داریوش مهرجویی علیه مافیای خون؛ بهروز وثوقی و فردین دوست داشتند در فیلم‌هایم بازی کنند

داریوش مهرجویی علیه مافیای خون؛ بهروز وثوقی و فردین دوست داشتند در فیلم‌هایم بازی کنند

دایره مینا سال ۱۳۵۳ ساخته شد ولی اجازه اکران نیافت. اکران عمومی این فیلم حدود ۴ سال بعد در سینما آتلانتیک و دیانا تهران صورت گرفت که با استقبال تماشاگران و منتقدان همراه شد. فیلم پنج هفته در سینما آتلانتیک و ۶ هفته در سینما دیانا روی پرده رفت و بیشتر از ۱۶ میلیون ریال فروخت.

کد خبر : ۳۲۰۴۰۱
بازدید : ۱۰

«داریوش مهرجویی» کارگردان فیلم «دایره مینا» درباره توقیف این فیلم که موضوع آن خون‌فروشی و مافیای حاکم بر آن بود، می‌گوید: من در مقابل توقیف فیلم یواش یواش پوست کلفت شده بودم، در سه‌سالی که این فیلم توقیف بود برای تلویزیون فیلم می‌ساختم، فیلمی ساختم که قسمتی از آن درباره الموت بود که اصلا گم شد. در این مدت چند سناریو هم نوشتم که «هامون» و «اجاره‌نشین‌ها» جزء آنها بود، «فردین» و «بهروز وثوقی» هم خیلی دوست داشتند در فیلم‌های من باشند ولی به نقش فیلم‌های من نمی‌خوردند.

دایره مینا سال ۱۳۵۳ ساخته شد ولی اجازه اکران نیافت. اکران عمومی این فیلم حدود ۴ سال بعد در سینما آتلانتیک و دیانا تهران صورت گرفت که با استقبال تماشاگران و منتقدان همراه شد. فیلم پنج هفته در سینما آتلانتیک و ۶ هفته در سینما دیانا روی پرده رفت و بیشتر از ۱۶ میلیون ریال فروخت. البته دایره مینا در سال ۱۳۵۶ در جشنواره‌هایی خارج از ایران به نمایش درآمده و برنده جایزه فدراسیون بین‌المللی منتقدان فیلم برلین و جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم پراد فرانسه شده بود. این فیلم نخستین نماینده ایران در آکادمی اسکار بود که موفقیتی به دست نیاورد.

قصه فیلم

پسر جوانی به نام علی (سعید کنگرانی) که با خانواده‌اش در محله‌های حاشیه‌ای شهر مشهد (گلشهر) زندگی می‌کند. پدر بیمارش (اسماعیل محمدی) را برای معالجه به بیمارستان شاه رضا مشهد می‌برد، اما نمی‌تواند او را بستری کند. آنها چند روزی را در پیاده‌رو کنار نرده‌های بیمارستان سپری می‌کنند تا اینکه با شخصی به نام سامری (عزت‌الله انتظامی) روبه‌رو می‌شوند. پدر از او کمک می‌خواهد.

سامری به پدر و پسر می‌گوید که اگر می‌خواهند به‌سادگی پول زیادی به دست آورند فردای آن روز صبح زود ساعت ۶، سر چهارراه منتظر او باشند. صبح روز بعد سامری، علی و پدرش را سوار کامیونی می‌کند که چند نفر دیگر در آن هستند. آنها نمی‌دانند برای چه و به کجا می‌روند و پرسش‌های‌شان بی‌پاسخ می‌ماند. در آزمایشگاه پدر متوجه می‌شود که می‌خواهند از او خون بگیرند او اعتراض می‌کند و اجازه نمی‌دهد از او خون بگیرند. ولی از علی خون گرفته می‌شود و سامری در مقابل ۲۰ تومان به او می‌دهد.

سامری دلال خون است و خون مستمندان و معتادان را ارزان می‌خرد و به بیمارستان‌ها می‌فروشد. علی طی رفت‌وآمد به بیمارستان با راننده آمبولانس به نام اسماعیل (علی نصیریان) و پرستار جوانی به نام زهرا (فروزان) آشنا می‌شود. سامری از پسر می‌خواهد برای او کار کند و برای آزمایشگاه خون‌گیری‌دهنده خون جمع‌آوری کند و بدین ترتیب علی تبدیل به یکی از پادوهای سامری می‌شود. حال پدر روز به روز وخیم‌تر شده تا اینکه می‌میرد.

3

علی نصیریان در دایره مینا

چالش خون‌های آلوده

احمد قویدل مدیر عامل وقت کانون هموفیلی ایران به نامه‌ای از فریدون علاء از بنیانگذاران سازمان انتقال خون که به وی نوشته است اشاره می‌کند: «من در سال ۱۳۴۴ به میهن مراجعت کردم و در بیمارستان پهلوی وقت (بیمارستان امام خمینی امروز) مشغول به کار شدم اما متوجه وضع فجیع خون‌فروشی و دلال‌های سودجو شدم که فقیرترین اقشار جامعه را استثمار می‌کردند. در همان زمان بود که مشغول برنامه‌ریزی برای پایه‌گذاری سازمانی بودم که منحصرا از اهدای داوطلبانه خون افراد سالم جامعه استفاده و عقب‌افتادگی علمی و بهداشتی موسسات موجود را جبران کند. به این ترتیب سازمان انتقال خون ایران در سال ۱۳۵۰ به رسمیت شناخته شد و پس از دریافت بودجه‌ای از سازمان برنامه در سال ۱۳۵۱ آغاز به‌کار کرد. تاسیس سازمان انتقال خون حاصل کار جمعی گروهی از دلسوزان نطام سلامت کشور بود و مسئولیت اعمال اراده این پزشکان و کارشناسان حوزه انتقال خون برعهده من بود. این سازمان در تهران توانست جانشین خون‌فروشان حرفه‌ای شود و در سال ۱۳۵۷ پنج پایگاه منطقه‌ای در شهرهای شیراز، مشهد، اهواز، ساری و همدان بود.»

مشکل مهم خون‌های فروخته شده توسط مافیای خون این بود که خون‌دهندگان عمدتا از معتادان و خون‌فروشان حرفه‌ای جامعه بودند که سلامت خونشان محل تردید بود؛ داریوش مهرجویی: «هدفم از ساخت دایره مینا این بود که موضوع مافیای خون‌فروشی را رو کنم. چیزی که باعث شده بود بیمارستان‌ها و دکترهای جراح خیلی با این خون‌های آلوده که گاهی بیماران بر اثر آن می‌مردند مشکل داشته باشند. دکترها(پزشکان) مجبور بودند از این خون‌ها استفاده کنند. خون‌دهندگان آدم‌های فقیر بدبخت معتادی بودند که برای بقای خود مجبور بودند خونشان را به قیمت خیلی ارزان بفروشند.»

فریدون علا هم وضع آشفته بازار فروش خون و بهداشتی نبودن آن را تایید می‌کند:« وضعیت انتقال خون در بیمارستان ۵۰۰ تختخوابی آن زمان (بیمارستان امام خمینی امروز) بسیار نارسا و خطرناک بود، در ورودی بیمارستان بخش انتقال خون بیمارستانی قرار داشت و هر روز صبح صحنه ناگوار خونگیری از خون‌فروشان را می‌دیدم. خون‌فروشان عمدتا افرادی رنجور و رنگ پریده بودند که از شهر و روستاها به تهران می‌آمدند.

این افراد محتاج پول و درآمدی ناچیز بودند، واسطه‌هایی سودجو این افراد را بسیج می‌کردند و از هریک از آنها ۲۵۰ میلی‌لیتر خون می‌گرفتند و پول کمی به آنها می‌رسید. آنهایی که خون‌شان کمیاب بود پول بیشتری گیرشان می‌آمد و در هفته حتی تا دو بار اقدام به فروش خون می‌کردند به همین دلیل در ته شیشه خون دریافت شده از آنها مقداری گلبول قرمز وجود داشت و بخش عمده خون را پلاسما و آب تشکیل می‌داد. در آن روزها فقیرترین، بیمارترین و آسیب‌پذیرترین اقشار تامین‌کننده خون بیماران بودند و خون‌های گرفته شده به هیچ وجه از سلامت و استاندارد کافی برخوردار نبود.»

اما ضرورت مراجعه داوطلبان انتقال خون به این سازمان در ابتدای کار چالشی بزرگ بود. چالشی که مدیران این سازمان را به صرافت انداخت که با تبلیغات مردم را با این پدیده آشنا سازند. فریدون علاء در گفت و گو با روزنامه شهروند در سال ۱۳۹۵ گفته است: «در آغاز کار سازمان انتقال خون برای آموزش و جذب اهداکنندگان داوطلب خون از فیلم‌های صلیب سرخ و بانک خون آمریکا استفاده می‌کردیم. آرزوی من این بود بتوانیم در این حوزه فیلم‌های آموزشی با چهره‌های ایرانی برای جذب داوطلبان اهدای خون ساخته شود. آقای داریوش مهرجویی فیلمساز شناخته‌شده‌ای بود که فیلم‌های معروف او پستچی و گاو جوایز بین‌المللی برده بودند. با ایشان تماس گرفتم و در چندین جلسه آموزش یا جلب اهداکنندگان و خونگیری با من شرکت کردند و بلافاصله در این حرکت زیبای اجتماعی فوق‌العاده علاقه‌مند و حاضر شدند یک فیلم ۱۵ دقیقه‌ای برای ما درست کنند که هرچند به‌خاطر انیمیشن آن گران تمام شد ولی بسیار زیبا و موثر بود.

البته مهرجویی فیلم‌های دیگر هم برای ما ساخت. مثلا فیلم‌های یکی دو دقیقه‌ای از فوتبالیست‌ها یا آوازه‌خوان‌های معروف درحال خون دادن. مهرجویی خیلی به این موضوع علاقه‌مند شد. در نتیجه آشنایی مهرجویی با این سازمان نوپا و با اصول و ضوابط اخلاقی و علمی، ایشان در سال ۵۳ تصمیم گرفت فیلم داستانی دایره مینا را بسازد که واقعا شاهکار است. ولی مقامات حاکم آن زمان محتوای فیلم و صحنه های ناگوار خون فروشی افراد معتاد و فساد اجتماعی این تجارت غیرانسانی و غیراخلاقی را نپسندیدند و در ابتدا فیلم را منع ( توقیف) کردند.»

4

نمایی از فیلم دایره مینا: نیازمندان و معتادان در حال فروش خون

تاثیر دایره مینا بر تاسیس سازمان انتقال خون ایران؟!

برخلاف آنچه درباره اثر دایره مینا بر تاسیس سازمان انتقال خون گفته شده است این فیلم تاثیری بر راه‌اندازی این سازمان نگذاشته و سازمان انتقال خون ایران مدتی قبل از ساخت این فیلم تاسیس شده بود. احمد قویدل مدیرعامل سابق کانون هموفیلی ایران: « ایده اولیه فیلم دایره مینا پس از تاسیس سازمان انتقال خون در ملاقات این کارگردان نامدار سینمای ایران با دکتر فریدون علاء از بنیانگذاران سازمان انتقال خون ایران شکل گرفت و ایشان با هنرمندی هرچه تمام فیلمی را تولید کرد و توانست هم نقطه پایانی بر پدیده مذموم خون‌فروشی در ایران و هم یک تولید محتوای ارزشمند در حوزه ترویج فرهنگ اهدای خون داوطلبانه باشد.»

فریدون علا: « وظیفه ملی همه ماست که اگر از حقیقتی مطلع هستیم آن را اطلاع‌رسانی کنیم. واقعیت این است که سازمان انتقال خون ایران با کار و تلاش جمعی گروهی از پزشکان و کارشناسان برجسته، انسان‌دوست و میهن‌دوست کشور با هدایت مدبرانه دکتر فریدون علاء تاسیس شد. شاهکار مرحوم مهرجویی به خوبی این تلاش ارزشمند را در معرض دید همه مردم قرار داد و یکبار دیگر نشان داد سینما چگونه معجزه می‌کند.»

نظر کارگردان درباره این فیلم

مهرجویی: «ابتدا می‌خواستم مستندی در مورد مسائل و مشکلات انتقال و اهدای خون در آن سال بسازم. در این مورد با مرحوم غلامحسین ساعدی صحبت کردم که او گفت؛ داستانی کوتاه با عنوان آشغالدونی دارد که در یک بیمارستان روایت می‌شود و می‌تواند فیلمنامه‌ فیلم من شود. ما پنج ماه روی سناریوی این فیلم بحث و گفت‌وگو کردیم. نکاتی در فیلم هست که در داستان ساعدی نبود و من آن را از افراد واقعی مانند دکتر علا الهام گرفتم. فیلم سه سال توقیف بود اما در نهایت در آستانه‌ انقلاب به نمایش درآمد و همانند امروز که در بحث آلودگی هوا اطلاع‌رسانی می‌شود آن زمان در باب مشکلات انتقال خون، آگاهی مردم را بالا برد.»

مهرجویی مدعی است که از فرصت سه ساله توقیف فیلم استفاده لازم را برده و سناریوی دو اثر بسیار معروف خود را نوشته است: «از همان ابتدا یعنی از ساخت فیلم گاو فهمیدم ما در جامعه‌ای استبدادی زندگی می‌کنیم که هیات نظارت و سانسور آن متاسفانه شعور لازم را برای درک این قبیل کارها ندارند. مع‌الاسف شعور سانسورچیان خیلی از خود فیلمسازان پایین‌تر است. بنابراین در مقابل توقیف دایره مینا یواش یواش پوست کلفت شده بودم. در سه سالی که این فیلم توقیف بود برای تلویزیون فیلم می‌ساختم. فیلمی ساختم که قسمتی از آن درباره الموت بود که این فیلم گم شد. در این مدت من چند سناریو هم نوشتم. هامون و اجاره‌نشین‌ها را همان موقع نوشتم. خودم را این طور سرگرم می‌کردم.»

خشم شاه

ساخت این فیلم با مذاق مسئولان مملکتی چندان سازگار نبود. فریدون علا: «مهرجویی وضع نابسامانی را در جامعه ما نشان می‌داد که طبعا مقامات آن زمان خیلی از این فیلم انتقادی خوششان نیامد.»

در بخشی از کتاب نگاهی به شاه نوشته عباس میلانی آمده است: «تماشای فیلم بعد از شام یکی از تفریحات مورد علاقه شاه و بخشی دائمی از برنامه‌های شبانه میهمانی با خواهران و برادرانش بود. به کمدی‌های سبک فرانسوی علاقه‌ای ویژه داشت. به علاوه فیلم‌های هالیوودی و تفریحی را معمولا بر فیلم‌های جدی هنری ترجیح می‌داد. گهگاه فیلمی جنجالی که محل نزاع سانسورچیان و دستگاه‌های مختلف قرار گرفته بود، برای تصمیم‌گیری نهایی به نیاوران آورده می‌شد و شاه و ملکه درباره پخش یا عدم پخش آن تصمیم می‌گرفتند. ملکه می‌کوشید شاه را به تماشای فیلم‌های جدی‌تر، به‌ویژه آنان که ساخت کارگردانان ایرانی بود وادارد.

یکی از این فیلم‌ها دایره مینا اثر داریوش مهرجویی بود. محور اصلی فیلم تجارت خون بود که به‌ویژه در محلات فقیرنشین تهران و معتادان شهر رواج داشت. دکتر منوچهر اقبال که در آن زمان – و از سال‌ها پیش از ماجرا – ریاست جامعه پزشکی ایران را به عهده داشت، از پخش فیلم جلوگیری کرده بود. می‌گفت حرفه پزشکی در ایران را تحقیر و تخفیف می‌کند. ملکه که خواستار پخش فیلم بود اصرار داشت که شاه هم به تماشای آن بنشیند و درباره نشان دادن یا ندادن آن نظرش را اظهار کند. بالاخره شبی نسخه‌ای از فیلم را به کاخ نیاوران آوردند و برای شاه و ملکه و مهمانان آن شب به نمایش گذاشتند. وسط فیلم شاه به خشم و اعتراض از جا برخاست و اتاق سینما را ترک گفت و به زبانی بلند و پر اعتراض ادعا کرد که این به اصطلاح روشنفکران – یا آنچنان که رسم مالوف شوخی‌هایش با علم بود، این اَن تلکتوئل‌ها – چرا همیشه به جنبه‌های تیره هستی دلبسته‌اند و تنها سیاهی‌های جامعه را نشان می‌دهند؟»

نظر منتقدان

نمایش این فیلم در سال ۱۳۵۷ انتقادات و تمجیدهای فراوانی را برانگیخت. محسن سیف منتقد سینما: «دایره مینا تاول چرکین و دردناکی است که با نیشتر واقع‌نگری غلامحسین ساعدی نویسنده اصل داستان و سناریو و هوشیاری و آگاهی داریوش مهرجویی -به عنوان سازنده فیلم- می‌ترکد و عفونت آن نفس کشیدن را مشکل می‌سازد.»

جهانبخش نورایی منتقد سینما: «دایره مینا یک اثر سینمایی سست، کم مایه و -در چند مورد- جعلی است. فیلم تنها در ده پانزده دقیقهٔ اول (تا معرفی دکتر داوودزاده) گیرایی دارد، زیرا ما در برابر تعدادی انسان معتاد، از ریخت افتاده، کپک‌زده و مضمحل قرار می‌دهد که قوت روزانه‌شان شیره جان خود را می‌فروشند و بی‌پناهی آنها قلب تماشاگر را به درد می‌آورد.»

البته منتقدان خارجی نیز به این فیلم توجه نشان دادند و برخی از این نگاه‌ها به وضعیت سیاسی ایران بود. وینسنت کانبی در نیویورک تایمز: «فیلم ایرانی دایره مینا به کارگردانی داریوش مهرجویی که چندین سال پیش ساخته شده و از همان ابتدا توقیف شده بود، امروز در پابلیک تئاتر به نمایش درآمد. وقتی مجوز خروج از کشور فیلم صادر شد به شک افتادم که صدور چنین مجوزی برای این است که گفته شود هنرمندان در ایران، آزادی دارند، چون شاه در معرض انتقادهای فزاینده‌ای در خارج از کشور بود و این انتقادها به خاطر خط‌مشی سیاسی وی در ایران، صورت می‌گرفت.»

ماکس تسیه منتقد سینما: «پیشتر می‌دانستم که داریوش مهرجویی سازنده فیلم‌های گاو، هالو و پستچی بدون شک، بهترین کارگردان ایرانی و ریشه‌دارترین آنان است. با دیدن دایره مینا که تمثیلی است در قالب فیلم، در این اعتقاد خود، راسخ‌تر می‌شویم.»

حواشی فیلم

۱. انتخاب جنجالی یک بازیگر زن

یکی از حواشی مهم دایره مینا انتخاب فروزان بازیگر سرشناس فیلمفارسی برای بازی در نقش یک پرستار به نام زهرا در این فیلم بود. عزت‌الله انتظامی: ما هنرپیشگان خوبی در سینما داریم اما متأسفانه آنگونه که می‌بایست از آنها بهره‌برداری نکردیم. فروزان برخلاف کاراکترهای قبلی‌اش که مجبور بود تجاری بازی کند در حال حاضر و در این مدت کوتاه همکاری با ما ثابت کرده است که خیلی بهتر و راحت‌تر در قالب شخصیت‌های مختلف ظاهر می‌شود. وقتی در مشهد برای فیلم‌برداری می‌رفتیم، به خاطر حضور فروزان، غلغله می‌شد. به‌نحوی که ناگزیر بودند پس از فیلمبرداری او را با ماشین اسکورت کنند و به اقامتگاهش برسانند. می‌گفتند مهرجویی به این دلیل او را انتخاب کرده که فروش فیلم تضمین شود، در حالی که واقعیت چیز دیگری بود.»

5

فروزان و سعید کنگرانی در فیلم دایره مینا

رسانه‌ها پای مهرجویی را هم به این جنجال باز کردند. مهرجویی در پاسخ به خبرنگاری که این سوال را پرسید: «شرکت دادن فروزان در این فیلم برای خیلی‌ها شگفت‌انگیز بود. چرا او را انتخاب کردید، گفت: این نقش به زهرا خوب می‌خورد. به‌علاوه فروزان هنرپیشه خوبی است. با دیسیپلین و حرفه‌ای است. و اگر جای درست خودش بنشیند، بهتر هم خواهد شد.»

مهرجویی سال‌ها بعد توضیح بیشتری درباره انتخاب فروزان داد: «برای نقش پرستار از بین حدود ۳۰،۴۰ خانم بازیگر و غیربازیگر عکس‌هایشان را دیدم. حضوری از آنها تست گرفتم ولی آن کسی را که دنبالش بودم پیدا نکردم. فروزان از شهرت فراوانی برخوردار بود.»

مطبوعات پیش از انقلاب اما دست بردار نبودند و مدعی دوستی فروزان با کارگردان فیلم شدند. مهرجویی: من تازه ازدواج کرده بودم. نشریات زرد آن موقع اما شائبه‌ای را مطرح کردند که من و فروزان دوست هستیم. این تاثیر خیلی بدی روی زندگی من گذاشت. من فروزان را فقط یکبار دیدم و قبولش کردم. او در مشهد در یک خانه خیلی مجلل زندگی می‌کرد. روزنامه‌ها خیلی علیه ما مطلب منتشر کردند.

۲. پیدا کردن لوکیشین

انتخاب لوکیشین فیلم کار آسانی نبود و مدت‌ها وقت برد. مهرجویی: «برای پیدا کردن لوکیشین دوسه ماه ایران را گشتیم. یک روز مدیر تدارکاتم عکس بیمارستانی در مشهد را آورد و من دیدم آنچه دنبالش هستم در این شهر است.»

۳. جیب‌هایی پر از موادمخدر

انتخاب سیاهی لشگر برای این فیلم کار آسانی نبود. مهرجویی:« مدیر تدارکات فیلم من همیشه به ته شهر می‌رفت. آنجا قهوه‌خانه‌هایی بود که معتادان در آنجا جمع می‌شدند. او اینها را برمی‌داشت و به سر صحنه می‌آورد. مدیر تدارکات همیشه جیب‌هایش را پر از مواد(مخدر) می‌کرد تا سر صحنه فیلمبرداری این معتادان اعتراض نکنند. برای اینکه آنها به مواد احتیاج داشتند تا بتوانند بازی کنند. لباس‌هایشان هم مال خودشان بود. همه معتادان چه خوب هم بازی کردند.»

درباره کارگردان

داریوش مهرجویی ۱۷ آذرماه ۱۳۱۸ پا به دنیا گذاشت و ۲۲ مهر ۱۴۰۲ به همراه همسرش در ویلای خود به قتل رسید. مهرجویی که در آمریکا فلسفه خواند از پیشگامان موج نو سینمای ایران به حساب می‌آید.

وی ابتدا با ساخت فیلم گاو نام خود را سر زبان‌ها انداخت. فیلمی با بازی عزت‌الله انتظامی، پرویز فنی‌زاده، جمشید مشایخی، علی نصیریان که بعد از تولید توقیف شد. فیلم یک‌سال بعد اما اکران شد و در حالی که ۱۴۵ هزار تومان هزینه برداشته بود تنها ۱۸ هزار تومان فروخت.

موفقیت گاو اما نه در گیشه که در نظر منتقدان بود طوری‌که در رأی‌گیری منتقدان سینمای ایران در سال‌های ۱۳۵۱، ۱۳۶۷ و ۱۳۷۸ به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران برگزیده شد.

امام خمینی(ره) بعدها این فیلم را مشاهده کرد و از آن به عنوان اثری «آموزنده» یاد کرد. مهرجویی سال ۱۳۷۸ در مصاحبه با ایسنا :«ما در نوفل‌لوشاتو با حضرت امام(ره) آشنا بودیم و در آن جا با ایشان و تمام خانواده‌اش مصاحبه کرده بودیم و ایشان با نام من آشنا بود. نه تنها نظر من، بلکه نظر تمامی مورخان این است که حضرت امام خمینی(ره)، خطی مشی سینمای ایران را مشخص کرد که چه‌گونه باشد، ایشان دلیل وجودی سینما را مشخص کرد که عامل تعیین‌کننده مهمی بود. در آن زمان، همه مانده بودند که چه کار کنند.»

وی در پاسخ به سوال خبرنگار ایسنا که چرا فیلم‌های شما همیشه سانسور می‌شدند گفت: وقتی یک فیلم، از سطح آگاهی موجود یک مقدار فراتر رود، سانسورچی‌ ترجیح می‌دهد آن را توقیف کند.

تمجید بنیانگذار جمهوری اسلامی از فیلم گاو اما مانع از توقیف فیلم‌های مهرجویی در سال‌های پس از انقلاب نشد و فیلم‌های مدرسه‌ای که می‌رفتیم( ساخته ۱۳۵۹)، بانو(۱۳۶۹)، سنتوری(۱۳۸۹) و لامینور(۱۳۹۸) به ترتیب ۱۰، ۷، ۴ و ۳ سال توقیف شدند.

مهرجویی درباره سبک فیلمسازی خود: «سبک کاری من آن موقع یک نوع رئالیست یا نئورئالیست بود و خیلی تحت تاثیر دزد دوچرخه ویکتوریو دسیکا و کارهای روسلینی بودم. من از فیلم‌های این طوری خیلی لذت می‌بردم.»

به ادعای مهرجویی نگاه او به فیلم‌هایش فروش آنها نبود: « من هیچ وقت به جنبه تجاری فیلم‌هایم نگاه نمی‌کنم. دایره مینا فیلم متفاوتی بود و چیزهایی را می‌گفت که آن زمان مرسوم نبود. کمااینکه آن زمان فردین و بهروز وثوقی خیلی دلشان می‌خواست در فیلم‌های من باشند ولی خوب به نقش فیلم‌های من نمی‌خوردند.»

منبع: ایرنا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید