کرد.
۴- Puss in Boots: The Last Wish / محصول سال ۲۰۲۲

این گربه یاغی و قانونگریز (با صدای آنتونیو باندراس) وقتی میفهمد که فقط یک جان از ۹ جان معروفش برایش باقی مانده، به شدت شوکه و مضطرب میشود. پس از آنکه در نبردی با گرگ سفید مرموزی (با صدای واگنر مورا) چیزی نمانده که کشته شود، تصمیم میگیرد بازنشسته شود و زندگی آرامی را به عنوان یک گربه خانگی پیش بگیرد.
با این حال، او وقتی میشنود نقشهای برای رسیدن به یک ستاره برآورده کننده آرزوها پیدا شده، دوباره انگیزه میگیرد؛ چون امیدوار است با استفاده از این ستاره، جانهای از دسترفتهاش را پس بگیرد. اما در این مسیر باید با افراد دیگری رقابت کند زیرا آنها هم در پی همان آرزو هستند و از همه مهمتر، باید وارد جنگلی تاریک شود که بر اساس عمیقترین ترسهای حامل نقشه، خودش را تغییر میدهد.
الهامبخش اصلی سبک بصری Puss in Boots: The Last Wish، جلوههای نوآورانه Spider-Man: Into the Spider-Verse بوده است. فیلم رویکردی خاص را در پیش میگیرد که رنگها و بافتها را شبیه نقاشیهای آبرنگی نشان میدهد. این انتخاب هنری، به فیلم ظاهری میدهد شبیه یک کتاب قصه مصور که جان گرفته و به حرکت درآمده است؛ وقتی این را با زاویه دوربینهای پویای فیلم ترکیب کنید، با اثری روبهرو میشوید که تقریباً هر فریمش قابلیت تبدیل شدن به یک پوستر را دارد. از طرف دیگر، صحنههای مبارزه با تعداد فریم کمتر نسبت به بقیه بخشهای فیلم ساخته شدند؛ حرکتی که آنها را از نظر بصری خاصتر و تأثیرگذارتر میکند.
۵- Sleeping Beauty / محصول سال 1959

پس از آنکه پری شرور، مالفیسنت (با صدای النور آدلی)، شاهزادهخانم نوزاد، آروُرا (با صدای مری کاستا)، را نفرین میکند تا در شانزدهمین سال تولدش بمیرد، پری مهربان، مریودر (با صدای باربارا لودی)، نفرین را تغییر میدهد تا به جای مرگ، به خوابی ابدی برود که فقط با بوسه عاشقی حقیقی بیدار شود. او به همراه دو پری خوب دیگر، فلورا (با صدای ورنا فلتون) و فونا (با صدای باربارا جو آلن)، آروُرا را به جنگل میبرند تا در خفا بزرگش کنند. با این حال، مالفیسنت از دور مراقب است و میخواهد نفرینش عملی شود؛ اوضاع زمانی پیچیدهتر میشود که شاهزاده فیلیپ (با صدای بیل شرلی) بیآنکه بداند آروُرا یک دختر روستایی ساده نیست و شاهزاده است، به او دل میبندد.
انیمیشن زیبای خفته در زمان اکران، آنقدر پرهزینه بود که دیزنی را تا مرز ورشکستگی برد؛ اما گذر زمان باعث شده این اثر دوباره ارزیابی گردد و اکنون به عنوان یکی از بهترین فیلمهای استودیو شناخته میشود. انیماتورها برای طراحی بصری فیلم از فرشها و تابلوی نقاشیهای قرون وسطایی الهام گرفتند؛ نتیجه، سبکی متفاوت با خطوط مشخص و رنگهای جسورانه است که روی پسزمینههایی بسیار زیبا به شدت خودنمایی میکند.
حاصل کار، شاهکاری هنری است که فیلم را واقعاً شبیه یک افسانهی کهن جلوه میدهد؛ مخصوصاً در صحنهای که مالفیسنت تمام قدرتش را آزاد میکند؛ از رویاندن دیواری متشکل از خارهای عظیم گرفته تا تبدیل شدنش به یک اژدهای غولآسا، همه بسیار شگفتانگیز به نظر میرسند.
۶- Beauty and the Beast / محصول سال 1992

وقتی شاهزادهای خودخواه و سنگدل (با صدای رابی بنسون) از پناه دادن به یک پیرزنی سر باز میزند، این پیرزن که در واقع جادوگری توانمند است ماهیت واقعیاش را آشکار میکند. او ماهیت شاهزاده را به هیولایی ترسناک تغییر میدهد و همچنین کاری میکند خدمتکارانش به اشیای زنده تبدیل شوند. تنها راه شکستن این طلسم، آن است که هیولا یاد بگیرد عشق بورزد و عشق دریافت کند؛ اما پس از ده سال، او تمام امیدش را از دست میدهد.
ماجرا زمانی تغییر میکند که هیولا، یک مخترع مهربان به نام موریس (با صدای رکس اورهارت) را به خاطر ورود ناخواستهاش به قلعه زندانی میکند. دختر موریس، بل (با صدای پیج اوهارا)، برای نجات پدرش، پیشنهاد میدهد به جای او زندانی شود. این شروع رابطهای است که به تدریج گرمایش قلعه سرد و غمزدهی هیولا را دگرگون میکند.
ساخت انیمیشن Beauty and the Beast تنها دو سال طول کشید (نصف زمان معمول تولید فیلمهای دیزنی) زیرا نسخه اولیه فیلم کاملاً کنار گذاشته شد و تیم از ابتدا آغاز کرد. همین موضوع باعث میشود نتیجه نهایی شگفتانگیزتر باشد و چیزهایی مانند انیمیشن چهرهها که بسیار دقیق و پرجزئیات است یا رنگبندیها که حالوهوای هر صحنه را بینقص منتقل میکنند، بسیار خوب به نظر برسند. اوج این شاهکار، سکانس رقص معروف تالار است؛ صحنهای که با استفاده از CGI، جلوهای بیسابقه خلق کرد. این فیلم نخستین انیمیشن دوبعدی تاریخ بود که نامزد اسکار بهترین فیلم شد.
۷- Princess Mononoke / محصول سال ۱۹۹۷

وقتی شاهزاده آشیتاکا (با صدای یوجی ماتسودا و بیلی کروداپ) یک گراز را که به هیولایی اهریمنی تبدیل شده میکشد، نفرینی بر او چیره میشود؛ نفرینی که هرچند به او قدرتی فوقالعاده میدهد، اما در نهایت جانش را خواهد گرفت. برای یافتن درمان، آشیتاکا رد گراز را دنبال میکند و سر از شهر آهن در میآورد؛ شهری معدنی که در مرز جنگلی قرار دارد که خدایان حیوانات در آن زندگی میکنند.
او در این مسیر با سان (با صدای یوریکو ایشیدا و کلر دینز) روبهرو میشود؛ دختری که به دست خدایان به گرگ بزرگی تبدیل شده و اکنون در کنار آنها با انسانهایی میجنگد که برای استخراج آهن، جنگل را بیرحمانه نابود میکنند.
Princess Mononoke یکی از بهترین فیلمهایی است که با نگاهی چندوجهی و عمیق به انگیزهها و دردها روی تقابل انسان و طبیعت تمرکز میکند. شخصیتها پیچیده هستند و انیمیشن فیلم (اثر استودیو جیبلی) به قدری پرجزئیات و زنده است که گاه پسزمینهها واقعی به نظر میرسند. فیلم، در صحنههایی مثل نبرد آشیتاکا با هیولای آغاز فیلم، از ترکیب هوشمندانه CGI و انیمیشنهای دستی بهره میبرد. البته، ادغام این دو روش آنقدر بینقص انجام شده که بیننده معمولاً متوجه آن نمیشود.
۸ – Spirited Away / محصول سال ۲۰۰۱

چیهیرو (با صدای رومی هیراگی و دیوی چیس) و والدینش در مسیر رفتن به خانه جدیدشان، ناگهان وارد دنیای ارواح میشوند؛ دنیایی که قوانین خاص خودش را دارد. پس از این اتفاق، والدین چیهیرو به خاطر خوردن غذای ارواح، به خوک تبدیل میشوند و او وحشتزده و تنها به کمک پسری مرموز به نام هاکو (با صدای میو ایرینو و جیسون مارسدن) میپذیرد در حمام بزرگ شهر ارواح کار کند؛ این حمام توسط جادوگری سختگیر و قدرتمند به نام یوبابا (با صدای ماری ناتسوکی و سوزان پلشت) اداره میشود. ارواح به انسانها اعتماد ندارند و یوبابا با گرفتن نام چیهیرو، او را در قراردادی جادویی اسیر میکند. حالا چیهیرو باید در جهانی عجیب، بیقاعده و پر از موجودات خاص، راه نجات والدینش و بازگشت به خانه را پیدا کند.
انیمیشن Spirited Away، شاهکار استودیوی جیبلی، شامل مورادی همچون داستان عمیقی درباره بلوغ، شخصیتهای فراموش نشدنی، جهانی عظیم و خلاقانه و یکی از زیباترین انیمیشنهای دوبعدی تاریخ سینما است. خلاقیت هسته اصلی فیلم میباشد و هر شخصیت با طراحی منحصر به فرد خود، بخش مهمی از تمها و مفاهیم فیلم را بازتاب میدهد. دنیا این اثر (از جمله سکانس قطار مشهور) آنقدر غنی و غوطهور کننده است که بیننده میتواند در آن گم شود. جزئیات پنهان زیادی در این فیلم وجود دارد و معمولاً باید چند بار ببینیدش تا زیباییهای کوچک پنهان شده در پسزمینهها را پیدا کنید.
۹- The Adventures of Prince Achmed / محصول سال ۱۹۲۶

یک جادوگر فریبکار به خلیفه نزدیک میشود و اسب پرندهای جادویی را به او نشان میدهد؛ اما در ازای آن، خواستار ازدواج با دختر خلیفه است. شاهزاده جوان، احمد، با این درخواست مخالفت میکند، اما جادوگر برای فریب دادنش اجازه میدهد اسب را امتحان کند، بیآنکه بگوید چگونه باید آن را کنترل کرد. احمد آنقدر بالا میرود که دیگر کنترل اسب از دستش خارج میشود و وقتی دوباره کنترلش را به دست میآورد، خود را در سرزمینی عجیب و ناشناخته مییابد.
امروز با گذشت صد سال، The Adventures of Prince Achmed به عنوان قدیمیترین انیمیشن سینمایی جهان شناخته میشود و زیبایی هنر انیمیشن را نشان میدهد که محدود به زمان نیست. فیلم با استفاده از برشهای مقوایی و پسزمینههای رنگی، سبک منحصر به فردی شبیه نمایش سایهها خلق میکند؛ سبکی که در آن، کوچکترین حرکت شخصیتها میتواند احساسی عمیقتر از گفتگوی مستقیم را منتقل کند. موضوع شگفتانگیزتر اینجاست که برای ساختنش هر قطعه کوچک مقوا باید با دست و با دقتی وسواسگونه جابهجا میشد؛ روندی که سه سال طول کشید. نتیجه اما چنان چشمگیر است که تمام این زحمت را توجیه میکند.
۱۰ – Fantasia / محصول سال ۱۹۴۰

برای بازگرداندن محبوبیت میکی ماوس که در آن زمان از نظر شهرت از دو شخصیت دیگر دیزنی یعنی دونالد داک و گوفی عقب افتاده بود، والت دیزنی تصمیم گرفت ظاهرش را دوباره طراحی کند و او را در یک انیمیشن کوتاه تازه به نمایش بگذارد. این فیلم کوتاه بر اساس موسیقی ماندگار «شاگرد جادوگر» از پل دوکا ساخته شد، اما هزینه پروژه خیلی زود بیش از حد بالا رفت و دیگر توجیه اقتصادی نداشت.
در نتیجه دیزنی تصمیم گرفت به جای انتشار یک فیلم کوتاه، آن را با چند انیمیشن کوتاه دیگر مبتنی بر موسیقی کلاسیک ترکیب کند و مجموعهای بلندمدت برای اکران سینمایی بسازد. برای اجرای موسیقی، شرکت با رهبر ارکستر مشهور لئوپولد استوکوفسکی و ارکستر فیلادلفیا همکاری کرد و منتقد دنیای موسیقی دیمز تیلور را به عنوان مجری برنامه برگزید؛ البته برنامه بعداً با صداپیشگی کوری برتون دوبله شد.
انیمیشن Fantasia جاهطلبانهترین و مفهومیترین اثر تاریخ دیزنی محسوب میشود؛ فیلمی که از روایت خطی و داستانمحور فاصله میگیرد و مجموعهای از آثار کوتاه را ارائه میکند که ترکیبی از استادانهترین انیمیشنها و برترین قطعات موسیقی کلاسیک هستند.
نتیجه، تجربهای خیره کننده و شاعرانه است؛ ترکیبی از تصویر و موسیقی که در هر بخش، حالوهوایی کاملاً متفاوت دارد. در حالی که قسمت «شاگرد جادوگر» روایتی نسبتاً واضح و قابل درک دارد، قطعاتی مانند توکاتا و فوگ در ر مینور از یوهان سباستیان باخ به صورت شکلهای انتزاعی و هندسی به تصویر کشیده شدند؛ بخش قربانی بهار از ایگور استراوینسکی نیز با تصاویر دیدنیای از تاریخ زمین (از شکلگیری سیاره تا دوران انقراض دایناسورها) به نمایش درمیآید.
این فیلم همچنان یکی از جسورانهترین ترکیبهای موسیقی و تصویر در تاریخ سینما به شمار میرود؛ اثری که فاصله میان انیمیشن و هنر تجسمی را از میان برداشت و الهام بخش نسلهای گوناگونی از هنرمندان و انیماتورها بود.
منبع: گیمفا