تصاویر| نگاهی به تاریخچه و مشخصات جنگنده A-10C Thunderbolt II ملقب به «تانک پرنده»
تسلیحات و مهمات A-10 در برابر تانکها و سایر وسایل نقلیه زرهی و همچنین هواپیماهای تهاجمی سبک دریاپایه و اساساً هر هدف زمینی مؤثر است. توپ ۳۰ میلی متری GAU-8/A Gatling Thunderbolt II آن می تواند ۳,۹۰۰ گلوله در دقیقه شلیک کند. برخی از تجهیزات دیگر این جنگنده شامل ابزارهای اقدام متقابل الکترونیکی، ابزارهای کمکی برای نفوذ به هدف، سیستمهای دفاع شخصی و انواع سلاحهای هوا به سطح هدایت شونده و غیر هدایت شونده است.
اولین هواپیمای نیروی هوایی ایالات متحده که به طور خاص برای پشتیبانی هوایی نزدیک از عملیات زمینی ساخته شده، A-10C Thunderbolt II است. این جنگنده تهاجمی که با نام Warthog به معنی گراز نیز شناخته میشود، یک جت دو موتوره ساده و سرسخت است که اساساً حول توپ غولپیکری که در دماغه آن نصب شده بود با یک هدف ساخته شد: نابود کردن اهداف زمینی.
تسلیحات و مهمات A-10 در برابر تانکها و سایر وسایل نقلیه زرهی و همچنین هواپیماهای تهاجمی سبک دریاپایه و اساساً هر هدف زمینی مؤثر است. توپ ۳۰ میلی متری GAU-8/A Gatling Thunderbolt II آن می تواند ۳,۹۰۰ گلوله در دقیقه شلیک کند. برخی از تجهیزات دیگر این جنگنده شامل ابزارهای اقدام متقابل الکترونیکی، ابزارهای کمکی برای نفوذ به هدف، سیستمهای دفاع شخصی و انواع سلاحهای هوا به سطح هدایت شونده و غیر هدایت شونده است.

سروان الکس بولز از اعضای نیروی هوایی ایالات متحده در مورد این جنگنده میگوید: «سلاح مورد علاقه من است. فشردن ماشه آن یک حس فوقالعاده منحصربهفرد است. مانند رانندگی بر روی سرعتگیر است. هیچ چیز شبیه آن نیست؛ مثل چوباکا [شخصیت جنگ ستارگان] مجهز به اره برقی.»
A-10 Warthog میتواند ضربات مستقیم پرتابههای انفجاری قوی تا کالیبر ۲۳ میلیمتر و گلولههای ضد زره را تحمل کند. فوم محافظ در داخل و خارج بدنه از مخازن سوخت خودآببند آن محافظت میکند، در حالی که سیستمهای پشتیبان هیدرولیکی کنترل پرواز این هواپیما بهصورت دستی عمل میکنند. این ویژگی به خلبانان اجازه میدهد حتی در صورت از کار افتادن نیروی هیدرولیک بهدلیل آسیبهای رزمی، همچنان پرواز کرده و هواپیما را سالم فرود بیاورند.
هواپیماهای A-10 Thunderbolt II در طول جنگ دوم خلیج فارس ۸,۱۰۰ سورتی پرواز انجام دادند، ۹۰ درصد از موشکهای AGM-65 Maverick را شلیک کردند و نرخ آمادگی عملیاتی آنها به ۹۵.۷ درصد رسید. با چنین کارنامهای، کاملاً قابل درک است که چرا A-10 لقب افتخاری «تانک پرنده» را به دست آورده است.

روایتهایی از خلبانان Warthog
نبرد برای سرهنگ درِسِل موضوع تازهای نیست. او در سال ۲۰۰۸ به اسکادران جنگنده ۷۵ در پایگاه هوایی مودی، ایالت جورجیا پیوست و در عملیاتهای آزادی پایدار، آزادی عراق، دیدهبانی جنوبی و طوفان صحرا خدمت کرده است. او اعلام کرده که ترجیح میدهد در مأموریت عملیاتی باشد تا هر جای دیگری.
درسل میگوید:
وظیفه ما پشتیبانی از نیروهای زمینی است. برخلاف سایر هواپیماها، تمرکز اصلی ما همین است؛ ارائه پشتیبانی هوایی نزدیک به نیروهای روی زمین، درگیری مداوم شبانهروزی، هفت روز هفته.
در خانه، موفقیت خودت را بر اساس عملکرد شخصی میسنجی. اینجا اما موفقیت را با عملکرد نیروهای زمینی ارزیابی میکنی. موفقیت ما به این بستگی دارد که فرمانده زمینی توانسته مأموریتش را انجام بدهد یا نه.
فرمانده عملیات اسکادران اعزامی جنگنده ۷۵ در پایگاه هوایی قندهار در مصاحبهای در سال ۲۰۱۹ گفت:
بزرگترین پیروزی زمانی است که تماس میگیرند و میگویند یک کنترلکننده زمینی زیر آتش سنگین قرار دارد و توان مانور ندارد.
آنها به شما میگویند آتش از کجا میآید و در عرض چند ثانیه شما با سامانههای تسلیحاتیتان وارد عمل میشوید.
تماس بعدی که دریافت میکنید، سکوت است. فقط میشنوید که میگویند: “’گراز، اثرگذاری عالی بود.” و میتوانی نفس راحتی را در صدایشان حس کنی. اینکه بتوانی به نیروهای درگیر کمک کنی و بعد این سکوت را بشنوی، واقعاً حس خاصی دارد.
در سراسر افغانستان، اسکادران جنگنده اعزامی ۷۵ با ارائه پشتیبانی هوایی نزدیک از نیروهای آمریکایی و متحدان آنها حمایت میکرد. این واحد همچنین در مأموریتهای بازیابی نیروها که با نام جستوجو و نجات (SAR) یا جستوجو و نجات رزمی (CSAR) در مناطق درگیری فعال شناخته میشود، نقش داشت.
اولین هواپیمای نیروی هوایی ایالات متحده که به طور خاص برای پشتیبانی هوایی نزدیک از عملیات زمینی ساخته شده، A-10C Thunderbolt II است.
برای انجام موفقیتآمیز این مأموریتها، خلبانان و نیروهای فنی تعمیر و نگهداری همکاری نزدیکی با یکدیگر دارند تا اطمینان حاصل کنند برای هر مأموریتی آماده هستند.برنا ولاسکو، مسئول انجام بازرسیهای پس از مأموریت روی هواپیماهای A-10 و همچنین بارگذاری مهمات است.
ولاسکو میگوید:
کاری که انجام میدهم فوقالعاده است، چون میدانم مهماتی که روی این جت نصب میکنم قرار است برای انجام یک مأموریت واقعی استفاده شود. خیلیها نمیبینند اینجا چه کارهایی انجام میشود، اما من هر روز شاهدش هستم.

سرهنگ دوم تیموتی «اسکریم» میچل، از نیروهای ذخیره نیروی هوایی آمریکا که نزدیک به ۲۰ سال با A-10 پرواز کرده، در سال ۲۰۲۴ بهدلیل کارنامهای که روحیه A-10 و خلبانان و پشتیبانان آن را بهخوبی نمایندگی میکند، موفق به دریافت جایزه ایمنی شد.
میچل که اهل لاکنی در ایالت تگزاس و فارغالتحصیل دانشگاه A&M تگزاس است، در این باره میگوید:
مردم معمولاً آنقدر محو خود هواپیما میشوند که بقیه چیزها را فراموش میکنند. اما مهمترین عامل، جامعه انسانیای است که با تعهد کامل از آن پشتیبانی میکند.
سرگرد دیلن «مک» ویل، خلبان فعال اسکادران جنگنده ۳۵۷ نیز میگوید:
من عاشق A-10 هستم. عاشق مأموریتم. اما چیزی که آن را خاص میکند مردم هستند؛ جامعهای از خلبانان که خودشان را وقف این هواپیما و ارزشهایی که نمایندگی میکند کردهاند.

پشتیبانی A-10 Warthog از نیروهای روی زمین
پس از جنگ جهانی دوم، توسعه هواپیماهای تهاجمی متعارف در آمریکا متوقف شد و تمرکز طراحیها به سمت سامانههای پرسرعت حمل سلاح هستهای مانند McDonnell F-101 Voodoo و Republic Aviation F-105 Thunderchief رفت.
در طول جنگ ویتنام، هواپیمای اصلی پشتیبانی زمینی Douglas A-1 Skyraider بود که با وجود کارآیی در جنگ کره، به هواپیمایی کند و آسیبپذیر تبدیل شده بود و تلفات سنگینی در برابر آتش سلاحهای سبک متحمل میشد. این موضوع نیاز به یک هواپیمای تهاجمی تخصصی برای ارتش ایالات متحده را برجسته کرد.
در سال ۱۹۶۱، رابرت مکنامارا، وزیر دفاع وقت آمریکا، به نیروی هوایی ایالات متحده مأموریت داد دو هواپیمای تاکتیکی توسعه دهد: یک جنگنده بمبافکن با نام McDonnell Douglas F-4 Phantom II و یک هواپیمای ضربتی دوربرد با عنوان پروژه جنگنده تاکتیکی آزمایشی (TFX) که بعدها به F-111 Aardvark تبدیل شد. فانتوم هواپیمای موفقی بود، اما معایبی مانند زمان پرواز محدود در منطقه مأموریت، عملکرد ضعیف در سرعتهای پایین و هزینههای عملیاتی بالا داشت.
در ابتدا، نیروی هوایی آمریکا به هواپیمای Northrop F-5 فکر میکرد، اما بهدنبال یک گزینه کمهزینه برای نقش مکمل در کنار F-4 و F-111 بود. مطالعهای در سال ۱۹۶۵ تمرکز را به نسخه A-7D از هواپیمای LTV A-7 Corsair II تغییر داد، اما هزینههای آن بهدلیل ارتقای موتور و سامانههای آویونیک بهشدت افزایش یافت.

تولد جنگنده Warthog
در سال ۱۹۶۶، با آغاز توسعه یک هواپیمای تخصصی پشتیبانی هوایی نزدیک (CAS)، ژنرال جان پی مککانل، رئیس وقت ستاد نیروی هوایی آمریکا، دفتر برنامه A-X را ایجاد کرد. در سال ۱۹۶۷، نیروی هوایی از ۲۱ شرکت دفاعی درخواست ارائه طرح برای پروژه A-X را داد.
در ماه مه ۱۹۷۰، نیروی هوایی آمریکا درخواست مفصلتری منتشر کرد که تهدید روبهافزایش نیروهای زرهی شوروی را در نیازمندیهای طراحی هواپیمای پشتیبانی نزدیک جدید در نظر گرفته بود. الزامات جدید شامل طراحی هواپیما با یک توپ گردان ۳۰ میلیمتری بود. مشخصات فنی خواستار حداکثر سرعت ۷۳۶ کیلومتر بر ساعت، طول برخاست ۱,۲۰۰ متر، توان حمل محموله خارجی ۷,۲۰۰ کیلوگرم و شعاع عملیاتی ۴۵۶ کیلومتر بود؛ آن هم با هزینه هر فروند ۱.۴ میلیون دلار.
پروژه A-X قرار بود نخستین هواپیمای نیروی هوایی آمریکا باشد که بهطور اختصاصی برای مأموریت پشتیبانی هوایی نزدیک (CAS) طراحی شده است. از میان شش شرکتی که طرح پیشنهادی خود را ارائه دادند، نورثروپ و فیرچایلد ریپابلیک بهترتیب برای توسعه نمونههای آزمایشی YA-9A و YA-10A انتخاب شدند. همچنین جنرال الکتریک و فیلکو-فورد مأمور ساخت نمونههای اولیه توپ GAU-8 شدند.

اولین پرواز YA-10 در سال ۱۹۷۲ انجام شد و در سال ۱۹۷۳ نیروی هوایی آمریکا این مدل را برای تولید انتخاب کرد. قرارداد توپ GAU-8 نیز در همان سال منعقد شد. نخستین فروند تولیدی A-10 در سال ۱۹۷۵ به پرواز درآمده و تحویل هواپیماها از همان سال آغاز شد.
یک نسخه آزمایشی دو نفره از A-10 نیز ساخته شد، اما در نهایت این نسخه آموزشی لغو و اکنون تنها فروند A-10 دو سرنشینه موجود در موزه پایگاه هوایی ادواردز نگهداری میشود.
اعداد و ارقام مربوط به A-10C Thunderbolt II
در اکتبر ۱۹۷۵، نخستین فروند جنگنده تولید شده A-10A به پایگاه هوایی دیویس-مانتان در ایالت آریزونا تحویل داده شد. این هواپیما که بهطور ویژه برای مأموریت CAS طراحی شده بود، دوام پروازی بالا در منطقه عملیات، شعاع رزمی گسترده و ظرفیت بسیار زیاد حمل مهمات را با هم ترکیب میکند.
A-10C Thunderbolt II در مانورپذیری در سرعتهای پایین بسیار عالی عمل میکند و یک سکوی تسلیحاتی بسیار دقیق بهشمار میرود که میتواند برای مدت طولانی نزدیک خط مقدم باقی بماند. Warthog حتی در شرایط آبوهوایی نامناسب با سقف ابر ۳۰۰ متر و دید ۲.۴ کیلومتر نیز همچنان توان عملیاتی دارد و به خلبانان اجازه میدهد در پایگاههای موقت و شرایط سخت، برخاست و فرود انجام دهند.

این جنگنده دارای کابین حبابی برای دید عالی خلبان، سامانههای نشانهگیری نصبشده روی کلاهخود و تجهیزات آویونیکی سازگار با دوربین دید در شب است که امکان دید بدون محدودیت در تاریکی را فراهم میکند. کابین خلبان با یک «وان» زرهی از جنس تیتانیوم احاطه شده تا بقاپذیری در مأموریتهای پشتیبانی هوایی نزدیک افزایش یابد. همچنین سامانههای کنترل پرواز دارای افزونگی گسترده داخلی هستند.
تمام این ویژگیهای گراز در عملیات طوفان صحرا و عملیات Noble Anvil مزیتهای حیاتی برای نیروهای آمریکایی و متحدان آنها بهشمار میرفت. در ادامه، مشخصات کلیدی برگرفته از برگه اطلاعات نیروی هوایی آمریکا درباره A-10C Thunderbolt II آمده است.

مشخصات فنی A-10C Thunderbolt II
وظیفه اصلی: پشتیبانی هوایی نزدیک، کنترل هوایی پیشرو از هوا، جستوجو و نجات رزمی
پیمانکار: Fairchild Aircraft Republic Co.
پیشرانه: دو موتور توربوفن TF34-GE-100 ساخت جنرال الکتریک
پیشرانه: هر موتور ۹,۰۶۵ پوند (۴,۱۱۲ کیلوگرم)
طول: ۵۳ فوت و ۴ اینچ (۱۶.۱۶ متر)
ارتفاع: ۱۴ فوت و ۸ اینچ (۴.۴۲ متر)
دهانه بال: ۵۷ فوت و ۶ اینچ (۱۷.۴۲ متر)
سرعت: ۶۷۲ کیلومتر بر ساعت (ماخ ۰.۵۶)
سقف پرواز: ۴۵,۰۰۰ فوت (۱۳,۶۳۶ متر)
حداکثر وزن برخاست: ۵۱,۰۰۰ پوند (۲۲,۹۵۰ کیلوگرم)
برد: ۱,۲۸۷ کیلومتر
تسلیحات:
یک توپ گاتلینگ هفتلول ۳۰ میلیمتری GAU-8/A
تا ۷,۲۰۰ کیلوگرم مهمات ترکیبی روی هشت پایلون زیر بال و سه پایلون زیر بدنه
موشکهای AIM-9 Sidewinder
فلرهای پادحرارتی مادون قرمز
چفهای مقابله الکترونیکی
پادهای جمینگ
فلرهای روشنکننده
خدمه: یک نفر
تاریخ ورود به خدمت: مارس ۱۹۷۶
هزینه هر فروند: ۹.۸ میلیون دلار (برحسب دلار ثابت سال مالی ۱۹۹۸)
تعداد موجود: کل نیروها حدود ۲۸۱ فروند

منبع: روزیاتو