از نظر مغز، تنبلی کردن کی جایز است؟

از نظر مغز، تنبلی کردن کی جایز است؟

بررسی این موضوع که چطور بفهمیم که چه زمانی باید دست از تلاش کشید یا اصلاً تلاش نکرد، سوالی است که شاید ذهن خیلی از ما را به خود درگیر کرده باشد.

کد خبر : ۳۰۹۴۷۳
بازدید : ۴

همیشه به ما گفته‌اند که بهترین شرایط رسیدن به موفقیت این است که باید همیشه مشغول باشیم. این تبدیل به یک قانون نانوشته در فرهنگ دنیای امروز شده و مشغول بودن و مخصوصاً انجام چند کار هم‌زمان، نشانه باهوش بودن افراد به نظر می‌رسد.

در مقابل آن، بیکار نشستن، آن‌هم در شرایطی که دیگران مشغول انجام کارهای مفید هستند، باعث ایجاد این حس می‌شود که فردی که بیکار است، قطعا مشکل دارد. اما آیا واقعا این‌طور است؟ یا افراد پرکار و پرتلاش، مشکل دارند؟

تحلیل هزینه-فایده تلاش

در سال ۲۰۲۶ تیمی به سرپرستی ناتالی آندره، روان‌شناس و همکارانش در دانشگاه پواتیه، تحقیقی را انجام دادند تا به جواب این سؤال برسند که آیا باید تلاش کرد یا خیر؟ و از منظر علوم اعصاب محاسباتی به بررسی این موضوع پرداختند. به‌طورکلی، افراد و حیوانات عموماً بر اساس «اصل کمترین تلاش» رفتار می‌کنند؛ یعنی با فرض برابر بودن سایر شرایط، تمایل دارند که ساده‌ترین راه را برای به دست آوردن پاداش یا اجتناب از تنبیه پیدا کنند.

بااین‌وجود، همه تلاش‌ها یکسان نیستند. طبق گفته محققان، وقتی تلاش، نتیجه متناسبی به همراه داشته باشد، احتمالاً ارزش سرمایه‌گذاری را خواهد داشت و در این زمینه، مغز به ما کمک می‌کند تا دراین‌باره تصمیم‌گیری کنیم.

در حقیقت مغز با سبک و سنگین کردن هزینه‌های انجام یک تلاش و فواید آن، منابع را برای تلاش کردن تخصیص داده و تعادل پویای بدن یا استفاده بهینه از سیستم‌های بدن را حفظ می‌کند. افراد از طریق همین اصل تمام استاتیک، به سراغ وظایف چالش‌برانگیزی مثل ورزش‌های سنگین می‌روند؛ چرا که آن تلاش را آن‌قدر ارزشمند می‌دانند که برایش هزینه کنند.

حالا می‌خواهیم به این موضوع بپردازیم که مغز چطور این ماجرا را مدیریت می‌کند: طبق تحلیل «نظریه استنتاج فعال»، ارگانیسم‌ها تلاش می‌کنند تا ازنظر سود اطلاعاتی، بفهمند که آیا ارزش دارد انرژی را صرف فلان موضوع کنند یا خیر. اگر باور داشته باشید که تلاش در فلان زمینه، دانش باارزشی در اختیار شما قرار می‌دهد، به تلاش کردن ادامه می‌دهید؛ اما اگر چیزی از آن به دست نیاورید، به تلاش ادامه نخواهید داد.

در این مدل، افراد می‌خواهند از تلاش اضافه و بی‌فایده و هدر رفتن انرژی‌شان جلوگیری کنند. اگر بخواهیم یک مثال ملموس بزنیم، به این فکر کنید که شما حاضرید برای محصول یا خدمتی که فکر می‌کنید ارزشش را دارد، پول خرج کنید. این‌طور نیست که از پول خرج کردن اجتناب می‌کنید، بلکه فقط نمی‌خواهید پولتان را هدر دهید. یعنی اگر فکر کنید که صرف چنین هزینه‌ای، ارزشمند است، برایش هزینه و تلاش خواهید کرد.

هزینه‌های تلاش

این دیدگاه جدید در مورد تلاش کردن نشان می‌دهد که مردم فقط با صرف کمترین انرژی لازم برای رسیدن به خواسته‌هایشان، به تلاش ادامه نمی‌دهند؛ واقعیت این است که خودِ تلاش چیز بدی نیست؛ و فقط تلاشی که به نتیجه مطلوب منتهی نمی‌شود، آزاردهنده است.

روی باومیستر، روان‌شناس دانشگاه هاروارد و یکی از همکارانش، تلاش را به هشت هزینه اصلی تقسیم کردند که به شرح زیر است:

متابولیک: انرژی بدنی صرف‌شده

کنترل شناختی: میزان تفکر موردنیاز

زمان: زمان تخمینی برای اتمام کار

فشار زمانی: میزان سخت و دشوار بودن کار

خستگی جسمی و ذهنی: اینکه آیا کار باعث تخلیه انرژی خواهد شد

درد: اینکه آیا صدمه خواهد زد

ناامیدی: هزینه فرصتِ پرداختن به کار

خطرات و تهدیدها: اضطراب ناشی از کار

هرکدام از این هزینه‌ها می‌تواند ویژگی‌های عینی و ذهنی داشته باشد. شما می‌توانید جنبه‌های هزینه‌ای مثل زمان و انرژی بدنی را اندازه‌گیری کنید، اما جنبه‌های ذهنی صرفاً به ادراک شما بستگی دارد. بااین‌وجود، مغز به‌صورت مستمر، برآوردهای هزینه‌ای‌اش را انجام می‌دهد و اطلاعاتی را در اختیار شما می‌گذارد که گویای آن است که آیا باید تسلیم شوید یا به تلاش ادامه دهید.

مثلاً ورزش کردن را در نظر بگیرید؛ موضوع موردعلاقه در نظریه تخلیه ایگوی باومیستر. در این نظریه راه‌های پارادوکسیکالی توضیح داده شده که در آن افرادی که در دوی ماراتن شرکت می‌کنند، بلافاصله بعد از اتمام مسابقه، چیزی می‌نوشند. یعنی شما کار خوبی برای بدن خود انجام داده‌اید و این کار تمام منابع «ایگو» (منِ) شما را مصرف کرده و حالا وقت آن است که بدنتان را رها کنید و آزاد بگذارید.

اگر ورزش چیزی است که واقعاً از آن لذت می‌برید، هزینه‌اش ممکن است تلاش کمی به نظر برسد. درواقع، ورزش مجموعه‌ای از حالات عاطفی مثبت را به همراه دارد، تا زمانی که با شدتی که می‌توانید حفظ کنید (پیش از آنکه درد شروع شود) مطابقت داشته باشد.

همه این‌ها به این نتیجه منتهی می‌شود که تلاش ذاتاً و به‌خودی‌خود آزاردهنده نیست. تا زمانی که محاسبات مغز شما نشان دهد که فواید از هزینه‌ها بیشتر هستند، شما تمایل خواهید داشت تا از هر طریق ممکن، برای رسیدن به هدفتان پیش بروید. فرقی نمی‌کند که یک ورزشکار المپیکی باشید یا یک طرفدار جدول کلمات متقاطع؛ به هر ترتیب هر کاری که لازم باشد را انجام خواهید داد تا پاداش‌ها را به دست بیاورید.

دیدگاه جدید درباره تنبلی

حالا به سؤال اول بحث برمی‌گردیم؛ اینکه آیا بیکار بودن اساساً نشانه بدی است یا نه.

حالا می‌توان گفت که انجام کارها یا انجام هم‌زمان چند کار، زمانی درست است که پاداش‌ها از هزینه‌ها بیشتر باشند. اما اگر خبری از سود و فایده نباشد، شما می‌توانید انرژی‌تان را تا زمانی که چیز باارزشی از راه برسد حفظ کنید. به‌اصطلاح اگر در حال حاضر چیز خاصی نمی‌خواهید، انرژی‌تان را در بانک می‌گذارید تا هر زمان که خواستید مقداری انرژی برای مصرف کردن داشته باشید.

شاید بعضی از این موارد برای شما واضح به نظر برسد، اما نکته جالب این مقاله اینجاست که محققان توانستند تحلیلشان را بر یافته‌های حاصل از گنجینه‌ای از مطالعات قبلی روی نوزادان و کودکان اعمال کنند.

این مطالعات نشان می‌دهند که حتی در اوایل زندگی، ما تلاش را به‌عنوان یک‌چیز آزاردهنده در نظر نمی‌گیریم. در یکی از این مطالعات، کودکان ۶ ساله بعد از به پایان رساندن یک کار سخت و دشوار، بیشتر از اتمام یک کار آسان لبخند زدند. درعین‌حال بعد از انجام یک کار جدید، لبخندهای بزرگ‌تری نسبت به زمانی که یک کار تکراری (و با تلاش کمتر) انجام می‌دادند، داشتند. طبق جمع‌بندی محققان: «این یافته‌ها به زیبایی نشان می‌دهند که لذت به‌جای خود تلاش، حاصل اطلاعات به‌دست‌آمده است.» درعین‌حال آن‌ها معتقدند که بازیِ همراه با تلاش، یک عنصر اساسی برای روابط سالم است.

تنبلی، یا اجتناب از تلاش، ذاتاً بد یا خوب نیست. همه‌چیز به تحلیل هزینه-فایده‌ای بستگی دارد که افراد هنگام انتخاب و تصمیم‌گیری انجام می‌دهند. این صرفه‌جویی بهینه انرژی است که بسیار انطباقی است و افراط در این زمینه ممکن است باعث بروز مشکلات متعددی شود. اگر شما هیچ‌وقت تلاش نکنید، این موضوع ممکن است به مشکلات انطباقی منتهی شود.

خلاصه اینکه، دانستن زمانِ تنبلی کردن و زمانِ تمام‌قد تلاش کردن، می‌تواند روش مؤثری برای استفاده از منابع شما باشد. مدیریت تلاش راه مهمی برای اطمینان از این است که انرژی‌تان مثل پولِ داخل بانک، برای پیگیری آنچه بیشتر از همه برایتان رضایت‌بخش است، در دسترس خواهد بود.

منبع: خبرآنلاین

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید