زمین در حال ترکیدن است!

زمین در حال ترکیدن است!

بوم‌شناسان توانایی یک محیط برای حفظ جمعیت یک گونه را به عنوان «ظرفیت تحمل» آن توصیف می‌کنند که تخمینی از تعداد افراد از هر گونه معین است که بر اساس منابع موجود و میزان بازسازی آن منابع می‌توانند در درازمدت زنده بمانند.

کد خبر : ۲۹۴۰۸۵
بازدید : ۳۴

یک مطالعه جدید هشدار می‌دهد که جمعیت انسان در حال حاضر بیش از حد زیاد شده و زمین را برای حمایت پایدار از سطح مصرف فعلی با مشکل مواجه کرده است.

تیمی به رهبری کوری بردشاو (Corey Bradshaw ) از دانشگاه فلیندرز استرالیا بر اساس داده‌های جمعیتی بیش از دو قرن گذشته دریافت که بشریت بسیار فراتر از مرزهایی که سیاره ما می‌تواند در درازمدت از آن حمایت کند، زندگی می‌کند.

بوم‌شناسان توانایی یک محیط برای حفظ جمعیت یک گونه را به عنوان «ظرفیت تحمل» آن توصیف می‌کنند که تخمینی از تعداد افراد از هر گونه معین است که بر اساس منابع موجود و میزان بازسازی آن منابع می‌توانند در درازمدت زنده بمانند.

گونه خود ما انسان‌های خردمند که «هومو ساپینس»( Homo sapiens) نام دارد، به ویژه در فراتر رفتن از محدودیت‌های ظرفیت تحمل، مهارت دارد و تمایل ما به یافتن راه‌حل‌های فناورانه برای غلبه بر محدودیت‌های طبیعی تجدید منابع، به ویژه با بهره‌برداری از سوخت‌های فسیلی، بسیار خوب است.

جالب اینجاست که اصطلاح «ظرفیت حمل» ریشه در صنعت کشتیرانی اواخر دهه ۱۸۰۰ دارد، زمانی که کشتی‌های زغال‌سنگی جایگزین کشتی‌هایی شدند که با باد حرکت می‌کردند. این اصطلاح اولین بار برای محاسبه میزان باری که یک کشتی جدید می‌توانست حمل کند، بدون جابجایی زغال‌سنگ و آب ضروری مورد نیاز برای تأمین انرژی کشتی یا خدمه لازم برای بهره‌برداری از آن استفاده شد.

این گذار به سوخت‌های فسیلی در کشتیرانی و سایر صنایع بود که اساساً رشد سریع جمعیت را در قرن بیستم ممکن ساخت. چیزی که اکنون همه ما به یاد آن می‌افتیم، زیرا جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، عرضه جهانی سوخت و جمعیت‌های جهانی وابسته به آن را به شوک فرو برد.

گفتنی است که جمعیت فعلی زمین تقریباً ۸.۳ میلیارد نفر است.

محققان می‌گویند: اقتصادهای امروزی که مبتنی بر رشد بی‌وقفه هستند، ظاهراً محدودیت‌های احیاکننده گسترش پایدار جمعیت را تشخیص نمی‌دهند، زیرا سوخت‌های فسیلی به طور مصنوعی این تفاوت را ایجاد می‌کنند.

برادشاو و تیمش با استفاده از مدل‌های رشد اکولوژیکی، یک تخمین مبتنی بر شواهد از ظرفیت تحمل انسان ایجاد کرده‌اند تا تغییرات در اندازه جمعیت و نرخ رشد را در طول دو قرن گذشته، در سطح جهانی و منطقه‌ای ردیابی کنند.

آنها بین حداکثر ظرفیت تحمل (حد نظری و مطلق)، صرف نظر از میزان قحطی، بیماری و جنگ که با آن همراه است و ظرفیت تحمل بهینه که در آن اندازه جمعیت هم پایدار است و هم حداقل استاندارد زندگی را برآورده می‌کند، تمایز قائل شدند.

برادشاو می‌گوید: زمین نمی‌تواند با نحوه استفاده ما از منابع همگام باشد. حتی نمی‌تواند تقاضای امروز را بدون تغییرات عمده پشتیبانی کند و یافته‌های ما نشان می‌دهد که ما سیاره را سخت‌تر از آنچه که می‌تواند تحمل کند، تحت فشار قرار می‌دهیم.

آنها دریافتند که قبل از دهه 1950، جمعیت انسان با سرعت فزاینده‌ای در حال رشد بود، اما در اوایل دهه 1960، این نرخ رشد شروع به کند شدن کرد، اگرچه جمعیت همچنان در حال افزایش بوده است.

برادشاو می‌گوید: این تغییر، آغاز چیزی بود که ما آن را «مرحله منفی جمعیتی» می‌نامیم.

وی افزود: این بدان معناست که افزایش جمعیت دیگر به معنای رشد سریع‌تر نیست. وقتی این مرحله را بررسی کردیم، دریافتیم که اگر روندهای فعلی ادامه یابد، جمعیت جهان احتمالاً تا اواخر دهه ۲۰۶۰ یا ۲۰۷۰ به اوج خود یعنی بین ۱۱.۷ تا ۱۲.۴ میلیارد نفر خواهد رسید.

حدود ۱۲ میلیارد نفر حداکثر ظرفیت تحمل تخمینی مطلق است، اما با توجه به سطوح فعلی مصرف منابع که برادشاو و تیمش آن را ۲.۵ میلیارد نفر محاسبه می‌کنند، با حد مطلوب فاصله زیادی دارد.

این اولین مطالعه‌ای است که به بررسی روابط بین نرخ سرانه تغییر جمعیت و میانگین اندازه جمعیت در درازمدت می‌پردازد.

این مطالعه نشان داد که جوامع انسانی از روندی که در آن جمعیت بیشتر به معنای نرخ بالاتر رشد جمعیت بود، به روندی که در آن منحنی شروع به مسطح شدن می‌کند، تغییر کرده‌اند. یعنی با افزایش جمعیت، نرخ افزایش کاهش می‌یابد، اما حتی با این نرخ‌های رشد کندتر، جمعیت ما در حال حاضر بسیار بالاتر از ظرفیت تحمل پایدار ارائه شده توسط مدل‌های برادشاو و تیمش است.

شکاف بین تعداد بهینه ۲.۵ میلیارد نفر و جمعیت فعلی ۸.۳ میلیارد نفری ما می‌تواند به توضیح مشکلات مصرف بیش از حد ما که در حال حاضر با آن مواجه هستیم، کمک کند.

به عنوان مثال سازمان ملل متحد در ژانویه امسال اعلام کرد که جهان در وضعیت «ورشکستگی آبی» قرار دارد. جمعیت حیوانات به دلیل ناتوانی در رقابت با ما برای منابع یا عدم توانایی در برآورده کردن اشتهای ما در حال کاهش است و وابستگی ما به سوخت‌های فسیلی برای افزایش ظرفیت تحمل زمین در کوتاه مدت، به عنوان مثال برای تولید کودهایی که محصولات ما را تغذیه می‌کنند و برای تأمین انرژی زندگی پرمشغله ما نیز بدیهی است که برای ما خیلی خوب پیش نمی‌رود. سوخت‌های فسیلی همچنین باعث تغییرات اقلیمی ناشی از انسان می‌شوند که اکوسیستم‌ها و منابع طبیعی را در سطح جهان مختل می‌کند.

نکته قابل توجه این است که این مطالعه نشان می‌دهد که تغییرات در ناهنجاری دمای جهانی، ردپای اکولوژیکی و کل انتشار گازهای گلخانه‌ای با افزایش اندازه جمعیت بهتر از افزایش مصرف سرانه توضیح داده می‌شود.

برادشاو می‌گوید: سیستم‌های پشتیبانی از حیات سیاره زمین در حال حاضر تحت فشار هستند و بدون تغییرات سریع در نحوه استفاده از انرژی، زمین و غذا، میلیاردها نفر با بی‌ثباتی فزاینده‌ای روبرو خواهند شد. مطالعه ما نشان می‌دهد که این محدودیت‌ها نظری نیستند، بلکه همین حالا در حال آشکار شدن هستند.

در حالی که این مطالعه تصویری نسبتاً خفه‌کننده از زندگی انسان بر روی زمین ترسیم می‌کند، محققان می‌گویند زمان هنوز به پایان نرسیده است.

نویسندگان این مطالعه می‌گویند: زمین نمی‌تواند جمعیت آینده بشر یا حتی جمعیت امروز را بدون بازنگری اساسی در شیوه‌های اجتماعی-فرهنگی برای استفاده از زمین، آب، انرژی، تنوع زیستی و سایر منابع، حفظ کند.

برادشاو می‌گوید: جمعیت‌های کوچک‌تر با مصرف کمتر، نتایج بهتری را هم برای مردم و هم برای سیاره زمین ایجاد می‌کنند. فرصت برای اقدام در حال کمتر شدن است، اما اگر ملت‌ها با هم همکاری کنند، یک تغییر معنادار هنوز قابل دستیابی است.

مانند هر مدل‌سازی در مقیاس جهانی، محدودیت‌هایی وجود دارد. متغیرهای بسیار زیادی در زمین وجود دارد که دانشمندان نمی‌توانند هر چیزی را که بر اندازه جمعیت، نرخ تغییر و ظرفیت تحمل تأثیر می‌گذارد، در نظر بگیرند. بنابراین این اعداد باید به عنوان تخمین‌هایی در نظر گرفته شوند که فقط در محدوده مجموعه داده‌هایی که بر اساس آنها بنا شده‌اند، معتبر هستند.

ظرفیت تحمل همچنین پیامدهای اخلاقی نگران‌کننده‌ای دارد. همه انسان‌های روی زمین فرصت‌های یکسانی ندارند یا منابع یکسانی مصرف نمی‌کنند و بحث‌ها در مورد اقدامات کنترل جمعیت اغلب مملو از نژادپرستی و تبعیض علیه افراد دارای معلولیت است.

محققان می‌گویند: تراژدی این است که تلاش‌های انسانی، حلقه‌های بازخورد اصلاحی اجتناب‌ناپذیر ناشی از ظرفیت تحمل را بدون جایگزینی آنها با بازخوردهای اصلاحی انسانی و سازگار با محیط زیست، کوتاه کرده است.

این پژوهش در مجله Environmental Research Letters منتشر شده است.

منبع: ایسنا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید