تصاویر| ۳ فیلم تحسینشده تاریخ سینما که دنیایی بزرگتر و باشکوهتر از «ارباب حلقهها» دارند
با وجود عظمت این سهگانه، برخی فیلمها توانستهاند از نظر شکوه بصری و تجربه سینمایی حتی فراتر بروند. آثاری که یا جهانسازی عمیقتری دارند، یا از نظر ریتم و مسحور کردن مخاطب موفقتر عمل میکنند، یا ترکیبی از تمام این عناصر را ارائه میدهند. این موضوع لزوماً به معنای بهتر بودن آنها از سهگانه جکسون نیست، اما تجربهای حسی و سینمایی حتی عظیمتر خلق میکنند.
وقتی صحبت از پیروزیهای بزرگ سینمایی میشود، کمتر اثری را میتوان همسطح یا محبوبتر از ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) دانست. سهگانه پیتر جکسون اقتباسی از رمانهای ماندگار جی. آر. آر. تالکین است که با ترکیبی بینقص از احترام به منبع اصلی، شور، خلاقیت و جاهطلبی ساخته شد و یکی از نمادینترین و حماسیترین فانتزیهای تاریخ سینما را خلق کرد.
داستان درباره فرودو بگینز با بازی الایجا وود است؛ هابیتی که همراه گروهی از متحدانش با نام یاران حلقه، سفری خطرناک را در سرزمین میانه آغاز میکند تا حلقه یگانه را در آتشهای کوه نابودی از بین ببرد. همزمان، سائورون، خالق حلقه، نیروهایش را برای تسخیر سرزمین میانه گرد هم میآورد.

در میان تمام دستاوردهای این سهگانه، بیش از هر چیز از عظمت و مقیاس خارقالعاده آن مورد تمجید قرار میگیرد. هنگام تماشای این فیلمها حس واقعی شگفتی به بیننده منتقل میشود و جانگرفتن سرزمین میانه روی پرده سینما یکی از خیرهکنندهترین تجربههای ممکن است. بااینحال، با وجود عظمت این سهگانه، برخی فیلمها توانستهاند از نظر شکوه بصری و تجربه سینمایی حتی فراتر بروند. آثاری که یا جهانسازی عمیقتری دارند، یا از نظر ریتم و مسحور کردن مخاطب موفقتر عمل میکنند، یا ترکیبی از تمام این عناصر را ارائه میدهند. این موضوع لزوماً به معنای بهتر بودن آنها از سهگانه جکسون نیست، اما تجربهای حسی و سینمایی حتی عظیمتر خلق میکنند.

Lawrence of Arabia (۱۹۶۲)
این فیلم که از شاهکارهای بزرگ سینمای قرن بیستم بهشمار میرود، همچنان یکی از بیرقیبترین آثار در ژانر حماسی جنگی است. دیوید لین، استاد ساخت آثار حماسی، داستان زندگی تی. ای. لارنس با بازی پیتر اوتول را روایت میکند؛ افسری بریتانیایی که برای همکاری میان بریتانیا و اعراب در نبرد با ترکها به عربستان فرستاده میشود. او در کنار فیصل با بازی الک گینس و شریف علی با بازی عمر شریف، برخلاف دستورات مافوقهایش عمل میکند و حملاتی بلندپروازانه به عقبه و دمشق ترتیب میدهد.
فیلم بیش از هر چیز بهخاطر فیلمبرداری و تدوین انقلابیاش تحسین شده است. کمتر فیلمی توانسته شکوه و خطر بیابان بیپایان را با چنین حس رازآلود و عظیمی به تصویر بکشد. سکانس حمله به عقبه هنوز هم یکی از نفسگیرترین صحنههای جنگی تاریخ سینماست؛ تا جایی که بیننده گرمای سوزان خورشید و شنهای بیابان را حس میکند. در کنار این عظمت بصری، کشمکش درونی لارنس میان وفاداری به بریتانیا و علاقهاش به مردم عرب، بار احساسی قدرتمندی به فیلم میدهد. تأثیر این فیلم را میتوان در آثار کارگردانانی مانند استیون اسپیلبرگ، دنی ویلنوو و حتی سهگانه ارباب حلقهها مشاهده کرد.

۲۰۰۱: A Space Odyssey (۱۹۶۸)
استنلی کوبریک مانند دیوید لین یکی از نوآورترین و تأثیرگذارترین فیلمسازان تاریخ سینما بود. او در طول دوران حرفهای خود بارها تعریف سینما را تغییر داد، اما شاید هیچ فیلمی از او به اندازه ۲۰۰۱: A Space Odyssey تأثیرگذار نبوده نباشد؛ اثری که مسیر سینمای علمی-تخیلی را برای همیشه دگرگون کرد. داستان فیلم گسترهای عظیم از تاریخ بشر را دربرمیگیرد؛ از نخستین انسانهای اولیه که استفاده از ابزار را یاد میگیرند تا آیندهای دور که گروهی از دانشمندان با مونولیتی اسرارآمیز روبهرو میشوند که شاید کلید درک منشأ انسان باشد.
در ژانر علمی-تخیلی، کمتر فیلمی توانسته به عظمت این اثر نزدیک شود. فیلم تصویری واقعگرایانه و فلسفی از سفر فضایی ارائه میدهد و پرسشهای عمیقی درباره جایگاه انسان در جهان مطرح میکند. نمایش هوش مصنوعی HAL-9000 نیز هنوز یکی از ترسناکترین و در عین حال دقیقترین پیشبینیهای سینما درباره فناوریهای پیشرفته محسوب میشود. از نظر بصری، این فیلم سفری کیهانی بیهمتاست؛ از آغاز ساده اما قدرتمندش تا پایان سوررئال و مسحورکنندهای که ترکیبی از رنگ، صدا و تصویر را به تجربهای فراموشنشدنی تبدیل میکند. این شاهکار همچنان معیار سنجش تمام آثار علمی-تخیلی بعد از خود است.

Jurassic Park (۱۹۹۳)
استیون اسپیلبرگ را شاید بتوان سینماییترین کارگردان دوران پس از «هالیوود نو» دانست و فیلمشناسی پر از آثار کلاسیک او بهترین گواه این موضوع است. چه در تریلرهایی مانند Jaws، چه در فانتزیهایی مانند E.T. The Extra-Terrestrial، آثار ماجراجویانهای مانند Raiders of the Lost Ark یا درامهای سنگینی مانند Schindler’s List، اسپیلبرگ همیشه راهی برای تبدیل فیلمهایش به یک تجربه سینمایی عظیم پیدا میکند. بااینحال، شاید هیچیک از آثار او بهاندازه Jurassic Park هیجانانگیز و سرگرمکننده نباشد که اقتباس سال ۱۹۹۳ از رمان مشهور مایکل کرایتون است.
داستان فیلم درباره گروهی از متخصصان است که از یک پارک تفریحی بازدید میکنند؛ جایی که مالک پارک موفق شده دایناسورها را شبیهسازی کند. اما زمانی که سیستم امنیتی پارک خراب میشود، همهچیز از کنترل خارج شده و دایناسورها آزاد میشوند. «یک پارک تفریحی که توسط دایناسورهای واقعی به آشوب کشیده میشود» بهخودیخود ایدهای فوقالعاده است، اما اسپیلبرگ آن را به سطحی بالاتر میبرد. او در کنار هیجان ناشی از حضور دایناسورها، حس واقعی ترس و تنش را ایجاد میکند و شخصیتهای انسانی را بهاندازهای جذاب میسازد که مخاطب واقعاً نگران سرنوشت آنها شود.
بااینحال، ستارههای واقعی فیلم خود دایناسورها هستند و اسپیلبرگ این موضوع را بهخوبی درک میکند. جلوههای ویژهای که برای جانبخشیدن به آنها استفاده شد،چه جلوههای کامپیوتری شرکت Industrial Light & Magic و چه انیماترونیکهای ساختهشده توسط استن وینستون، هنوز هم شگفتانگیز به نظر میرسند و این حس را منتقل میکنند که موجوداتی که روی پرده میبینیم نهتنها واقعی، بلکه بسیار خطرناک هستند.
اسپیلبرگ در این فیلم بهنوعی غیرممکن را ممکن میکند؛ او نهفقط قوانین طبیعت را به چالش میکشد، بلکه مخاطب را قانع میکند که چنین چیزی واقعاً میتواند وجود داشته باشد. Jurassic Park شاید بهترین ترکیب میان هنر و سرگرمی تجاری باشد؛ یک بلاکباستر تابستانی کامل و یکی از بزرگترین پیروزیهای تاریخ سینما که هنوز هم برای بسیاری، بهترین فیلم علمی-تخیلی ماجراجویانه تاریخ محسوب میشود.
منبع: روزیاتو