با مخترع تلفن برای ناشنوایان آشنا شوید
رابرت ویتبریشت ناشنوا به دنیا آمد. او بعدها به یک دانشمند برجسته در حوزه الکترونیک تبدیل شد و توانست دستگاه «آکوستیک کوپلر» یا مودم و سامانه «تلهتایپنویس/تلهپرینتر» را اختراع کند؛ سیستمی که به ناشنوایان امکان میداد از طریق یک تماس تلفنی عادی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
رابرت ویتبریشت، دانشمند ناشنوای آمریکایی، نامی است که برای همیشه در تاریخ ارتباطات ثبت شده است. او نه تنها بهعنوان پدر «تلهتایپنویس» شناخته میشود، بلکه با اختراع نخستین مودم ویژه ناشنوایان، انقلابی در شیوه برقراری تماس تلفنی ایجاد کرد. اختراعی که برای نخستین بار امکان گفتوگوی واقعی از راه دور را برای میلیونها ناشنوا فراهم ساخت و دروازهای تازه به جهان ارتباطات گشود.
رابرت ویتبریشت ناشنوا به دنیا آمد. او بعدها به یک دانشمند برجسته در حوزه الکترونیک تبدیل شد و توانست دستگاه «آکوستیک کوپلر» یا مودم و سامانه «تلهتایپنویس/تلهپرینتر» را اختراع کند؛ سیستمی که به ناشنوایان امکان میداد از طریق یک تماس تلفنی عادی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
ویتبریشت در سال ۱۹۲۰ در اورنج، کالیفرنیا به دنیا آمد. او ناشنوا متولد شد و تحصیلاتش عمدتا در مدارس عادی بود، با این استثنا که در ابتدای راه، در یک مدرسه ناشنوایان، مهارتهایی در زبان اشاره و لبخوانی کسب کرد.
پس از آنکه ناشنوایی او اندکی پس از تولدش آشکار شد، مادرش با ثبتنام در یک دوره مکاتبهای «تریسی» روش لبخوانی را به او آموخت. ویتبریشت به همراه دیگر کودکان ناشنوا در یک کلاس خصوصی کوچک شرکت کرد و چند سال بعد توسط یک معلم بازنشسته آموزش دید.
برشت شبها همراه خانواده به پیادهروی میرفت و آسمان شب را تماشا میکرد و همین علاقه او را به مطالعه صورتهای فلکی، شهابها و خورشیدگرفتگیها برانگیخت. برشت در سنین پایین یک تلسکوپ بازتابی ساخت و در ۱۸ سالگی موفق شد جایزه افتخاری علمی Bausch and Lomb را دریافت کند. این یک جایزه علمی معتبر است که از سوی دانشگاه روچستر در آمریکا به دانشآموزان دبیرستانی اعطا میشود و مخصوص دانشآموزان سال یازدهمی است که در درسهای علوم و ریاضیات عملکرد برجستهای داشته باشند.
برشت پس از گذراندن کالج مقدماتی، وارد دانشگاه کالیفرنیا در برکلی شد و رشته ستارهشناسی را انتخاب کرد. او در سال ۱۹۴۲ مدرک کارشناسی خود را در رشته ستارهشناسی از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی دریافت کرد و در سال ۱۹۵۷ تحصیلات رسمیاش را با اخذ مدرک کارشناسی ارشد ستارهشناسی از دانشگاه شیکاگو به پایان رساند.

ویتبریشت بهعنوان فیزیکدان در دانشگاه کالیفرنیا و بهعنوان دانشمند الکترونیک در مرکز آزمایش موشکهای هوایی نیروی دریایی آمریکا در پوینت موگو، کالیفرنیا مشغول به کار شد؛ جایی که او سامانهای الکترونیکی برای عکاسی از موشکهای در حال پرواز طراحی کرد. از جمله پروژههای او همکاری با ارنست لارنس در پروژه منهتن و فعالیت در آزمایشگاه تابش در سیکلوترون هیل بود.
با دسترسی به رصدخانه، وبتبریشت مطالعات خود درباره سیارات و ستارگان را ادامه داد. دستاوردهای او شامل طراحی ابزارهای الکترواپتیکومکانیکی برای فیزیک هستهای، کار بر روی تجهیزات ایمنی اکسیژن، سامانههای الکترونیکی برای عملیات نجات در هوا، دریا و خشکی، طراحی سامانههای دوربین خودکار برای ترجمه تصاویر ستارهای، ساخت یک سامانه دقیق دوربین اخترسنجی و مطالعه عکاسی با وضوح بالا از سامانه ماهوارهای ECHO بود.
در دوران دبیرستان، ویتبریشت به رادیو آماتور علاقه داشت و با استفاده از رادیو تلگراف با اپراتورهای رادیویی در سراسر کشور ارتباط برقرار میکرد. در سال ۱۹۶۴، این علاقه به ارتباطات با نیاز به تعامل با یک همکار که قادر به کار با رادیو آماتور نبود، ترکیب شد. برای حل این مشکل، ویتبریشت دستگاهی ساخت که از شبکه تلفن عمومی برای برقراری ارتباط استفاده میکرد و نام آن دستگاه تلهتایپنویس یا تله پرینتر بود.
تلهپرینترها در واقع ادامه راهی طبیعی و تدریجی از فناوری تلگراف و کد مورس بودند. به مرور زمان، یک کد سادهتر و مبتنی بر باینری توسعه یافت. سپس با افزودن یک صفحهکلید و ساخت دستگاهی که فشار کلیدها را به کد باینری تبدیل میکرد و از طریق سیم ارسال میشد، دیگر لازم نبود کد مورس را با ضربه زدن منتقل کنید؛ بلکه میتوانستید پیامها را تایپ کنید. حالا هر کسی قادر به انجام این کار بود و تایپیستها جایگزین متخصصان کد مورس شدند. اینگونه بود که تلهپرینتر متولد شد.
در همین زمان، تلفن نیز اختراع شد؛ وسیلهای که امکان صحبت کردن افراد با یکدیگر را با تبدیل صدای انسان به سیگنال الکتریکی و سپس بازگرداندن آن سیگنال به صدا در طرف دیگر فراهم میکرد. دیگر حتی نیازی به تایپ یا ضربه زدن نبود تا بتوانید از راه دور ارتباط برقرار کنید. خطوط تلفن جایگزین شدند. با این حال، پیامهای تایپشده همچنان کاربردهایی داشتند.
یکی دیگر از مزایای تلهتایپنویس/تلهپرینتر نسبت به تلفن این بود که ناشنوایان میتوانستند از آن استفاده کنند. اما مشکل اینجا بود که تلهپرینترها در ابتدا روی شبکههای جداگانه کار میکردند، زیرا شبکه تلفن برای انتقال داده صوتی آنالوگ ساخته شده بود و شرکتهای مخابراتی در سراسر جهان معمولا اجازه نمیدادند کسی در سختافزار آنها دست ببرد. شما نمیتوانستید گوشی تلفن را با دستگاهی جایگزین کنید که فقط پالسهای الکتریکی تولید کند و آنها را مستقیم روی خط تلفن بفرستد.
خطوط تلفن برای صحبت کردن با گوشیهای شرکت تلفن طراحی شده بودند. با این حال، چون خطوط تلفن همهجا وجود داشتند، اگر ناشنوا بودید واقعا نیاز داشتید بتوانید از طریق تلفن ارتباط برقرار کنید، نه اینکه از شبکهای خاص استفاده کنید که هیچکس دیگر به آن دسترسی نداشت. اما چگونه میشد این کار را انجام داد، در زمانی که امکان جایگزینی گوشی تلفن با دستگاهی دیگر وجود نداشت؟
رابرت ویتبریشت این مشکل را حل کرد، پس از آنکه توسط یک ارتودنتیست ناشنوا به نام جیمز مارسترز به این کار ترغیب شد. او دستگاهی به نام «آکوستیک کوپلر» ساخت. وسیلهای که صدا و سیگنالهای الکتریکی را به یکدیگر تبدیل میکرد و میتوانست با یک تلفن معمولی استفاده شود.
این دستگاه پژواکها را حذف میکرد و کیفیت صدا را بهبود میبخشید. ویتبریشت با استفاده از تلهپرینترهای قدیمی و دورریختهشده، یک سیستم کاربردی ساخت. کافی بود گوشی تلفن را درون دستگاه بگذارید تا ماشین روی خط تلفن شروع به گفتوگو کند؛ با زبانی از بیپهای مکانیکی که تنها دستگاههای مشابه قادر به درک آن بودند.
این دستگاه سیگنالهای الکتریکی تلهپرینتر را به بیپهایی تبدیل میکرد که از طریق گوشی تلفن ارسال میشد. همچنین بیپهای دریافتی از گوشی تلفن را دوباره به سیگنالهای الکتریکی مورد نیاز تلهپرینتر تبدیل میکرد. شما در یک طرف تایپ میکردید و همان چیزی که تایپ کرده بودید در طرف دیگر روی تلهپرینتر چاپ میشد. ناشنوایان و کمشنوایان حالا میتوانستند با یکدیگر از طریق خطوط تلفن معمولی و گوشیهای عادی ارتباط برقرار کنند. این همان ایده «دستگاه مخابراتی برای ناشنوایان» بود که با تلفنهای معمولی کار میکرد. با این حال، این دستگاهها هنوز در آمریکا کاملا قانونی نبودند، بنابراین جیمز مارسترز و دیگران به واشنگتن فشار آوردند تا استفاده از چنین دستگاههایی مجاز شود.
ایده و قانونی شدن آکوستیک کوپلرها، الهامبخش دیگران شد تا مودمهای مشابهی برای اهداف دیگر توسعه دهند؛ بهویژه برای اینکه رایانهها بتوانند از طریق شبکه تلفن با استفاده از مودمهای دایلآپ با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. دیگر نیازی به شبکههای فیزیکی خاص برای اتصال رایانهها نبود؛ آنها میتوانستند از طریق تلفن «صحبت» کنند!
یکی از نخستین کاربردهای این فناوری، بولتنبردهای دایلآپ بودند که با استفاده از آنها میتوانستید به یک رایانه وصل شوید و پیامی بگذارید تا دیگران نیز با اتصال به آن رایانه پیام شما را بخوانند و از همین ایده در نهایت مفهوم اتاقهای گفتوگو، شبکههای اجتماعی و بیشمار روشهای امروزی ارتباط گروهی از طریق تایپ شکل گرفت. امروزه این نوع دستگاه بهعنوان دستگاه مخابراتی برای ناشنوایان شناخته میشود.
اولین تماس تلفنی از راه دور میان دو فرد ناشنوا یعنی رابرت ویتبریشت و جیمز مارسترز با استفاده از تلهتایپنویس/تلهپرینتر اینگونه برقرار شد: آیا در حال تایپ هستی؟ بیا فعلا کار را متوقف کنیم و از موفقیت لذت ببریم. –بله حتما!
رابرت ویتبریشت در سال ۱۹۸۳ بر اثر سانحه رانندگی درگذشت، اما میراث علمی و انسانی او همچنان زنده است. اختراع او نه تنها راه ارتباط تلفنی را برای میلیونها ناشنوا هموار کرد، بلکه الهامبخش توسعه فناوریهای ارتباطی شد که امروز زندگی همه ما را شکل میدهند. نام او بهعنوان پدر تلهتایپنویس و پیشگام ارتباطات برای همیشه در تاریخ ماندگار خواهد ماند.
منبع: ایسنا