تصاویر| ۱۰ بازی درخشان رابرت پتینسون

تصاویر| ۱۰ بازی درخشان رابرت پتینسون

رابرت پتینسون با بازی‌های درخشان خود در سال‌های اخیر توانسته سایه فرنچایز Twilight را از سر خودش بردارد.

کد خبر : ۳۱۶۱۴۴
بازدید : ۱

رابرت پتینسون فقط از سایه سنگین مجموعه فیلم‌های Twilight فرار نکرد؛ او قوانین مربوط به نحوه شکل‌گیری یک مسیر شغلی پس از یک فرنچایز بزرگ را کاملاً سوزاند و از بین برد. او پس از گذراندن پنج فیلم در نقش ادوارد کالن، در حالی که با عبوس بودن و درخشش در نقش او به یکی از جذاب‌ترین مردان جهان تبدیل شده بود، می‌توانست سال‌ها با جایگاه ستاره سینما به راحتی پیش برود. اما خوشبختانه، او تصمیم گرفت مسیرهای عجیب و غریب را انتخاب کند.

رابرت پتینسون با همکاری فیلمسازانی از جمله دیوید کروننبرگ، کلر دنی، رابرت اگرز، برادران سفدی، بونگ جون-هو و کریستوفر نولان، سال‌های پس از نقش ادوارد کالن در مجموعه فیلم‌های Twilight را صرف تعقیب شخصیت‌های دشوار، صداهای عجیب، لهجه‌های وحشی و فیلم‌های چالش‌برانگیزی کرد که علاقه چندانی به حفظ تصویر جذاب و تبلیغاتی او نداشتند.

و این استراتژی جواب داد. گفتمان پیرامون رابرت پتینسون به تدریج از پسر محبوب مجموعه فیلم‌های Twilight به سمت یکی از غیرقابل پیش‌بینی‌ترین بازیگران نسل خود تغییر یافت. او در نهایت با فیلم Batman به دنیای فیلم‌های بزرگ استودیویی بازگشت، اما تا آن زمان انتخاب‌های ماجراجویانه و تنوع بازی‌اش باعث شده بود که دیگر کسی نتواند او را دست‌کم بگیرد.

با توجه به اینکه فیلم Primetime تحول بزرگ دیگری را برای او رقم زده و او را در نقش کریس هانسن، مجری برنامه To Catch a Predator، به نمایش می‌گذارد، در این مطلب به ۱۰ بازی درخشان می‌پردازیم که به رابرت پتینسون کمک کردند تا نقشش در مجموعه فیلم‌های Twilight را پشت سر بگذارد.

فیلم Cosmopolis (2012)

21رابرت پتینسون حتی پیش از آنکه رسماً دوران مجموعه فیلم‌های Twilight را تمام کند، شروع به درهم شکستن انتظارات کرد. فیلم Cosmopolis ساخته دیوید کروننبرگ که به شکلی عامدانه، فضایی سرد، عجیب و بیگانه دارد، او را در نقش اریک پکر، یک سرمایه‌گذار جوان و به شدت ثروتمند به تصویر می‌کشد که در حالی که امپراتوری مالی، زندگی شخصی و تسلط او بر واقعیت در حال فروپاشی است، با لیموزین در منهتن می‌چرخد.

این کار تقریباً یک اقدام الهام‌بخش برای تخریب تصویر عمومی رابرت پتینسون بود. دیوید کروننبرگ آن انزوای جذاب و زیبای مورد علاقه مخاطبان را گرفت و آن را به چیزی ناآرام‌کننده تبدیل کرد. شخصیت اریک پکر شخصیتی گسسته، متکبر، توخالی و به‌طور فزاینده‌ای بی‌پروا است و پتینسون از نرم‌تر کردن شخصیت او برای مخاطب خودداری می‌کند.

فیلم The Rover (2014)

22اگر فیلم Cosmopolis شروع به تغییر دیدگاه‌ها نسبت به این بازیگر کرده بود، فیلم The Rover ساخته فیلمساز استرالیایی دیوید میشد، این روند را با سرعت بیشتری ادامه داد. در مقابل بازی گای پیرس در نقش یک ولگرد سخت‌گیر، رابرت پتینسون نقش ری را بازی می‌کند؛ مرد جوان آسیب‌دیده و عصبی که برادرش او را در ویرانه‌های وحشی و نزدیک به آینده استرالیا رها کرده است.

این فیلم تقریباً تمام جزئیات صیقل‌خورده ستاره‌های سینما را از این بازیگر دور می‌کند. رابرت پتینسون در اینجا مضطرب، آسیب‌پذیر، ناشی و گاهی قلب‌شکسته است، آن هم با یک لهجه جنوبی متمایز و حرکات بدنی که باعث می‌شود شخصیت ری همیشه در بدن خودش احساس ناآرامی کند. این همان نوع بازیگری است که می‌تواند باعث شود فراموش کنید اصلاً در حال تماشای رابرت پتینسون هستید.

فیلم The Lost City of Z (2016)

23رابرت پتینسون در درام ماجراجویانه و گسترده The Lost City of Z ساخته جیمز گری، تقریباً برعکس عمل می‌کند. نقش کاوشگر بریتانیایی هنری کاستین، به او اجازه می‌دهد تا به جای جنگیدن برای جلب توجه، در یک نقش مکمل ناپدید شود. رابرت پتینسون که زیر ریش‌های ضخیم پنهان شده و با خویشتنداری قابل توجهی بازی می‌کند، اجازه می‌دهد چارلی هانام در نقش پرسی فاست در مرکز داستان باقی بماند، در حالی که خودش بی‌صدا به یکی از ماندگارترین حضورهای فیلم تبدیل می‌شود.

در اینجا خبری از نمایش‌های بزرگ و نمایش بازیگری نیست و دقیقاً همین موضوع باعث موفقیت آن می‌شود. نقش کاستین به رابرت پتینسون این فرصت را می‌دهد تا نشان دهد وقتی فروتن و بی‌سروصدا باشد چقدر می‌تواند مؤثر باشد؛ او به جای تلاش برای تسلط بر فیلم، در بافت داستان حل می‌شود.

فیلم Good Time (2017)

24سپس نوبت به فیلم Good Time رسید. اگر قرار بود یک هنرنمایی وجود داشته باشد که در نهایت شکاکان باقی‌مانده به رابرت پتینسون را مجبور به تجدید نظر کند، آن نقش احتمالاً همین بود. جاش و بنی سفدی، او را در نقش کانی نیکاس انتخاب کردند؛ یک مجرم خرده‌پا که پس از یک سرقت ناموفق از بانک که باعث بازداشت برادرش می‌شود، با ناامیدی در نیویورک دست و پا می‌زند. کانی تقریباً تمام مدت فیلم را صرف ابداع راه‌حل‌های وحشتناک و پشت سر هم می‌کند و همه اطرافیانش را بیشتر در دردسر خود غرق می‌کند.

رابرت پتینسون در این فیلم، پرانرژی است. او کثیف، فریبکار، هیجان‌زده و به شکلی ترسناک متقاعدکننده است؛ مردی که توانایی او در حرکت مداوم، تنها چیزی است که مانع از فروپاشی همه‌چیز می‌شود. رابرت پتینسون خودش را با تمام وجود در ناامیدی کانی رها می‌کند و ضربان عصبی لازم را به فیلم می‌بخشد که باعث می‌شود داستان با سرعت به جلو حرکت کند. فیلم Good Time فقط به یکی از تعیین‌کننده ترین بازی‌های رابرت پتینسون تبدیل نشد، بلکه به بازسازی کامل نوع نقش‌هایی که مخاطبان انتظار داشتند او را در آن‌ها ببینند، کمک کرد.

فیلم High Life (2018)

25او پس از آن بازی تحول‌آفرین، به همراه کلر دنی راهی اعماق فضا شد تا یکی از عجیب‌ترین فیلم‌های دوران حرفه‌ای خود را تجربه کند. در فیلم High Life، رابرت پتینسون نقش مونته را بازی می‌کند؛ یکی از گروه زندانیانی که در مأموریتی خطرناک به سمت یک سیاهچاله فرستاده شده‌اند. این فیلم به موضوعاتی نظیر انزوا، مسائل جنسی، تولیدمثل، خشونت و والدگری می‌پردازد که طیف وسیعی از حالت‌های هیپنوتیزم‌کننده تا تقابل‌های عمیق را در بر می‌گیرد.

مونته برخلاف سبک انفجاری کانی نیکاس نیست. بخش زیادی از این هنرنمایی از سکون، خستگی و ارتباط شکننده‌ای که او با یک نوزاد در فضا برقرار می‌کند، نشأت می‌گیرد. رابرت پتینسون بدون آنکه بخواهد محتوای عجیب داستان را به شکلی مرسوم درآورد، به آن یک تکیه‌گاه عاطفی می‌بخشد و یکی از آرام‌ترین و آسیب‌پذیرترین بازی‌های خود را ارائه می‌دهد.

فیلم The Lighthouse (2019)

26حبس شدن در یک فانوس دریایی با ویلم دفو به اندازه کافی خسته‌کننده به نظر می‌رسد، اما مقابله تن‌به‌تن با ویلم دفو در زمانی که او در اوج توانایی‌های بازیگری خود است، چیزی کاملاً متفاوت است. فیلم The Lighthouse ساخته رابرت اگرز، حجم عظیمی از فرصت‌های بازیگری را در اختیار هر دو بازیگر قرار می‌دهد؛ دو نگهبان فانوس دریایی که در یک جزیره دورافتاده، کم‌کم یکدیگر و احتمالاً خودشان را به مرز جنون می‌کشانند.

پتینسون در ابتدا نسبتاً خویشتن‌دار است، اما این وضعیت دوامی ندارد. خشم، پارانویا، گناه، مستی، ناکامی و جنون خالص، به تدریج از او سرازیر می‌شود و برخی از وحشیانه‌ترین نقش‌های دوران کاری‌اش را رقم می‌زند. این فیلم همچنین بسیار خنده‌دار است. تمایل رابرت پتینسون به احمق و مضحک به نظر رسیدن، برای کل اثر حیاتی است، به‌ویژه در مقابل بازی تئاتری و باشکوه ویلم دفو.

فیلم The King (2019)

27رابرت پتینسون در فیلم The King مدت زیادی حضور ندارد، اما کاملاً مطمئن می‌شود که شما او را به یاد می‌آورید. او در نقش ولیعهد فرانسه در مقابل تیموتی شالامه که نقش هنری پنجم را بازی می‌کند، با موهای بلوند آویزان، لهجه فرانسوی اغراق‌آمیز و چنان تکبر و تحقیرآمیزی وارد فیلم می‌شود که می‌توانست برای نقش بسیار بزرگ‌تری هم کافی باشد. این کار می‌توانست مضحک باشد و اگر منصف باشیم، تا حدی هم مضحک است؛ و دقیقاً همین موضوع باعث سرگرم‌کننده شدن آن می‌شود.

پتینسون دقیقاً می‌داند در چه سطحی از بازیگری فعالیت می‌کند و از ولیعهد به یک شخصیت منفی به‌شدت آزاردهنده تبدیل می‌کند که گویی از هر فرصت برای پوزخند زدن، تهدید کردن و تحقیر کردن لذت می‌برد. این نقش نسبتاً کوچکی است، اما او با چنان اعتمادبه‌نفس تئاتری به آن حمله می‌کند که چندین سکانس را از آن خودش می‌کند.

فیلم The Batman (2022)

28یکی از خنده‌دارترین جنبه‌های واکنش‌های اولیه به انتخاب رابرت پتینسون برای نقش بتمن این بود که هنوز افرادی وجود داشتند که فکر می‌کردند مجموعه فیلم‌های Twilight نشان‌دهنده تمام توانایی‌های اوست. زمانی که فیلم The Batman ساخته مت ریوز اکران شد، رابرت پتینسون یک دهه زمان صرف کرده بود تا یکی از عجیب‌ترین کارنامه‌های فیلم‌سازی پس از آن فرنچایز را در هالیوود بسازد. در آن زمان، نقش بروس وین تقریباً یک انتخاب معمولی و سنتی به نظر می‌رسید.

رابرت پتینسون به جای نمایش یک میلیاردر خوش‌تیپ و زیاده‌رو که مخاطبان قبلاً دیده بودند، بروس وین را به عنوان یک منزوی، وسواسی و آسیب‌دیده از نظر عاطفی بازی می‌کند که به نظر می‌رسد پشت ماسک بتمن بسیار راحت‌تر از زمانی است که بدون آن است. تحسین‌برانگیزترین بخش این است که او با وجود اینکه به ندرت چهره‌اش را نشان می‌دهد، کارهای بزرگی انجام می‌دهد. نگاه، ژست بدن، خشم کنترل‌شده و حضور فیزیکی محض، بخش اعظم کار را پیش می‌برد. پتینسون سال‌ها صرف پذیرش فیلم‌های کوچک‌تر و پرخطرتر کرده بود؛ فیلم The Batman نشان داد که او می‌تواند تمام آن شدت و تمرکز را به مرکز یک فیلم پرفروش و عظیم بازگرداند.

فیلم Mickey 17 (2025)

29بونگ جون-هو به رابرت پتینسون نگاه کرد و تصمیم گرفت که تنها یک نسخه از او کافی نیست. در فیلم Mickey 17، رابرت پتینسون نقش میکی بارنز را بازی می‌کند؛ یک فرد که برای استعمار یک سیاره یخی فرستاده شده و یک شرط شغلی بسیار ناخوشایند دارد: هر بار که او می‌میرد، نسخه دیگری از او چاپ شده و برای کار فرستاده می‌شود.

نسخه میکی ۱۷ از او که عصبی و تحت فشار است، با نسخه میکی ۱۸ که تهاجمی‌تر است، دنیای متفاوتی دارد؛ رابرت پتینسون صدا، فیزیک و انرژی خود را چنان تغییر می‌دهد که صحنه‌های بین این دو، ویترینی برای نمایش میزان هنرنمایی خلاق و بازیگوش او می‌شود. این اثر گسترده، عجیب و در بسیاری از جاها بسیار خنده‌دار است و به نظر می‌رسد رابرت پتینسون از اینکه یکی از شناخته‌شده‌ترین ستاره‌های سینمای جهان را تا حد ممکن عجیب و غریب جلوه دهد، بسیار لذت می‌برد.

فیلم The Odyssey (2026)

30رابرت پتینسون در فیلم The Odyssey نقش آنتینوس را بازی می‌کند؛ خطرناک‌ترین خواستگاری که دور پنلوپه می‌چرخد، در حالی که اودیسئوس مفقود مانده است، و او با لذت آشکاری از نقش شرور خود استقبال می‌کند. اجرای او در جمله «کسی هست این گداها را از اینجا بیرون کند؟» به سرعت به یکی از وایرال‌ترین دیالوگ‌های فیلم تبدیل شد.

این هنرنمایی، آن درونیات عذاب‌کشیده در فیلم The Batman یا ناامیدی هیستریک در فیلم Good Time نیست. رابرت پتینسون در اینجا اجازه دارد آشکارا بدجنس باشد؛ فردی فریبکار، شکارچی، خودخواه و غیرقابل پیش‌بینی؛ او لبه‌ای تیز به شخصیتی می‌بخشد که می‌توانست به راحتی در ابعاد عظیم حماسه نولان نادیده گرفته شود. در عوض، او در فیلمی که مملو از ستاره‌های بزرگ است، به‌خوبی از پس نقش خود برمی‌آید.

این یک یادآوری مناسب است که چه چیزی باعث شده دنبال کردن مسیر شغلی رابرت پتینسون پس از فیلم Twilight بسیار لذت‌بخش باشد. دیگر واقعاً یک سبک ثابت برای رابرت پتینسون وجود ندارد. به او یک میلیاردر، یک مجرم، یک نگهبان فانوس دریایی، بتمن، یک کارگر فضایی یا یک شرور یونان باستان بدهید و احتمال زیادی وجود دارد که او راهی غیرمنتظره برای هنرنمایی در آن پیدا کند.

مجموعه فیلم‌‎های Twilight رابرت پتینسون را مشهور کرد اما هر آنچه پس از آن مجموعه در کارنامه هنری این بازیگر شکل گرفت، او را به شخصیتی جذاب و خیره‌کننده تبدیل کرد.

منبع: گیمفا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید