تصاویر| ۶ فیلم مهم نوآر که اصول این ژانر را بنا گذاشتند؛ از The Big Sleep تا Touch of Evil
برخی فیلمها نمونههای عالی یک نوآر هستند و برخی دیگر خودِ تعریف این ژانر محسوب میشوند. این ۶ فیلم از مهمترین ستونهای دنیای نوآر بهشمار میروند؛ از اتاقهای دودگرفته و تاریک گرفته تا کابوسهای وهمآلود هالیوود نو. اینها شش فیلم مهم نوآر هستند که هویت این ژانر را تعریف میکنند.
فیلم نوآر ژانری است که بازآفرینی آن خارج از دورهای که در آن شکل گرفت، تقریباً غیرممکن بهنظر میرسد. بااینحال، این ژانر ویژگیها و قواعد مشخصی دارد که باعث میشود بهراحتی قابل شناسایی و تقلید باشد؛ ژانری که از بدبینی آمریکای پس از جنگ و سایههای اکسپرسیونیسم آلمان متولد شد و دنیایی از کارآگاهان خشن، قهرمانان تقدیرگرا و زنان اغواگر مرگبار را به سینما معرفی کرد؛ شخصیتهایی که انگیزههایشان به همان اندازه که جذاب بود، خطرناک هم بود و معمولاً قهرمان داستان را با حقیقتی تلخ روبهرو میکردند.

برخی فیلمها نمونههای عالی یک نوآر هستند و برخی دیگر خودِ تعریف این ژانر محسوب میشوند. این ۶ فیلم از مهمترین ستونهای دنیای نوآر بهشمار میروند؛ از اتاقهای دودگرفته و تاریک گرفته تا کابوسهای وهمآلود هالیوود نو. اینها شش فیلم مهم نوآر هستند که هویت این ژانر را تعریف میکنند.

۶- The Maltese Falcon (1941)
وقتی زنی زیبا و مرموز در سانفرانسیسکو وارد دفتر کار کارآگاهی خصوصی به نام سم اسپید با بازی همفری بوگارت میشود، او پروندهای را قبول میکند که در نهایت به شبکهای از دروغ، قتل و مجسمهای به شکل شاهین ختم میشود؛ شیئی ارزشمند که چندین خلافکار خطرناک بهدنبال آن هستند. پس از قتل شریکش و ورود مجموعهای از مجرمان عجیبوغریب به ماجرا، اسپید باید از میان خیانتها عبور کند و زنده بماند تا شاید بتواند جایزه نهایی را بهدست آورد. فیلم The Maltese Falcon بر اساس رمان مشهور دشیل همت ساخته شده و بسیاری معتقدند نسخه سینمایی حتی از کتاب نیز بهتر است.
شاهین مالت یکی از نخستین آثار مهم ژانر نوآر محسوب میشود و بسیاری آن را یکی از بهترین فیلمهای کارآگاهی تاریخ میدانند؛ فیلمی که دنیای تیره زنان اغواگر و کارآگاهان بدسگال را تثبیت کرد. این اقتباس به کارگردانی جان هیوستون شخصیت ضدقهرمان کلاسیک سم اسپید را خلق کرد؛ مردی که بر اساس اصول شخصی خود عمل میکند و چندان به قانون اهمیتی نمیدهد. فیلم بهدلیل تأثیرش بر روایت، شخصیتپردازی و سبک بصری نوآر شهرت زیادی دارد و همچنین همفری بوگارت را به بزرگترین ستاره نوآر دهه تبدیل کرد. The Maltese Falcon که نامزد سه جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم شد، اثری درخشان در دیالوگنویسی و داستانپردازی است.

۵- Double Indemnity (1944)
والتر نف با بازی فرد مکموری، فروشنده باهوش بیمه، توسط فیلیس دیتریشسن با بازی باربارا استانویک که زنی سرد و حسابگر است، وارد نقشه قتلی میشود تا بتوانند مبلغ بزرگی از بیمه عمر شوهر او دریافت کنند. آنها با هم نقشهای ظاهراً بینقص طراحی میکنند، اما با افزایش دروغها و مشکوک شدن مدیر تیزبین بخش خسارت شرکت بیمه، همهچیز بهآرامی از کنترل خارج میشود. فیلم Double Indemnity بر اساس رمان جیمز ام. کین ساخته شده و نام آن به بندی در بیمه اشاره دارد که در صورت وقوع مرگ در شرایط غیرمعمول، مبلغ غرامت را دو برابر میکند. جالب اینکه این فیلم یکی از آثار محبوب استیون کینگ است.
غرامت مضاعف را بسیاری نمونه کامل فیلم نوآر میدانند؛ اثری که بسیاری از کلیشهها و قواعد ژانر، بهویژه شخصیت زن زیبای مرگبار با بازی باربارا استانویک را تثبیت کرد. دیالوگهای تند و تیز فیلم که ریموند چندلر در نگارش آنها مشارکت داشت و قاببندیهای فشرده بیلی وایلدر، جهانی را به تصویر میکشد که در آن شهوت و طمع تنها ارزشهای واقعی هستند. این فیلم الگوی «قتل برای پول» را وارد سینمای نوآر کرد؛ الگویی که دههها بعد بارها تکرار شد و داستان مردی را روایت میکند که بهدلیل زنی خطرناک نابود میشود. فیلم هفت نامزدی اسکار بدست آورد و در سال ۱۹۹۲ وارد فهرست ملی ثبت فیلم آمریکا شد. بسیاری این فیلم را یکی از مهمترین آثار پایهگذار ژانر نوآر میدانند.

۴- Out of the Past (1947)
جف بیلی با بازی رابرت میچم، کارآگاه خصوصی سابق، در یک پمپبنزین در شهری کوچک، از گذشتهاش پنهان شده است. زندگی آرام او زمانی بههم میریزد که قماربازی مرموز که زمانی کارفرمایش بوده او را پیدا میکند. جف ماجرای سفر سرنوشتسازش به لیک تاهو را به یاد میآورد؛ سفری برای پیدا کردن زنی زیبا و خیانتکار با بازی جین گریر که در نهایت به مأموریتی برای پول ختم شد و او را نابود و فراری کرد.
برخی منتقدان Out of the Past را بهترین فیلم نوآر و نمونه کامل این ژانر میدانند و برخی دیگر آن را ملودرامی خوشساخت توصیف کردهاند. راجر ایبرت در نقد خود از این فیلم نوشته بود: «قهرمان نوآر هرگز آدم خوبی نیست؛ فقط خودش را فریب میدهد و از نیمه تاریک وجودش بیخبر است تا زمانی که اتفاقات آن را به او نشان دهند.» از درون گذشته نمونهای عالی از ضدقهرمانی است که تاریکی درونش بهتدریج مقابل چشمان مخاطب آشکار میشود.
این شاهکار تمام عناصر اصلی ژانر را در خود دارد؛ فیلمی سرشار از فلشبک، سرنوشتگرایی، پیچش داستانی و وسواس عاشقانه. بازی رابرت میچم به الگویی برای قهرمان خسته و محکوم ژانر نوآر تبدیل شد؛ مردی گرفتار در داستانی که راه فراری از آن ندارد. ژاک تورنور و فیلمبردار فیلم، نیکلاس موسوراکا نیز با استفاده از نور و سایه، فضایی بدبینانه خلق کردهاند. Out of the Past هنوز یکی از بهترین فیلمهای نوآر تاریخ محسوب میشود و هم مؤسسه فیلم آمریکا و هم کتابخانه کنگره آن را از آثار تعیینکننده این ژانر معرفی کردهاند. این فیلم در سال ۱۹۹۱ وارد فهرست ملی ثبت فیلم آمریکا شد.

۳- The Big Sleep (1946)
فیلیپ مارلو با بازی همفری بوگارت، کارآگاهی خصوصی است که توسط ژنرال استرنوود با بازی چارلز والدرون استخدام میشود تا فردی را پیدا کند که دختر جوان و قمارباز او، کارمن با بازی مارتا ویکرز را تهدید به اخاذی کرده است. هرچه مارلو بیشتر وارد پرونده میشود، داستان به دنیایی تاریک از پورنوگرافی، کتابهای به سرقت رفته و قتل کشیده میشود. او در این مسیر با ویوین راتلج با بازی لورن باکال همراه میشود؛ دختر بزرگتر استرنوود که به انگیزه واقعی پدرش مشکوک است.
فیلم The Big Sleep اقتباسی از رمان ریموند چندلر است و داستانش آنقدر پیچیده بود که حتی گفته میشود فیلمنامهنویسان نیز کاملاً آن را درک نکرده بودند. تولید فیلم به تعویق افتاد و در این فاصله همفری بوگارت و لورن باکال ازدواج کردند. نسخه بازنویسیشده فیلم نیز رابطه عاشقانه میان مارلو و ویوین را پررنگتر کرد تا پاسخگوی کنجکاوی مردم درباره زوج جدید هالیوود باشد.
خواب بزرگ نمونه کامل فیلم کارآگاهی «واقعگرای خشن و بیرحم» محسوب میشود و نقش مهمی در شکلگیری فضای تاریک نوآر داشت. شیمی افسانهای بوگی و باکال باعث شد فیلم بیش از هر چیز بر دیالوگهای تند و فضا تمرکز کند تا وضوح داستانی. این فیلم نماینده اوج سینمای نوآر است؛ جایی که نگرش قهرمان از منطق مهمتر میشود و سفر در دنیای فاسد زیرزمینی بهاندازه مقصد اهمیت پیدا میکند. محدودیتهای قوانین هیز نیز باعث شد فیلم در ظاهر نبردی میان خیر و شر باشد، اما در لایه زیرین داستانی کاملاً خاکستری و اخلاقمبهم روایت کند؛ موضوعی که جایگاه منحصربهفردی به The Big Sleep در تاریخ نوآر داده است.

۲- Sunset Boulevard (1950)
جو گیلیس با بازی ویلیام هولدن، فیلمنامهنویسی شکستخورده است که برای فرار از دست مأموران توقیف اموال، وارد عمارت فرسودهای در هالیوود میشود. او بهطور اتفاقی آنجا پنهان میشود اما خیلی زود متوجه میشود این خانه متعلق به نورما دزموند با بازی گلوریا سوانسون است؛ ستاره سابق سینمای صامت که در توهم بازگشت به دوران شهرت خود زندگی میکند و خدمتکارش، مکس با بازی اریش فون اشتروهایم نیز این توهم را تقویت میکند.
جو که به پول و فرصتی تازه نیاز دارد، قبول میکند در نوشتن فیلم بازگشت نورما به او کمک کند و بهتدریج وارد دنیای گوتیک و وسواسآلود او میشود؛ دنیایی که ظاهراً راه فراری از آن وجود ندارد. گلوریا سوانسون تقریباً از ابتدا انتخاب اصلی نقش نورما بود. گفته میشود می وست از پیشنهاد بازی در این نقش ناراحت شده بود و حتی مارلون براندو نیز برای نقش جو در نظر گرفته شده بود.
Sunset Boulevard یکی دیگر از آثار بیلی وایلدر است و این بار خود هالیوود را کالبدشکافی میکند. برخلاف نوآرهای قبلی که بر جنایت خیابانی و کارآگاهان غمگین تمرکز داشتند، این فیلم سرنوشتگرایی را به دنیای اشراف لسآنجلس برد. فیلم با سایههای تاریک و روایت معروف مردی مرده که زندگیاش را مرور میکند، زیباییشناسی نوآر را به اوج میرساند. بسیاری سانست بولوار را یکی از بهترین فیلمهای تاریخ هالیوود و مهمترین فیلم نوآر لسآنجلس میدانند. این فیلم سه جایزه اسکار برد و نشان داد خطرناکترین زنان زیبای اغواگر همیشه همسر یک گنگستر نیست؛ گاهی ستاره فراموششده سینمای صامت است.

۱- Touch of Evil (1958)
در مرز آمریکا و مکزیک، مایک وارگاس، با بازی چارلتون هستون، دادستان ویژه مکزیکی، به همراه همسر آمریکاییاش سوزی، با بازی جنت لی، وارد پرونده انفجاری میشوند که توسط رئیس پلیس فاسد آمریکایی هنک کویینلن، با بازی اورسن ولز، هدایت میشود. وارگاس در تلاش برای افشای فساد کویینلن است و در این میان گروهبان منزیس، با بازی جوزف کالیا، نیز به عمق فساد پی میبرد. هدف اصلی داستان در نهایت برکناری این افسر فاسد از قدرت میشود. اورسن ولز علاوهبر کارگردانی و نگارش فیلمنامه، نقش شخصیت منفی فیلم را نیز بازی کرده است. جنت لی بعدها گفته بود روند فیلمبرداری بسیار خلاقانه و مشارکتی بوده و ولز از تمام بازیگران نظر و پیشنهاد میگرفته است. فیلم بر اساس رمان Badge of Evil نوشته ویت مسترسون ساخته شده است.
Touch of Evil اغلب بهعنوان آخرین فیلم دوران کلاسیک نوآر شناخته میشود و پایانی شایسته برای این جریان سینمایی بهحساب میآید. اورسن ولز شاهکاری فنی خلق کرد که از همان سکانس افتتاحیه معروف با برداشت بدون توقف سهدقیقهای آغاز میشود. فیلم فساد اخلاقی و اغراق بصری نوآر را تا مرز انفجار پیش میبرد و بسیاری آن را بهترین اثر اورسن ولز پس از Citizen Kane میدانند.
جالب اینکه بسیاری از منتقدان، جوزف کالیا را بهترین بخش فیلم میدانند؛ بازیگری که شخصیت مردی با قطبنمای اخلاقی سختگیر را به تصویر میکشد که با حقیقت تاریکی درباره فردی که به او احترام میگذارد روبهرو میشود. با وجود شکست تجاری اولیه، لمس شیطان بعدها بهعنوان اثری بسیار تأثیرگذار بر سینمای نوآر، جنایی و سیاسی شناخته شد و موسیقی هنری مانچینی نیز تحسین فراوانی دریافت کرد.
منبع: روزیاتو