پشت پرده برتری هوایی چین؛ چیزی که جنگندههای نسل پنجم را به پرواز درآورد
چین و هند همزمان توسعه موتورهای جنگنده را آغاز کردند اما با گذشت چند دهه به نتایج کاملا متفاوتی رسیدند. چین موتورهای سری WS-10 و WS-15 را روی جنگندههای بومی نسل پنجم خود (مانند J-20) عملیاتی کرده، در حالی که هند همچنان به موتورهای خارجی متکی است.
توسعه موتورهای توربوفن بومی، همواره یکی از پیچیدهترین، پرهزینهترین و استراتژیکترین قلههای فناوری نظامی بوده است. یکی از اصلیترین دلایل پیشتازی چین، رویکرد ساختاری در انتقال و جذب فناوری است.
بر اساس گزارش «eurasiantimes»، چین با مهندسی معکوس و ارتقای موتورهای شوروی/روسیه (مانند سری AL-31F و RD-93) شروع کرد. صنایع دفاعی چین ابتدا روی زیرسیستمها، آلیاژهای پیشرفته و ریختهگری پرههای توربین کار کردند و گام به گام به ساخت موتور کامل رسیدند.
در نقطه مقابل پروژه کاورینی در هند با هدف ارائه یک موتور توربوفن کاملاً جدید و قوی بدون اتکا به پایه فنی مطمئن آغاز شد. نبود تسهیلات آزمایشی پیشرفته (مانند آشیانههای تست ارتفاع بالا) سبب شد تا هر بار تست موتور مستلزم ارسال آن به مراکزی در روسیه باشد که فرایند را فوقالعاده کند میکرد.
در عین حال اختلاف چشمگیر سرمایه ملی اختصاصیافته به صنایع دفاعی، سرنوشت دو پروژه را به شکلی متفاوت رقم زد.
| شاخص مقایسهای | چین (پروژه WS-10/WS-15) | هند (پروژه Kaveri) |
| رویکرد بودجهای | تزریق دهها میلیارد دلار در اکوسیستم کامل | بودجه محدود و قطرهچکانی به پروژههای تحقیقاتی ایزوله |
| زنجیره تأمین داخلی | ایجاد اکوسیستم بومی | وابستگی شدید به قطعات و آلیاژهای وارداتی |
| تولید انبوه | سفارش و ساخت صدها فروند پیش از نهاییسازی کامل جهت اصلاح در خط تولید | لغو خریدهای اولیه به دلیل نرسیدن به استاندارد |
در چین، ارتش مجبور بود حتی نسخههای اولیه و نامطمئن موتور WS-10 را بپذیرد تا اصلاحات در طول خدمت عملیاتی انجام شود. این «تعهد به خرید و آزمایش عملیاتی» چرخه بازخورد مهندسی را بسیار سریع کرد.
در مقابل، نیروی هوایی هند (IAF) استانداردهای عملیاتی بسیار سختی تنظیم کرده بود و به دلیل عدم دستیابی موتور به رانش مورد نیاز (نیاز به ۸۳ کیلونیوتن و دستیابی به حدود ۷۰ کیلونیوتن)، حاضر به پذیرش آن روی جنگنده نشد. این مسئله منجر به خروج پروژه از اولویت خط اول دفاعی هند شد.
قلب پنهان موتورهای جت
ساخت پرههای توربین که بتوانند دمای بالای ۱۶۰۰ درجه سانتیگراد و نیروی گریز از مرکز شدید را تحمل کنند، نیازمند دانش آلیاژهای تککریستال (Single-crystal superalloys) و پوششهای سد حرارتی است.
چین سرمایهگذاری عظیمی در حوزه متالورژی سنگین انجام داد و توانست علم مواد خود را به سطح تجاری و نظامی برساند. هند در این حوزه دیرتر وارد شد و عدم دسترسی به آلیاژهای بومی تا سالها توسعه بخش داغ (Hot Section) موتور را با بنبست مواجه کرد.
در نهایت در حالی که چین اکنون در حال ارتقای موتورهای نسل پنجم خود است، هند رویکرد جدیدی در پیش گرفته و با همکارهای بینالمللی (مانند انتقال فناوری از GE آمریکا و همکاری با Safran فرانسه) تلاش میکند تا اکوسیستم موتورهای بومی برای برنامه AMCA (جنگنده نسل پنجم هند) را احیا کند.
منبع: خبرآنلاین