«کوچکترین دایناسورها» چه اندازهای داشتند و چرا کوچکتر نبودند؟
دایناسورها معمولاً با جثههای عظیمشان شناخته میشوند؛ از تیرانوسوروس غولپیکر گرفته تا آپاتوسوروسهای چند ده تنی. اما پژوهشی تازه نشان میدهد یکی از بزرگترین رازهای تکامل دایناسورها این نیست که چرا برخی از آنها به اندازههای بسیار بزرگ رسیدند، بلکه این است که چرا کوچکترین دایناسورها هرگز واقعاً کوچک نشدند.
فرادید| پژوهشگران موزه تاریخ طبیعی آمریکا و دانشگاه پرینستون با استفاده از مدلهای ریاضی برای بررسی روند تغییر اندازه بدن در مهرهداران دریافتند که عوامل مربوط به سوختوساز و فیزیولوژی میتوانند اندازه بدن پستانداران، پرندگان و لاکپشتها را توضیح دهند، اما نمیتوانند دلیل بزرگ ماندن کوچکترین دایناسورهای غیرپرنده را در طول تاریخ تکامل مشخص کنند. یافتهها نشان میدهد که احتمالاً رقابت با پستانداران کوچک نخستین مانع از آن شده است که دایناسورها به اندازههایی مانند موشها یا گنجشکها برسند؛ اندازههایی که امروزه در میان مهرهداران بسیار رایج است.
به گزارش فرادید؛ راجر بنسون، یکی از نویسندگان پژوهش، میگوید: «همه دایناسورهای غولپیکر را دوست دارند، اما ما تصمیم گرفتیم سوی دیگر این مقیاس را بررسی کنیم. نبود دایناسورهای بسیار کوچک شاید به اندازه وجود دایناسورهای عظیم جالب باشد. ما میدانستیم که دایناسورها پیش از انقراض پایان دوره کرتاسه، مانع بزرگ شدن پستانداران شدند؛ اما اکنون پیشنهاد میکنیم که پستانداران نیز در مقابل، مانع کوچک شدن دایناسورها شدند».
بزرگترین دایناسورها بیش از ۸۰ تن وزن داشتند، اما کوچکترین دایناسورهای غیرپرنده شناختهشده حدود ۴۵۰ گرم وزن داشتند؛ یعنی تقریباً به اندازه یک خرگوش بزرگ. این اندازه بیش از ۲۰۰ برابر بزرگتر از کوچکترین پرنده جهان یعنی مرغ مگسخوار زنبوری و کوچکترین پستاندار جهان یعنی حشرهخوار اتروسکی است که هر دو تنها حدود ۱.۸ گرم وزن دارند. کوچکترین مارمولک شناختهشده نیز تنها حدود ۰.۱۵ گرم وزن دارد.

یکی از کوچکترین دایناسورهای شناختهشده، میکروراپتور، حدود ۴۵۰ گرم وزن داشت.
شکاف عجیب در اندازههای کوچک
حدود ۷۵ درصد از گونههای زنده پستانداران و ۹۰ درصد از گونههای زنده پرندگان، از کوچکترین دایناسورهای غیرپرنده نیز کوچکتر هستند.
استفانی لخکی، نویسنده اصلی پژوهش، میگوید: «جانوران کوچک بخش بزرگی از زیستبومهای امروزی را تشکیل میدهند. اگر بخواهیم بفهمیم تنوع زیستی امروز چگونه شکل گرفته است، باید بدانیم چرا دایناسورهای بسیار کوچک ظاهراً وجود نداشتند».
یک توضیح احتمالی این است که شاید دانشمندان هنوز فسیلهای دایناسورهای کوچک را پیدا نکردهاند؛ زیرا جانوران کوچکتر کمتر فسیل میشوند و استخوانهای ظریف آنها راحتتر از بین میرود. اما پژوهشگران این احتمال را بعید میدانند، زیرا بسیاری از محلهای فسیلی که دایناسورها را حفظ کردهاند، همزمان بقایای جانوران بسیار کوچکتر مانند پستانداران، مارمولکها و دوزیستان را نیز در خود دارند. اگر دایناسورهایی به اندازه موش وجود داشتند، انتظار میرفت دستکم تعدادی از آنها در کنار این جانوران کوچک پیدا شوند.
در عوض، شواهد فسیلی نشان میدهد دایناسورهای غیرپرنده بسیار کوچک یا بسیار کمیاب بودهاند یا شاید اصلاً وجود نداشتهاند.
جایی که فیزیولوژی نمیتواند اندازه را توضیح دهد
برای یافتن علت این موضوع، پژوهشگران از مدلهای ریاضی استفاده کردند که پیشبینی میکنند انتخاب طبیعی چگونه اندازه بدن جانوران را بر اساس توانایی دریافت انرژی و تولیدمثل تغییر میدهد. این مدلها بر این فرض استوارند که جانوران باید به اندازهای تکامل پیدا کنند که بتوانند انرژی را به مؤثرترین شکل برای تولید نسل جدید مصرف کنند.
این روش توانست اندازههای مشاهدهشده در پستانداران، پرندگان و لاکپشتها را بهخوبی پیشبینی کند، اما درباره مارها، مارمولکها و کروکودیلها موفق نبود. همچنین حتی با در نظر گرفتن طیف گستردهای از ویژگیهای فیزیولوژیک، این مدلها نتوانستند توضیح دهند چرا بیشتر دایناسورهای غیرپرنده بسیار بزرگتر از حد انتظار باقی ماندند.
نتایج پژوهش نشان میدهد که فیزیولوژی بهتنهایی نمیتواند اندازه بدن دایناسورها را توضیح دهد. به احتمال زیاد عوامل زیستمحیطی مانند رقابت میان گونهها، شکار شدن و وجود یا نبود جایگاههای مناسب در طبیعت نقش مهمی در محدود کردن کوچک شدن دایناسورهای غیرپرنده داشتهاند.