فیلم «همسایۀ بینقص»؛ یک روایت تکاندهندۀ واقعی
«همسایه بینقص» (The Perfect Neighbor) مستندی تکاندهنده از کارگردان گیتا گاندبیر است که با استفاده از تصاویر واقعی دوربینهای نصبشده روی لباس مأموران پلیس، داستانی واقعی از تنش، نفرت، نژادپرستی و شکست نهادهای اجتماعی را روایت میکند؛ فیلمی که بسیاری از منتقدان آن را ترسناکتر از فیلمهای وحشت تخیلی دانستهاند، زیرا تمام اتفاقات آن در دنیای واقعی رخ داده است.
فرادید| داستان فیلم به سال ۲۰۲۲ در محلهای مسکونی در شهر اوکالا در ایالت فلوریدا بازمیگردد. سوزان لورینتز، زنی سفیدپوست و ۶۰ ساله که تنها زندگی میکند، بارها با پلیس تماس میگیرد و از کودکان سیاهپوستی که در زمین خالی کنار خانهاش بازی میکنند شکایت میکند. او آنها را مزاحم و خطرناک میداند، در حالی که پلیس در هر بار حضور در محل، با کودکانی مواجه میشود که تنها مشغول بازی هستند و خانوادههایی را میبیند که روابطی گرم و صمیمانه با یکدیگر دارند.
به گزارش فرادید؛ فیلم بهتدریج و تنها از طریق تصاویر واقعی دوربینهای پلیس، روند افزایش تنش میان لورینتز و همسایگانش را طی حدود ۱۴ ماه نشان میدهد. تماشاگر مانند مأموران پلیس شاهد مشاجرهها، شکایتها و هشدارهایی است که هیچکدام به راهحلی جدی نمیانجامد؛ تا اینکه در ژوئن ۲۰۲۳ فاجعه رخ میدهد.
پس از درگیری میان لورینتز و یکی از پسران همسایه، آجیکه «ایجی» اوونز، مادر چهار فرزند، برای صحبت و حل مشکل به در خانه او میرود. اما لورینتز بدون آنکه در را باز کند، از پشت درِ بسته با اسلحه شلیک میکند و اوونز را به قتل میرساند؛ اتفاقی که کودکان او و تمام جامعه محلی را در شوک و اندوه فرو میبرد.

لورینتز در دفاع از خود به قانون جنجالی «ایستادگی کن و از خود دفاع کن» در فلوریدا استناد کرد و مدعی شد که جانش در خطر بوده است، اما دادگاه این ادعا را نپذیرفت. او در سال ۲۰۲۴ به اتهام قتل غیرعمد با سلاح گرم مجرم شناخته شد و به ۲۵ سال زندان محکوم شد.
اما «همسایه بینقص» تنها روایت یک قتل نیست. این مستند تصویری از مجموعهای از شکستهای اجتماعی ارائه میدهد: ناتوانی پلیس در جلوگیری از افزایش تنش، پیامدهای قوانین سهلگیرانه استفاده از سلاح، تبعیض نژادی و آسیبهایی که میتوانند در ذهن یک فرد شکل بگیرند و در نهایت به خشونتی مرگبار منجر شوند.
یکی از مهمترین ویژگیهای فیلم، شیوه روایت آن است. گاندبیر هیچ مصاحبه جدید، راوی بیرونی یا توضیح مستقیمی اضافه نمیکند و تقریباً تمام فیلم را از تصاویر دوربینهای پلیس میسازد. این تصمیم باعث میشود بیننده خود را در مرکز رویدادها احساس کند؛ گویی در حال مشاهده یک تراژدی است که لحظهبهلحظه در حال شکلگیری است و همه میدانند پایان آن فاجعه خواهد بود، اما هیچکس نمیتواند جلوی آن را بگیرد.
منتقدان از این رویکرد بهشدت تمجید کردهاند و فیلم را یکی از مهمترین مستندهای سال ۲۰۲۵ دانستهاند. برخی آن را اثری شایسته جایزه اسکار و حتی «ترسناکترین فیلم هالووین» نامیدهاند، زیرا وحشت آن نه از موجودات خیالی، بلکه از رفتارهای عادی انسانی، خشم کنترلنشده و قوانینی ناشی میشود که میتوانند زمینه وقوع یک فاجعه را فراهم کنند.
با این حال، فیلم بدون انتقاد نیز نبوده است. برخی منتقدان معتقدند نمایش سوزان لورینتز بهعنوان یک شخصیت کاملاً شرور ممکن است پیچیدگیهای روانی و پیشینه زندگی او را کمتر نشان دهد. همچنین این مسئله مطرح شده که قرار گرفتن چنین مستندی در کنار آثار جنایی سرگرمکننده در پلتفرمهای استریم، ممکن است باعث شود بخشی از مخاطبان آن را صرفاً به چشم یک داستان جنایی هیجانانگیز ببینند و از پیامهای اجتماعی عمیقتر آن غافل شوند.
با وجود این بحثها، تقریباً همه منتقدان در یک نکته اتفاق نظر دارند: «همسایه بینقص» تنها درباره یک قتل نیست، بلکه هشداری درباره جامعهای است که در آن نفرت، ترس، بیتوجهی نهادها و دسترسی آسان به خشونت میتوانند در کنار هم یک زندگی عادی را به تراژدی تبدیل کنند. این مستند دردناک یادآور این حقیقت است که گاهی ترسناکترین داستانها، همانهایی هستند که واقعاً اتفاق افتادهاند.