نبردهای هوایی ۲۵ سال آینده این شکلی خواهد بود؛ از نقش پهپادها تا سیستم‌های لیزری

نبردهای هوایی ۲۵ سال آینده این شکلی خواهد بود؛ از نقش پهپادها تا سیستم‌های لیزری

در ۲۵ سال آینده، پلتفرم‌های پیشرفته‌تری به میدان خواهند آمد که دکترین نیروی هوایی آمریکا و دیگر کشورها را وارد عصر جدیدی از راهبرد مبتنی بر «سیستمی از سیستم‌ها» می‌کنند. این مفهوم از نبرد هوایی شامل همکاری بمب‌افکن‌ها، جنگنده‌های نسل پنجم و دسته‌های پهپادی در قالب یک ناوگان عظیم از هواگردهای سرنشین‌دار و خودکار است که به‌صورت هماهنگ با یکدیگر عمل می‌کنند.

کد خبر : ۲۹۴۶۹۷
بازدید : ۵۸

دکترین مدرن جنگ هوایی در حال فاصله گرفتن از تاکتیک‌های مبتنی بر عملکرد حرکتی (کینماتیک) و حرکت به‌سمت تمرکز بر برتری اطلاعاتی در پلتفرم‌های شبکه‌محور است. جنگنده پنهانکار نسل پنجم F-35 ساخت لاکهید مارتین اکنون به‌عنوان معیار جدید جنگنده‌های مدرن شناخته می‌شود.

این هواپیما هرچه در سرعت و قدرت حمل بار یا حتی میزان پنهانکاری کم داشته باشد، با مجموعه‌ای از فناوری‌های پیشرفته، کمبودهای جبران می‌کند که به آن امکان می‌دهد «دیدی مانند چشم خدا» از میدان نبرد داشته باشد و در عین حال برای ۹۹ درصد تهدیدها، دست‌نیافتنی باقی بماند.

در ۲۵ سال آینده، پلتفرم‌های پیشرفته‌تری به میدان خواهند آمد که دکترین نیروی هوایی آمریکا و دیگر کشورها را وارد عصر جدیدی از راهبرد مبتنی بر «سیستمی از سیستم‌ها» می‌کنند. این مفهوم از نبرد هوایی شامل همکاری بمب‌افکن‌ها، جنگنده‌های نسل پنجم و دسته‌های پهپادی در قالب یک ناوگان عظیم از هواگردهای سرنشین‌دار و خودکار است که به‌صورت هماهنگ با یکدیگر عمل می‌کنند.

61

پیشرفته‌ترین هواگردها با بهترین فناوری‌ها، نقش هماهنگ‌کننده میدان نبرد را بر عهده خواهند داشت. آن‌ها تعداد زیادی پهپاد خودکار و مصرف‌شدنی را هدایت می‌کنند و همچنین هماهنگی هدف‌گیری را با پلتفرم‌های سرنشین‌دار کم‌پیشرفته‌تر انجام می‌دهند. این ترکیب «سطح بالا-سطح پایین» از هواگردها با هدف ادغام مزایای فناوری‌های پیشرفته و تجهیزات کم‌هزینه در یک نیروی ترکیبی طراحی شده است تا بتواند هر نوع دشمنی، چه تهدیدات پیشرفته متعارف و چه دشمنان نامتقارن، را شکست دهد.

برتری هوایی نسل بعد: همکاری انسان و ماشین

آینده جنگ هوایی بر پایه همکاری انسان و ماشین (Manned-Unmanned Teaming یا MUM-T) برای ایجاد یک «شبکه کُشنده» شکل می‌گیرد. در میدان نبرد آینده، نیروی هوایی آمریکا از دسته‌های پهپادهای ارزان‌قیمت موسوم به هواگردهای رزمی مشارکتی (CCA) یا همان پهپادهای «بال وفادار» استفاده خواهد کرد. این جنگنده‌های خودکار نه‌تنها به دستور جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های سرنشین‌دار به اهداف هوایی و زمینی حمله می‌کنند، بلکه به‌عنوان «اسفنج موشکی» نیز عمل کرده و ضربات تسلیحات دشمن را به‌جای هواگردهای دارای خلبان، جذب خود می‌کنند.

62

جنگنده نسل ششم Next Generation Air Dominance با نام F-47 ساخت بوئینگ، دارای یک زبان دیجیتال مشترک با بمب‌افکن نسل ششم B-21 Raider ساخت نورثروپ گرومن و همچنین جنگنده نسل پنجم F-35 Lightning II ساخت لاکهید مارتین خواهد بود. تمامی این هواگردها می‌توانند با یکدیگر و با پهپادهای CCA مانند پهپاد Kratos XQ-58A Valkyrie که پیشرفته‌ترین برنامه «بال وفادار» در جهان محسوب می‌شود، ارتباط برقرار کنند.

63

YFQ-42A Dark Merlin

با وجود اینکه برنامه Valkyrie به مرحله پیشرفته‌تری از توسعه و تأمین رسیده است، نمونه‌های اولیه نیروی هوایی آمریکا که توسط شرکت‌های General Atomics و Anduril Industries در حال توسعه هستند نیز فاصله زیادی با این پروژه ندارند. پهپاد GA YFQ-42A Dark Merlin به‌عنوان یک پلتفرم چندمنظوره با معماری ماژولار طراحی شده که می‌تواند با تعویض بال‌ها و دماغه برای مأموریت‌های مختلف بازپیکربندی شود. در همین حال، پهپاد Anduril YFQ-44A Fury یک جنگنده خودکار با عملکرد بالا است که با ویژگی‌هایی مشابه رهگیرها، از جمله توانایی اجرای مانورهای ۹G، توسعه یافته است.

هوش مصنوعی در کابین

در جنگنده‌های قدیمی، خلبان نقش هدایت‌کننده مستقیم را داشت. اما در F-35 و F-47، خلبان بیشتر نقش مدیر را ایفا می‌کند و هوش مصنوعی به‌عنوان یک همراه در «صندلی عقب» وظایف اداری، عملیات‌های ساده پروازی و سایر وظایف پشتیبانی را انجام می‌دهد.

هوش مصنوعی همچنین داده‌های پیچیده و گاه متناقض دریافتی از رادار، حسگرهای مادون قرمز (EOTS) و سامانه‌های جنگ الکترونیک را ترکیب کرده و آن‌ها را به یک تصویر دیجیتال یکپارچه از میدان نبرد تبدیل می‌کند. این سیستم به‌طور مداوم هزاران سیگنال را بررسی کرده و تنها خطرناک‌ترین تهدیدها را به خلبان اطلاع می‌دهد، در نتیجه بار کاری در شرایط پرتنش کاهش می‌یابد.

64

به همین ترتیب، هوش مصنوعی به‌عنوان یک «ذهن جمعی» برای پهپادهایی مانند XQ-58 یا Anduril Fury عمل می‌کند؛ پهپادهایی که امکان کنترل مستقیم با جوی‌استیک ندارند و باید کاملاً خودکار باشند. زمانی که خلبان در یک هواگرد مادر فرمانی مانند «این فضای هوایی را پاکسازی کن» صادر می‌کند، نرم‌افزار هوش مصنوعی در میان ۱۰ پهپاد به‌طور خودکار تصمیم‌گیری می‌کند که کدام پهپاد در ارتفاع بالا عمل کند، کدام در ارتفاع پایین و کدام نقش طعمه را بر عهده بگیرد، بدون اینکه خلبان نیاز به دخالت مستقیم داشته باشد.

سامانه Hivemind ساخت شرکت Shield AI تاکنون در نبردهای هوایی شبیه‌سازی‌شده توانسته خلبانان برتر را شکست دهد. این سیستم به GPS یا ارتباط با یک پایگاه وابسته نیست، بلکه با استفاده از حسگرها و پردازش لحظه‌ای، خود تصمیم‌گیری می‌کند. در همین حال، جنگنده F-35 نیز از هوش مصنوعی برای پیش‌بینی خرابی قطعات استفاده می‌کند؛ به‌طوری‌که پیش از وقوع نقص، قطعه جایگزین را سفارش داده و زمان تعمیر را برنامه‌ریزی می‌کند تا بیشترین آمادگی عملیاتی حفظ شود.

66

کاربرد یادگیری ماشین در جنگ الکترونیک شاید محرمانه‌ترین و حیاتی‌ترین حوزه استفاده از AI باشد. برای مثال، اگر یک جنگنده با سیگنال راداری ناشناخته (Zero Day) مواجه شود، سامانه‌های قدیمی فقط آن را «ناشناخته» نمایش می‌دادند. اما سیستم‌هایی مانند EPAWSS در جنگنده F-15EX با استفاده از هوش مصنوعی در عرض چند میلی‌ثانیه سیگنال را تحلیل کرده، نقاط ضعف آن را شناسایی می‌کنند و به‌صورت آنی یک سیگنال اخلالگر اختصاصی تولید می‌کنند؛ به‌عبارتی، در همان لحظه نبرد یاد می‌گیرند چگونه دشمن را کور کنند.

جنگ پهپادی: ورود «سفینه‌های مادر»

با ورود گسترده پهپادهای Loyal Wingman، مفهوم «سفینه مادر» شکل می‌گیرد؛ هواگردی سرنشین‌دار که به‌عنوان مرکز فرماندهی امن در ارتفاع بالا عمل می‌کند و دسته‌های پهپاد CCA را هدایت می‌کند. این دکترین بر پایه یک ساختار سه‌لایه است: در لایه اول، پلتفرم‌های بسیار پنهانکار مانند B-21 که در عمق خاک دشمن عمل می‌کنند؛ در لایه دوم، گره‌های تاکتیکی داده مانند F-47 و F-35 در خط مقدم؛ و در لایه سوم، هواپیماهای ترابری که پهپادها را در آسمان دشمن مستقر می‌کنند.

67

Anduril YFQ-44A Fury

در قالب برنامه Rapid Dragon، هواپیماهای ترابری معمولی مانند C-130 و C-17 به «سفینه‌های مادر»موقت برای شلیک موشک‌های دورایستا تبدیل شده‌اند. در نسخه پیشرفته‌تر این مفهوم، این هواپیماها پهپادهایی را که روی پالت قرار دارند، در حین پرواز رها می‌کنند. این روش علاوه‌بر صرفه‌جویی در سوخت و کاهش زمان در معرض خطر بودن پهپادها، یک هواپیمای ترابری را به پلتفرمی با قدرت آتش بیشتر از یک بمب‌افکن تبدیل می‌کند.

این مفهوم به لطف گذار از خلبان خودکار ساده به «خودمختاری در سطح مأموریت» ممکن شده است. این نرم‌افزار به‌عنوان یک «هم‌بال دیجیتال» عمل می‌کند که هدف کلی مأموریت را درک می‌کند، نه صرفاً دنبال کردن مسیر GPS. در آینده، پهپادها می‌توانند کیلومترها جلوتر از جنگنده‌های سرنشین‌دار حرکت کرده، نقش طعمه را ایفا کنند، سامانه‌های دشمن را مختل نموده یا اهداف را منهدم سازند، در حالی‌که کنترل کلی توسط هواگرد سرنشین‌دار انجام می‌شود.

بالستیک نسل بعد: موشک‌های هایپرسونیک

موشک‌های هایپرسونیک پرتاب‌شونده از هوا در حال تبدیل شدن از یک فناوری نوظهور به سلاح‌های کلیدی مرحله آغازین جنگ‌های پیشرفته هستند. این موشک‌ها با سرعتی بیش از ۵ ماخ حرکت می‌کنند و برخلاف موشک‌های بالستیک سنتی، در داخل جو مانور می‌دهند و مسیر نهایی آن‌ها غیرقابل پیش‌بینی است؛ ویژگی‌ که آن‌ها را به سلاحی تقریباً غیرقابل رهگیری تبدیل می‌کند.

69

وسیله‌های گلاید هایپرسونیک (HGV) با استفاده از یک بوستر راکتی به لایه‌های بالایی جو منتقل می‌شوند و سپس با سرعت بسیار بالا در جو، در هوا پرواز کرده و با استفاده از نیروی لیفت، مسیر خود را به سمت هدف تنظیم می‌کنند. در مقابل، موشک‌های کروز هایپرسونیک از موتورهای اسکرمجت استفاده می‌کنند که در سرعت‌های بسیار بالا فعالیت کرده و امکان پرواز در ارتفاع پایین و مسیر پایدارتر را فراهم می‌کنند؛ مسیری که شناسایی آن برای رادارهای زمینی دشوارتر است.

در حال حاضر شکافی در توانمندی هایپرسونیک وجود دارد، اما این فاصله به‌سرعت در حال کاهش است. چین با موشک DF-27 پیشتاز است که می‌تواند اهداف زمینی و دریایی را تا برد ۸,۰۰۰ کیلومتر هدف قرار دهد. روسیه نیز موشک ضدکشتی Zircon و وسیله گلایدری Avangard را توسعه داده که ادعا می‌شود به سرعت ۲۰ ماخ می‌رسد و در میدان نبرد نیز آزمایش شده است.

سلاح‌های انرژی هدایت‌شده: رقابت «جنگ ستارگان»

لیزرها به‌عنوان سامانه‌های دفاع نقطه‌ای برای مقابله با پهپادها و موشک‌ها در حال توسعه هستند. نسل جدید سلاح‌های انرژی هدایت‌شده (DEW) به مرحله‌ای از بلوغ فناوری رسیده که امکان استفاده عملیاتی از آن‌ها را فراهم کرده است. ارتش آمریکا دست‌کم ۱۶ سامانه لیزری عملیاتی در اختیار دارد؛ از جمله سیستم HELIOS با توان ۶۰ کیلووات که روی ناوشکن USS Preble نصب شده است.

70

در حالی‌که توان سیستم‌های فعلی بین ۱۰ تا ۶۰ کیلووات است، ارتش و نیروی دریایی آمریکا روی سامانه مشترک لیزری (JLWS) کار می‌کنند. این سلاح‌ها با استفاده از انرژی الکترومغناطیسی متمرکز، اهداف را با سرعت نور هدف قرار می‌دهند، مهمات نامحدود دارند و تقریباً بدون تأخیر عمل می‌کنند.

ابتکار «گنبد طلایی» با هدف توسعه لیزرهای ۳۰۰ کیلوواتی برای رهگیری موشک‌های کروز طراحی شده است. اسرائیل نیز سامانه ۱۰۰ کیلوواتی Iron Beam را عملیاتی کرده و هند در حال توسعه پاد لیزری برای نصب روی جنگنده‌ها است. در کنار لیزرها، سلاح‌های مایکروویو پرقدرت (HPM) با انتشار انرژی در یک گستره وسیع، می‌توانند به‌طور هم‌زمان چندین هدف را از طریق از کار انداختن مدارهای الکترونیکی، نابود کنند.

سامانه THOR نیروی هوایی آمریکا توانسته با از کار انداختن مدارهای داخلی، صدها پهپاد را به‌طور هم‌زمان ساقط کند. نیروی دریایی این کشور نیز قصد دارد در سال ۲۰۲۶ نمونه اولیه سیستم مایکروویو Meteor را روی یک شناور نصب کند؛ سیستمی که برای مقابله با دسته‌های متراکم پهپادی و موشک‌های ضدکشتی طراحی شده است.

منبع: روزیاتو

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید