تصاویر| ۱۰ فیلم برتر درباره «آرزو» که جادوی سینما را به واقعیت گره می‌زنند

تصاویر| ۱۰ فیلم برتر درباره «آرزو» که جادوی سینما را به واقعیت گره می‌زنند

همین فرمول ساده، قرن‌هاست که نویسنده‌ها و فیلم‌سازها را وسوسه کرده تا مرز میان خیال و واقعیت را محو کنند و ما را با این پرسش اساسی تنها بگذارند: «اگر یک آرزو داشتید که حتماً برآورده می‌شد، چه می‌خواستید؟»

کد خبر : ۳۰۶۲۱۱
بازدید : ۱

از قصه‌های پریان در دل شب‌های هزارویک‌شب بگیرید تا فیلم‌های ترسناک روان‌شناختی مدرن؛ آرزوها همیشه یکی از جذاب‌ترین دست‌مایه‌های داستان‌پردازی در تاریخ بشر بوده‌اند. تصورش را بکنید: یک جمله ساده، یک خواسته قلبی، یک نگاه به آسمان یا یک سکه انداختن در فواره‌ای قدیمی، ناگهان زندگی‌تان را زیرورو کند. همین فرمول ساده، قرن‌هاست که نویسنده‌ها و فیلم‌سازها را وسوسه کرده تا مرز میان خیال و واقعیت را محو کنند و ما را با این پرسش اساسی تنها بگذارند: «اگر یک آرزو داشتید که حتماً برآورده می‌شد، چه می‌خواستید؟»

جذابیت این ژانر فقط در برآورده شدن آرزو نیست؛ درواقع نقطه قوت اصلی داستان‌های آرزومحور، همان پیچشی است که در دل هر برآورده شدن رویایی خوابیده. آرزوی ما ممکن است خودخواهانه باشد، ممکن است نادانسته چیزی را طلب کنیم که هیچ وقت نمی‌خواستیم، یا شاید اساساً راه میان‌بر رسیدن به خوشبختی، تله‌ای بیش نباشد.

سینما بلد است این حس را با تمام وجود به ما منتقل کند: از کمدی‌های اسلپ‌استیک گرفته تا درام‌های سیاه‌وسفید، از انیمیشن‌های رنگارنگ تا وحشت‌های روان‌شناختی، ژانر آرزوها همیشه راهی برای غافلگیر کردنمان پیدا می‌کند.

در این مقاله تصمیم گرفتیم سراغ ۱۰ فیلم برتر با محوریت آرزو برویم؛ آثاری که نه‌تنها بر پایه یک خواسته جادویی شکل گرفته‌اند، بلکه فراتر از کلیشه‌ها رفته‌اند و لایه‌های عمیق‌تری از معنای خواستن، فداکاری، خودشناسی و پذیرش را به تصویر کشیده‌اند.

از طنز جیم کری و رابین ویلیامز گرفته تا درام اگزیستانسیال جرج میلر و کمدی‌های نوجوانانه دهه نودی، این فهرست تمام طیف‌های ممکن یک داستان آرزومحور را پوشش می‌دهد. پس اگر آماده‌اید سفری به دل آرزوها داشته باشیم، با گیمفا همراه شوید تا ۱۰ فیلم برتر درباره آرزوها را مرور کنیم، از رتبه دهم تا اول.

۱۰. بروس قادر مطلق (Bruce Almighty) – ۲۰۰۳

51

جهان هرگز فیلمی ندیده بود که مفهوم «برآورده شدن آرزو» را تا این حد الهی و درعین‌حال مضحک به تصویر بکشد. «بروس قادر مطلق» با بازی جیم کری در نقش بروس نولان، گزارشگر تلویزیونی خودشیفته‌ای که مدام از خدا شاکی است، دقیقاً همان کاری را می‌کند که از یک کمدی با تم آرزویی انتظار داریم: آرزوی قدرت بی‌نهایت را به مضحک‌ترین شکل ممکن محقق می‌کند و بعد ما را تنها می‌گذارد با این فکر که «اگر من جای او بودم، چه می‌کردم؟»

داستان از جایی شروع می‌شود که خدای داستان (با بازی مورگان فریمن) تصمیم می‌گیرد یک هفته قدرت مطلقش را به بروس بدهد تا او ببیند اداره دنیا شوخی نیست. فیلمنامه تام شیدیاک و همکارانش هوشمندانه دو محدودیت کلیدی برای قدرت بروس تعریف می‌کند: اول اینکه نمی‌تواند اراده آزاد انسان‌ها را دور بزند، و دوم اینکه خودخواهی و ناسپاسی خودش بزرگ‌ترین زنجیر پایش است. بروس می‌تواند معجزه کند، رنگ ماه را عوض کند، اتومبیل اسپرت تحویل بگیرد، اما وقتی پای تغییر واقعیِ دلِ آدم‌ها وسط باشد، کم می‌آورد. او نمی‌تواند با زور معجزه، عشق گریس (با بازی جنیفر آنیستون) را به دست بیاورد.

«بروس قادر مطلق» شاید نتوانست منتقدان را راضی نگه دارد، اما به طرز غافلگیرکننده‌ای پرفروش‌ترین فیلم جیم کری بعد از «سونیک ۳» باقی ماند و حتی زمینه‌ساز حضور استیو کارل در سینما شد؛ کسی که بعدها اسپین‌آف مستقل «ایوان قادر مطلق» را هم بازی کرد. اما اگر از شوخی‌های گاه احمقانه فیلم بگذریم، پیام اصلی آن همچنان تأثیرگذار است: بزرگ‌ترین آرزوهای ما معمولاً نه با حرکات نمایشی عظیم، بلکه با همان انتخاب‌های کوچک و فروتنانه‌ای برآورده می‌شوند که هر روز نادیده می‌گیریم. بروس در پایان یاد می‌گیرد که قدرت واقعی، در توانایی تغییر دادن دیگران نیست، در توانایی تغییر دادن خودش است.

۹. مسحور (Bedazzled) – ۲۰۰۰

52

اگر «بروس قادر مطلق» را داستان مردی بدانیم که از خدا قدرت می‌گیرد، بازسازی هارولد ریمیس از فیلم کلاسیک «مسحور» درست یک وارونه روحانی از همان ایده است. این بار برندان فریزر نقش الیوت ریچاردز را بازی می‌کند: یک کارمند ساده و درون‌گرا که نه از خدا شاکی است، نه قدرت بی‌نهایت می‌خواهد؛ او فقط می‌ترسد زندگی کند. ترسی که بیش از همه در ناتوانی‌اش برای دعوت کردن آلیسون (فرانسیس اوکانر) به قرار ملاقات خلاصه می‌شود. وقتی شیطان (این بار در قالب یک زن اغواگر با بازی الیزابت هرلی) به او پیشنهاد هفت آرزوی مرگبار در ازای روحش را می‌دهد، الیوت بی‌درنگ معامله را می‌پذیرد.

بازی بامزه و دوست‌داشتنی برندان فریزر در این فیلم به تنهایی ارزش تماشا دارد، اما نکته جالب‌تر اینجاست که «مسحور» کمی پیچیده‌تر از «بروس قادر مطلق» عمل می‌کند. هر آرزوی الیوت یک چرخش طنزآمیز به همراه دارد؛ پول و قدرتی که می‌خواهد، در نهایت به شکلی کاملاً برعکس انتظارش از آب درمی‌آیند. اما تفاوت اصلی در پایان‌بندی فیلم است. بروس در نهایت با انجام یک انتخاب غیرخودخواهانه عشق را به دست می‌آورد، ولی الیوت یاد می‌گیرد که رها کند: او تمام قدرتش را فدای این می‌کند که آلیسون زندگی‌ای را که شایسته‌اش است تجربه کند، حتی اگر بداند جایی در آن زندگی ندارد.

هر دو فیلم متأسفانه در نمایش زنان به‌عنوان جایزه‌ای در مسیر خودشناسی مردان ضعیف عمل می‌کنند، اما «مسحور» دست‌کم با واقع‌گرایی بیشتری از این کلیشه عبور می‌کند. آخرین آرزوی الیوت واقعاً از روی ایثار است و پیام نهایی فیلم را به چیزی عمیق‌تر تبدیل می‌کند: پذیرش خود، حتی اگر به قیمت کنار گذاشتن رؤیاهایی باشد که فکر می‌کردی بدون آن‌ها نمی‌توانی نفس بکشی.

۸. ۱۳ به‌سوی ۳۰ (13Going on 30) – ۲۰۰۴

53

وقتی از کمدی‌های رمانتیک دهه ۲۰۰۰ حرف می‌زنیم، احتمالاً هیچ فیلمی به اندازه «۱۳ به‌سوی ۳۰» نماینده تمام عیار حسرت‌های نسلی نیست که بین بی‌خیالی نوجوانی و اضطراب بزرگسالی گیر کرده‌اند. داستان با تولد ۱۳ سالگی جنا رینک شروع می‌شود؛ جشنی که به فاجعه‌ای تمام‌عیار تبدیل می‌شود و او را وامی‌دارد آرزو کند «سی‌ساله، بانمک و در اوج باشم». صبح روز بعد، جنا خودش را در بدن ۳۰ ساله‌ای با چهره جنیفر گارنر می‌یابد: آپارتمانی لاکچری در نیویورک، نامزدی ورزشکار حرفه‌ای، شغلی رویایی در یک مجله مد معتبر و البته دوستی با کسی که قبلاً قلدر مدرسه بود (جودی گریر در نقشی به‌یادماندنی).

آنچه «۱۳ به‌سوی ۳۰» را از خیل عظیم فیلم‌های مشابه جدا می‌کند، تأکیدش بر دوگانه‌ای ظریف است: همزمان که تماشای زندگی رؤیایی‌ات از دریچه چشم‌های کودک درونت لذت‌بخش است، فیلم آرام‌آرام از تو می‌پرسد «چه بهایی برای این زندگی پرداخته‌ای؟» جنا به سراغ مت (مارک رافالو)، دوست دوران کودکی‌اش می‌رود؛ کسی که از رفتارهای تخریبی جنا در مسیر محبوبیت و موفقیت شغلی رنجیده است و حالا با طنزی تلخ او را تشویق می‌کند که از زندگی رؤیایی‌اش لذت ببرد.

فیلم هوشمندانه نشان می‌دهد که چطور ما بخش عمده‌ای از عمرمان را صرف آرزو کردن برای رسیدن به یک «خودِ آینده» دوست‌داشتنی می‌کنیم، غافل از اینکه اگر از همین حالا خودمان را دوست نداشته باشیم، چه چیزهای گران‌بهایی را از دست خواهیم داد. «۱۳ به‌سوی ۳۰» مخاطب را به چالش می‌کشد تا نوجوانی دست‌وپاچلفتی و معصومش را به آغوش بکشد، نه اینکه صرفاً منتظر معجزه‌ای باشد که روزی او را به آدمی «کامل» تبدیل کند.

۷. سه‌هزار سال حسرت (Three Thousand Years of Longing) – ۲۰۲۲

54

شاید نام «سه‌هزار سال حسرت» را نشنیده باشید و این کاملاً طبیعی است. جرج میلر، کارگردان اسطوره‌ای سری «مکس دیوانه»، بین دو قسمت آخر حماسه پساآخرالزمانی‌اش تصمیم گرفت فیلمی بسازد که دقیقاً در نقطه مقابل آن خشونت‌های پرسروصدا قرار می‌گیرد: یک فانتزی عاشقانه آرام و درون‌گرایانه که مفهوم آرزو را نه به‌عنوان یک ابزار داستانی، بلکه به‌عنوان یک پرسش وجودی بررسی می‌کند.

تاریخ‌نگاری به نام آلتئا (با بازی فراواقع‌گرایانه تیلدا سوینتن) که دایره‌المعارفی از داستان‌های آرزومحور در ذهن دارد، ناگهان خودش را در مرکز یکی از همین قصه‌ها می‌یابد. او یک جن (ادریس البا) را از بطری آزاد می‌کند و برخلاف انتظار، با شنیدن داستان زندگی شگفت‌انگیز او، آرام‌آرام دل می‌بازد. فیلم با بافتی احساسی و عمیق، همان حقیقت ساده‌ای را شرح می‌دهد که «مسحور» و «بروس قادر مطلق» هم اشاره کرده بودند: تجربه انسانی، مبارزه‌ای مداوم بین میل خودخواهانه به تصاحب چیزهای زیبای زندگی و هنر رها کردن آن‌هاست.

اما کاری که «سه‌هزار سال حسرت» متفاوت انجام می‌دهد، تمرکز انحصاری بر روابط بزرگسالانه واقعی است، نه آرزوهای سطحی فیلم‌های دیگر. آلتئا (محقق) و جن (موجود اسطوره‌ای) اگرچه در دو زمان و دو جهان کاملاً متفاوت زیسته‌اند، در تنهایی‌شان و در آن «حسرت» روحانی با هم یکی می‌شوند. و درست در دل همین انزواست که انسان برای خودش آرزوهای ظریف و پیچیده‌ای می‌بافد؛ در جهان میلر، داستان یا آرزوی برآورده‌نشده، خود گنجی است ارزشمند.

۶. جمعه عجیب (Freaky Friday) – ۲۰۰۳

55

جالب است که نسخه اصلی «جمعه عجیب» محصول ۱۹۷۶ یکی از واضح‌ترین و صریح‌ترین آرزوهای سینمایی را در خود داشت، اما ما ترجیح می‌دهیم سراغ بازسازی سال ۲۰۰۳ برویم که نگاه لطیف‌تری به مفهوم «جا به جایی» دارد. مارک واترز فیلمی ساخت که عصاره ناب لذت‌های اوایل دهه ۲۰۰۰ است. جیمی لی کرتیس و لیندسی لوهان در نقش مادر و دختری بازی می‌کنند که ناخواسته و در پی خوردن شیرینی ثروت جادویی، بدن‌هایشان را با هم عوض می‌کنند – بله، عناصری در فیلم هست که از نظر فرهنگی چندان خوب پیر نشده‌اند.

اما موفقیت بی‌چون‌وچرای فیلم در تبدیل مفهوم «آرزو» به «همدلی» است. کرتیس و لوهان شاید مانند شخصیت‌های فیلم ۱۹۷۶ آگاهانه نخواسته باشند جای یکدیگر باشند، اما سخت به درک شدن از سوی طرف مقابل نیازمندند. آنا از این ناراحت است که مادرش به عشق او به موسیقی باور ندارد؛ تس نیز که به‌تازگی تصمیم به ازدواج مجدد گرفته، نمی‌تواند بدون حمایت دخترش پیش برود.

نسخه دنباله‌ای که این روزها با عنوان «Freakier Friday» ساخته شده، با تمام نوستالژی‌بازی‌هایش، هرگز به عمق نسخه اول نزدیک نمی‌شود. فیلم ۲۰۰۳ فهم بهتری از این دارد که چرا یک نفر اساساً باید آرزو کند جایش را با دیگری عوض کند، حتی اگر فرمول کلی ژانر را تغییر دهد. فیلم ۱۹۷۶ بیشتر درباره نشان دادن خوبی‌ها و بدی‌های بچگی و بزرگسالی بود، اما روایت واترز داستان دو انسانی است که در مراحل پیچیده‌ای از زندگی‌شان دوباره یاد می‌گیرند همدیگر را «به عنوان آدم» ببینند و دوست داشته باشند، نه فقط به عنوان اعضای یک خانواده.

۵. دروغ‌گو دروغ‌گو (Liar Liar) – ۱۹۹۷

56

پیش از آنکه تام شیدیاک و جیم کری برای «بروس قادر مطلق» همکاری کنند، این زوج یکی از بهترین فیلم‌های سال ۱۹۹۷ را با «دروغ‌گو دروغ‌گو» خلق کردند. اما برخلاف فیلم ۲۰۰۳، این بار کسی که آرزو می‌کند، قربانی ماجرا نیست؛ بلکه این پسر کوچک فلچر رید (با بازی جاستین کوپر) است که از ته دل می‌خواهد پدرش برای یک روز هم که شده نتواند دروغ بگوید. و آرزویش برآورده می‌شود.

فلچر که به عنوان وکیلی زبان‌باز و حیله‌گر از راه کلک زدن و دروغ‌بافی زندگی مجللی برای خودش ساخته، حالا نمی‌تواند جلوی فوران حقیقت را بگیرد. هر فکری به ذهنش می‌رسد، بی‌اختیار از دهانش بیرون می‌پرد، چه در گفت‌وگو با یک غریبه در خیابان و چه در دادگاهی رسمی. فیلم بیش از هرچیز، نمایشی از توانایی‌های فیزیکی و کلامی جیم کری است که این بار در قالبی بالغ‌تر و پخته‌تر مهار می‌شود. حرکات بدنی اش به هر دو روی سکه فلچر می‌آید: وکیل فریبنده و مسحورکننده از یک سو، و مرد درمانده‌ای که به طرز خنده‌داری نمی‌تواند فکرش را در سینه نگه دارد از سوی دیگر.

نکته مهم در «دروغ‌گو دروغ‌گو» این است که تجربه فلچر، با وجود تمام دردسرهایش، در نهایت رهایی‌بخش است. او داشت با دروغ‌های مداوم، زندگی‌ای را می‌ساخت که واقعاً خواهانش نبود. اگر از دور شدن تدریجی خانواده‌اش راضی بود، قصه‌ای شکل نمی‌گرفت. آرزوی پسرش، از آن آرزوهای ساده و صمیمانه‌ای است که فقط از ذهن یک بچه پنج‌ساله درمانده می‌تراود، اما تلنگرش به فلچر نشان می‌دهد بزرگ‌ترین کسی که او مدام فریبش می‌داد، خودش بود.

۴. بزرگ (Big) – ۱۹۸۸

57

از مشهورترین فیلم‌های تاریخ سینما درباره آرزو، بدون شک «بزرگ» با بازی درخشان تام هنکس است. داستان از یک دستگاه فال‌گوی قدیمی به نام زولتار شروع می‌شود که احتمالاً نمادین‌ترین ابزار آرزو کردن در کل این ژانر محسوب می‌شود. جاش بسکین ۱۲ ساله، بعد از تحقیر شدن در یک پارک تفریحی، از ته دل آرزو می‌کند «بزرگ» شود. صبح روز بعد در بدن یک مرد بالغ از خواب بیدار می‌شود و قدم به جهانی می‌گذارد که هر بچه دهه هشتادی رؤیایش را می‌دید: آزادی کامل، شغلی که در آن شخصیت بچگانه‌اش یک امتیاز واقعی است، پول، و رابطه‌ای عاطفی (که البته، با اغماض از مشکلات اخلاقی رابطه یک زن بالغ با یک پسربچه ۱۲ ساله در بدن مرد بزرگسال، «سالم» نامیده می‌شود).

نقطه قوت درخشان «بزرگ» این است که برخلاف اغلب فیلم‌های آرزومحور، جاش را به خاطر آرزویش مجازات نمی‌کند. در «بروس قادر مطلق» می‌بینیم همه چیز طبق میل بروس پیش نمی‌رود؛ در «۱۳ به‌سوی ۳۰» جنا می‌فهمد این زندگی رؤیایی نیست که واقعاً می‌خواهد؛ اما جاش دقیقاً همان چیزی را که خواسته بود به دست می‌آورد و تازه می‌فهمد که مشکل از خودِ آرزو است، نه از عواقبش. زندگی بزرگسالی‌اش در ظاهر بی‌نقص است و همین بی‌نقص بودن، حسرت کودکی را در او عمیق‌تر می‌کند.

در پایان، جاش آگاهانه تصمیم می‌گیرد برگردد. او کودکی معمولی را به بزرگسالی مطمئن و موفق ترجیح می‌دهد. این بازگشت، از قدرتمندترین لحظات ژانر است؛ چون نشان می‌دهد هر مرحله از زندگی ارزش زیستن دارد و نمی‌شود بی‌هیچ هزینه‌ای از آن پرید.

۳. وسواس (Obsession) – ۲۰۲۶

100

در نگاه اول، «وسواس» ساخته کوری بارکر، چیزی فراتر از یک فیلم ترسناک معمولی با تم آرزو به نظر نمی‌رسد. پیش از این بارها داستان مردی را دیده‌ایم که با یک آرزو، راهش را به قلب زنی که دوستش دارد باز می‌کند (مثل «مسحور») و حتی چندین فیلم ترسناک با محوریت آرزوهای مرگبار داریم (از «Wish Upon» گرفته تا فرنچایز کامل «Wishmaster»). اما کاری که بارکر با این کلیشه‌ها می‌کند، آن را بلافاصله متمایز می‌سازد: تمرکز وسواس‌گونه و اغلب آزاردهنده‌اش بر شخصیت.

نیکی (با بازی اینده ناوارته) اگرچه بخش اعظم فیلم را به طرز وحشتناکی در بدن خودش زندانی است، سطحی از عاملیت دارد که شخصیت‌های مشابه در این ژانر هرگز دریافت نمی‌کنند. فیلمنامه بارکر جدی‌ترین برخورد ممکن را با وضعیت او دارد: نیکی صرفاً هدف عشق بِیِر (مایکل جانستون) و هدف آرزوی او نیست، بلکه قربانی هر دوی این‌هاست. تصور کنید احساساتتان نسبت به یک نفر ناگهان و به زور تغییر کند؛ نیکی برای حفظ کنترل خود به شکل‌های وهم‌آوری مبارزه می‌کند، درحالی‌که آرزو او را وادار به اجرای عشقی یک‌طرفه و وسواسی می‌کند. بیننده مدام از خود می‌پرسد: آیا او تسخیر شده است؟ اما شاید وحشتناک‌تر از هر موجود فراطبیعی، این باشد که نیکی صرفاً تحت کنترل امیال بِیِر است؛ امیالی که آن‌قدر از خواسته‌های واقعی خودش دورند که هویتش را دوپاره می‌کنند.

فیلم‌های ترسناک زیادی هر سال می‌آیند و می‌روند، اما اگر «وسواس» استثنایی ماندگار شود، دلیلش نگاه بی‌پرده‌اش به اعماق پلید و خاموش خودخواهی انسان است، با استفاده از آرزو به‌عنوان خطرناک‌ترین سلاح ممکن.

۲. چه زندگی شگفت‌انگیزی (It’s a Wonderful Life) – ۱۹۴۶

58

دلیلی دارد که «چه زندگی شگفت‌انگیزی» فرانک کاپرا پس از هشت دهه هنوز یکی از ماندگارترین فیلم‌های تاریخ است. این فیلم حکم بنیان و اساس‌نامه ژانر آرزوها را دارد؛ تمام تم‌ها و ایده‌های اصلی این زیرژانر را تثبیت کرد و آن‌ها را تا نهایت ظرفیت احساسی‌شان پیش برد. راز ماندگاری‌اش در ماهیت آرزوی قهرمان داستان است: جرج بیلی (با بازی فراموش‌نشدنی جیمز استوارت) نه بروس است، نه بِیِر. او آرزوی پول، عشق، قدرت یا حتی آینده‌ای بهتر ندارد. باور او به اینکه فاقد تمام این‌هاست، در نهایت به آرزویی دهشتناک می‌انجامد: «کاش هرگز به دنیا نمی‌آمدم.»

کاپرا این خواسته تلخ و سیاه را به تأییدکننده‌ترین شکل ممکن برآورده می‌کند. جرج وارد جهانی بدیل می‌شود؛ جهانی که در آن هرگز وجود نداشته است و تمام زندگی‌هایی که بی‌آنکه بداند لمس کرده بود، از تأثیرات کوچک اما سرنوشت‌ساز او محروم شده‌اند. آرزویش نتیجه معکوس نمی‌دهد چون زیادی به خواسته‌اش رسیده باشد، مثل الیوت در «مسحور» یا جنا در «۱۳ به‌سوی ۳۰»، بلکه نتیجه معکوس می‌دهد چون جرج بالاخره می‌فهمد چقدر برای جهانی که داشت رهایش می‌کرد مهم بوده است.

بزرگ‌ترین انتقادی که به این ژانر وارد است، تکیه بیش از حد بر نتیجه‌گیری‌های امن و قابل پیش‌بینی است. اما «چه زندگی شگفت‌انگیزی» جسورانه‌تر و حتی تاریک‌تر از اغلب فیلم‌هایی است که خودش الهام‌بخششان بود. درد آرزو داشتن در این فیلم، عمیق‌تر از هر جای دیگری تصویر شده است.

۱. علاءالدین (Aladdin) – ۱۹۹۲

59

انتخاب میان دو رتبه نخست برای ما آسان نبود، اما وقتی نوبت به تاج‌گذاری بهترین فیلم تاریخ سینما درباره آرزو رسید، تردیدها رنگ باختند. تصویر «علاءالدین» دیزنی با هویت ژانر آرزوها گره خورده است. اگر از یک عاشق سینما بخواهید به فیلم‌های این زیرژانر فکر کند، احتمالاً بی‌درنگ ملودی جذاب آغازین «Friend Like Me»، راهپیمایی باشکوه «پرنس علی» یا گروه کر رؤیایی «A Whole New World» در ذهنش زنده می‌شود. موسیقی افسانه‌ای آلن منکن و هاوارد اشمن روح یک داستان فولکلور چندصدساله را با ضرب‌آهنگ‌هایی پرانرژی و ماندگار جان بخشید و البته رابین ویلیامز با صداپیشگی فراموش‌نشدنی‌اش در نقش غول چراغ جادو، الماسی را به شاهکاری درخشان تبدیل کرد.

اما فراتر از ارزش سرگرمی محض، تأثیر «علاءالدین» بر سنت آرزوهای سینمایی کمی نادیده گرفته شده است. فیلم‌های این فهرست هرکدام بخشی از پازل را کامل می‌کنند: «بروس قادر مطلق» محدودیت‌ها و سردردهای قدرت مطلق را نشان می‌دهد؛ «سه‌هزار سال حسرت» می‌پرسد چطور با آرزوهایی که نمی‌شود کنارشان گذاشت زندگی کنیم؛ «چه زندگی شگفت‌انگیزی» یادمان می‌دهد قدر همین زندگی‌ای که داریم را بدانیم. اما «علاءالدین» یک گام از تمام این کشف‌های اخلاقی فراتر می‌رود.

در پایان فیلم، قهرمان داستان از آخرین آرزویش استفاده می‌کند تا موجودی را آزاد کند که می‌توانست زندگی ایده‌آلش را برای همیشه تأمین کند. او صدها سال آزادی را برای غول به یک عمر رؤیاهای شخصی ترجیح می‌دهد، چون فهمیده است که هیچ میزان بهره‌کشی نمی‌تواند آنچه را که از عشق حقیقی انتظار داریم به ما بدهد. این درس نهایی و جاودانه تمام فیلم‌های آرزومحور است: گاهی بزرگ‌ترین آرزو، آزاد کردن دیگری است.

کلام آخر

این فهرست، سفری بود از طنزهای خدای‌گونه تا اعماق فداکاری و ایثار. هرکدام از این ده فیلم به شیوه‌ای منحصربه‌فرد نشان می‌دهند که چرا داستان‌های آرزومحور، پس از این همه سال، هنوز در مرکز جذاب‌ترین قصه‌های بشری ایستاده‌اند. اگر شما هم فیلم محبوبی در این ژانر دارید که جایش در این فهرست خالی است، حتماً با ما در میان بگذارید.

منبع: گیمفا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید